نوع مقاله: مقالات

فراموشی سازمانی؛ چالش مهم مدیران در عصر جدید کسب و کار

دوره 2، پاییز و زمستان 1389، آذر 1389، صفحه 97-117

https://doi.org/10.22067/pmt.v2i4.9092

یعقوب حسینی، رضا جلالی، فرزانه خسروانی

چکیده سازمان‌ها برای بهبود جایگاه رقابتی خود، مجبور هستند برای نگهداشت دانش موجود و نیز یادگیری دانش‌های نوین مدیریت دانش را به کار گیرند. تلاش سازمان در زمینه مدیریت دانش به دو بخش قابل تفکیک است: نخست، سازمان باید به آنچنان توانمندی دست پیدا نماید تا بتواند دانش نوین را بیاموزد که این بخش را یادگیری سازمانی گویند. دوم، سازمان باید بتواند در برخی از موقعیت‌ها، دانش سازمانی خود را آگاهانه کنار بگذارد و دانش جدیدی را جایگزین نماید که این بخش نیز فراموشی سازمانی نامیده می شود. این پژوهش با هدف شناسایی میزان فراموشی سازمانی انجام شده است. در این مقاله پس از بررسی مفهوم و ابعاد فراموشی سازمانی در ادبیات نظری، سه بعد فراموشی (نوع فراموشی، پیامد فراموشی و روش فراموشی) شناسایی شد و رابطه این سه بعد در سه فرضیه مورد آزمون قرار گرفت. برای سنجش این ابعاد از پرسشنامه‌ای 25 سئوالی که توسط نگارند‌گان تهیه شده است، استفاده گردید. جامعه مورد بررسی در این پژوهش تعدادی از سازمان‌های دولتی و خصوصی است. روش نمونه‌گیری در این مطالعه، تصادفی بوده است. برای سنجش اندازه‌گیری ابعاد فراموشی سازمانی از روش مدل‌سازی معادلات ساختاری و برای سنجش فرضیه‌های پژوهش از آزمون معناداری ضریب همبستگی پیرسون استفاده شده است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهند پرسش‌های پرسشنامه به نحو مناسبی ابعاد سه‌گانه فراموشی سازمانی را اندازه‌گیری می‌کنند. همچنین نتایج بیانگر آن است که فرضیه‌های پژوهش (رابطه بین نوع دانش فراموش شده، روش فراموشی و پیامدهای فراموشی) مورد تایید قرار گرفته‌اند.


بررسی رابطۀ بین اعتماد به مدیریّت و به اشتراک گذاشتن دانش و نقش میانجی ترس از دست دادن اعتبار و مستند سازی دانش

دوره 4، پائیز و زمستان 1391، اسفند 1391، صفحه 107-124

https://doi.org/10.22067/pmt.v4i8.23474

مصطفی کاظمی، یوسف رمضانی

چکیده به اشتراک گذاشتن دانش از امور حیاتی برای سازمان هاست و در این میان، اعتماد متقابل بین افراد و به طور خاص اعتماد به مدیریت، عاملی تاثیرگذار در آن مهم است. با توجه به مشهود نبودن رابطه بین اعتماد متقابل و اشتراک دانش، مطالعه حاضر سعی نموده با استفاده از متغیرهای میانجی "ترس از دست دادن اعتبار شخصی فرد" و "مستند سازی دانش"، رابطه میان اعتماد به مدیریت و به اشتراک گذاشتن دانش را مورد بررسی قرار دهد. روش شناسی پژوهش از نوع توصیفی - همبستگی است و با توجه به محدود بودن جامعه آماری، یعنی کارکنان منطقه 9 شهرداری مشهد، نمونه گیری به روش سرشماری انجام شده است. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار لیزرل استفاده شده است. یافته های این پژوهش دارای کاربردهای مهمی در دو سطح نظری و مدیریتی است. این مقاله در سطح مدیران بر نقش اصلی افراد در روند به اشتراک گذاشتن دانش نسبت به دو مؤلفه مستند سازی دانش و ترس از دست دادن اعتبار شخصی فرد تاکید می کند. در سطح نظری نیز شواهد تجربی را برای دو مکانیزم که کمک به بیان تاثیر اعتماد به مدیریت بر به اشتراک گذاشتن دانش می کند، فراهم می نماید.

نقش ادراک از درستکاری سازمان و رفاه عاطفی کارکنان در ایجاد تعهد عاطفی به سازمان (مورد مطالعه: کارکنان شرکت های بیمه در کلان شهر تهران)

دوره 7، بهار و تابستان 1394، شهریور 1394، صفحه 116-135

https://doi.org/10.22067/pmt.v7i13.37430

محمد صالح ترکستانی، الهام جمشیدی بروجردی

چکیده منابع انسانی، سرمایه های اصلی و بی بدیل سازمان هستند و موفقیت و بقای سازمان به آن ها بستگی دارد. به همین دلیل تعهد عاطفی منابع انسانی نیز یکی از مهم ترین عواملی است که امروزه هدف غایی اکثر سازمان ها است. در این تحقیق، ادراک منابع انسانی از درستکاری سازمان و پیش بینی رفاه عاطفی و تعهد عاطفی در آنها، در صنعت بیمه مورد بررسی قرار گرفته است. 212 کارمند از شعب و نمایندگی های مختلف کلیه شرکت های بیمه ای در کلان شهر تهران در این تحقیق شرکت کرده اند و نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل اطلاعات با مدلسازی معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزار لیزرل، نشان می دهد که ادراک نیروی کار از درستکاری سازمان، هم به طور مستقیم و هم با میانجی گری نقش رفاه عاطفی، رابطه ای مثبت با تعهد عاطفی کارکنان دارد. در این تحقیق فرض می شود که توسعه درستکاری در سازمان (به عنوان مثال توسعه احترام متقابل و فضایی که در آن استانداردهای بالای عملکردی با فرهنگ گذشت و یادگیری از اشتباهات ترکیب می شود)، رفاه عاطفی کارکنان را بهبود بخشیده و منجر به تعهد عاطفی نیروی کار می شود.

طراحی الگوی پرورش مدیر به عنوان مربی در بخش دولتی ایران: رویکرد هم‌افزایی

دوره 9، پائیز و زمستان1396، شهریور 1396، صفحه 117-141

https://doi.org/10.22067/pmt.v9i18.56723

سلیمان احمدزاده، سعید صیادی، سنجر سلاجقه، ایوب شیخی

چکیده مربی‌گری به عنوان یکی از استراتژهای توسعه مدیریت مطرح شده است. مدیر به عنوان مربی و اتخاذ سبک مربی‌گری توسط مدیران منجر به بهبود عملکرد و درنهایت باعث افزایش بهره‌وری فردی و سازمانی می‌شود و زمینه تعالی سازمانی را فراهم می‌نماید. این مقاله، به تبیین پرورش مدیر به عنوان مربی و اهمیت آن پرداخته و مدلی برای تحقق آن در بخش دولتی ارائه می-دهد. برای ارائه مدل، در گام نخست، از روش فراتحلیل (مرور ادبیات نظری و پیشینه تحقیق در زمینه مربی‌گری و مدیر به عنوان مربی) برای شناسایی مؤلفه‌های تحقیق استفاده شده است و در گام دوم، برای تأیید مؤلفه‌های مربوطه از 40 نفر خبره دانشگاهی و 5 نفر از مدیران کل (ستاد مرکزی وزارت راه و شهرسازی) نظرسنجی شده است. برای استخراج میزان میانگین اهمیت عوامل اثرگذار (سازمانی و فردی) بر پرورش مدیر به عنوان مربی از نسبت روایی محتوا (CVR)، میانگین و انحراف‌ استاندارد استفاده شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که پرورش مدیر به عنوان مربی در بخش دولتی نتیجه رابطه هم‌افزای (نه رابطه مجموع صفر) سازمان و فرد است. این عوامل به همراه هم و در یک رابطه تعاملی و هم‌افزا باعث پرورش مدیر به عنوان مربی می‌شوند. بنابراین، هر چه نقطه اشتراک دو عنصر بیشتر باشد، پرورش مدیر به عنوان مربی یا مربی‌گری مدیریتی در بخش دولتی محتمل‌تر است.

تاثیر ارزیابی عملکرد بالنده ساز بر عملکرد کاری

دوره 2، بهار و تابستان 1389، شهریور 1389، صفحه 68-89

https://doi.org/10.22067/pmt.v2i3.4258

حبیب اله دعایی، مسعود علیزاده

چکیده ارزیابی عملکرد بالنده ساز، توجّه ویژه‌ای به عکس العمل‌های کارکنان در قبال ارزیابی دارد. در این نوع ارزیابی، پاسخ و احساس مثبت کارکنان نسبت به ارزیابی عملکرد، نشان از موفقیّت آن دارد. این نوع ارزیابی شامل دو جزء هدف گذاری و بازخورد است. در هدف گذاری و بازخورد بالنده ساز، کارکنان اهداف و بازخورد را واضح، مرتبط و قابل درک تشخیص می دهند. در این تحقیق بیان می شود که بین دو متغیر ارزیابی عملکرد بالنده ساز و عملکرد کاری، ارتباط وجود دارد و متغیرهای تعهد سازمانی، انگیزش درونی و گرایش‌های استقلال طلبانه بر این ارتباط تاثیر می‌گذارند. هدف از این تحقیق، بررسی نوع ارتباط بین ارزیابی عملکرد بالنده ساز با عملکرد شغلی می باشد، که در یکی از سازمان‌های تولیدی در ایران مورد آزمون قرار گرفته است . جهت سنجش متغیرهای تحقیق از پرسشنامه‌های استاندارد استفاده شده و روایی و پایایی آنها سنجیده شده است. نتایج تحقیق نشان داد، برای کارکنانی که گرایش‌های استقلال طلبانه در آنها ضعیف است، ارتباط بین ارزیابی عملکرد بالنده ساز و عملکرد کاری مثبت است، اما برای کارکنانی که اینگونه گرایش‌های استقلال طلبانه در آنها قوی است، این ارتباط منفی می‌باشد. همچنین مشخص شد که انگیزش درونی شغل به عنوان عامل واسطه ای بین ارزیابی عملکرد بالنده ساز و عملکردکاری ارتباط برقرار می‌کند.

تأثیر هوش معنوی بر مثبت‌اندیشی دانشجویان (مورد مطالعه: دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد)

دوره 9، بهار و تابستان 1396، شهریور 1396، صفحه 75-95

https://doi.org/10.22067/pmt.v9i1.54566

الهام بهپور، علی شیرازی، حامد محمدی شهرودی

چکیده معنویت، یکی از نیازهای درونی انسان‌ها بوده و متضمن تلاش آدمی ‌‌برای معنا بخشیدن به زندگی و پاسخ به چراهای زندگی است. یکی از موضوعات قابل توجه در این حوزه، ترکیب سازه‌های معنویت و هوش، درون یک سازه جدید به نام هوش معنوی است. هوش معنوی شامل توانمندی‌های فردی در تعامل فرد با جهان هستی و موضوعات فراشناختی میباشد و امروزه از مهم‌ترین مباحثی است که در کلیه ابعاد سلامت روان انسان‌ها، به‌ویژه تقویت مثبت‌اندیشی مطرح شده و نقش پر رنگی در آن دارد. هدف این مطالعه، تعیین میزان تأثیر هوش معنوی بر مثبت‌اندیشی در دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد می‌باشد. لذا این مطالعه، یک مطالعۀتوصیفی- پیمایشی بوده و در آن از نمونه‌گیری تصادفی ساده استفاده شده است. به این منظور، داده‌های مورد نیاز از طریق دو پرسشنامۀ استاندارد هوش معنوی (شامل درک و ارتباط با سرچشمه هستی و زندگی معنوی) و مثبت‌اندیشی جمع‌آوری گردید. یافته‌ها حاکی از این است که هوش معنوی بر مثبت‌اندیشی مؤثر بوده و همچنین زندگی معنوی دانشجویان بر مثبت‌اندیشی آن‌ها تأثیرگذار است. همچنین مؤلفه درک و ارتباط با سرچشمه هستی پیش‌بینی کننده مثبت‌اندیشی نیست.

بررسی وضعیت بهره وری دانش در پژوهشکده‌های مستقر در دانشگاه فردوسی مشهد

دوره 10، بهار و تابستان 1397، شهریور 1397، صفحه 83-104

https://doi.org/10.22067/pmt.v10i1.42823

ساناز منتظری، رضوان حسین قلی زاده، حسین کارشکی

چکیده هدف اصلی این پژوهش، بررسی وضعیت بهره‌وری دانش در پژوهشکده‌های مستقر در دانشگاه فردوسی مشهد است. برای دست‌یابی به این هدف، از روش پژوهش توصیفی-پیمایشی استفاده شد. جامعه آماری شامل کلیه اعضای هیئت علمی و کارکنان عضو پژوهشکده‌های دانشگاه فردوسی مشهد است. از این مجموع، 148 نفر به عنوان نمونه مورد مطالعه به شیوه طبقه‌ای متناسب انتخاب شدند. جهت گردآوری داده‌های مورد نیاز از پرسشنامه محقق ساخته بهره‌وری دانش استفاده شد و روایی پرسشنامه از طریق روایی سازه و روایی محتوایی تعیین گردید. بر اساس یافته‌های حاصل از این پژوهش، وضعیت مطلوب بهره‌وری دانش در ابعاد شش‌گانه آن از دیدگاه خبرگان و متخصصان مدیریت دانش با در نظر گرفتن نقطه برش برای هر یک از مؤلفه‌ها تعیین شد. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که نقطه برش این شش مؤلفه با یکدیگر تفاوت دارند؛ به بیان دیگر مؤلفه‌های تعیین کننده بهره‌وری از درجات متفاوت برخوردارند؛ به نحوی که مؤلفه تلقی کارکنان به عنوان دارایی و نه هزینه با اختصاص بالاترین نقطه برش در درجه اول اهمیت از دیدگاه خبرگان قرار گرفت و مؤلفه‌های نوآوری، یادگیری، کیفیت، وظیفه و استقلال در مراتب بعدی قرار گرفتند. همچنین، نتایج حاصل از مقایسه وضع موجود با مطلوب نشان داد که وضعیت بهره‌وری دانش در هر یک از مؤلفه‌های شش‌گانه مورد نظر پیتر دراکر در پژوهشکده‌های مستقر در دانشگاه فردوسی مشهد در سطح مطلوبی قرار ندارد. چنانکه، مؤلفه‌ تمرکز  بر وظیفه و مؤلفه تلقی کارکنان به عنوان دارایی و نه هزینه به ترتیب از بیشترین و کم‌ترین میزان برخوردار بودند.

بررسی عوامل محیطی مؤثر بر توسعة کارآفرینی از دیدگاه کارآفرینان کشور

دوره 1، بهار و تابستان 1388، شهریور 1388، صفحه 89-112

https://doi.org/10.22067/pmt.v1i1.2258

محمد تقی انصاری، عباس سلمانی زاده

چکیده کسب و کارهای کوچک از نظر ایجاد شغل، توسعة نوآوری و بهره برداری از فرصت‌های جدید، نقش مهمّی در موفّقیت اقتصاد یک کشور دارند. از این رو گرایش به کارآفرینی در سراسر دنیا گسترش یافته است. توسعة کارآفرینی با ترویج فرهنگ کارآفرینی و ارتقاء سطح فعّالیت‌های کارآفرینانه محقّق می‌شود. با وجود فعّالیت‌های مراکز کارآفرینی دانشگاه‌ها و برنامه‌های ذیربط دیگر در چند سال اخیر، نرخ فعالیت‌های کارآفرینانه و تعداد کسب و کارهای نوآورانه ای که در ایران ایجاد شده، از میزان متوسط جهانی کمتر است. شناسایی و بررسی عوامل مختلف محیطی مؤثر بر توسعة کارآفرینی می‌تواند در برنامه ریزی‌ها و سیاستگذاری‌های کلان برای ارتقاء فعالیت‌های کارآفرینانه در کشور کمک مؤثر و شایانی باشد. در این مقاله نتایج حاصل از مطالعات میدانی در خصوص تأثیر عوامل محیطی بر توسعة کارآفرینی و جهت‌گیری کارآفرینانه از دیدگاه کارآفرینان کشور به روش پیمایشی و با استفاده از پرسش‌نامه ارائه شده است. نتایج نشان می‌دهد، مؤلفه‌هایی از ابعاد محیط تجربی شخصی، نقش دولت، نقش بخش خصوصی، عوامل سیاسی داخلی و خارجی، عوامل فرهنگی و اجتماعی، عوامل فناوری و عوامل جمعیتی در توسعة کارآفرینی تأثیر دارند.
 

بررسی رابطۀ بین مؤلّفه های کیفیّت زندگی کاری از دیدگاه والتون و رضایت شغلی (مورد مطالعه : شرکت گاز استان خراسان رضوی)

دوره 5، بهار و تابستان 1392، شهریور 1392، صفحه 89-103

https://doi.org/10.22067/pmt.v5i9.28872

احمد توکلی، محمد لگزیان، علی داوودنیا، علی علیزاده زوارم

چکیده هدف این مقاله، بررسی رابطه بین مؤلفه های کیفیت زندگی کاری و رضایت شغلی است. جامعه آماری مطالعه حاضر شامل مدیران، معاونان و کارشناسان شرکت گاز استان خراسان رضوی می باشد. برای جمع آوری اطلاعات از حجم نمونه 146 نفر، از پرسشنامه استاندارد شده رضایت شغلی و مؤلفه های کیفیت زندگی کاری استفاده شده است. به منظور بررسی معناداری فرضیه های مطرح شده در تحقیق از آزمون های همبستگی اسپیرمن و پیرسون بهره گرفته شده است. نتایج حاصل از این تحقیق نشان می دهد سطح کیفیت زندگی کاری و رضایت شغلی کارکنان در حد متوسط بوده و رابطه مثبت و معناداری نیز بین این دو متغیر وجود دارد. از طرفی یافته ها حاکی از آن است که بین هر یک از مؤلفه های کیفیت زندگی کاری از دیدگاه والتون شامل پرداخت منصفانه و کافی به کارکنان، محیط کار ایمن و بهداشتی، تأمین فرصت رشد و امنیت مداوم، قانون گرایی، وابستگی اجتماعی، فضای کلی زندگی کاری، یکپارچگی و انسجام اجتماعی و توسعه قابلیت های انسانی کارکنان با رضایت شغلی، رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.

تعارض ادراک شده و سبک های مدیریت آن

دوره 1، پاییز و زمستان 1388، اسفند 1388، صفحه 90-110

https://doi.org/10.22067/pmt.v1i2.2885

مرجان فیاضی

چکیده برخورد مؤثر با تعارض، چالش اساسی در تعاملات افراد در محیط کار است. تعارض امری طبیعی و پدیده ای اجتناب ناپذیر در زندگی فردی و سازمانی است و به دلایل متعدد و در اشکال مختلف ظهور می‌کند. مسأله اصلی در این پژوهش، شناخت فضای سازمان از لحاظ وجود تعارض و تضاد و بررسی سبک های مورد استفاده مدیران و کارکنان جهت حل و رفع این تعارضات است. برای این منظور، مطالعه در فضای یک سازمان آموزشی (دانشگاه) و در بین 43 مدیر و کارمند آن که به شیوه تصادفی انتخاب شده اند؛ انجام شد. اطلاعات جمع آوری شده (توسط دو پرسش‌نامه ادراک تعارض دوبرین و سبک های تعارض رحیم) با استفاده از آزمون من ویتنی، کای دو و ضریب همبستگی پیرسون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان می‌دهد اگر چه اختلاف معنی داری بین مدیران وکارکنان از لحاظ ادراک تعارض در سازمان وجود ندارد، اما مدیران تعارض بیشتری را در سازمان تشخیص داده اند. اگرچه اختلاف معنی داری در استفاده از سبک‌های تعارض بین مدیران و کارکنان وجود ندارد، اما نتایج نشان می‌دهد کارکنان به نسبت مدیران تمایل بیشتری برای استفاده از سبک اجتناب و مصالحه دارند. از بین عوامل جمعیت شناختی نیز تأثیر جنسیت، سن، تحصیلات و سابقه خدمت بر ادراک تعارض به اثبات رسید.

بررسی ارتباط بین سرمایه فکری و عملکرد شرکت

دوره 3، بهار و تابستان 1390، شهریور 1390، صفحه 90-124

https://doi.org/10.22067/pmt.v3i5.10864

حسنعلی سینایی

چکیده بنا بر دیدگاه مبتنی بر منابع، عملکرد برتر شرکت ها می تواند از منابع منحصر به فرد آنها، یکپارچگی منابع و یا توانایی پاسخ گویی به محیط ناشی شود. بر اساس این دیدگاه، تفاوت در عملکرد شرکت ها به دلیل این است که سازمان های موفق دارای منابع استراتژیکی(فیزیکی، انسانی و سازمانی) هستند که رقبای آن ها فاقد آن منابع-اند. پس تفاوت در منابع، نقش مهمی در ایجاد سود برای شرکت دارد. از جمله منابع شرکت، سرمایه فکری است که سرمایه نوآوری و سرمایه مشتری زیر مجموعه آن است. این تحقیق به بررسی ارتباط بین سرمایه نوآوری و سرمایه مشتری با عملکرد مالی در شرکت های تولیدی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و همین طور روابط تعاملی آن دو با عملکرد مالی شرکت ها با توجه به تکنولوژی شرکت می پردازد. داده های سال های 1386-1381، جمع آوری شده اند و با استفاده از ضریب همبستگی دومتغیره پیرسون و ضریب تعیین، تجزیه و تحلیل شده اند. نتایج بر پایه داده های جمع آوری شده از 26 شرکت تولیدی با تکنولوژی بالا و 26 شرکت تولیدی با تکنولوژی پایین نشان داد که هر دو متغیرسرمایه نوآوری و مشتری رابطه مثبت و معنی داری با عملکرد مالی دارند، ولیکن نتیجه قابل توجه دیگر این بود که شدت ارتباط بین سرمایه نوآوری با عملکرد در شرکت های با تکنولوژی بالا بیشتر از شرکت های با تکنولوژی پایین نبوده است.

اثر رهبری همنوا بر تعهد سازمانی از طریق نقش واسط‌ اعتماد و تشریک دانش

دوره 4، بهار و تابستان 1391، شهریور 1391، صفحه 91-109

https://doi.org/10.22067/pmt.v4i7.19467

حسین افخمی روحانی، حسین رحمان سرشت، سید علی کوشازاده

چکیده به کارگیری شیوه‌ رهبری مناسب برای بهبود تعهد سازمانی از وظایف مهم مدیران سازمان‌هاست. رهبران همنوا در هماهنگی کامل با دیگر اعضای سازمان سطح بالایی از هوش هیجانی را برای نیل به این هدف ارائه می‌کنند. هدف انجام این پژوهش، شناسایی اثر شیوه‌ رهبری همنوا بر تعهد سازمانی از طریق متغیرهای واسط‌ اعتماد به مدیران ارشد و اشتراک دانش سازمانی است. جامعه‌ آماری این پژوهش، مدیران و کارشناسان بخش سازمانی یکی از دانشگاه‌های دولتی کشور است. اطلاعات و داده‌های پژوهش به روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای و از طریق پرسش نامه‌ الکترونیکی تحت وب جمع‌آوری و استخراج گردید. در تحلیل داده‌ها، 162 پاسخ مشارکت کنندگان توسط نرم‌افزار لیزرل برای اجرای مدل‌یابی معادلات ساختاری به روش تحلیل مسیر مورد بررسی قرار گرفت. نتابج تحلیل داده‌ها نشان داد شیوه‌ رهبری همنوا اثر مثبت و قوی بر اعتماد به مدیران ارشد و اشتراک دانش سازمانی دارد و از طریق این متغیرها تعهد سازمانی را پیش‌بینی ‌می‌کند.

بررسی نقش واسط مدیریت دانش بر رابطه بین عدم اطمینان محیطی و نوآوری سازمانی

دوره 6، پائیز و زمستان1393، اسفند 1393، صفحه 91-112

https://doi.org/10.22067/pmt.v6i12.48102

یعقوب مهارتی، مصطفی کاظمی، عبداله حسنی توابع

چکیده در محیط پویا و غیر قابل اطمینان امروزی، دانش، منبعی استراتژیک است که به سازمان ها در کسب مزیت رقابتی، و نوآوری برای بقا و ماندگاری، کمک شایانی می کند. در این تحقیق، روابط بین عدم اطمینان محیطی و نوآوری سازمانی با نقش واسط مدیریت دانش مورد آزمون قرار گرفت. داده ها از 89 شرکت تولیدی متوسط و بزرگ شهرستان مشهد از طریق پرسشنامه جمع آوری و تجزیه وتحلیل شد. نتایج حاصل از مدل یابی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار پی. ال. اس، نقش واسط مدیریت دانش بین عدم اطمینان محیطی و نوآوری سازمانی را پشتیبانی و تایید کرد. عدم اطمینان محیطی، باعث افزایش کاربرد مدیریت دانش در سازمان شده است که به نوبه ی خود بر نوآوری سازمانی نیز تاثیرگذار می باشد.

هوش سازمانی: طراحی مدل سلسله مراتبی برای دانشگاه های دولتی ایران با رویکرد دیماتل

دوره 5، پائیز و زمستان1392، آذر 1392، صفحه 94-124

https://doi.org/10.22067/pmt.v5i10.34894

غلامرضا ملک زاده، مصطفی کاظمی، محمد لگزیان

چکیده هوش سازمانی از چالش های اساسی سازمان های نوآور امروز است که به کارگیری آن در دانشگاه های دولتی کشور نیز امری ضروری به نظر می رسد. به همین دلیل دستیابی به مدلی علت و معلولی، که ابعاد و مؤلفه های مختلف هوش سازمانی دانشگاه-های دولتی ایران را تبیین کند، در این پژوهش مورد توجه قرار گرفت. ازاین رو، با بررسی ادبیات موضوع، ابعاد و مؤلفه های هوش سازمانی استخراج شد و با استفاده از نظرات خبرگان دانشگاهی، ابعاد و مؤلفه های آن در دانشگاه های دولتی ایران احصا و مدلی مفهومی تدوین گردید. سپس با استفاده از روش دیماتل روابط بین ابعاد و مؤلفه های این مدل مشخص و شبکه روابط به صورتی یکپارچه صورت بندی و مدلی تحلیلی طراحی شد که بیانگر شدت اثر ابعاد و مؤلفه ها بر هم می باشد. یافته های پژوهش نشان می دهند هوش سازمانی دانشگاه های دولتی ایران، شامل هشت بعد است که هریک از این ابعاد، خود دارای چند مؤلفه (جمعاً 36 مؤلفه) می باشند. این ابعاد عبارتند از: ساختاری، فرهنگی، راهبردی، ارتباطی، اطلاعاتی، فرآیندی، رفتاری و محیطی. ابعاد محیطی، ساختاری، اطلاعاتی، فرهنگی و راهبردی، گروه علت ها (اثرگذارها) و ابعاد ارتباطی، فرآیندی و رفتاری، گروه معلول ها (اثرپذیرها) را تشکیل می دهند. روابط میان مؤلفه های هریک از این ابعاد نیز به نوبه خود بررسی و مدل های علت و معلولی آنها طراحی شد. با توجه به 36 مؤلفه مدل، پرسشنامه ای طراحی گردید که برای اندازه گیری نیم رخ هوش سازمانی دانشگاه های دولتی کشور قابل استفاده می باشد.

تحلیل عوامل کارآفرینی‌سازمانی با رویکرد ترکیبی نظریه‌بنیادی و نگاشت‌شناختی‌فازی مورد مطالعه: شرکت توزیع برق استان یزد

دوره 10، پائیز و زمستان1397، اسفند 1397، صفحه 95-122

https://doi.org/10.22067/pmt.v10i2.66200

حبیب زارع احمدآبادی، فاطمه زمزم، محمدرضا زارع بنادکوکی، محمد حبیبی رضی آباد

چکیده یکی از عوامل مؤثر در توسعه اقتصادی کشورها توجه به جایگاه کارآفرینی سازمانی است به همین منظور بیشتر سازمان‌ها منابع خود را در این زمینه هدایت می‌کنند. برای موفقیت کارآفرینی سازمانی عوامل متعددی نقش دارند که بدون در نظر گرفتن آن‌ها کارآفرینی میسر نیست. ازاین‌رو پژوهش حاضر به بررسی و شناسایی عوامل مؤثر بر کارآفرینی سازمانی در شرکت توزیع برق استان یزد می‌پردازد. نوع این پژوهش با رویکرد کیفی و کمی است که در بخش کیفی با مصاحبه با تعدادی از مدیران شرکت توزیع برق و تحلیل آن‌ها به کمک نظریه بنیادی عوامل مؤثر بر کارآفرینی سازمانی استخراج گردید. در بخش کمی به تحلیل ارتباط بین عوامل مستخرج از مرحله کیفی پژوهش اقدام گردید. درنهایت نتایج برنامه‌ریزی بر اساس سناریو نشان داد سناریوی بازبینی نظام ارزیابی عملکرد در میان 24 سناریوی تدوین شده، به علت ایجاد بیشترین میزان تغییرپذیری و شدت تغییر در 58 عامل تأیید شده، به عنوان مهم­ترین سناریو شناخته شد.

تبیین رابطه کارکردهای مدیریت استراتژیک منابع انسانی و نوآوری فنی در دانشگاه-های دولتی استان اصفهان

دوره 3، پائیز و زمستان 1390، اسفند 1390، صفحه 96-115

https://doi.org/10.22067/pmt.v0i0.15939

سوسن بهرامی، سعید رجایی پور، تقی آقا حسینی، حسنعلی بختیار نصرآبادی

چکیده هدف از این مطالعه، بررسی رابطه ساده و چندگانه کارکردهای مدیریت استراتژیک منابع انسانی و نوآوری فنی در دانشگاه های دولتی استان اصفهان است. در این پژوهش480 نفر از اعضای هیأت علمی دانشگاه های دولتی استان اصفهان با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای متناسب با حجم مورد مطالعه قرار گرفته اند. به منظور گردآوری داده ها از پرسشنامه کارکردهای مدیریت استراتژیک منابع انسانی و پرسشنامه نوآوری فنی استفاده شده است. تحلیل داده های به دست آمده نشان داد میانگین نمرات کارکردهای مدیریت استراتژیک منابع انسانی و نمرات نوآوری فنی در دانشگاه های دولتی استان کمتر از حد متوسط بوده و بین کارکردهای مدیریت استراتژیک منابع انسانی با نوآوری فنی همبستگی چندگانه معناداری وجود داشته است. همچنین ضرایب بتا بین کارکردهای مدیریت استراتژیک منابع انسانی و نوآوری فنی از نظر آماری معنادار بوده و بین آنها هم خطی وجود نداشته و مدل رگرسیون معنی دار بوده است. نظرات اعضا در خصوص رابطه کارکردهای مدیریت استراتژیک منابع انسانی با نوآوری فنی بر حسب مشخصات دموگرافیک تفاوت معنی دار وجود داشته است.

الگوی راهکارهای مدیریت رفتار سیاسی انحرافی در صنعت بانکداری با رویکرد کیفی

دوره 12، بهار و تابستان 1399، شهریور 1399، صفحه 99-118

https://doi.org/10.22067/pmt.v12i1.82890

سعید جعفری نیا، اکبر حسن پور، مهدی خیراندیش، عاطفه ابراهیم پور آهندانی

چکیده صنعت بانکداری پویا، رو به رشد، سودآور و بسیار رقابتی بوده و وقوع انواع رفتارهای سیاسی انحرافی در آن برای کسب مزیت‌های بالاتر غیرقابل‌انکار است؛ رفتارهایی که پیامدهای منفی متعددی را در پی دارد. برای این منظور، در پژوهش حاضر به ارائه الگوی راهکارهای مدیریت رفتار سیاسی انحرافی در صنعت بانکداری پرداخته ‌شد. داده‌های مورد نیاز، علاوه بر مطالعات کتابخانه­ای، با استفاده از روش کیفی و راهبرد تحلیل مضمون و از طریق انجام مصاحبه‌های عمیق به روش نمونه‌گیری غیرتصادفی هدفمند با 21 نفر از خبرگان صنعت بانکداری به دست آمد، سپس الگوی راهکارهای مدیریت رفتارهای سیاسی انحرافی طراحی و پس از طی مراحل شش­گانه تحلیل مضمون، 36 راهکار احصاء و کدگذاری شد، درنهایت 7 راهکار جامع شامل مدیریت مسیر شغلی و توانمندسازی کارکنان، مدیریت نگرش و رفتار، استقرار سیستم مدیریتی تحول‌گرا، مدیریت فرهنگ‌سازمانی، استقرار نظام جبران خدمات عادلانه، مدیریت تعامل با محیط سازمان و پرورش اخلاق حرفه‌ای؛ برای اداره مؤثر رفتارهای سیاسی انحرافی ارائه گردید.

تبیین علّی انسجام تیمی بر اساس بسندگی مهارت‌های شغلی، ابهام نقش و رهبری مشارکتی: نقش واسطه‌ای اعتماد تیمی

دوره 12، پائیز و زمستان1399، اسفند 1399، صفحه 101-130

https://doi.org/10.22067/tmj.2020.39995

نوری کعب عمیر، منتهی موسوی، نسرین ارشدی

چکیده هدف پژوهش حاضر تبیین علّی انسجام تیمی بر اساس بسندگی مهارت­های شغلی، ابهام نقش و رهبری مشارکتی با توجه به نقش واسطه­ای اعتماد تیمی بود. روش پژوهش حاضر، توصیفی از نوع همبستگی از طریق الگویابی معادلات ساختاری (SEM) است. نمونه این پژوهش شامل 321 نفر از کارکنان شرکت بهره­برداری، تولید و انتقال آب جنوب شرق خوزستان بود که به روش نمونه‌گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. جهت جمع­آوری داده­­ها از مقیاس­های استاندارد بسندگی مهارت­های شغلی، ابهام نقش، رهبری مسیر- هدف، اعتماد تیمی و انسجام تیمی استفاده شد. ارزیابی الگوی پیشنهادی از طریق الگویابی معادلات ساختاری (SEM) و با استفاده از نرم‌افزار‌های AMOS و SPSS نسخه 24 انجام گرفت. جهت آزمون اثرات واسطه‌ای در الگوی پیشنهادی نیز از روش بوت‌استراپ استفاده شد. یافته‌ها نشان‌دهنده برازش مطلوب الگوی نهایی با داده‌ها بودند. همچنین نتایج نشان داد بسندگی مهارت­های شغلی و رهبری مشارکتی به­صورت مثبت و ابهام نقش به­صورت منفی بر اعتماد تیمی اثر مستقیم و معنی­داری دارند. بسندگی مهارت­های شغلی و اعتماد تیمی نیز به­صورت مثبت بر انسجام تیمی اثر مستقیم و معنی­داری داشتند. علاوه بر این، نتایج نشان داد که بسندگی مهارت­های شغلی، ابهام نقش و رهبری مشارکتی از طریق نقش واسطه­ای اعتماد تیمی، بر انسجام تیمی اثر غیرمستقیم و معنی­داری دارند.

بررسی رابطۀ بین رهبری اصیل ادراک‌شده با مالکیت روان‌شناختی ترویجی و پیشگیری‌کننده

دوره 7، پائیز و زمستان1394، اسفند 1394، صفحه 104-128

https://doi.org/10.22067/pmt.v7i14.52714

لیلا مرتضوی، محمدحسین شجاعی

چکیده هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطۀ بین ادراک کارکنان از رهبری اصیل و مالکیت روان‌شناختی ترویجی و مالکیت روان‌شناختی پیشگیری‌کنندۀ آنها است. در این راستا، از روش پژوهش پیمایشی- تحلیلی استفاده شد. جامعه آماری این پژوهش را کلیه کارکنان واحدهای ستادی شرکت سهامی بیمه ایران در شهر تهران، تشکیل داد که از میان آنها ۱۲۹ نفر بر اساس جدول مورگان به‌عنوان نمونه آماری به روش نمونه‌گیری تصادفی ساده انتخاب شد. گردآوری داده‌های پژوهش حاضر از طریق پرسشنامه مالکیت روان‌شناختی آلکرز (۲۰۱۱) و پرسشنامه رهبری اصیل آولیو (۲۰۰۷) انجام شد. روایی و پایایی پرسشنامه‌های یادشده، به ترتیب با استفاده از روایی صوری، روایی سازه و همچنین محاسبه آلفای کرونباخ مورد بررسی قرار گرفت. به‌علاوه، برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها و آزمون فرضیه‌های پژوهش از مدل‌سازی معادلات ساختاری و آزمون فریدمن با بهره‌گیری از نرم‌افزارهای Amos و SPSS استفاده شد. یافته‌های پژوهش نشان داد میان رهبری اصیل و مالکیت روان‌شناختی ترویجی رابطه مثبت معنادار وجود دارد. درحالی‌که بین رهبری اصیل و مالکیت روان‌شناختی پیشگیری‌کننده یا قلمروگرایی، رابطه مثبت و معنادار وجود ندارد. همچنین، مؤلفه‌های خودآگاهی، نگرش اخلاقی درونی شده، شفافیت رابطه‌ای و پردازش متعادل اطلاعات با مؤلفه‌های خودکارآمدی، تعلق، همانندی و پاسخگویی رابطه مثبت معنادار دارند. امّا بین نگرش اخلاقی درونی شده و قلمرو گرایی رابطه معنادار وجود ندارد.

بررسی تأثیر پیشرفت شغلی، فلات زدگی شغلی، تعهد عاطفی، دل‌بستگی شغلی و فرسودگی شغلی بر ادراک کارکنان از عدالت سازمانی و تمایل به ترک خدمت

دوره 11، بهار و تابستان 1398، شهریور 1398، صفحه 105-132

https://doi.org/10.22067/pmt.v11i1.69043

شهرزاد احمدی، محمدعلی نادی

چکیده پژوهش حاضر باهدف بررسی تأثیر پیشرفت شغلی، فلات زدگی، تعهد عاطفی، دل‌بستگی و فرسودگی شغلی بر ادراک کارکنان از عدالت سازمانی و تمایل به ترک خدمت به روش همبستگی انجام شد. نمونه این پژوهش از بین جامعه آماری کارکنان دانشگاه اصفهان با روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه­ای مبتنی بر سهم به تعداد 291 نفر انتخاب شد. داده­ها با استفاده از پرسشنامه جمع‌آوری شد و روایی صوری، محتوایی، سازه و پایایی پرسشنامه‌ها تائید گردید. یافته­های پژوهش حاکی از آن بود که بین متغیر­های پیشرفت کارکنان، تعهد عاطفی، دل‌بستگی شغلی بر ادراک از عدالت سازمانی تأثیر دارد. ولی فلات زدگی شغلی و فرسودگی شغلی بر ادراک از عدالت سازمانی تأثیر معناداری مشاهده نشد. همچنین بین متغیرهای پیشرفت کارکنان، تعهد عاطفی، دل‌بستگی شغلی، فرسودگی شغلی و فلات زدگی شغلی با تمایل به ترک خدمت نیز رابطه معناداری وجود نداشت. اثر متغیر­های فلات زدگی شغلی و فرسودگی شغلی بر متغیر ادراک از عدالت سازمانی به لحاظ آماری معنادار نبود. ولی اثر پیشرفت شغلی، تعهد عاطفی، دل‌بستگی شغلی بر ادراک از عدالت سازمانی به لحاظ آماری در سطح 05/0>p معنادار بود. اثر متغیرهای فلات زدگی شغلی، پیشرفت شغلی، تعهد عاطفی، دل‌بستگی شغلی و فرسودگی شغلی بر تمایل به ترک خدمت معنادار نبود. یافته‌ها همچنین نشان داد متغیر جنسیت در رابطه بین فلات زدگی شغلی، دل‌بستگی شغلی و فرسودگی شغلی با ادراک از عدالت سازمانی، نقش تعدیل گری ایفا نمی­کند ولی براثر متغیر تعهد عاطفی بر ادراک از عدالت سازمانی به‌طور نسبی تعدیل‌کننده ­است. متغیر جنسیت اثر متغیر پیشرفت شغلی بر ادراک از عدالت سازمانی را تعدیل می­کند و این تعدیل گری در حد متوسط به بالا برآورد شد.

نقش رویکرد سیاسی در شکل‌گیری همکاری استراتژیک میان شرکت‌های تکنولوژی‌محور از دیدگاه نظریۀ نهادی

دوره 11، پائیز و زمستان 1398، اسفند 1398، صفحه 111-140

https://doi.org/10.22067/pmt.v11i2.64014

میرعلی سیدنقوی، غدیر شکیباجمال آباد، سیدحسین جلالی

چکیده همکاری‌های استراتژیک راهکار اثربخشی برای ارتقای توان رقابتی بنگاه‌های تجاری، به ویژه در میان شرکت‌های کوچک و متوسط تکنولوژی‌محور است، اما شکل‌گیری این همکاری‌ها بدون توجه به محیط نهادی امکان‌پذیر نیست. هدف از پژوهش حاضر، بررسی نقش رویکرد سیاسی از دیدگاه نظریۀ نهادی در شکل‌گیری همکاری‌های استراتژیک میان شرکت‌های تکنولوژی‌محور است. برای دستیابی به این هدف، داده‌های مورد نیاز بر اساس منطق نمونه‌گیری تصادفی ساده و از نمونه‌ای به حجم 308 نفر از مدیران ارشد و اعضای هیئت‌مدیره شرکت‌های تکنولوژی‌محور فعال در پارک‌های علم و فناوری و مراکز رشد سراسر کشور گردآوری شده‌اند و نقش رویکرد سیاسی در شکل‌گیری همکاری‌های استراتژیک از منظر چهار وجه نظام حقوقی، نظام مالی، نظام ارزشی و اعتماد به روش تحلیل عاملی و مدل‌های رگرسیون چندگانه مورد ارزیابی قرار گرفته است. یافته‌های پژوهش حاضر بر مبنای نظریۀ نهادی تبیین روشنی از نقش رویکرد سیاسی در شکل‌گیری همکاری‌های استراتژیک فراهم می‌کند و نشان می‌دهد مهارت‌های برگرفته از رویکرد سیاسی بیشترین میزان تأثیرگذاری در شکل‌گیری همکاری‌های استراتژیک را از منظر نظام مالی و نظام حقوقی دارد. به علاوه، نتایج همراستا با پیشینه نظری بیانگر اهمیت توسعه زیرساخت‌های نهادی در هر چهار وجه، به ویژه نظام مالی و نظام حقوقی، برای تسهیل شکل‌گیری همکاری‌های استراتژیک و توسعه اقتصاد دانش‌بنیان است.

بررسی روابط بین فرهنگ یادگیری و انگیزش با آمادگی برای تغییر سازمانی در شرکت ملّی صنایع پتروشیمی ایران

دوره 8، پائیز و زمستان1395، اسفند 1395، صفحه 114-139

https://doi.org/10.22067/pmt.v8i16.50241

علی نجفی، حمید رحیمیان، اکبر باشکوه

چکیده از ویژگی‌ها و الزامات اساسی سازمان‌های نوین، شکل‌گیری آن‌ها بر مبنای یادگیری از یک سو و مواجهه با تغییرات فزاینده از سوی دیگر است. برهمکنش فرهنگ یادگیری و انگیزش برای تغییر سازمانی، نهایتاً سازمان‌ها را برای انطباق با تغییرات شتابنده جهان امروز تجهیز می‌نماید. این مقاله با هدف "تبیین روابط بین فرهنگ یادگیری و انگیزش با آمادگی برای تغییر سازمانی" انجام گرفت. روش پژوهش با توجه به ماهیت، توصیفی از نوع پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش، کارکنان شرکت ملّی صنایع پتروشیمی ایران به تعداد 600 نفر بودند که مطابق جدول مورگان، تعداد 250 نفر به روش نمونه‌گیری تصادفی ساده به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها، چهار پرسشنامه‌ مجزای فرهنگ یادگیری واتکینز و مارسینک (2003)، انگیزش یادگیری چنگ و همکاران (2010)، انگیزش انتقال هالتون (2005) و آمادگی برای تغییر سازمانی بوکنگ و همکاران (2009) بودند. برای تحلیل داده‌ها از تکنیک مدل‌سازی معادلات ساختاری و نرم‌افزار Smart PLS نسخه 2 استفاده شد. یافته‌های پژوهش نشان داد که آمادگی تغییر به‌ طور مستقیم و از طریق انگیزش از فرهنگ یادگیری تأثیر می‌پذیرد. همچنین بین فرهنگ یادگیری با متغیر میانجی انگیزش یادگیری و انتقال رابطه معنی‌داری وجود دارد. با توجه به مقادیر T، مسیر فرهنگ یادگیری به انگیزش و نیز مسیر انگیزش به آمادگی تغییر هر دو در سطح اطمینان 99% مورد تأیید قرار گرفت. از طرفی نتایج این پژوهش نشان داد که بین فرهنگ یادگیری با انگیزش یادگیری و انتقال آن رابطه معنی‌داری وجود دارد. لذا انگیزش و آمادگی کارکنان برای اجرای تغییرات سازمانی اهمیت قابل توجهی دارد.

تبیین نقش ویژگی های روانشناختی کارآفرینان بر فرآیند کارآفرینی مستقل

دوره 2، پاییز و زمستان 1389، آذر 1389، صفحه 118-140

https://doi.org/10.22067/pmt.v2i4.9093

حسنعلی آقاجانی، زیبا گنجه خور

چکیده خلق ثروت، توسعه تکنولوژی و ایجاد اشتغال مولد، سه دلیل مهم توجه به موضوع کارآفرینی بوده و برخی معتقدند در جوامع امروزین، لازم است انقلاب کارآفرینی رخ دهد. هدف از اجرای تحقیق حاضر، تبیین اثرات شش متغیر روانشناختی مؤثر بر فرآیند کارآفرینی مستقل در سطح استان مازندران می‌باشد. جامعه آماری، 1511 کارآفرین مطابق با تعریف دیده بان جهانی کارآفرینی بوده اند که تعداد 291 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند، سپس با جمع‏آوری داده‏های مورد نیاز با استفاده از پرسشنامه ای با اجزاء استاندارد و ضریب پایایی 84% ، به آزمون فرضیات شش‌گانه پرداخته شده است. یافته‌ها نشان می دهند شش متغیر روانشناختی مورد مطالعه در قالب یک مدل رگرسیون تحلیل مسیر، ضمن تبیین فرآیند کارآفرینی مستقل در سطح استان مازندران، هر کدام هم به صورت مستقیم، و هم به صورت غیرمستقیم و تعاملی، بر فرآیند مذکور تأثیرگذار بوده‌اند که از این لحاظ، بیش ترین اثرگذاری کلی مربوط به متغیر استقلال در کار(65/2-) بوده و متغیرهای خلاقیت و نوآوری(09/2-)، خطرپذیری(22/1)، اراده و پشتکار(085/1)، کنترل درونی(04/1) و بالاخره روحیه یادگیری(2/0-)، به ترتیب در درجات بعدی اهمیت قرار دارند. در پایان نتیجه‌گیری شده است که مدیران و مسؤولان استان برای بهبود فرآیند کارآفرینی مستقل چگونه باید به این متغیرهای روانشناختی توجه کنند.


شناسایی ابعاد تأثیرگذار بر سطح پیچیدگی شناختی کارآفرینان تصمیم گیرنده

دوره 4، پائیز و زمستان 1391، اسفند 1391، صفحه 125-145

https://doi.org/10.22067/pmt.v4i8.23476

علی رضاییان، روزا مهرابی، امیر محمد کلابی

چکیده پژوهش حاضر با درک اهمیت شناخت و به خصوص الگوی پیچیدگی شناختی در فرایند تصمیم گیری کارآفرینانه به شناسایی ابعاد اثرگذار بر سطح پیچیدگی شناختی کارآفرینان تصمیم گیرنده، می پردازد. رویکرد پژوهشی در این تحقیق، روش آمیخته است. روش پژوهش در بخش کیفی، راهبرد گروه های کانونی و در بخش کمّی، توصیفی- پیمایشی می‌باشد. نمونه آماری در گروه کانونی اول، کارآفرینان برتر ایران در سال 1388-1389، در گروه کانونی دوم، خبرگان و اساتید حوزه کارآفرینی و تصمیم گیری، و در بخش کمی، کارآفرینان برتر استان تهران در دو سال نامبرده هستند. ابزار گردآوری داده‌ها در بخش کیفی مصاحبه های کانونی نیمه ساختاریافته و در بخش کمّی پرسشنامه، محقق ساخته بود. در تجزیه و تحلیل داده های کیفی از روش تحلیل محتوا و در بخش کمی از شاخص‌های آمار توصیفی و آمار استنباطی استفاده گردید. نتایج بیانگر آن است که الگوی پیچیدگی شناختی کارآفرینان تصمیم گیرنده به واسطه برهم کنش سه شاخص تصاویر شناختی،‌ ساختارهای دانشی و نقشه های ادراکی شکل می گیرد و ابعاد تأثیرگذار بر سطح پیچیدگی شناختی آنها شامل دو بعد شخصیتی و محیطی است که شاخص های بعد شخصیتی عبارتند از: تحمل ابهام، مخاطره پذیری، خودباوری، تمایل به شناخت و هوش هیجانی و شاخص های بعد محیطی عدم قطعیت، پیچیدگی محیط، پراکندگی اطلاعات و ابهام در قلمرو مسأله هستند.

بررسی تاثیر توانمندسازهای مدیریت دانش بر فرایند خلق دانش (مورد مطالعه: شرکت‌های تعاونی منتخب استان یزد)

دوره 7، بهار و تابستان 1394، شهریور 1394، صفحه 136-165

https://doi.org/10.22067/pmt.v7i13.52773

مجید نجاتیان، یاسر قاسمی، سید حبیب الله میرغفوری

چکیده امروزه اساس رقابت‌پذیری در اقتصاد جهانی، از منابع مادی به سمت دارایی‌های دانشی سوق داده شده است؛ به گونه ای-که دانش به عنوان تنها منبع استراتژیک مزیت رقابتی شناخته می‌شود. ازاین رو، کسب وکارهایی که بتوانند دانش موجود در سازمان را به شکلی مناسب در فرایندها، محصولات و خدمات به‌کار ببندند، نسبت به رقبا برتری نسبی خواهند داشت. تحقیق حاضر با هدف بررسی رابطه بین توانمندسازهای مدیریت دانش بر فرایند خلق دانش و با استفاده از تکنیک رگرسیون خطی چندگانه انجام شده است. نتایج حاصل از جمع آوری اطلاعات از شرکت‌های تعاونی استان یزد که به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند، نشان دهنده تاثیر مثبت اعتماد، همکاری، یادگیری، مهارت T شکل کارکنان و فناوری اطلاعات بر فرایند خلق دانش بود. همچنین، تاثیر منفی بین رسمیت و فرایند خلق دانش را مورد تایید قرار داد. از نتایج این پژوهش می‌توان برای تقویت سیستم مدیریت دانش در شرکت های دانش محور، با تاکید بر آن دسته از معیارهایی که در مدل‌های ‌رگرسیونی، ضریب ‌تعیین بالاتر، و توان بیشتر در تبیین واریانس متغیرهای وابسته دارند، بهره برد.