ارزیابی اثر مدیریت دانش در خلق استراتژی رقابتی تمایز از مجرای زنجیره ارزش فعالیتهای سازمان
دوره 1، پاییز و زمستان 1388، اسفند 1388، صفحه 1-20
https://doi.org/10.22067/pmt.v1i2.2881
قاسم انصاری رنانی، محمد قاسمی نامقی
چکیده هدف تحقیق ارزیابی اثر مدیریت دانش در خلق استراتژی رقابتی تمایز از مجرای زنجیره ارزش فعالیتهای سازمانی است. این مقاله بر اساس یافتههای تحقیق میدانی در شرکتهای فعال در زمینه صنعت نرم افزار شکل گرفته است. برای تدوین چارچوب نظری مدل تحقیق ادبیات و پیشینه تحقیق بررسی و مدل زنجیره ارزش فعالیتهای سازمان مبنای ارزیابی اثر مدیریت دانش بر فرآیندهای سازمانی قرار گرفت. در این تحقیق پس از انجام مطالعات کتابخانه ای و اجرای مصاحبههای اکتشافی، مؤلفههای اثرگذار مدیریت دانش بر بخشهای مختلف سازمانی استخراج؛ و از طریق تحقیق زمینه یابی و ابزار پرسشنامه مورد ارزیابی قرار گرفتند. سپس با استفاده از پرسشنامه هر کدام از مؤلفههای تحقیق مانند فرآیندهای مدیریت دانش، نوآوری(فردی ،گروهی و سازمانی)، مهارتهای تخصصی کارکنان و رضایت مشتریان مورد سنجش قرار گرفتند. از مدل معادلات ساختاری و نرم افزاریLISREL جهت بررسی روابط میان مؤلفهها استفاده شد و در پایان صحت روابط مؤلفهها در مدل مفهومی مورد تأیید قرار گرفت.
تحلیل نگرش های شغلی کارکنان سازمان های دولتی تبیین جو سکوت سازمانی و رفتار سکوت سازمانی
دوره 2، بهار و تابستان 1389، شهریور 1389، صفحه 1-19
https://doi.org/10.22067/pmt.v2i3.4253
حسن دانایی فرد، بلال پناهی
چکیده بی تردید سرمایه داری دانش سازمانی، رمز ماندگاری در دنیای بسیار رقابتی است. مأخذ تولید دانش تالارهای گفتمان سازمانی است که در خود گفتمانهای متعدد و در عین حال متفاوت جای داده است. اگر بر افواه سازمانی مُهر سکوت زده شود اذهان کارکنان که موتور مولد دانش سازمانی هستند فسیل خواهند شد. وقتی کارکنان، به عنوان سرمایه استراتژیک سازمان، سکوت میکنند مدیریت باید خطر بزرگ مدیریتی خود را حس کند. این تحقیق از نوع توصیفی است که یازده فرضیه اصلی داشت که برای بررسی این فرضیات از پرسشنامه استانداردی که شامل 28 سؤال بود، استفاده گردید. در این پژوهش با تبیین مفهوم سکوت سازمانی و رفتار سکوت، روابط تجربی آزمون شده بین فضای سکوت و رفتار سکوت در تعامل با نگرش شغلی کارکنان در بخش دولتی مورد بحث قرار گرفت. تحلیل و بررسی بر روی داده های بهدست آمده از 280 نفر از کارکنان سازمان های دولتی انجام گرفت. این دادهها توسط نرم افزار SPSS و توسط آزمون های همبستگی و آزمون تحلیل مسیر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد بین ابعاد جو سکوت (نگرش مدیریت عالی به سکوت، نگرش سرپرستان به سکوت و فرصت های ارتباطاتی) و نگرش های شغلی کارکنان با رفتار سکوت کارکنان، رابطه معنی داری وجود دارد؛ به طوری که بین نگرش مدیریت عالی و نگرش سرپرستان با رفتار سکوت کارکنان یک همبستگی مثبت نسبتاً شدیدی وجود دارد و بین فرصت های ارتباطاتی و نگرش های شغلی کارکنان با رفتار سکوت کارکنان، همبستگی منفی نسبتاً شدیدی است.
تحلیل روابط بین عوامل مؤثر بر مؤلفه های رقابت پذیری با استفاده از تکنیک همبستگی کانونی (مورد مطالعه: واحدهای ستادی شرکت های بیمه شهر تهران)
دوره 4، بهار و تابستان 1391، شهریور 1391، صفحه 1-20
https://doi.org/10.22067/pmt.v4i7.19463
محمدرضا عباسی، محمد محمودی میمند، محمدتقی امینی، حسین رحیمی کلور
چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی همبستگی کانونی موجود بین عوامل مؤثر، یعنی متغیر های X شامل عوامل محیطی، عوامل درون سازمانی و عوامل ایجاد ارزش ادراکی بر مؤلفه های رقابت پذیری، یعنی متغیر های Y شامل عملکرد بنگاه در قبال بازار، در قبال مشتریان و عملکرد درونی بنگاه در شهر تهران جهت تعیین هم تغییری بین دو مجموعه متغیر انجام گرفته است تا اولاً به طور همزمان الگوهای مناسب روابط بین مجموعه متغیرهای کانونی عوامل مؤثر بر مؤلفه های رقابت پذیری تعیین شود؛ ثانیاً امکان استفاده از ضریب همبستگی کانونی برای ارائه روش پیش بینی تغییر وضعیت رقابت پذیری فراهم گردد. به این منظور با استفاده از روش پیمایشی و ابزار پرسشنامه در سطح شرکت های بیمه شهر تهران به شیوة نمونهگیری تصادفی ساده روی 138 نفر از خبرگان بیمه، اطلاعات لازم گردآوری شد و پس از انجام اندازه گیری های مربوطه، نتایج با نرم افزارهای Lisrel8.5 ، Statistica 8 و SAS 9.1 مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. نتایج حاصل از تجزیه همبستگی کانونی(CCA) نشان داد که ترکیب خطی مناسبی بین مجموعه متغیرهای کانونی عوامل مؤثر بر رقابت پذیری و مؤلفه های رقابت پذیری وجود دارد و زمانی که به ترتیب عوامل ایجاد ارزش ادراکی، عوامل درون سازمانی و عوامل محیطی افزایش می یابند، میزان عملکرد بنگاه در نزد مشتریان، عملکرد بنگاه در بازار و عملکرد درونی بنگاه افزایش می یابد. همچنین عوامل ایجاد ارزش ادراکی و عملکرد بنگاه در نزد مشتریان در مقایسه با سایر متغیرهای کانونی، بیشترین نقش را در ایجاد اولین ضریب همبستگی کانونی داشته اند.
تبیین پیشآیندهای تعلقخاطر کاری با استفاده از طرح پژوهش ترکیبی
دوره 5، پائیز و زمستان1392، آذر 1392، صفحه 1-24
https://doi.org/10.22067/pmt.v5i10.34888
احمد عیسیخانی، علی اصغر فانی، حسن دانایی فرد
چکیده ادبیات پژوهش در حوزه تعلقخاطر کاری، در طی یک دهه گذشته در سیطره ی روشهای کمّی قرار داشته است. این مقاله به بررسی پیشآیندهای تعلقخاطر کاری با استفاده از پژوهش ترکیبی (ترتیبی- تبیینی) میپردازد. در این نوع پژوهش جمعآوری و تحلیل دادههای کمّی و کیفی در یک مطالعه ی واحد در دو مرحله ی جداگانه انجام میشود. در این مقاله، با مطالعه ی ادبیات پژوهش، متغیرهای پژوهش شناسایی شده و نتیجه در قالب مدل مفهومی ارائه شده است. دادههای تحقیق از بین 358 نفر از کارشناسان یک گروه صنعتی (مشتمل بر شرکت اصلی و شش شرکت تابعه) با استفاده از پرسشنامه جمعآوری شده است. مدل مفهومی تحقیق با استفاده از دادههای جمعآوری شده از طریق پرسشنامه و همچنین بهرهگیری از فنون آمار توصیفی، استنباطی و مدلسازی معادلات ساختاری مورد تحلیل قرار گرفتهاند. به منظور تبیین بیشتر و بهتر نتایج و آشکار شدن موارد مغفول در فاز کمّی، 18 مصاحبه عمیق انجام شده است. در پایان، تلفیق نتایج بخش کمّی و کیفی به درک بهتر مساله پژوهش و تعمیق یافتههای آن منجر شده است. نتایج و یافتههای پژوهش نشان داد استقلال و آزادی عمل، حمایت اجتماعی، مربیگری سرپرستی، بازخورد عملکرد، و فرصتهای رشد یادگیری، ویژگیهای شغلی، عدالت سازمانی، تناسب شغل با شاغل، قدردانی و قدرشناسی، مشارکت، شایستگی، حمایت سرپرستی و حمایت همکاران از جمله منابع شغلی تاثیرگذار بر تعلقخاطر هستند. منابع شخصی مانند: تعهد و مسئولیتپذیری، تاب آوری، خودبسندگی، وظیفهشناسی، حرفهای گرایی و پیشقدم، تاثیر بسزایی در تعلقخاطر کاری کارکنان دارند.
فهم استراتژیهای کارکنان برای تخریب مدیران در سازمانهای دولتی
دوره 8، بهار و تابستان 1395، شهریور 1395، صفحه 1-15
https://doi.org/10.22067/pmt.v8i15.53739
حسن دانایی فرد، زینت داوودیان، هانیه احمدی
چکیده نوع انگیزشهای رفتاری در سازمانهای دولتی، با توجه به جنس اینگونه سازمانها و تفاوتشان با سازمانهای خصوصی و غیر دولتی، بسیار متفاوت است. وجود فرصتهای برابر برای انتصابها، رقابت بر سر قدرت سازمانی و کسب مدارج بالا در سازمان، نوع فرهنگ و ساختار سازمانهای دولتی، رفتارهای متنوعی را سبب میشود. با توجه به شرایط یادشده، انتظار بر این است که همه رفتارهای صورت گرفته توسط کارمندان، سالم و معقولانه نباشند. احتمالاً چنانچه از منظر عقلانیت به این موضوع نگریسته شود، از نظر کسانی که اینگونه رفتارها را انجام میدهند، رفتارها کاملاً عقلایی، با برنامهریزی و در صدد نیل به اهداف خاصی صورت میگیرند. در پژوهش حاضر، با انجام مطالعات میدانی و بررسی سازمانهای دولتی، به دنبال شناسایی رفتارهایی هستیم که به هدف تخریب مدیران دولتی در سازمانهای دولتی انجام میشوند و در این مقاله از آنها بهعنوان استراتژیهای تخریب تعبیر میشود. هدف این پژوهش چرایی بروز اینگونه رفتارها در سازمانهای مذکور نیست بلکه هدف شناسایی و دستهبندی این استراتژیها با استفاده از پژوهش ترکیبی، یعنی ترکیبی از مصاحبه باز (کیفی) و پرسشنامه (کمّی) است. تا با آگاه نمودن مدیران از وجود چنین رفتارهایی، در پی کاهش اینگونه رفتارها و درنتیجه افزایش سلامت سازمان خود باشند. استراتژیهای اصلی به دست آمده به ترتیب اولویت عبارتند از: ابزارهای مدیریتی، ابزارهای ارتباطی کلامی، ابزارهای سیاسی، ابزارهای دینی- مذهبی، ابزارهای شخصیتی، ابزارهای کاری، ابزارهای عملکردی، ابزارهای عاطفی- روانی.
اثر اقدامات مدیریت منابع انسانی بر ابعاد سرمایه اجتماعی و عملکرد راهبردی شرکتهای کوچک و متوسط
دوره 9، پائیز و زمستان1396، شهریور 1396، صفحه 1-23
https://doi.org/10.22067/pmt.v9i18.58075
حسین رحمان سرشت، بهرام جبارزاده کرباسی
چکیده در شرایط متلاطم فعلی، استفاده مناسب از تمامی سرمایهها، بهویژه سرمایه انسانی، عامل موفقیت کسبوکارهاست و مدیریت منابع انسانی رویکردی راهبردی است نسبت به جذب، توسعه، مدیریت، ایجاد انگیزش و دستیابی به تعهد منابع کلیدی سازمان. در صورت اجرای موفقیتآمیز اقدامات منابع انسانی، میتوان انتظار داشت که سرمایه اجتماعی ایجادشده، منافع راهبردی بلندمدت برای سازمان به همراه داشته باشد. با توجه به این مسئله، هدف مطالعه حاضر بررسی اثر اقدامات مدیریت منابع انسانی بر ابعاد سرمایه اجتماعی و عملکرد راهبردی شرکتهای کوچک و متوسط است. این تحقیق ازلحاظ هدف از نوع کاربردی است، اما به لحاظ روش انجام کار از نوع تحقیق توصیفی-پیمایشی است. نمونه آماری این تحقیق شامل 306 نفر از کارکنان شرکتهای کوچک و متوسط شهرک صنعتی کرمان است. در این پژوهش برای جمعآوری اطلاعات از پرسشنامه استفاده شد که پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ 0.97 به دست آمد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که اقدامات منابع انسانی اثری مثبت و معنادار بر ابعاد ارتباطی، ساختاری و شناختی سرمایه اجتماعی و نیز عملکرد راهبردی دارد. از طرفی در این مطالعه مشخص شد که از بین ابعاد سرمایه اجتماعی تنها بعد شناختی آن بر عملکرد راهبردی اثرگذار است.
اثر رهبری توزیعی و سرمایۀ روانشناختی بر تعهد به تغییر با میانجیگری خودکارآمدی تغییر
دوره 10، پائیز و زمستان1397، اسفند 1397، صفحه 1-20
https://doi.org/10.22067/pmt.v10i2.65055
عادل زاهد بابلان، غفار کریمیان پور
چکیده این پژوهش با هدف بررسی رابطه بین رهبری توزیعی و سرمایۀ روانشناختی با تعهد به تغییر با میانجیگری خودکارآمدی تغییر در کارکنان دانشگاه محقق اردبیلی انجام شد. پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی از نوع همبستگی به روش معادلات ساختاری است. جامعه آماری پژوهش کلیۀ کارکنان دانشگاه محقق اردبیلی بودند که با توجه به جدول مورگان و با استفاده از روش نمونهگیری در دسترس، نمونهای به حجم 180 نفر انتخاب شد. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامه رهبری توزیعی ایلمور (2000)، سرمایۀ روانشناختی لوتانز و همکاران (2007)، خودکارآمدی تغییر چن و همکاران (2001) و تعهد به تغییر تعهد مایرز و هرسکوتیچ (2002) استفاده شد. برای تجزیهوتحلیل دادهها از نرمافزار SPSS و روشهای آمار توصیفی (میانگین و انحراف استاندارد) و روشهای آمار استنباطی (ضریب همبستگی پیرسون و آزمون کولموگروف اسمیرنوف) و نرمافزار LISREL استفاده شد. نتایج تجزیهوتحلیل دادهها نشان داد که رهبری توزیعی با ضریب بتای (18/0) و سرمایۀ روانشناختی با ضریب بتای (71/0) بر خودکارآمدی تغییر اثر مثبت و مستقیم دارند و خودکارآمدی تغییر با ضریب بتای (47/0) بر تعهد به تغییر کارکنان اثر مثبت و مستقیم دارند. همچنین نقش واسطۀ خودکارآمدی تغییر در رابطه بین رهبری توزیعی و هم سرمایۀ روانشناختی با تعهد به تغییر معنیدار بود.
تأثیر مهارت های سیاسی بر ارتباط گریزی سازمانی از طریق نقش واسطه عزت نفس
دوره 10، بهار و تابستان 1397، شهریور 1397، صفحه 1-20
https://doi.org/10.22067/pmt.v9i1.51137
محمد یزدانی زیارت، عباسعلی رستگار
چکیده امروزه سازمانهای موفق به کارکنانی نیاز دارند که توانایی ارتباطی بالایی داشته باشند. وجود عزت نفس و به ویژه مجهز بودن به مهارتهای سیاسی در مجموعه های سازمانی می تواند در بهبود ارتباطات بین فردی موثر واقع شود. هدف تحقیق حاضر تبیین آماری بین روابط این متغیرهای سه گانه است. روش تحقیق، کاربردی و از نوع توصیفی- همبستگی است و ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه است. جامعه آماری تحقیق تمامی کارکنان استانداری خراسان شمالی میباشند، که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده نمونه آماری از بین آنها انتخاب شده است. برای آزمون فرضیهها از روشهای همبستگی پیرسون، تحلیل رگرسیون خطی ساده و چندگانه و نیز مقایسه میانگین یک جامعه آماری استفاده شده است. نتایج این تحقیق حاکی از تأثیر مثبت و معنادار مهارتهای سیاسی بر عزت نفس، و تأثیر منفی و معنادار مهارتهای سیاسی و عزت نفس بر ارتباط گریزی سازمانی است. همچنین، نقش عزت نفس به عنوان متغیر واسط، مورد تأیید قرار گرفت. با توجه به نتایج این تحقیق، پیشنهاد میشود مدیران و کارکنان، مهارتهای سیاسی و عوامل مؤثر بر توسعه عزت نفس را شناسایی کنند و در جهت کسب و عملی نمودن آنها در جهت کاهش ارتباطگریزی سازمانی گام بردارند.
برازش مدل اثر اشاعه فرهنگ مدیریت اشتباه بر کیفیت زندگی کاری و توانمندسازی روانشناختی کارکنان
دوره 11، پائیز و زمستان 1398، اسفند 1398، صفحه 1-28
https://doi.org/10.22067/pmt.v11i2.67395
علیرضا امینی، فرزانه ابراهیمی قمصری
چکیده از آنجاییکه مشاغل کنونی بهقدری پیچیدهاند که بروز اشتباه در آنها اجتنابناپذیر است، اهمیت فهم یادگیری از اشتباههای سازمانی نیازی است دوچندان شده است. پژوهش حاضر با تأکید بر کیفیت زندگی کاری و توانمندسازی روانشناختی کارکنان به بررسی اثر اشاعه فرهنگ مدیریت اشتباه بر آنها پرداخته است. جهت بررسی این اثرات در این پژوهش از روش تحلیلی – پیمایشی استفاده شده است. از جامعه آماری کلیه کارکنان برنامهساز معاونت صدای سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران تعداد 200 نفر بهعنوان نمونه بر اساس دسترسی حضورشان انتخاب شد. سپس پرسشنامهای جهت جمعآوری دادههای پژوهش تنظیم شد و دادههای حاصل با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری مورد آزمون قرار داده است. نتایج حاکی از آن است که فرهنگ مدیریت اشتباه بر توانمندسازی روانشناختی برنامهساز حوزه معاونت صدا تأثیر مثبت مستقیم داشته، ضمن اینکه کیفیت زندگی کاری آنها بر این رابطه اثر میانجی نیز دارد.
پدیدارشناسی ماهیت فرصتهای کارآفرینانه مبتنی بر تجارب زیستۀ کارآفرینان در کسبوکارهای حوزه سلامت کشور
دوره 11، بهار و تابستان 1398، شهریور 1398، صفحه 1-26
https://doi.org/10.22067/pmt.v11i1.67028
روزا مهرابی، جهانگیر یدالهی فارسی، کامبیز طالبی
چکیده هدف از پژوهش حاضر پر کردن شکاف بنیادی در باب دوگانگی ماهیت فرصت در مبانی نظری کارآفرینی و ارائه یک تفسیر پدیدارشناسانه از ماهیت فرصتهای کارآفرینانه مبتنی بر تجارب زیستۀ کارآفرینان حوزه سلامت کشور است. روششناسی پژوهش پدیدارشناسی هرمنوتیک است. نمونه مورد بررسی متشکل از سیزده کارآفرین در حوزههای دارویی، تجهیزات پزشکی، زیستفناوری پزشکی، سلامت هوشمند و سه سیاستگذار حوزه سلامت کشور است. روش گردآوری دادهها مصاحبههای عمیق و نیمهساختاریافته و روش تحلیل دادهها رویکرد تحلیلی پدیدارشناسانه تفسیری است. یافتههای پژوهش از ماهیت بینالاذهانیِ دربردارنده ابعاد درونزا، برونزا و تعاملی فرصتهای کارآفرینانه منبعث از تجربه زیسته کارآفرینان در زیستبوم کارآفرینی سلامت کشور حکایت دارد که در پنج حوزه شامل پیشساختارهای ادراکی فرد، توانمندسازهای کلان محیطی، توانمندسازهای خرد محیطی، کنش و تعاملات برگرفته از توانمندسازهای بیرونی و کنش و تعاملات مبنی بر پیشساختارهای ادراکی تفسیر شده است. یافتههای پژوهش میتواند راهگشای کارآفرینان خبره، بالقوه و نوپای عرصه سلامت در حوزه تداوم نوآوری، برتری رقابتی و موفقیت در عرصه ملی و بینالمللی گردد. همچنین نهادهای دولتی و خصوصی متولی امر سلامت کشور را در تبیین الزامات پیش روی کشور در بُعد توسعه سلامت یاری رساند.
توسعه الگوی جامعهپذیری سازمانی در نظام بانکی ایران
دوره 12، بهار و تابستان 1399، شهریور 1399، صفحه 1-22
https://doi.org/10.22067/pmt.v12i1.85250
سید رضا سید جوادین، فرشته امین، عباسعلی رستگار، سعید رئوفی
چکیده پژوهش حاضر با هدف دستیابی به نظریهای در حوزه جامعهپذیری سازمانی در نظام بانکی ایران با استفاده از روش نظریهپردازی داده بنیاد صورت گرفته است. اهمیت پرداختن به موضوع جامعهپذیری سازمانی از آن رو است که با ارتقاء سازگاری کارکنان در سازمان و کسب مهارتهای فنی و کارکردی مناسب، ضمن کارآمدشدن سازمان، کارکنان رضایت بیشتری را تجربه مینمایند. برای استخراج مؤلفههای اصلی و تأثیرگذار بر جامعهپذیری کارکنان از مصاحبه نیمه ساختار یافته استفاده شده است و با 19 نفر از متخصصان حوزه منابع انسانی در نظام بانکی در سطح شهر تهران، با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند، مصاحبه عمیق به عمل آمد. در این پژوهش با استفاده از روش داده بنیاد، در مرحله کدگذاری باز، 49 مفهوم و 19 مقوله استخراج شد. یافتههای پژوهش نشان داد که برای رسیدن به یک مدل توسعه یافته از جامعهپذیری سازمانی در نظام بانکی ایران، باید آن را به عنوان یک فرایند مستمر و مداوم در نظر گرفت تا از رهگذر حمایت گری مدیران ارشد، مسئولیتپذیری اجتماعی و فرهنگسازمانی جامعه پذیر، ارزشها و هنجارها و نقشهای مورد انتظار از فرد بهطور شفاف و مشخص، منتقل گردد.
ادراک مدیران در بداهه سازی تصمیمات برای خروج از بحران
دوره 2، پاییز و زمستان 1389، آذر 1389، صفحه 1-24
https://doi.org/10.22067/pmt.v2i4.9076
رحمان سرشت، هانیه آرزمجو
چکیده وقوع بحران در هر سازمانی اجتناب ناپذیر است. در شرایط بحرانی از الگوهای عقلایی تصمیم گیری نمیتوان بهره برد. استفاده از بداهه سازی تصمیمات می تواند راه حلی برای خروج از بحران و مکملی برای نظام های از پیش تعریف شده باشد. این پژوهش به بررسی ادراک مدیران از شرایط می پردازد و اینکه تصمیمات سازمانی متأثر از ادراک و تفسیر مدیر از شرایط محیطی و دورنی سازمان است. جامعه آماری این پژوهش، مدیران شرکت های سرویس دهنده خدمات اینترنتی است که به دلیل قطعی شبکه و به تبع آن نارضایتی گسترده مشتریان با بحران مواجه می شوند. اطلاعات و داده های پژوهش از طریق پرسشنامه و مصاحبه بسته استخراج شده است. برای تحلیل داده های پیوسته از ضریب همبستگی پیرسون و در تحلیل داده های گسسته و اسمی از جداول توافقی و آزمون فیشر استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد بداهه سازی تصمیمات می تواند سبب رفع قابل قبول بحران شود و در حالتی که مدیر، شرایط محیطی را پیچیده و گسترده تصور کند، تمایلش به اتخاذ تصمیمات بداهه و میزان تصمیمات بداهه موفق او افزایش می یابد. به علاوه، زمانی که مدیر ساختار و استراتژی سازمان را منعطف بداند و دید مثبتی از جریان اطلاعات در سازمان داشته باشد، بیشتر به سمت تصمیم گیری بداهه گرایش داشته و تصمیمات بداهه موفق تری نیز اتخاذ خواهد کرد.
رسالت حرفهای و بازآفرینی شغل: نقش تعدیلگر اشتیاق شغلی
دوره 12، پائیز و زمستان1399، اسفند 1399، صفحه 1-20
https://doi.org/10.22067/pmt.v12i2.84944
الهام ابراهیمی
چکیده
رسالت حرفهای بهعنوان یک جهتگیری فعالانه و دیدگاهی متعالی نسبت به شغل، مفهومی است که بهتازگی وارد ادبیات حوزه مدیریت منابع انسانی و رفتار سازمانی شده است. این جهتگیری مصادیق رفتاری و ادراکی ویژهای برای شغل در پی دارد. در پژوهش حاضر تأثیرپذیری مفهوم بازآفرینی شغل بهعنوان یکی از این مصادیق موردبررسی قرار گرفته است. بهعلاوه در این رابطه نقش تعدیلگر اشتیاق شغلی نیز آزمون شد. نمونه آماری تحقیق از میان اعضای هیئتعلمی پنج دانشگاه برتر ایران در سال ۱۳۹۸ انتخاب شدند و از روش مدلسازی معادلات ساختاری و نرمافزار PLS برای آزمون فرضیات تحقیق استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد رسالت حرفهای بر ابعاد سهگانه بازآفرینی شغل اثر معناداری دارد. بهعلاوه، نقش تعدیلگر اشتیاق شغلی در رابطه میان رسالت حرفهای با بازآفرینی رابطهای و شناختی تأیید شد؛ اما این متغیر تعدیلگرمعناداری برای رابطه میان رسالت حرفهای و بازآفرینی وظیفهای نبود. درنهایت پیشنهادهای پژوهشی و کاربردی تحقیق برای سازمانهای دانشی مانند دانشگاهها و پژوهشگاهها که بخش عمده کارکنانشان را کارکنان دانشی تشکیل میدهند ارائه شد.
مطالعة پدیدارشناسانة پیشآیندهای موقعیتی مقاومت رفتاری در برابر تغییر سازمانی
دوره 8، پائیز و زمستان1395، اسفند 1395، صفحه 21-39
https://doi.org/10.22067/pmt.v8i16.58008
مصطفی هادوی نژاد، حافظ رمضانی
چکیده هدف از انجام این پژوهش، کاوش پیشآیندهای موقعیتی گونههای مختلف مقاومت رفتاری در برابر تغییر سازمانی طبق تجارب زیستة مدیران ارشد سازمانهای دولتی رفسنجان در چارچوب راهبرد پدیدارشناسی تفسیری بود. پژوهش در محدودة نظری رویکرد نگرشی به مقاومت در برابر تغییر انجام شده است. راهبرد پژوهش، پدیدارشناسی تفسیری و مشارکتکنندگان در آن مدیران ارشد سازمانهای دولتی رفسنجان بودند. نمونهگیری نوعی تا مرحلة اشباع نظری انجام شد. برای تحلیل دادهها از نرمافزار Maxqda استفاده شد. یافتههای پژوهش نشان داد که بستر فراهمکنندة موقعیت برای خرابکاران، سبک رهبری اقتدارگرا، بیعدالتی ادراکشده و نیز ضعف نظامهای ارزیابی عملکرد و تشویق و تنبیه است. همچنین، ضعف نظام گزینش و جایابی، ضعف نظام آموزش، ضعف نظارت بر عملکرد، ابهام و گرانباری نقش عوامل موقعیتی اثرگذار در مقاومت بازماندگان هستند. بهعلاوه، معترضان از عوامل موقعیتی سبک رهبری مردمسالار، بیعدالتی و عدم حمایت سازمانی ادراکشده، ضعف نظامهای ارزیابی عملکرد، تشویق و تنبیه و اطلاعرسانی و از خود بیاختیارها از ضعف سه نظام گزینش و جایابی، آموزش و اطلاعرسانی به عنوان عوامل موقعیتی تأثیر میپذیرند.
تبیین فرایند شکلگیری رهبری متواضعانه در کسبوکار با رویکرد فراترکیب
دوره 9، پائیز و زمستان1396، شهریور 1396، صفحه 24-46
https://doi.org/10.22067/pmt.v9i18.57784
بهزاد محمدیان، حسن زارعی متین، جبار باباشاهی، حمیدرضا یزدانی
چکیده
رهبری متواضعانه، سبکی از رهبری است که مبتنی بر فضیلت است؛ فضیلتی که عمیقاً در باورها و پیشفرضهای کارکنان ریشه دارد. موضوعی که توسعه نظری و یافتههای تجربی در مورد آن بسیار ناچیز است. هدف این پژوهش ارائه یک تحلیل مفهومی از مؤلفهها، الزامات و نتایج رهبری متواضعانه است. روش مورد استفاده در این پژوهش از نظر رویکرد فراترکیب و از نظر استراتژی پژوهش دادهبنیاد است. دادهها از 24 پژوهش پیرامون این مفهوم گردآوری شدهاند که اعتبار مجلات نیز به واسطه نمایه شدن در پایگاه (WOS) و دارا بودن ضریب تأثیر بالا مورد ارزیابی قرار گرفت و با فن کدگذاری تحلیل شدند. نتایج نشان داد که رهبری متواضعانه دارای چهار مؤلفه خودآگاهی، مربیگری، مرشدیت و آموزشپذیری است. معنویت، آزادگی و عوامل سازمانی نیز به عنوان الزامات این مفهوم مورد توجهاند. این در حالی است که کارآمدی، سرمایه روانشناختی، تعهد، اثربخشی، شهروندی سازمانی و رضایتمندی نیز نتایج مهم این مفهوم میباشند. در این راستا پیشنهاد میگردد تا پژوهشهایی کاربردی به صورت کمی و کیفی انجام پذیرد.
تأثیر هوش فرهنگی بر اثربخشی گروهی
دوره 2، پاییز و زمستان 1389، آذر 1389، صفحه 25-41
https://doi.org/10.22067/pmt.v2i4.9077
مهدی ابزری، اکبر اعتباریان، اعظم خانی
چکیده امروزه سازمان ها به دنبال افرادی هستند که بتوانند به صورت گروهی عملکرد مطلوبی داشته باشند و از سوی دیگر توانایی برقراری ارتباط و تطبیق مستمر با افرادی از فرهنگ های مختلف را دارا باشند. بنابراین لازم است با فرهنگ های مختلف آشنا باشند و به طور مناسب با افراد سایر فرهنگ ها ارتباط برقرار کنند. برای این منظور، افراد نیاز به هوش فرهنگی دارند. این مطالعه به بررسی رابطه بین هوش فرهنگی و اثربخشی گروهی در47 گروه کاری در شرکت فولاد مبارکه اصفهان پرداخته است. دادهها پس از جمع آوری از طریق پرسشنامههای هوش فرهنگی و اثربخشی گروهی بوسیله نرم افزار spss مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافتههای تحقیق نشان داد بین هوش فرهنگی و مؤلفههای آن (استراتژی، دانش، انگیزش و رفتار) با اثربخشی گروهی رابطه معناداری وجود دارد. همچنین از بین این مؤلفهها، مؤلفه انگیزش و رفتار، قابلیت پیش بینی اثربخشی گروهی را دارا بودند.
بررسی تأثیر هوش فرهنگی و هوش سازمانی بر چابکی سازمانی (مورد مطالعه: سازمان تأمین اجتماعی استان فارس)
دوره 9، پائیز و زمستان1396، شهریور 1396، صفحه 47-65
https://doi.org/10.22067/pmt.v9i18.56567
مهدی ابراهیمی نژاد رفسنجانی، فرجام زارع، سجاد حسینی، زهرا رضائی
چکیده سرعت فزاینده تغییرات از یک سو و تشدید رقابت بین سازمانها از سوی دیگر سبب شده است که سازمانها به دنبال راهکاری جهت انعطافپذیری بیشتر در پاسخ به نیازها و تغییرات محیطی باشند. به نظر میرسد حرکت به سوی ایجاد سازمان-هایی که از سرعت و انعطافپذیری بالایی در پاسخ به محیط متغیر برخوردارند راهحلی حیاتی و مؤثر باشد. یکی از عوامل مؤثر جهت همگام شدن با تغییرات و پاسخگویی به آنها، چابکی است. این تحقیق میتواند با هدف بررسی مؤلفههای تأثیرگذار هوش سازمانی و هوش فرهنگی بر چابکی سازمانی، نقش مهمی را در این زمینه ایفا نماید. جامعه آماری این پژوهش کارکنان سازمان تأمین اجتماعی استان فارس (202 نفر) میباشند که از این تعداد، 115 نفر به روش نمونهگیری تصادفی ساده بهعنوان نمونه آماری انتخاب شدند. نوع پژوهش ازنظر هدف، کاربردی و ازنظر ماهیت و روش، توصیفی است. دادههای پژوهش از طریق پرسشنامههای استاندارد آلبرخت (2002) جهت هوش سازمانی، پرسشنامه آنگ و همکاران (2004) جهت هوش فرهنگی و درنهایت بهمنظور سنجش چابکی سازمانی از پرسشنامه گلدمن و ناگل (1991) گردآوری شده است. دادهها از طریق نرمافزار آماری لیزرل و SPSS تجزیهوتحلیل شدهاند. نتایج نشان میدهد که مدل تحقیق از برازش قابل قبولی برخوردار است. همچنین کلیه ابعاد هوش سازمانی و هوش فرهنگی بهاستثنای بعد فشار عملکرد از ابعاد هوش سازمانی، بر چابکی سازمانی تأثیرگذارند.
بررسی نقش میانجی رهبری تحول گرا در رابطه بین هوش اخلاقی مدیران و رضایت شغلی کارکنان
دوره 6، بهار و تابستان 1393، شهریور 1393، صفحه 48-72
https://doi.org/10.22067/pmt.v6i11.44305
مسعود طاهری لاری، غلام عباس شکاری، علی اعتمادی خواه
چکیده رهبران دارای مسئولیت هستند، پس نیازمند اخلاق می باشند. افرادی که در جایگاهی چون رهبری قرار دارند، می توانند منشاء بسیاری از تغییرات رفتاری شوند؛ و این امر، زمانی بهتر محقق می شود که این رهبران هوش اخلاقی بالایی نیز داشته باشند. از سوی دیگر، در آستانه ورود به هزاره سوم، با وجود رقابت تنگاتنگ موجود، تغییر در شیوههای مدیریت و رهبری سازمانهاامری اجتناب ناپذیر شده است. در چنین شرایطی بهره گیری از سبک رهبری تحول گرا برای توسعه ظرفیت های انسانی و ارتقای درجه تعهد و رضایت شغلی کارکنان، مورد توجه بسیاری از سازمان های موفق و پیشتاز قرار گرفته است. از این رو مطالعه حاضر به بررسی نقش میانجی رهبری تحول گرا، در ارتباط میان هوش اخلاقی مدیران و رضایت شغلی کارکنان پرداخته است. جامعه آماری پژوهش، مدیران و کارکنان سازمان دولتی تولید و تامین قطعات و سازه های دریایی بودند، که به روش نمونه گیری تصادفی تعدادی از بین آنها به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه، و برای تحلیل داده ها، از تحلیل همبستگی، تحلیل رگرسیون و مدل معادلات ساختاری استفاده شد. یافته ها، نقش میانجی رهبری تحول گرا در رابطه بین هوش اخلاقی مدیران و رضایت شغلی کارکنان را تائید کردند.
طراحی الگوی عامل محور بهمنظور ارزیابی عملکرد فرآیندهای سازمان
دوره 9، پائیز و زمستان1396، شهریور 1396، صفحه 66-89
https://doi.org/10.22067/pmt.v9i18.57246
مجید حسنی، عادل آذر، جمال شهرابی، عباس مقبل
چکیده الگوهای مختلف ارزیابی عملکرد فرآیند، در سازمانها بهفراخور نیازهای سازمانی و محیطی ارائه و بکار گرفته شدهاند. امروزه با توجه به پیچیدگیهای محیطی و فضای شدید رقابتی، نیاز به طراحی الگوی ارزیابی عملکرد فرآیند با ویژگیهای جدید و مبتنی بر فناوریهای هوشمند بهمنظور پاسخگویی به نیازهای سازمانی احساس میگردد. در این پژوهش، بر اساس مرور ادبیات صورت پذیرفته و با بهرهگیری از نظرات خبرگان صنعت و دانشگاه، طراحی الگوی ارزیابی عملکرد فرآیندهای سازمانی عامل محور ارائهشده است. الگوی طرح شده در این تحقیق شامل سه لایه بوده، که لایه مرکزی دربرگیرنده پنج گام چرخه دیمایک (معرفی، اندازهگیری، تحلیل، بهبود، کنترل) و لایه دوم دربرگیرنده عاملها و لایه آخر شامل پایگاههای اطلاعاتی مرتبط میباشد. در الگوی معرفیشده از عاملهای مختلفی همانند گزارشگر، هشداردهنده، مشاهدهگر، نمایشگر، پردازشگر، توصیهگر برای تسهیل ارتباطات و افزایش قابلیت یادگیری و هوشمندی در الگو استفادهشده است. الگوی ارائه شده در این پژوهش بر اساس روش آریوپی و زبان الگوسازی یوامال طراحی شده است. در انتهای پژوهش، الگوی ارائه شده، که بر اساس ورودیها و روشهای علمی و با اخذ نظر خبرگان طراحی شده، با بهرهگیری از روش دلفی و با حضور خبرگان در دو پنل و طی سه مرحله ارزیابی و با طیف لیکرت و امتیاز میانه 7 صحهگذاری نهایی شده است.
تبیین پیامدهای فلات زدگی شغلی در سازمان
دوره 6، بهار و تابستان 1393، شهریور 1393، صفحه 73-91
https://doi.org/10.22067/pmt.v6i11.32360
مرجان فیاضی، ثریا ضیایی
چکیده هدف از این پژوهش، بررسی فلات زدگی شغلی ادراک شده کتابداران کتابخانه های دانشگاهی کشور و تأثیر آن بر فرسودگی شغلی و تمایل به ترک خدمت آنان است. برای این منظور، اطلاعات جمع آوری شده به صورت تصادفی به دو روش دستی و الکترونیکی از نمونه ای 537 تایی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان می دهد میزان فلات زدگی شغلی (فلات ساختاری و فلات محتوایی)، فرسودگی شغلی و تمایل به ترک خدمت در کتابداران، بیش تر از متوسط است و در حالی که جنسیت در ادراک فلات زدگی تفاوت معنادار ایجاد نکرده است، فلات شغلی ادراک شده کارکنان با سابقه کار بیش تر و تحصیلات کمتر، بیش تر بوده است. علاوه بر این، تحلیل های رگرسیونی نشان می دهد فلات شغلی ادراک شده، بر تمایل به ترک خدمت و فرسودگی شغلی تأثیر معنادار دارد. به عبارت دیگر، کتابدارانی که فلات زدگی بیش تری را ادراک کرده اند، فرسودگی شغلی و تمایل به ترک خدمت بیشتری را نیز گزارش نموده اند.
تبیین شایستگی های منابع انسانی در شرکت ملی پتروشیمی ایران
دوره 6، بهار و تابستان 1393، شهریور 1393، صفحه 92-111
https://doi.org/10.22067/pmt.v6i11.44306
حسن درویش، علیرضا موغلی، محمد موسوی، بلال پناهی
چکیده تحقیق حاضر به تبیین شایستگی های منابع انسانی در شرکت ملی پتروشیمی ایران پرداخته است. پژوهش اخیر از نوع تحقیقات توصیفی- تحلیلی و مطابق با جدیدترین یافته ها در این زمینه می باشد. در این پژوهش، شایستگی های منابع انسانی در شش بعد اصلی (عملگرای معتبر، عامل فرهنگ و تغییر، مدیر استعداد و طراح سازمان، معمار استراتژی، مجری عملیاتی، هم پیمان کسب و کار) و 21 شاخص فرعی مورد بررسی قرار گرفته است. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته ای دارای 60 سوال، و برای بررسی داده های بدست آمده از آزمون های تی و تحلیل عاملی تأییدی استفاده شد. بر مبنای یافته های پژوهش، همه شایستگی های جدید منابع انسانی در شرکت ملی پتروشیمی دارای میانگینی بالاتر از میانگین مورد نظر بود. همچنین بالاترین میانگین، مربوط به بُعد قلمرو اصلی معمار استراتژی و قلمرو هم پیمان کسب و کار، و کمترین میانگین نیز مربوط به قلمرو فرهنگ و تغییر بود. طبق این یافته ها معمار استراتژی کمترین بار عاملی و همبستگی و قلمرو عملگرای معتبر بیشترین بارعاملی و همبستگی را با شایستگی های منابع انسانی داشت. با توجه به نتایج این مطالعه پیشنهاد می شود مدیران، مهارت های مربوط به این شایستگی ها را شناسایی کنند و در جهت کسب و عملی نمودن آنها گام بردارند.
اثر اعتماد درک شده بر وفاداری با تأکید بر نقش واسط تعهد رابطه ی در برون سپاری فعالیت ها در هتل های شهر مشهد
دوره 6، بهار و تابستان 1393، شهریور 1393، صفحه 112-130
https://doi.org/10.22067/pmt.v6i11.44307
امین جاویدی، علی شیرازی
چکیده در محیط تجاری امروز، شرکت ها با هدف افزایش بهره وری، فعالیت های مورد نیاز، اما غیر اصلی خود را به تأمین کنندگان این فعالیت ها واگذار می کنند. در بیشتر تحقیقات برون سپاری، هزینه و سود مالی حاصل، مورد بررسی قرار گرفته، در حالیکه، در این تحقیق نگرشی رفتاری بکار برده شده است. این تحقیق تأثیر اعتماد درک شده را بر وفاداری، از طریق نقش واسط تعهد رابطه ای بر فعالیت های برون سپاری بررسی کرده است. برای جمع آوری داده ها، پرسشنامه ای بین تعدادی از مسئولین تدارکات و مدیران هتل های شهر مشهد، که با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای انتخاب شده بودند، توزیع شد. برای آزمون فرضیات از مدل معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج نشان دادند که درک از اعتماد، بر وفاداری تأثیر می گذارد و نقش واسط تعهد رابطه ای بر وفاداری در فعالیت های برون سپاری نیز تأیید شد.
بررسی رابطه رهبری تحول آفرین با یادگیری سازمانی (مورد مطالعه: شرکت سایپا)
دوره 3، پائیز و زمستان 1390، اسفند 1390، صفحه 1-27
https://doi.org/10.22067/pmt.v0i0.15935
سید محمد میرکمالی، فاطمه نارنجی ثانی، فرنوش اعلامی
چکیده لازمه تغییر و تحولات مستمر سازمانی در محیط های پویا و در حال تغییر امروز، وجود رهبرانی بصیر، راهبردی یا به عبارت روشن تر، رهبران تحول آفرین است. به دلیل توجه فزاینده به عامل رهبری در ایجاد تحولات سازمانی در سطح دنیا و نقش آن در یادگیری سازمانی، در این تحقیق سعی بر آن شده رابطه متقابل رهبری تحول آفرین و یادگیری سازمانی از طریق روش تحقیق همبستگی مورد بررسی قرار گیرد. با این هدف 138 نفر از کارکنان ستادی شرکت سایپا به صورت تصادفی انتخاب شدند. داده ها پس از جمع آوری بر اساس پرسشنامه های یادگیری سازمانی و رهبری تحول آفرین به وسیله نرم افزار spss مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته های تحقیق نشان داد بین مؤلفه های رهبری تحول آفرین و مؤلفه های یادگیری سازمانی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. در نهایت نفوذ آرمانی (رفتار) به عنوان یکی از ابعاد رهبری تحولی، مهم ترین پیش بینی کننده یادگیری سازمانی محسوب می شود. بر اساس اطلاعات در دسترس محققان، این پژوهش نخستین در نوع خود می باشد که رابطه میان رهبری تحول آفرین را با یادگیری سازمانی در شرکت سایپا مورد مطالعه قرار داده است.
به کارگیری تدابیر سیاسی بر مبنای سبک های حل مسأله (مورد مطالعه: کارمندان دانشگاه شهید بهشتی)
دوره 3، بهار و تابستان 1390، شهریور 1390، صفحه 1-23
https://doi.org/10.22067/pmt.v3i5.10861
علی رضاییان
چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه میان تدابیر سیاسی و سبک های حل مسأله افراد انجام شده است. به این منظور 220 نفر از کارمندان دانشگاه شهید بهشتی به صورت تصادفی از میان 1000کارمند دانشگاه انتخاب گردید. برای سنجش متغیرها از پرسشنامه استاندارد سنجش سبک حل مسأله هلریگل، اسلوکوم و وودمن و پرسشنامه رفتارسیاسی ای.جی.دوبرین استفاده شد. طی نتایج به دست آمده، ارتباط مثبتی میان قضاوت عاطفی با چاپلوسی، استفاده سیاسی از اطلاعات، ایجاد الزام اخلاقی، معاشرت با افراد ذی نفوذ و ایجاد پایگاه حمایتی وجود دارد. همچنین ارتباط معکوسی میان قضاوت منطقی با چاپلوسی، استفاده سیاسی از اطلاعات، ایجاد الزام اخلاقی، معاشرت با افراد ذی نفوذ و ایجاد پایگاه حمایتی وجود دارد. میان ادراک شهودی با استفاده سیاسی از اطلاعات، و ایجاد الزام اخلاقی، ارتباط و همسویی وجود دارد. ادراک حسی نیز با چاپلوسی، استفاده سیاسی از اطلاعات و ایجاد الزام اخلاقی رابطه معکوس داشت.
اندازهگیری ظرفیّت غیرحاکمیّتی: مفاهیم، مدل و روش اندازهگیری
دوره 4، پائیز و زمستان 1391، اسفند 1391، صفحه 1-28
https://doi.org/10.22067/pmt.v4i8.23466
سیدیعقوب حسینی، علی اصغر فانی، حسن داناییفرد
چکیده ظرفیت دولت و حاکمیت از جمله مفاهیم جدیدی است که در طول دهه اخیر به ادبیات مدیریت دولتی و علوم سیاسی وارد شده است. درکنار این مفهوم، مفهوم ظرفیت نهادهای غیرحاکمیتی نیز مورد نظر بوده است. در این مقاله، ظرفیت غیرحاکمیتی در ابعادی چون ظرفیت یک کشور در حوزه رسانهها، احزاب، سازمانهای پژوهشی و تحقیقاتی، گروههای ذینفوذ، بخش خصوصی و شهروندان دیده شده است. نکته نوآورانه این نوشتار در ارائه مدلی است که هم ابعاد مفهومی و نظری ظرفیت غیرحاکمیتی را معرفی مینماید و هم تدوین شاخصها و جمعآوری اطلاعات این شاخصها را در مورد کشورهای مختلف جهان مدنظر دارد. این پژوهش از لحاظ پارادایم پژوهشی از پارادایم اثباتگرا بهره برده است و از لحاظ گونهشناسی پژوهش در دسته پژوهشهای بنیادی قرار دارد. از لحاظ گردآوری دادهها نیز در دسته پژوهشهای کمّی میگنجد که با ابزار مدلسازی معادلات ساختاری انجام شده است. روش گردآوری دادهها نیز مرور اسناد و مدارک بوده و محدوده پژوهش نیز دربرگیرنده کشورهای جهان است. اجرای روش مدلسازی معادلات ساختاری نشان از آن دارد که دادههای گردآوری شده به نحو مناسبی مدل مفهومی مطرح شده در پژوهش را تایید میکنند. در این مدل، ظرفیت غیرحاکمیتی از طریق ظرفیت رسانهها، سازمانهای پژوهشی، بخش خصوصی و ظرفیت شهروندان اندازهگیری شده است. برای این اندازهگیری اطلاعات مربوط به 40 شاخص برای 159 کشور گردآوری شده و مدل مفهومی پژوهش با استفاده از دادههای این 40 شاخص مورد تایید قرار گرفته است. بنا به نتایج این پژوهش، ظرفیت غیر حاکمیتی از چهار خرده مقیاس ظرفیت رسانهها، ظرفیت سازمانهای پژوهشی، ظرفیت بخش خصوصی و ظرفیت شهروندان تشکیل شده است و از طریق این چهار خرده مقیاس، میتوان سازه ظرفیت غیرحاکمیتی را اندازهگیری کرد.
