بررسی و تحلیل تاثیرات عدالت ادراک شده بر تمایلات رفتاری مشتریان و کیفیت خدمات ادراک شده
دوره 5، بهار و تابستان 1392، شهریور 1392، صفحه 1-27
https://doi.org/10.22067/pmt.v5i9.28868
عباسعلی حاجی کریمی، محمدرضا حمیدی زاده، طیبه منصوری
چکیده تحقیق حاضر به بررسی تاثیر عدالت ادراک شده (شامل عدالت توزیعی، رویه ای و تعاملی) بر کیفیت خدمات ادراک شده و تمایلات رفتاری مشتری (اعتماد، تبلیغات شفاهی و تمایل به بازگشت به شرکت) می پردازد. نمونه آماری تحقیق را 120 نفر از مشتریان شرکت بیمه ایران در شهر شیراز، که دارای بیمه اتومبیل بوده و برای دریافت خسارت به شرکت مراجعه کرده اند تشکیل می دهد. به منظور آزمون مدل مفهومی تحقیق از رویکرد همبستگی و تحلیل رگرسیون خطی(به وسیله نرم افزار SPSS ) استفاده کرده ایم. نتایج نشان می دهند که عدالت رویه ای و عدالت توزیعی بر کیفیت خدمات ادراک شده تاثیرگذارند. از آنجا که عدالت توزیعی و عدالت رویه ای بر اعتماد، تبلیغات شفاهی و تمایل به بازگشت، از طریق کیفیت ادراک شده تاثیرات برجسته ای می گذارند، کیفیت ادراک شده به عنوان یک متغیر میانجی مهم شناسایی شد. تاثیر عدالت رویه ای بر کیفیت ادراک شده مشتری، قوی تر از تاثیر عدالت توزیعی است. علاوه بر این، نقش میانجی گری اعتماد بین کیفیت خدمات ادراک شده و تبلیغات شفاهی/تمایل به بازگشت، قابل توجه است.
بررسی نقش رهبری تحول آفرین بر بهره وری نیروی انسانی با تاکید بر نقش کارآفرینی سازمانی
دوره 6، پائیز و زمستان1393، اسفند 1393، صفحه 1-28
https://doi.org/10.22067/pmt.v6i12.33623
علی شائمی برزکی، مهناز محمدی
چکیده امروزه رشد و توسعهی نیروی انسانی، افزایش مهارت، خلاقیت و دانش نیروی کار در تمام سطوح سازمان برای مدیران یک اولویت راهبردی به شمار میرود. مباحث مربوط به سبک رهبری وکارآفرینی سازمانی از جمله عواملی است که باعث ارتقای بهرهوری منابع انسانی میشود. این پژوهش با هدف "بررسی تأثیر رهبری تحول آفرین بر بهرهوری نیروی انسانی با توجه به نقش واسط کارآفرینی سازمانی" انجام گرفت. نمونهی آماری پژوهش حاضر 132 نفر از کارکنان سازمان جهاد کشاورزی استان اصفهان بودند. داده ها از طریق پرسشنامه جمع آوری و برای تحلیل داده ها از نرم افزار های SPSSو Smart PLSاستفاده گردید. نتایج به دست آمده، چارچوب نظری پیشنهادی را تأیید میکند و بیانگر ارتباط مستقیم میان "رهبری تحول آفرین با کارآفرینی سازمانی" و نیز "کارآفرینی سازمانی با بهره وری نیروی انسانی" میباشد و اثر غیر مستقیم رهبری تحول آفرین بر بهره وری نیروی انسانی از طریق کارآفرینی سازمانی بیشتر از اثر مستقیم آن است.
تاثیر سبک رهبری تحولآفرین و یادگیری سازمانی در کاهش سکوت سازمانی
دوره 7، بهار و تابستان 1394، شهریور 1394، صفحه 1-17
https://doi.org/10.22067/pmt.v7i13.40993
اکرم فرهادی، پریا غفوری، مهدی حقیقی کفاش، محمد ابراهیمی
چکیده توسعه هر سازمان تا حد زیادی به کاربرد صحیح نیروی انسانی آن بستگی دارد .هرقدر که سازمان ها، بزرگتر میشوند بالطبع به مشکلات این نیروی عظیم نیز اضافه میشود. یکی از موضوعاتی که در جوامع سازمانی ایران موضوعی ناآشنا بهشمار میآید و کمتر پژوهشی را در این خصوص میتوان یافت، پدیده سکوت سازمانی است که علیرغم وجود این واقعیت که سکوت کارمندان به صورت پدیدهای شایع در سازمانها درآمده است، اما مفهومی است که چندان شناخته شده نیست و تحقیقات علمی کمی بر روی آن صورت گرفته است. پژوهش باهدف بررسی تاثیر سبک رهبری تحول آفرین و یادگیری سازمانی بر کاهش سکوت سازمانی در شعب بانک سپه درسطح استان تهران در سال 1393انجام گرفت. با استفاده از روش خوشهای و با استفاده از فرمول کوکران، تعداد 251 نفر به عنوان نمونه در نظر گرفته شد. روش جمعآوری دادهها براساس پرسشنامه استاندارد سبک رهبری باس وآوولیو(2000)، سازمان یادگیرنده واتکینسومارسیک(1996) و پرسشنامه سکوت سازمانی واکولاو بورادس(2005) انجام گرفت. در این پژوهش برای پاسخ به فرضیات تحقیق از تکنیکهای تحلیل عاملی تاییدی(CFA) و مدلسازی معادلات ساختاری(SEM) استفاده شده است. همچنین برای تایید مدل از روش حداقل مربعات جزیی (PLS) با استفاده از نرم افزار SMARTPLS نسخه 3 استفاده شدهاست. نتایج پژوهش حاکی از آن است که متغیرهای سبک رهبری تحولآفرین و یادگیری سازمانی بر سکوت سازمانی در نمونه مورد بررسی تاثیر معناداری داشتهاند. همچنین با توجه به ضرایب مسیر بدست آمده میتوان گفت که سهم یادگیریسازمانی در تاثیرگذاری بر سکوت سازمانی، بیشتر از رهبری تحولآفرین بوده است.
الگوی هماهنگی استراتژی های کسب و کار با تغییر و اثر هماهنگی بر عملکرد شرکت ها
دوره 7، پائیز و زمستان1394، اسفند 1394، صفحه 1-31
https://doi.org/10.22067/pmt.v7i14.43243
سید علی اکبر افجه ای، ابراهیم محمودزاده، جمشید صالحی صدقیانی، محسن ادبی فیروزجایی
چکیده تحقیقات نشان می دهد بیش از 70% تلاش ها برای تغییر، در تحقق اهداف پیش بینی شده شکست خورده اند. شکست در اجرای تغییر دلایل زیادی دارد، اما چیزی که در سطح استراتژیک و کلان می تواند منجر به شکست در تغییرات شود، شاید نبود هماهنگی بین استراتژی کسب و کار و گونه های تغییر باشد. در این مقاله، هماهنگی استراتژی کسب و کار با گونه های تغییر و تأثیر آن بر بهبود عملکرد در 18 مورد از شرکت های بازرگانی وزارت دفاع که در بازار تجاری (غیرنظامی) فعال هستند، بررسی شد. تحقیق حاضر از نظر هدف، کاربردی، از نظر روش، توصیفی و از نظر نوع داده، ترکیبی (کیفی - کمی) است. در تحقیق کمی، 105 پرسشنامه از مدیران و محققان مطلع به امور استراتژیک شرکت ها جمع آوری شد. در این تحقیق برای تایید مدل (روایی پرسشنامه ها) از تحلیل عاملی تاییدی، و برای پاسخ به سوال های تحقیق از آزمون تی مستقل و آزمون لون استفاده شد. همچنین، برای تحلیل دادههای کیفی حاصل از مصاحبههای ساختار یافته با 36 نفر از مدیران ارشد، از تحلیل محتوا و برای تعیین معیار مقایسه عملکرد شرکت ها، از تکنیک دلفی استفاده شد. نتایج آزمون تحلیل واریانس نشان داد شرکت هایی که در آنها گونه های تغییر و استراتژی کسب و کار هماهنگ تر هستند، عملکردشان بهتر است. همچنین، نتایج حاصل از تکنیک دلفی، نسبت سود به درآمد را به عنوان معیار عملکرد نشان داد.
بررسی عوامل مؤثر بر بقای شرکتهای تازهوارد (مورد مطالعه: صنایع استان مازندران)
دوره 8، پائیز و زمستان1395، اسفند 1395، صفحه 1-20
https://doi.org/10.22067/pmt.v8i16.58036
مریم قائدی، مهرداد مدهوشی
چکیده هدف از مقاله حاضر، بررسی تأثیر دو مورد از متغیرهای کلان اقتصادی بر بقای شرکتهای تازهوارد در صنایع استان مازندران در فاصلۀ سالهای 1364-1394 است. برای جمعآوری دادهها و اطلاعات از پایگاه دادۀ وزارت صنایع و معادن استان مازندران و بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران استفاده شده و با استفاده از رویکرد تجزیهوتحلیل تاریخی- رویدادی به بررسی تأثیر متغیرهای مستقل بر بقای شرکتهای جدید پرداخته شده است. برای تجزیهوتحلیل دادهها از مدل برآورد کننده حد محصول (کاپلان – مایر) و رویکرد جدول عمر استفاده شده و مدل نیمه پارامتریک رگرسیون Cox برای آزمون فرضیهها مورد استفاده قرار گرفته است. در نتیجۀ این تحقیق، رابطۀ معنیداری میان نرخ تورم و نرخ ارز با بقای شرکت تأیید شد. همچنین مقایسهای بین توابع بقای شرکتهای موجود در صنایع مختلف استان انجام پذیرفت.
رابطه بین نگرش نسبت به تغییر سازمانی و استرس شغلی؛ آزمون نقش میانجی تعهد سازمانی
دوره 9، بهار و تابستان 1396، شهریور 1396، صفحه 1-23
https://doi.org/10.22067/pmt.v9i1.53518
محمد رضا اردلان، فریبرز عرفانی زاده
چکیده این پژوهش با هدف بررسی رابطه بین نگرش نسبت به تغییر سازمانی و استرس شغلی کارکنان با نقش میانجی تعهد سازمانی انجام شده است. روش تحقیق، توصیفی و طرح پژوهشی همبستگی از نوع مدلیابی معادلات ساختاری است. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان دانشگاه بوعلی سینا همدان به حجم 777 نفر میباشد که با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی طبقهای 215 نفر بهعنوان نمونه آماری جهت مطالعه انتخاب شدند. برای گردآوری دادههای پژوهش از سه پرسشنامه استاندارد، نگرش نسبت به تغییر سازمانی، استرس شغلی و تعهد سازمانی استفاده شد. دادههای تحقیق پس از جمعآوری با استفاده از نرمافزارهای آماری SPSS و LISREL تحلیل شدند. نتایج معادلات ساختاری نشان داد که اثر مستقیم نگرش نسبت به تغییر سازمانی بر روی استرس شغلی منفی و معنیدار بود و بر روی تعهد سازمانی مثبت و معنیدار بود؛ اما اثر تعهد سازمانی بر استرس شغلی معنیدار نیست. اثر غیر مستقیم نگرش نسبت به تغییر سازمانی بر روی استرس شغلی با میانجیگری تعهد سازمانی معنیدار نیست. در نتیجه از عواملی که میبایست در راستای کاهش استرس شغلی مورد توجه مدیران دانشگاه قرار گیرد، بهبود نگرش نسبت به تغییر و تعهد سازمانی کارکنان است.
نقش بالندهسـازی کارکنــــان در بهبود اعتماد متقابل آنان به مدیران
دوره 1، بهار و تابستان 1388، شهریور 1388، صفحه 9-30
https://doi.org/10.22067/pmt.v1i1.2253
حبیب اله دعائی، محمد مهدی فراحی، محمد حسین همایونی
چکیده شکلگیری جوّ اعتماد در سازمان از جمله الزامات موفّقیت سازمان ها در محیط امروز کسب و کار است. در این بین، نقش مدیران منابع انسانی در شکل دهی به فرهنگ و رفتارهای مبتنی بر اعتماد متقابل در سازمان، نقشی مهم و تاثیرگذار است. بنابراین، شناخت چگونگی تاثیر گذاری اقدامات و سیاست های مدیریت منابع انسانی بر شکلگیری فرهنگ اعتماد متقابل درسازمان نیز از اهمیت فراوان برخوردار است. از این رو این مطالعه، تاثیراقدامات بالنده سازیکارکنان (شامل چهاراقدام اصلی آموزش کارکنان، توسعه شایستگی ها، تبادل اطلاعات، و توانمندسازی کارکنان)، بر شکل گیری اعتماد آنان به مدیران شان را آزمون می نماید. با استفاده از آزمون رگرسیون و مدل معادلات ساختاری و تحلیل پاسخ های 138 نفر از کارکنان شرکت داده پردازی ایران، چارچوبی که این اقدامات بر اعتماد کارکنان به مدیران تاثیر می گذارد، ارائه گردیده است. نتایج پژوهش نشان داد اقدامات توسعه شایستگی ها، توانمندسازی کارکنان و تبادل اطلاعات با کارکنان دارای تاثیر مثبت و معنادار بر شکل گیری اعتماد آنان به مدیران است. با این حال تحلیل مسیر نشان می دهد تاثیر آموزش کارکنان بر اعتماد آنان به مدیران به صورت غیر مستقیم است. بدین صورت که توسعه شایستگی ها، بهعنوان میانجی بر ارتباط میان آموزش و اعتماد کارکنان به مدیران تاثیر گذار است.
بررسی تأثیر عوامل استراتژیک بر عملکرد سازمانی با میانجیگری متغیر کارآفرینی (مورد مطالعه: شرکت گاز شهر بندرعباس)
دوره 8، بهار و تابستان 1395، شهریور 1395، صفحه 16-44
https://doi.org/10.22067/pmt.v8i15.50960
علی حمیدی زاده، حسن زارعی متین، محسن خاندل
چکیده در دو دهه اخیر، عملکرد سازمانی به یکی از موضوعهای مورد توجه و جذاب تبدیل شده است و این تمایل، هم در زمینه-های تحقیقاتی و هم در زمینههای کاربردی به بروز نوآوریهای بسیاری منجر شده است. پژوهش حاضر به بررسی تأثیر عوامل استراتژیک (تسلّط فردی، رهبری تحولی، چشمانداز مشترک، پیشگامی و محیط) بر عملکرد سازمانی با تأکید بر نقش میانجی کارآفرینی در شرکت گاز شهر بندرعباس میپردازد. این پژوهش بر حسب هدف از نوع پژوهشهای کاربردی و بر حسب روش جمعآوری اطلاعات از نوع پژوهشهای توصیفی- همبستگی است. جامعه آماری پژوهش، مدیران و کارکنان شرکت گاز شهر بندرعباس بودند، که به روش نمونهگیری تصادفی ساده تعدادی از بین آنها به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای گردآوری دادهها از پرسشنامه، و برای تحلیل دادهها از تکنیک مدلسازی معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی (PLS-SME) و نرمافزار Smart-PLS2 استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان میدهد که تسلّط فردی بر نوآوری سازمانی تأثیر معناداری ندارد؛ درحالیکه تأثیر مستقیمی بر یادگیری سازمانی دارد. رهبری تحولی و پیشگامی بر یادگیری و نوآوری سازمانی تأثیر مستقیم و معناداری داشته، درحالیکه چشمانداز مشترک و محیط بر یادگیری و نوآوری سازمانی تأثیر معناداری نداشتند و همچنین یادگیری سازمانی تأثیر مستقیمی بر نوآوری سازمانی داشت. یافتههای دیگر نشان دهنده تأثیر مستقیم یادگیری و نوآوری سازمانی بر عملکرد سازمانی در شرکت گاز شهر بندرعباس است.
تاثیر ابعاد هوش رقابتی بر انواع نوآوری در شرکتهای دانش بنیان
دوره 7، بهار و تابستان 1394، شهریور 1394، صفحه 18-41
https://doi.org/10.22067/pmt.v7i13.36104
عبدالمجید مصلح، منیجه بحرینی زاده، سید جواد دوکوهکی
چکیده پیشگامی در محیط پویا از جمله مسائل پیش روی بیشتر سازمانها و به ویژه موسسات دانش بنیان میباشد؛ و برای استفاده و بهره برداری از فرصتها و غلبه بر تهدیدها باید نوآوریهایی را در عرصه فناوریهای نوظهور داشته باشند. لذا برای دستیابی به این مهم سازمانها ملزم به نظارت بر محیط درون و بیرون سازمان میباشند، که منجر به ظهور پدیدهای به نام هوش رقابتی شده است. هدف از انجام این پژوهش بررسی تاثیر ابعاد هوش رقابتی بر انواع نوآوری میباشد. جامعه آماری مطالعه حاضر را کلیه موسسات دانش بنیان پارک علم و فناوری شیراز تشکیل میدهند، که مجموعا تعداد 50 موسسه میباشد؛ جهت تخمین حجم نمونه از جداول مورگان استفاده گردیده، که حجم نمونه مورد نیاز 44 شرکت میباشد. با توجه به احتمال عدم همکاری بعضی موسسات در نهایت تعداد 42 موسسه، جمعا 99 پرسشنامه، گردآوری شده است. برای تجزیه و تحلیل دادهها از روش معادلات ساختاری استفاده شده است. در این پژوهش از دو بعد هوش بازار و هوش رقبا برای سنجش هوش هوش رقابتی و از سه نوع نوآوری (نوآوری فناورانه، بازار و اداری) استفاده شده است، که بر اساس نتایج تحقیق هوش بازار بر هر سه نوع نوآوری تاثیر مثبت و معناداری دارد، تاثیر هوش رقبا بر نوآوری اداری مثبت و معنادار میباشد، اما تاثیر هوش رقبا بر نوآوری فناورانه و بازار مورد تایید قرار نگرفته است.
رابطه بین توانمندسازی و یادگیری سازمانی (مورد مطالعه: دانشگاه تربیت مدرس)
دوره 2، بهار و تابستان 1389، شهریور 1389، صفحه 20-45
https://doi.org/10.22067/pmt.v2i3.4255
رقیه خانعلیزاده، اسدا... کردنائیچ، علی اصغر فانی، اصغر مشبکی
چکیده به منظور غلبه بر شرایط نامطمئن، پیچیده و پویا تنها راهی که پیش روی مدیران قرار دارد، داشتن نیروی انسانی توانمند و کارآمد که بنیاد ثروت و دارایی های حیاتی سازمان به حساب می آیند، منافع بسیار زیادی برای کلیه مؤسسات و سازمان ها، خواهد داشت. در مقاله حاضر، به بررسی رابطۀ یادگیری سازمانی و توانمندسازی کارکنان و سنجش میزان احساس توانمندی کارکنان و تعیین موقعیت دانشگاه از نظر یادگیری سازمانی پرداخته شده است. از این رو از دو پرسشنامه استاندارد یادگیری و توانمندسازی استفاده گردید. جامعه آماری در این تحقیق تعداد 271 نفر از کارکنان دانشگاه تربیت مدرس با تحصیلات لیسانس و بالاتر است. نمونه آماری تحقیق 74 نفر محاسبه شد. با این حال تعداد 90 پرسشنامه توزیع گردید و تجزیه و تحلیل داده ها بر اساس تعداد 89 نفر با استفاده از نرم افزار SPSS 15 انجام گرفت. نتایج پژوهش نشان داد رابطه معنی دار میان یادگیری بر توانمندسازی و تأثیر بسیار قوی یادگیری بر توانمندسازی است و نیز مشخص گردید که در دانشگاه، پنج بعد توانمندی که عبارتند از: احساس شایستگی، استقلال، موثر بودن، معنی داری و اعتماد در کارکنان وجود دارد، اما از هفت بٌعد یادگیری سازمانی، سه بعد: کار و یادگیری گروهی، اشتراک دانش و رهبری مشارکتی از حد متوسط کمتر و چهار بعد: چشم اندار مشترک، فرهنگ یادگیری، تفکر سیستمی و توسعه شایستگی کارکنان، از حد متوسط بالاتر است.
بررسی نقش تعدیل کنندگی عدالت سازمانی بر رابطه بین ادراک از فضای سیاسی سازمان و ارتباط گریزی افراد
دوره 1، پاییز و زمستان 1388، اسفند 1388، صفحه 21-46
https://doi.org/10.22067/pmt.v1i2.2882
فریبرز رحیم نیا، ژاله فرزانه حسن زاده
چکیده ارتباط سرچشمه فرهنگ و تکامل جامعه است و انسان ها از طریق آن مهارت ها و دانسته های خود را منتقـل
می کنند. از این رو ، فقدان آن عواقب و آثار جبران ناپذیری بر جای می گـذارد و پدیـده ای بـه نـام ارتبـاط
گریزی می تواند بر روابط بین فردی در محیط کار و کارآیی کارکنان تأثیر منفی گذاشته و باعث اخلال در
جریان ارتباطات سازمانی شود . هدف این مطالعه ، بررسی تأثیر ادراک پرسـنل سـازمان از فـضای سیاسـی از
طریق عدالت سازمانی درک شده بر میزان ارتباط گریزی آنهاست . بدین منظـور تحقیـق پیمایـشی در یـک
نمونه 265 نفری از پرسنل تمامی شعبات یکی از بانک های دولتی استان خراسـان رضـوی بـا اسـتفاده از ابـزار
پرسشنامه مورد آزمون قرار گرفت . نتایج تحقیق تأثیر مـستقیم ادراک از فـضای سیاسـی بـر میـزان ارتبـاط
گریزی را تأیید، اما تأثیر غیر مستقیم ادراک پرسـنل از فـضای سیاسـی بـر میـزان ارتبـاط گریـزی از طریـق
ادراک عدالت سازمانی به اثبات نرسید. با توجه به نتایج بیان شده، مدیران بهتر است بـرای تـسهیل و تـسریع
ارتباط بین کارکنان به فـضای سیاسـی سـازمان و ادراک کارکنان شان از آن توجـه کننـد چـون ایـن مـسأله
می تواند منجر به افزایش کارآیی و بهره وری سازمان شود .
مطالعه رابطه بین اعتیاد به کار و رفتار شهروندی سازمانی ( مورد مطالعه: پرستاران شهر تهران)
دوره 4، بهار و تابستان 1391، شهریور 1391، صفحه 21-37
https://doi.org/10.22067/pmt.v4i7.19464
احمد علی خائف الهی، عباس نرگسیان، جبار باباشاهی
چکیده نگرانی و دغدغه فکری کارکنان درباره زندگی کاری و اشتغال آنان در طی ساعات طولانی، زمینه های پیوند همیشگی آنان را با فضای کاری فراهم می آورد، به نحوی که تداوم این شرایط می تواند باعث ایجاد پیامدهای مثبت و منفی شود. پژوهش حاضر در پی تبیین شیفتگی عجیب پرستاران به کارشان در قالب اعتیاد به کار و تأثیر آن بر رفتار شهروندی سازمانی آنان بوده و از حیث هدف یک تحقیق کاربردی و از جهت نحوه گردآوری داده ها از نوع تحقیقات توصیفی- پیمایشی به شمار می آید. روش تحلیل داده ها از نوع همبستگی و به طور مشخص مبتنی بر مدل سازی معادلات ساختاری است. جامعه آماری شامل پرستاران شهر تهران می باشد که در مطب، دانشکده و بیمارستان ها به طور همزمان فعالیت می کنند. یافته های مقاله بر اساس مدل سازی معادلات ساختاری حاکی از آن است که بین اعتیاد به کار پرستاران با بروز رفتار شهروندی سازمانی در میان آنها رابطه علّی (تأثیر) معنی داری وجود دارد. هم چنین بین ابعاد اعتیاد به کار (عجین شدن با کار، تمایل درونی در کار و لذت از کار) و رفتارهای شهروندی سازمانی، رابطه علّی مثبت و معناداری وجود دارد.
بررسی رابطۀ بین تفکر راهبردی و دوسوتوانی سازمانی مورد مطالعه: یگانهای نظامی
دوره 10، پائیز و زمستان1397، اسفند 1397، صفحه 21-44
https://doi.org/10.22067/pmt.v10i2.64749
حسن کاویانی، جمشید صالحی صدقیانی، حسین فتح آبادی
چکیده در دهههای اخیر، تلاطم و تغییرات پیچیده محیطی، سازمانهای نظامی را ملزم به تمرکز بر مفهوم دوسوتوانی سازمانی در قالب مفهومی گستردهتر از حوزه کسبوکار نموده است. موضوعی که در تحقق آن، تفکر راهبردی نقش اساسی ایفا مینماید. پژوهش حاضر در پی تبیین رابطه تفکر راهبردی و دوسوتوانی سازمانی است. این تحقیق از حیث هدف، یک تحقیق کاربردی و از جهت نحوه گردآوری دادهها از نوع تحقیقات توصیفی- پیمایشی به شمار میآید. روش تحلیل دادهها از نوع همبستگی و بهطور مشخص مبتنی بر مدلسازی معادلات ساختاری است. جامعه آماری پژوهش دربرگیرنده فرماندهان و مدیران عالی دو یگان نظامی منتخب به تعداد 73 نفر میباشد. پس از متناسبسازی، از پرسشنامههای تفکر راهبردی جون مون و دوسوتوانی سازمانی جانسن بر اساس مأموریتها و اهداف سازمان هدف و نیز نظریات خبرگان دانشگاهی و کارشناسان حوزه دفاعی جهت جمعآوری دادهها استفاده گردید. روایی پرسشنامهها بر اساس نظرات خبرگان و اساتید دانشگاهی (روایی صوری) و نیز تحلیل عاملی اکتشافی (تناسب سؤالات با سازهها) و پایایی آنها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ مورد تائید قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان میدهد بین تفکر راهبردی و کلیه ابعاد آن با دوسوتوانی سازمانی ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد.
ارائه مدل بومی ارزیابی تأثیر مدیریت دانش بر عملکرد دانشگاههای منتخب کشور با میانجیگری توانمندی فرایند سازمانی
دوره 10، بهار و تابستان 1397، شهریور 1397، صفحه 21-38
https://doi.org/10.22067/pmt.v10i1.64214
سید کمال تورنگ، مهرداد مدهوشی، حسنعلی آقاجانی، عبدالحمید صفایی قادیکلایی
چکیده با توجه به افزایش سرعت بروز تغییرات در محیط امروزی، سازمانها و بهخصوص دانشگاهها برای افزایش قابلیت پاسخگویی به تغییرات محیط، ضمن توجه به افزایش و بهبود عملکرد سازمانی، نیازمند مدیریت دانش و ارتقاء آن هستند. هدف تحقیق حاضر، طراحی مدل بومی ارزیابی تأثیر مدیریت دانش بر عملکرد دانشگاههای منتخب کشور با میانجیگری تواناییهای فرایند سازمانی میباشد. روش تحقیق، توصیفی از نوع پیمایشی بوده. و جامعه آماری شامل مدیران دانشگاههای منتخب کشور میباشد که با استفاده از روش نمونهگیری غیرتصادفی، 353 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدهاند. برای جمعآوری دادهها، از پرسشنامه استاندارد که روایی و پایایی آن بهوسیله تحلیل عامل تأییدی و آزمون آلفای کرونباخ تأیید شد استفاده شده است. یافتهها نشان دادهاند که، دارایی دانشی بر توانمندی فرایند دانش و توانمندی فرایند دانش بر توانمندی فرایند سازمانی و توانمندی فرایند سازمانی بر عملکرد دانشگاه در دانشگاههای منتخب کشور تأثیر معنادار داشته است. اندازه و نوع دانشگاه به عنوان یک متغیر مداخلهگر بر تأثیر توانمندی فرایند سازمانی بر عملکرد سازمانی در دانشگاههای منتخب کشور مؤثر بوده است. در پایان نتیجهگیری شده است که مدیریت دانش به عنوان یکی از رویکردهای مهم و ارزشمند دانشگاههای امروزی محسوب میشود که با استقرار چنین سیستمی میتوان از خروج و زائل شدن داراییهای فکری سازمان جلوگیری کرد. و دانشگاهها میبایست به متغیر توانمندی فرایند دانش و توانمندی فرایند سازمانی در جهت عملکرد بهتر توجه بیشتری نمایند.
بررسی اثر رهبری دوسوتوان بر سکوت کارکنان با نقش میانجی توانمندسازی روانشناختی و سرمایه اجتماعی
دوره 12، پائیز و زمستان1399، اسفند 1399، صفحه 21-48
https://doi.org/10.22067/tmj.2020.39994
مریم طهرانی، فاطمه علیپور، لیلا شفیعی
چکیده یکی از مهمترین چالشهایی که سازمانها در محیطهای پیچیده و پویا با آن مواجهاند، چگونگی ایجاد توازن بین فعالیتهای اکتشافی و نوآورانه با فعالیتهای بهره بردارانه است. فائق آمدن بر چنین چالشی مستلزم توجه سازمانها به توسعه رهبری دوسوتوان است؛ زیرا این رهبران نقش بسیار مهمی در فرایند توسعه منابع انسانی، بهبود مدیریت سازمان و درنهایت رشد عملکرد سازمانی دارند. بر این اساس هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی تأثیر رهبری دوسوتوان بر سکوت کارکنان با در نظر گرفتن نقش میانجی توانمندسازی روانشناختی و سرمایه اجتماعی است. این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ نحوه گردآوری دادهها توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری این پژوهش را 200 نفر از کارکنان اداری شرکت نفت پارس تشکیل میدهند. از این تعداد، 132 نفر با روش نمونهگیری تصادفی ساده بهعنوان نمونه موردبررسی انتخاب شدند. بهمنظور جمعآوری اطلاعات، پرسشنامه توزیع شد و پایایی پرسشنامه با استفاده از روش آلفای کرونباخ و پایایی مرکب و روایی پرسشنامه از طریق روایی محتوا و تحلیل عاملی تأییدی، تائید شد. تجزیهوتحلیل دادههای پژوهش با اسـتفاده از تکنیک مدلسازی معادلات ساختاری و نرمافزار اسمارت پی ال اس انجام شده است. یافتهها حاکی از آن است که رهبری دوسوتوان تأثیر منفی و معنادار بر سکوت کارکنان دارد و رابطه مثبت و معنادار سبک رهبری دوسوتوان بر توانمندسازی روانشناختی و سرمایه اجتماعی تائید شد. همچنین تأثیر منفی و معنادار سرمایه اجتماعی بر سکوت کارکنان مورد تائید قرار گرفت. درنهایت در این پژوهش نقش میانجیگری سرمایه اجتماعی در رابطه بین رهبری دوسوتوان و سکوت کارکنان نیز مورد تائید قرار گرفت.
نقش میانجی رفتارهای فراوظیفهای مثبت کارکنان در رابطه بین جو سازمانی حمایتی و رفتار مشارکت جویانه مثبت مشتری
دوره 12، بهار و تابستان 1399، شهریور 1399، صفحه 23-48
https://doi.org/10.22067/pmt.v12i1.83800
سحر صیامی، مارتین گریمر، آنجلا مارتین
چکیده این پژوهش با هدف بررسی رابطه بین جو سازمانی حمایتی و رفتارهای مشارکت جویانه مثبت مشتری با توجه به نقش میانجی رفتارهای فراوظیفهای مثبت مرتبط به کار شامل رفتارهای انطباقی و پیش نگر کارمند و اثر تعدیلی سرمایۀ روانشناختی مثبت کارکنان انجام شد. پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ انجام آن توصیفی-پیمایشی بوده است. نمونهها شامل 513 کارمند و560 مشتری از 60 شرکت بیمه بود که به روش نمونهگیری تصادفی طبقهای و در دسترس انتخاب شدند. برای گردآوری دادهها از پرسشنامههای سرمایه روانشناختی مثبت، جو سازمانی حمایتی، که توسط کارکنان پاسخ داده شدند و پرسشنامههای رفتار انطباقی، رفتارهای پیش نگر و رفتارهای مشارکت جویانه مثبت مشتری، که توسط مشتریان پاسخ داده شدند، استفاده گردید. جهت تجزیه و تحلیل دادهها از روش معادلات ساختاری و نرمافزارهای SPSS 24 و Amos 23و همچنین روش رگرسیون با استفاده از برنامه Process Macro استفاده شد. یافتههای تحقیق نشان داد که رفتارهای فراوظیفهای مثبت مرتبط به کار، نقش میانجی در رابطه بین جو سازمانی حمایتی و رفتارهای فراوظیفهای مثبت مشتری ایفا میکنند. به علاوه، نتایج تأیید کرد که سرمایه روانشناختی مثبت در تعامل با جو سازمانی حمایتی بر رفتارهای پیش نگر و انطباقی کارکنان تأثیر مثبت داشته و این اثر تعاملی بر رفتارهای پیش نگر بیشتر از رفتارهای انطباقی است.
تحلیل استراتژی های خود رهبری و ارتباط آن با خلاقیت اعضای هیأت علمی دانشگاه علم و صنعت
دوره 3، بهار و تابستان 1390، شهریور 1390، صفحه 24-43
https://doi.org/10.22067/pmt.v3i5.10862
راضیه آقابابایی
چکیده هدف اصلی این پژوهش، تحلیل استراتژی های خود رهبری و ارتباط آن با خلاقیت اعضای هیات علمی دانشگاه علم و صنعت بوده است. نوع پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر اجرا توصیفی - همبستگی است. جامعه آماری پژوهش، کلیه اعضای هیات علمی دانشگاه علم و صنعت در سال تحصیلی 88-1387 بالغ بر345 نفر بوده که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای متناسب با حجم 119 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها دو پرسشنامه استاندارد خود رهبری با 31 سوال و ضریب پایایی 81% و پرسشنامه خلاقیت رندسیپ با 48 سوال و ضریب پایایی87% بود. تجزیه و تحلیل داده ها در سطح استنباطی(ضریب همبستگی پیرسون، ضریب رگرسیون، تحلیل واریانس چندگانه) صورت گرفت. یافته های یژوهش نشان داد بین استراتژی های خود رهبری و خلاقیت اعضای هیات علمی دانشگاه علم و صنعت رابطه مثبت وجود دارد و نیز از بین استراتژی های خودرهبری، استراتژی تفکر سازنده دارای اهمیت بیش تری در پیش بینی خلاقیت است.
طراحی و تبیین مدل مدیریت حرفهایگرایی منابع انسانی در سازمانهای دولتی ایران (مورد مطالعه: صنعت برق)
دوره 9، بهار و تابستان 1396، شهریور 1396، صفحه 24-54
https://doi.org/10.22067/pmt.v9i1.45068
مصطفی راوند، محمدعلی سرلک، میرعلی سیدنقوی
چکیده امروزه چالش حیاتی که سازمانهای دنیا و بهویژه سازمانهای دولتی ایران با آن دست به گریباناند، روزمرگی و فقدان روحیه کاری در جهت رشد و تعالی سازمان و عدم تلاش کارکنان، جهت دستیابی به اهداف و استراتژیهای مدنظر سازمان و بهتبع آن، کاهش سازگاری و انطباق اهداف و استراتژیهای منابع انسانی با اهداف و استراتژیهای سازمان و عدم توجه به مسأله حرفهایگرایی مدیریت در حوزه منابع انسانی بهمنظور استفاده بهینه از قابلیتهای فنی و اخلاقی این سرمایههای اجتماعی است. مقاله حاضر در نظر دارد تا عوامل مؤثر بر حرفهایگرایی منابع انسانی سازمانهای دولتی ایران را مورد بررسی قرار دهد؛ جاییکه بهعنوان شاهراه ورود، نگهداشت و خروج حرفهایها، مهمترین نقش را در رشد و تعالی سازمانها و اجتماع ایفا مینماید. روش تحقیق حاضر از نوع توصیفی- پیمایشی است. تحقیق، شامل 5 متغیر اصلی و 14 متغیر فرعی است که از ادبیات موضوع و مصاحبه با خبرگان مرتبط با حوزه مدیریت منابع انسانی صنعت برق استخراج گردیدهاند. جامعه آماری، کارکنان بخشهای دولتی حوزه برق وزارت نیرو با تعداد 10000 نفر میباشند؛ تعداد نمونه، بر اساس جدول مورگان، 370 نفر به دست آمد و با توجه به پراکندگی نمونه و احتمال عدم بازگشت پاسخهای مورد انتظار، تعداد 600 پرسشنامه به روش نمونهگیری تصادفی طبقهای توزیع گردید که کار تحلیل دادهها با 480 مورد پالایششده صورت گرفت. بهمنظور تحلیل دادهها از روش تحلیل مسیر و رگرسیون چندمتغیره بهروش گام به گام استفاده شده است که نتیجه تحلیلها، در قالب نقش میانجی انجمن حرفهایگرایی مدیریت منابع انسانی به بخش حاکمیتی دولت پیشنهاد شده است.
بررسی نقش واسط هوش هیجانی مدیران در تأثیر سبک رهبری تحوّلگرا بر عملکرد زمینهای کارکنان
دوره 5، پائیز و زمستان1392، آذر 1392، صفحه 25-44
https://doi.org/10.22067/pmt.v5i10.34889
نسترن قرهباغی، فریبرز رحیمنیا
چکیده اگر رهبران در وظیفه اساسی ارزیابی صحیح احساسات و هیجانها شکست بخورند، هیچ یک از کارهای انجام شده، نمیتواند آن اندازه که باید و شاید، مؤثر واقع شود. از دیگر سو، لزوم توجه به عملکرد شغلی و بهطبع آن عملکرد زمینهای به دلیل رفتارهای مثبتی همچون همکاری با دیگران و تلاش مضاعف ضروری به نظر میرسد. همچنین، براساس این نگرش که چرخه آموزش و پرورش عمدتاً حول محور آموزشِشناختی میچرخد، پرورش ابعاد عاطفی- اجتماعی، کمتر مورد توجه قرار گرفته است. همچنین آگاهسازی هرچه بیشتر مدیران مدارس نسبت به تأثیر ویژگیهای رهبریتحولگرا بر بروز رفتارهایی چون همکاری و تلاش بالاتر از حد انتظار، ضروری است؛ ازاین رو این مطالعه، تأثیرگذاری سبکرهبریتحولگرای مدیران مدارس را بر عملکرد زمینهای کارکنان از طریق هوشهیجانی مدیران، مورد بررسی قرارمی دهد. جامعه آماری مدیران و معاونین جهت تکمیل پرسشنامه هوشهیجانی و عملکرد زمینهای و جامعه آماری معلمان جهت پاسخ به پرسشنامه سبکرهبریتحولگرا در نظر گرفته شده و پرسشنامههای تحقیق به طور تصادفی میان 136 نفر از مدیران و معاونین و 234 نفر از معلمان توزیع گردید. پس از آزمون فرضیهها از طریق نرمافزار پیالاس، ضرایب مسیر به دست آمده در سطح خطای 0.05 حاکی از تأیید مدل کلی بود. بدین ترتیب مشخص گردید سبکرهبریتحولگرای مدیران بر هوش هیجانی خود آنان تأثیر مثبت و معناداری دارد. همچنین عملکرد زمینهای کارکنان به تفکیک از سبکرهبریتحول گرای مدیران و هوشهیجانی آنان تأثیر پذیرفته و مسیر غیرمستقیم تأثیر سبکرهبریتحولگرای مدیران بر عملکرد زمینهای کارکنان از طریق هوشهیجانی مدیران نیز معنادار شناخته شد.
تحلیل اثر اخلاق حرفهای بر عملکرد شغلی و اعتماد سازمانی با میانجیگری جو اخلاقی
دوره 11، بهار و تابستان 1398، شهریور 1398، صفحه 27-56
https://doi.org/10.22067/pmt.v11i1.69484
غزاله طاهری عطار، معین پوراحمدی، مسعود هراتی
چکیده امروزه توجه به اخلاق حرفهای و پیامدهای آن، از اساسیترین موضوعات پژوهشی در حوزههای سازمانی است. با توجه به اینکه اخلاق حرفهای و جو اخلاقی میتوانند بر کیفیت برآیندهای سازمانی اثرگذار باشند، هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه اخلاق حرفهای بر عملکرد شغلی و اعتماد با میانجیگری جو اخلاقی در سازمان هلال احمر استان تهران است. این تحقیق کاربردی و روش آن توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری حدود 470 نفر از کارکنان سازمان هلال احمر تهران بوده که از این تعداد، 198 نفر بهعنوان نمونۀ آماری بهصورت تصادفی، جهت مطالعه انتخاب گردید. دادهها از طریق پرسشنامههای استاندارد جو اخلاقی، اعتماد، عملکرد و اخلاق حرفهای جمعآوری گردید. بهمنظور تجزیهوتحلیل آماری روابط بین متغیرهای پژوهش از آزمون همبستگی پیرسون و از مدل معادلات ساختاری توسط نرمافزار LISREL استفاده شد. بین متغیرهای اخلاق حرفهای با عملکرد شغلی و اعتماد سازمانی رابطه مثبت و معنیدار وجود دارد. اخلاق حرفهای با جو اخلاقی رابطه مستقیم دارد. همچنین بین جو اخلاقی با عملکرد شغلی و اعتماد سازمانی رابطه مثبت و معنیدار وجود دارد. بر مبنای نتایج این پژوهش، با زمینهسازی برای اخلاق حرفهای و جو اخلاقی در سازمان میتوان باعث ارتقای اعتمادسازی و عملکرد شغلی در کارکنان شد و این چنین با اتخاذ تصمیمات منطقی و خردمندانه منافع بلندمدت سازمان را تضمین کرد.
نقش آفرینی سرمایه اجتماعی سازمانی در گرایش به نوآوری سازمانی در شرکتهای دانش بنیان (مورد مطالعه: شرکت های مستقر در پارک علم و فناوری دانشگاه تهران)
دوره 3، پائیز و زمستان 1390، اسفند 1390، صفحه 28-53
https://doi.org/10.22067/pmt.v0i0.15936
مهران رضوانی، محمدتقی طغرایی
چکیده در کسب وکار پویای امروز، به دلیل ظهور سه روند عمده رقابت شدید بین المللی، بازارهای گسسته و تکنولوژی در حال تغییر، شاهد طرح بیش از پیش موضوع نوآوری هستیم. روندهای مذکور، علاقه صاحبنظران حوزه کسب و کار را به توجه شگرف و جستجو در مفهوم سرمایه اجتماعی به مثابه عامل حیاتی در ارتقای سطح عملکرد سازمان و پیش آیند خلق مزیت رقابتی مبتنی بر نوآوری جلب کرده است. با این حال، کمتر پژوهشی سرمایه اجتماعی سازمانی و نوآوری سازمانی را به صورت توامان بررسی نموده است؛ از این رو غایت مطالعه حاضر، بررسی چگونگی نقش آفرینی سرمایه اجتماعی سازمانی و ابعاد آن در گرایش به نوآوری سازمانی و همچنین تعیین سهم نسبی هر یک از این ابعاد در پیش بینی گرایش به نوآوری در شرکتهای دانش بنیان است. روش شناسی پژوهش از نوع توصیفی- همبستگی بوده و جامعه آماری کارکنان شرکتهای دانش بنیان پارک علم و فناوری دانشگاه تهران را در بر میگیرد. در تجزیه و تحلیل داده ها از روش های تحلیل همبستگی و تحلیل رگرسیون گام به گام استفاده شده است. نتایج مطالعه، گویای نقش آفرینی موثر و معنی دار سرمایه اجتماعی سازمانی در گرایش به نوآوری سازمانی است. بدین ترتیب بعد رابطهای سرمایه اجتماعی پیش بینی کننده گرایش به نوآوری هست، لیکن ابعاد شناختی و ساختاری سرمایه اجتماعی نمیتوانند پیش بینی کننده مناسبی برای گرایش به نوآوری در سازمان باشند.
درک و شناخت گونه های «سوء رفتار سازمانی» از دیدگاه کارکنان دانشگاه کردستان
دوره 5، بهار و تابستان 1392، شهریور 1392، صفحه 28-51
https://doi.org/10.22067/pmt.v5i9.28869
ناصر شیربگی، خلیل غلامی، فخرالدین معروفی، سمیه نوری
چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی نگرش کارکنان نسبت به "پدیده سوء رفتار سازمانی" در میان کارکنان دانشگاه کردستان می باشد. این پژوهش شامل دو بخش کیفی و کمّی است. در بخش کیفی از روش مصاحبه نیمه سازمان یافته به منظور بررسی نگرش کارکنان در مورد پدیده سوء رفتار سازمانی استفاده شده و در بخش کمی با استفاده از پرسش نامه محقق ساخته، شاخص های سوء رفتارهای سازمان محور و کارمندمحور مورد مطالعه قرارگرفته است. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان دانشگاه کردستان در سال 1390 بود که تعداد آن ها 202 نفر می باشد. نتایج مصاحبه ها نشان داد مصادیقی همچون: معطّل نگه داشتن ارباب رجوع و استفاده از امکانات سازمان برای انجام کار شخصی از جمله سوء رفتارهای سازمانی قلمداد شده است. نتایج تحلیل کمی داده ها از طریق آزمون های تی مستقل، تحلیل واریانس یک راهه و فریدمن نشان داد که رفتار هایی مانند وجود بی انضباطی مالی و اداری، معطلی ارباب رجوع و توجیه عملکرد دارای بیشترین رتبه اهمیت نسبت به مصادیق دیگر بودند. همچنین، میانگین نظرات کارکنان مرد از میانگین نظرات کارکنان زن در متغیرهای سوء رفتار سازمان محور، سوء رفتار کارمندمحور، بیشتر بود که نشان دهنده آن بود که مردان بیشتر از زنان معتقدند این شاخص ها در سازمان وجود دارد و آنها را با اهمیّت دانستند. نتایج، همچنین گویای آن بود که نوع نگرش کارکنان به پدیده سوء رفتار با توجه به مدرک تحصیلی دارای تفاوت معناداری است.
بررسی تأثیر معنویت در کار بر رفتار شهروندی سازمانی با تاکید بر نقش واسط تعهد سازمانی
دوره 4، پائیز و زمستان 1391، اسفند 1391، صفحه 29-51
https://doi.org/10.22067/pmt.v4i8.23467
حبیب اله دعایی، مرتضی عزیزی
چکیده از جمله پرسش های مهمی که در زمینه معنویت در کار مورد توجه قرار گرفته ، توجه به ارتباط میان این سازه با نگرش-های کاری کارکنان است؛ ازاین رو جهت بررسی تاثیر معنویت در کار بر رفتار شهروندی سازمانی کارکنان دانشگاه شیراز به صورت مستقیم و غیر مستقیم (با تاکید بر نقش واسط تعهد سازمانی) چهار فرضیه اصلی مطرح گردیده است. مدل یابی معادلات ساختاری و روش حداقل مربعات جزیی با کمک نرم افزار "اسمارت پی ال اس" و تحلیل پاسخ های 155 نفر از کارکنان غیر هیأت علمی دانشگاه شیراز به منظور بررسی مدل های اندازه گیری و ساختاری و آزمون فرضیه ها مورد استفاده قرار گرفته است. نتایج حاصل از پژوهش، نشان می دهد مدل به کار گرفته شده، مدل نظری مناسبی برای پیش بینی پیامدهای رفتاری کارکنان بوده و همه روابط مستقیم میان متغیرهای مدل نیز، معنادار بوده اند. همچنین یافته های تحقیق نشان می دهد معنویت در کار تاثیر تعیین کننده ای بر رفتارهای کمک کننده، رفتارهای کلامی و تعهد سازمانی کارکنان دارد. بنابراین، آگاه کردن مدیران نسبت به وجود این عامل ارزشمند و چگونگی استفاده از آن در پیشبرد اهداف سازمانی، می تواند تاثیر بسزایی در بهبود عملکرد سازمان داشته باشد.
تأثیر شهرت سازمانی بر نیات رفتاری مشتری در بانک اقتصاد نوین
دوره 6، بهار و تابستان 1393، شهریور 1393، صفحه 29-47
https://doi.org/10.22067/pmt.v6i11.44304
مهدی حقیقی کفاش، سعید صحت، محمد اثناعشری، مژگان فرهمند ثابت
چکیده تحقیق حاضر به بررسی ارتباط بین شهرت سازمانی با نیات رفتاری مشتری در بانک اقتصاد نوین پرداخته است. برای این منظور، از مؤلفه های شناخت ، اعتماد و تعهد، به عنوان متغیرهای میانجی استفاده، و بر این اساس 8 فرضیه تدوین شد. جامعه آماری تحقیق حاضر را مشتریان بانک اقتصاد نوین در شهر تهران که حداقل یک حساب در بانک داشتند، تشکیل می داد. ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسشنامه ای شامل 25 سؤال بود که بعد از سنجش روایی و پایایی آن بر اساس نمونه گیری در دسترس، بین مشتریان توزیع شد. تجزیه و تحلیل داده های جمع آوری شده بر اساس روش تحلیل عاملی و تحلیل معادلات ساختاری انجام شد. نتایج تحقیق بیانگر آن بود که مدل، از برازش مناسبی برخوردار است، شهرت سازمانی با نیات رفتاری مشتری ارتباط معنی داری دارد، و شهرت سازمانی از طریق مؤلفه های شناخت، تعهد و اعتماد، با نیات رفتاری مشتری ارتباط دارد. در انتها، بر اساس نتایج بدست آمده پیشنهاداتی مطرح شد.
بررسی نقش واسط عدالت سازمانی در رابطه بین معنویت در محیط کار و تعهد سازمانی ( مورد مطالعه: کارکنان اداری دانشگاه تربیت مدرس)
دوره 6، پائیز و زمستان1393، اسفند 1393، صفحه 29-48
https://doi.org/10.22067/pmt.v6i12.33117
سیده زهرا فاطمی، اصغر مشبکی اصفهانی
چکیده در مطالعات فعلی سازمان و مدیریت این عقیده وجود دارد که مفهوم معنویت و معنویت در کار می تواند پاسخ و راه حلی برای کاهش کارکردهای منفی در سازمان همچون استرس، ترک خدمت و رفتارهای سیاسی در سازمان باشد و پیامدهایی مطلوب همچون افزایش تعهد و رضایت شغلی را در پی داشته باشد. در این راستا عواملی می توانند تقویت کننده اثرگذاری معنویت بر پیامدهای مثبت باشند. در این تحقیق عدالت سازمانی به عنوان متغیر واسط بین معنویت و تعهد سازمانی، در نظر گرفته شده است که در سازمان های معنویت گرا منجر به سطح بالاتری از تعهد در همه ابعاد می گردد. بدین منظور مدل تحقیق با مد نظر قراردادن ادبیات موضوع طراحی و در میان نمونه ای از کارکنان ادارای دانشگاه تربیت مدرس مورد سنجش و آزمون قرارگرفته است. روش تحقیق حاضر از نوع همبستگی- مدل معادلات ساختاری بوده است. نتایج تحقیق حاکی از تاثیرگذاری متغیر مستقل و واسط بر تعهد سازمانی می باشد. همچنین عدالت سازمانی به عنوان متغیر واسط مورد تایید قرار گرفت که نشان دهنده اثر غیرمستقیم معنویت بر تعهدسازمانی می باشد.
