پایداری تغییرات سازمانی در بانکهای خصوصی ایران: راهبردها و پیامدها
دوره 15، پاییز و زمستان 1402، اسفند 1402، صفحه 147-188
https://doi.org/10.22067/tmj.2023.81906.1416
محمد صادق دادمهر، یعقوب مهارتی، علیرضا خوراکیان، فریبرز رحیم نیا
چکیده مطالعات نشان میدهد اجرای تغییر در سازمانها همیشه آنطور که رهبران تغییر فرض میکنند، فرایند سادهای نیست و فقط تعداد محدودی از سازمانها در مدیریت و اجرای آن موفق هستند. درواقع بیشتر سازمانها در دستیابی به تغییری پایدار به معنی آنکه بتواند به هنجارها و باورهای کارکنان تبدیل شده باشد، ناکام ماندهاند. پژوهش حاضر با هدف شناسایی راهبردها و پیامدهای پایداری تغییرات سازمانی در بانکهای خصوصی ایران انجام شده است. این پژوهش کیفی و بر پایه نظریه داده بنیاد با رویکرد نظاممند است. جامعه موردمطالعه شامل مدیران و کارشناسان با سابقه شاغل در بانکهای خصوصی ایران و نیز خبرگانی است که سابقه و تجربه مطلوبی در زمینه تغییرات سازمانی در این بانکها داشتهاند. مصاحبههای نیمه ساختاریافته و عمیق با مشارکتکنندههای در پژوهش تا حصول اشباع نظری انجام شد. دادههای حاصله از طریق فرایند کدگذاری باز، محوری و انتخابی و با استفاده از نرمافزار MAXQDA20 تحلیل شدند و اعتباربخشی نتایج با استفاده از معیارهای لینکلن و گوبا (باورپذیری، اطمینانپذیری، تأییدپذیری و انتقالپذیری) صورت پذیرفت. یافتههای پژوهش نشان میدهد راهبردها شامل آموزش اثربخش و بهکارگیری گروههای کاری، استقرار سیستم مدیریت دانش، سازوکارهای انگیزشی، تأمین منابع مالی، تدقیق و تبیین برنامه راهبردی سازمان، سبک رهبری، فرایندهای اثربخش و ساختار چابک و پیامدها شامل افزایش بلوغ روانشناختی و بلوغ رفتاری کارکنان، افزایش منابع مالی و کاهش هزینههای سازمان، تأمین رضایت ذینفعان استراتژیک و کسب مزیت رقابتی است.
تأثیر رهبری دوسوتوان بر بازآفرینی شغلی با تأکید بر نقش میانجی گرایش کارآفرینانه و نقش تعدیلکننده تبادل اجتماعی سازمان
دوره 14، پاییز و زمستان 1401، اسفند 1401، صفحه 150-175
https://doi.org/10.22067/tmj.2023.74936.1249
محمد صادق حسن زاده پسیخانی، تورج حسن زاده ثمرین، میر حامی مؤذن جمشیدی، میر هادی مؤذن جمشیدی
چکیده غیرقابلپیشبینی شدن و نامشخص بودن شرایط کار، مکانیزمهای انعطافپذیری و تغییر در کاربردهای فعلی تئوری طراحی شغل را فراهم نموده است؛ ازاینرو هدف این پژوهش، بررسی نقش میانجیگری گرایش کارآفرینانه و تعدیلگری تبادل اجتماعی سازمان در تأثیرگذاری رهبری دوسو توان بر بازآفرینی شغلی است. روش پژوهش حاضر، از نظر هدف، کاربردی و برحسب روش، تحقیقی توصیفی از نوع همبستگی است که با بهکارگیری ابزار پرسشنامه و روش پیمایشی دادههای موردنیاز جمعآوری شده است. جامعة آماری پژوهش را شرکتهای تولیدی فعال واقع در شهر صنعتی رشت، لاهیجان و بندرانزلی تشکیل دادهاند و با استفاده از روش نمونهگیری در دسترس در این مطالعه 121 شرکت انتخاب شدند. دادههای جمعآوری شده از طریق نرمافزارهای SPSS 28 و Smart PLS 2 موردبررسی قرار گرفت. یافتههای پژوهش حاکی از این است که گرایشهای کارآفرینانه در تأثیرگذاری رهبری دوسو توان بر بازآفرینی شغلی نقش میانجی کامل را دارد. نقش تعدیلگری تبادل اجتماعی سازمان در رابطه بین رهبری دوسو توان بر بازآفرینی شغلی تأیید شد.
ارائه مدل فرآیندمحور یکپارچهسازی فرهنگ سازمانی پس از ادغام و اکتساب
دوره 16، پاییز و زمستان 1403، بهمن 1403، صفحه 157-192
https://doi.org/10.22067/tmj.2024.89747.1604
زهره انوری، عباس نرگسیان، ناصر عسگری، ندا محمداسمعیلی
چکیده ادغام و اکتساب سازمانی نوعی تحول چندجانبه و پیچیده است که در آن یکپارچهسازی فرهنگی میان این سازمانها پیششرطی حیاتی برای موفقیت این طرح تحولسازمانی به شمار میرود. این مطالعه باهدف شناسایی عوامل و مراحل شکلگیری یکپارچهسازی فرهنگی پس از ادغام و اکتساب انجام شده است. این پژوهش کیفی با رویکرد استقرایی و با روش موردمطالعه انجام شده است. دادههای موردنیاز پژوهش با استفاده از مصاحبه نیمهساختاریافته و بررسی اسناد بافت موردمطالعه جمعآوری و با روش تحلیل روند تحلیل شده است. ارکان یکپارچهسازی فرهنگی با شواهد تجربی در بستر واقعیت در قالب موردمطالعه شناسایی شد و سپس از روش الگوی ردیابی فرایند علّی برای مشخصکردن تقدموتأخر ارکان تشکیلدهنده و فرایندهای اصلی و فرعی استفاده شده است. فرایند یکپارچهسازی فرهنگسازمانی پس از ادغام و اکتساب در قالب دو الگوی تفضیلی و مرحلهای ارائه شده است که الگوی مرحلهای در قالب شش مرحله مهم برای اجرای یکپارچگی فرهنگسازمانی پس از ادغام و اکتساب احصا شده است. توجه به این ابعاد و بهکارگیری مراحل یکپارچهسازی فرهنگی در طرحهای ادغام و اکتساب سازمانی میتواند به ایجاد و بهسازی پیشنیازهای فرهنگی این تحولسازمانی پیچیده یاری رساند.
برنامه راهبردی زنجیرهتامین لارج با استفاده از پویایی شناسی سیستم و روش تاگوچی
دوره 17، پاییز و زمستان 1404، آذر 1404
https://doi.org/10.22067/tmj.2025.90962.1639
سید محمود زنجیرچی، نجمه فارغ، علی مروتی شریف آبادی، حبیب زارع احمد آبادی، هوشنگ طالبی
چکیده راهبرد لارج برای مدیریت زنجیرهتامین با انتخاب، ترکیب و اجرای رویکردهای ناب، چابک، تابآور و سبز به علت تضادها و استراتژیهای متفاوت هریک و از سوی دیگر هم افزایی آنها یکی از چالشهای اساسی مدیران است. پژوهش حاضر با هدف توسعه سیستمی برای انتخاب راهبرد لارج در زنجیره تأمین انجام شده است. برای رسیدن به این هدف، در مرحله اول با بررسی ادبیات و پیشینه پژوهش عوامل موثر بر انتخاب رویکردهای لارج گردآوری شده است. این عوامل در 44 گروه و در 4 سطح کلی عوامل محیطی، عوامل مرتبط با سازمان، عوامل مرتبط با محصول و عوامل عملکردی طبقه بندی شدهاند. در مرحله دوم و با بهرهگیری از روش پویاییشناسی سیستم، با استفاده از عوامل به دست آمده از مرحله اول و استراتژیهای لارج، مدلی جهت ارزیابی عملکرد و انتخاب استراتژیهای مناسب در شرایط مختلف ارائه شده است. مدلهای علی و معلولی و حالت-جریان ترسیم شده و تست ارزیابی مدل، ارزیابی ساختار و تحلیل حساسیت نیز جهت تأیید اعتبار مدل انجام گرفته است. اطلاعات مورد نیاز برای مدلسازی و شبیهسازی مدل از مجتمع صنایع لاستیک یزد گردآوری شده است. در مرحله نهایی با استفاده از روش استوار تاگوچی تعداد اجرای لازم و کافی به تعداد 512 طرح جهت شبیهسازی مدل و بررسی سناریوها و سیاستهای متفاوت استخراج شده است. سپس 512 طرح در مول پویاییشناسی شبیهسازی شده و نتایج حاصل در نرم افزار JMP مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نهایتا برنامه راهبردی شامل چهاردسته از استراتژیهای لارج به سازمان پیشنهاد گردیده است.
ارائه مدل شکل گیری سکوت تدافعی کارکنان در بانک های دولتی: تحلیل عناصر پیشایندی و پسایندی با روشFCM
دوره 18، بهار و تابستان 1405، تیر 1405
https://doi.org/10.22067/tmj.2025.94320.1726
امیرهوشنگ نظرپوری، محمد حکاک، حجت وحدتی، جعفر عباس پور
چکیده پژوهش حاضر با هدف تحلیل عناصر پیشایندی و پسایندی سکوت تدافعی کارکنان در بانکهای دولتی استان تهران انجام پذیرفت. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی از حیث گردآوری اطلاعات در زمره پژوهش های اکتشافی است. همچنین این پژوهش از نوع تحقیقات آمیخته به صورت کیفی و کمی و بر مبنای فلسفه قیاسی استقرایی است. جامعه آماری پژوهش خبرگان هستند که متشکل از اساتید دانشگاه های تهران و مدیران بانک های دولتی استان تهران می باشند که با روش نمونه گیری هدفمند و بر اساس اصل کفایت نظری انتخابشدهاند. ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کیفی مصاحبه نیمهساختاریافته است که روایی و پایایی آن با استفاده از روایی محتوایی و روایی نظری و روش پایایی سنجی درون کدگذار و میان کدگذار تایید شد. همچنین ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کمی پرسشنامه است که روایی و پایایی آن با استفاده از روایی محتوایی و پایایی بازآزمون تایید شد. داده های کیفی با روش تحلیل محتوا و داده های کمی با روش نقشه شناختی فازی تحلیل گردید. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که مولفه های برخورداری کارکنان از شخصیت محافظهکارانه، گرفتاری سازمان در سیاهچاله سیاستزدگی و کاربست انتظار خاموش در کارکنان مهمترین پیشایندهای سکوت تدافعی کارکنان بانک های دولتی هستند. همچنین مؤلفه های فقر در تولید ایده و فرسایش خلاقیت در سازمان ، پیدایش مسئولیت گریزی سازمانی و افت بهرهوری فردی و سازمانی به عنوان مهمترین پسایندهای سکوت تدافعی کارکنان بانک های دولتی شناسایی شدند.
طراحی مدل مفهومی کانون ارزیابی و توسعه شایستگیهای مدیران دستیابی به نظام ارتقاء مطلوب عملکرد سازمانی با رویکرد کیفی
دوره 13، پائیز و زمستان 1400، اسفند 1400، صفحه 125-156
https://doi.org/10.22067/tmj.2021.67290.0
مهدی یاراحمدی خراسانی، نازیا سادات ناصری، الهام فریبرزی
چکیده
در دنیای پررقابت کنونی، سازمانی موفق خواهد بود که مدیرانی با شایستگیهای متعدد در اختیار داشته باشد. یکی از روشهایی که برای سنجش شایستگی مدیران مورداستفاده قرار میگیرد کانون ارزیابی است. کانون ارزیابی در دستیابی به اهداف متعددی ازجمله شناسایی شایستگیهای مدیران، انتخاب، ارتقا، گزینش و پرورش آنها بسیار حائز اهمیت هستند بنابراین هدف از انجام این تحقیق طراحی مدل مفهومی کانون ارزیابی و توسعه شایستگیهای مدیران با رویکرد دستیابی به نظام ارتقاء مطلوب عملکرد سازمانی به روش دلفی با استفاده از نظر 25 نفر از خبرگان بود که پس از انجام سه دور رفت و برگشت در قالب تکنیک دلفی نتایج نشان داد که ابعاد و مؤلفههای کانون ارزیابی و توسعه شایستگیهای مدیران، شامل: ارزش سازمانی (6 مؤلفه)، بینش و نگرش (5 مؤلفه)، ویژگی شخصیتی (6 مؤلفه)، ارتباطات فردی (3 مؤلفه)، ارتباطات بینفردی (6 مؤلفه)، رهبری (5 مؤلفه)، اعتبار حرفهای (3 مؤلفه)، دانش فناوری (3 مؤلفه)، مدیریت خویشتن (4 مؤلفه)، مدیریت دیگران (4 مؤلفه)، مدیریت کسبوکار (7 مؤلفه)، توانایی عاطفی (3 مؤلفه)، توانایی ذهنی (3 مؤلفه)، توانایی تجربی (3 مؤلفه)، توانایی تحصیلی (4 مؤلفه)، توانایی فیزیکی (3 مؤلفه) و ویژگیهای فردی، شخصیتی و مهارتهای ارزیابان (11 مؤلفه) است. همچنین ابعاد و مؤلفههای مؤثر بر نظام ارتقاء مطلوب عملکرد سازمانی شامل: منابع انسانی (4 مؤلفه)، مدیریت دانش (4 مؤلفه)، عوامل خارجی (6 مؤلفه)، عوامل داخلی (4 مؤلفه) و مدیریت سازمان (7 مؤلفه)، است.
طراحی الگوی سلامت سازمانی
دوره 13، بهار و تابستان 1400، شهریور 1400، صفحه 135-166
https://doi.org/10.22067/pmt.v13i1.81132
محمد حسینی پزوه، سید محسن علامه، آرش شاهین
چکیده در این پژوهش سعی شده است با اتخاذ نگاهی چندجانبه به موضوع سلامت سازمانی، الگویی جامع و متوازن جهت ارزیابی و بهبود سلامت سازمانی شرکت فولاد مبارکه اصفهان و ویژگیهای تأثیرگذار بر آن ارائه گردد. این پژوهش از منظر هدف کاربردی، از منظر روش پژوهش کیفی از نوع گرانددی نظاممند است. در ابتدا با هدف روشننمودن مسیر از نمونهگیری هدفمند و در ادامه نیز جهت دستیابی به اشباع نظری از نمونهگیری نظری از بین ذینفعان کلیدی این شرکت استفاده شده است. روشهای گردآوری دادهها مصاحبه نیمهساختاریافته و مصاحبه گروه کانونی بوده است. با تجزیهوتحلیل دادهها با نرمافزار Atlas.ti 8 طی فرایند مقایسه مستمر 1532 نقلقول، 104 کد باز و 37 مقوله نهایی شناسایی شده از انواع عوامل علی، پدیدهمحوری، راهبردها، عوامل زمینهای، عوامل مداخلهگر و پیامدها، در قالب الگوی پارادایمی سلامت سازمانی این شرکت از دیدگاه ذینفعان کلیدی ارائه گردیده است. برای بررسی روایی الگو از شیوه کیفی و از شاخصهای کمی CVI [1] و CVR [2] از نظر پنل خبرگان به تعداد 8 نفر و پایایی از روشهای کیفی و روش کمی پایایی بازآزمون استفاده گردیده است. نتایج بیانگر ارتباط سلامت سازمانی با رهبری، جهتگیری، فرهنگ و جو سازمانی، شایستگی، توسعه حرفهای، نوآوری، انسجام، مسئولیتپذیری، اعتماد، اشتیاق، استقلال، چابکی، قابلیت سازگاری و آمادگی برای تغییر، نحوه استفاده از منابع، حمایت، ادراک از سازمان، تکنولوژی، توجه به خواستهها و انتظارات ذینفعان و سرمایهگذاریهای سازمان در قالب الگوی ارائه شده میباشد.
بررسی تأثیر رهبری تحولآفرین بر کیفیت زندگی کاری کارکنان با نقش میانجی هوش عاطفی درک شده مدیران
دوره 14، بهار و تابستان 1401، شهریور 1401، صفحه 147-188
https://doi.org/10.22067/tmj.2022.75713.1283
امیر نیک کار، علی شیرازی
چکیده
امروزه منابع انسانی بهعنوان ارزشمندترین سرمایه سازمان محسوب میشود و یکی از بهترین روشها برای حفظ و بالندگی این منابع، بهبود کیفیت زندگیکاری آنان است. از سوی دیگر، بهرهگیری مدیران از سبک رهبری تحولآفرین و هوشعاطفی ازجمله مهمترین عوامل ارتقای کیفیت زندگیکاری کارکنان هستند. هدف اصلی تحقیق حاضر، تعیین تأثیرگذاری سبک رهبری تحولآفرین مدیران بر کیفیت زندگیکاری کارکنان و همچنین، تعیین این تأثیرگذاری از طریق متغیر میانجی هوشعاطفی درکشده مدیران است. در این راستا، کلیه کارکنان رسمی شاغل در شرکت آب و فاضلاب مشهد بهعنوان جامعه آماری تحقیق درنظر گرفته شد. نمونه آماری شامل 224 نفر از کارکنان است که بر اساس فرمول کوکران و با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شدند. برای جمعآوری دادهها از ابزار پرسشنامه و برای تحلیل دادهها در قالب مدلسازی معادلاتساختاری از نرمافزار آموس استفاده شد. در این تحقیق که به لحاظ هدف، کاربردی و به لحاظ روش، توصیفی و از نوع پیمایشی است؛ روایی سازه با استفاده از تکنیک تحلیل عاملی تأییدی و پایایی با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ موردبررسی قرار گرفت. نتایج تحقیق نشان داد تأثیر سبک رهبری تحولآفرین مدیران بر هوشعاطفی درکشده آنان و تأثیر هوشعاطفی درکشده مدیران بر کیفیت زندگیکاری کارکنان معنادار است. همچنین تأثیر رهبری تحولآفرین مدیران بر کیفیت زندگیکاری کارکنان معنادار نیست. درنهایت نقش واسط متغیر هوشعاطفی درک شده مدیران در روابط بین رهبری تحولآفرین و کیفیت زندگیکاری کارکنان مورد تأیید قرار گرفت. این یافتهها بدان معناست که شایستگیهای اجتماعی هوشعاطفی مدیران میتوانند تأثیر مثبتی بر عملکرد این سازمان داشته باشند؛ بهنحویکه بهطور معناداری اثرگذاری رهبری تحولآفرین بر کیفیت زندگیکاری کارکنان را تحت تأثیر قرار دهند.
تحلیل راهبردهای تابآوری روانشناختی منابع انسانی در سازمانهای آموزشی با استفاده از روش دیمتل
دوره 15، بهار و تابستان 1402، شهریور 1402، صفحه 162-190
https://doi.org/10.22067/tmj.2023.78264.1339
مرتضی پیری، میثم جعفری
چکیده هدف پژوهش حاضر شناسایی و اولویتبندی راهبردهای تابآوری روانشناختی منابع انسانی در سازمانهای آموزشی بود. این پژوهش ازنظر هدف کاربردی و ازلحاظ نوعشناسی پژوهش در زمره پژوهشهای آمیخته با رویکرد کیفی و کمی در پارادایم استقرایی-قیاسی است. جامعه آماری این پژوهش در بخش کیفی اساتید دانشگاهی و خبرگان در حوزه مدیریت آموزشی، مدیریت منابع انسانی و رفتار سازمانی بود که با توجه به هدف پژوهش، نمونهگیری در این پژوهش بهصورت هدفمند با استفاده از تکنیک گلوله برفی و به تعداد 19 نفر انجام شد. جامعه آماری این پژوهش در بخش کمی مدیران ارشد و میانی و کارکنان ستادی دانشگاه ارومیه بودند که با بهرهگیری از روش نمونهگیری غیراحتمالی در دسترس 67 نفر در این پژوهش مشارکت کردند. در بخش کیفی، دادههای بهدستآمده از مصاحبهها و تحلیل با نرمافزار MAXQDA2020 منجر به استخراج 14 راهبرد تابآوری روانشناختی منابع انسانی شد و تحلیل بخش کمی با استفاده از روش دیمتل انجام پذیرفت. بر اساس تحلیل دیمتل مدیریت تنش، اهمیت بازخورد، ارتقای کیفیت زندگی کاری و ارتباطات اثربخش گویای راهبردهایی بودند که بیشترین نفوذ را بر روی سایر راهبردها دارند. چابکی استراتژیک، توانمندسازی ساختاری، مدیریت افقی و حمایت سازمانی ادراک شده نیز نسبت به سایر راهبردها تحت نفوذ بیشتری قرار میگیرند. لازم به ذکر است توانمندسازی روانشناختی، مدیریت افقی، مدیریت تنش و ارتباطات اثربخش راهبردهایی هستند که هم نفوذکننده و هم تحت نفوذ سایر راهبردها میباشند.
تأثیر اشتراک دانش بر نوآوری دوسوتوان با نقش میانجی سرمایه فکری
دوره 16، بهار و تابستان 1403، مرداد 1403، صفحه 165-201
https://doi.org/10.22067/tmj.2024.83662.1468
محیا اسحق زاده، معصومه عربشاهی
چکیده در شرکتهای دانشبنیان، اشتراک دانش بهعنوان یک نیاز ضروری و یک اقدام اساسی جهت رویارویی با چالشهای کسبوکار در نظر گرفته میشود. ازاینرو هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر اشتراک دانش بر نوآوری دو سوتوان با نقش میانجی سرمایه فکری بوده است. جامعه آماری پژوهش، کلیه شرکتهای دانشبنیان مرکز رشد دانشگاه فردوسی مشهد با تعداد 153 شرکت بوده است؛ با استفاده از روش نمونهگیری در دسترس و بر اساس فرمول کوکران، 110 شرکت بهعنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار جمعآوری دادههای پژوهش، پرسشنامه بوده است. برای روایی از روش محتوا و برای سنجش پایایی از ضریب آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی استفاده به عمل آمد و مورد تأیید واقع شد. برای تجزیهوتحلیل متغیرهای جمعیتشناختی و آمار توصیفی از نرمافزار spss و جهت تجزیهوتحلیل دادهها، از نرمافزار smart pls 3 استفاده شد. نتایج نشان داد، تأثیر اشتراک دانش بر تمام ابعاد سرمایه فکری (سرمایه انسانی، ساختاری و رابطهای) معنادار بوده است. ابعاد سرمایه فکری بر ابعاد نوآوری دوسوتوان (نوآوری اکتشافی و بهرهبرداری) معنادار گزارش شد. ولی تأثیر اشتراک دانش بر ابعاد نوآوری دوسوتوان و ابعاد آن معنادار نبود. از طرفی، تأثیر اشتراک دانش بر نوآوری اکتشافی و بهرهبرداری با میانجیگری سرمایه انسانی و ساختاری معنادار بوده است. سرمایه رابطهای در تأثیر اشتراک دانش بر نوآوری اکتشافی تأثیر معناداری داشته اما این تأثیرگذاری بر نوآوری بهرهبرداری معنادار نبوده است.
جایگزینی سیستم مدیریت منابع انسانی با تعهد بالا و رهبری خدمتگزار در ایجاد تعهد عاطفی و توانمندسازی روانشناختی
دوره 14، پاییز و زمستان 1401، اسفند 1401، صفحه 176-204
https://doi.org/10.22067/tmj.2023.78593.1352
خلیل صفری، رمضان غلامی، ایمان حکیمی
چکیده بر اساس نظریه تبادل اجتماعی و همچنین نظریه جایگزینهای رهبری، در صورت وجود زیرساختهای لازم، استراتژیهای مدیریت منابع انسانی میتواند جایگزین تأثیر رهبری خدمتگزار در ارتقاء تعهد عاطفی و توانمندسازی روانی کارکنان باشد. بر این اساس، مقاله حاضر به دنبال بررسی جایگاه و تأثیر هر یک از متغیرهای مطرح شده در سازمان استانداری فارس است تا امکان وجود جایگزینی مدیریت منابع انسانی با رهبری خدمتگزار را موردبررسی قرار دهد. پژوهش حاضر از نوع تحقیقات همبستگی است که به روش پیمایشی انجام گردیده است. جامعه آماری شامل تمامی کارکنان استانداری فارس (1200 نفر) است که 320 نفر به روش نمونهگیری طبقهای موردبررسی قرار گرفت. بهمنظور گردآوری دادهها، از پرسشنامه استاندارد شامل 35 گویه استفاده شده است. بهمنظور تجزیهوتحلیل دادهها از مدل معادلات ساختاری و روش حداقل مربعات جزئی (PLS) به کمک نرمافزار Smart-PLS3.0 بهره گرفته شده است. نتایج حاصل از بررسی دادههای تحقیق بیانگر این است که از نظر آماری متغیر مدیریت منابع انسانی با تعهد بالا نمیتواند منجر به توانمندسازی روانشناختی کارکنان در استانداری فارس گردد، بنابراین میتوان عنوان نمود که در شرایط فعلی در سازمان استانداری فارس، نمیتوان مدیریت منابع انسانی با تعهد بالا را جایگزین رهبری خدمتگزار نمود. برای رسیدن به مرحله جایگزینی، نیاز به توسعه منابع انسانی و درنتیجه رشد و ارتقاء سازمان و ایجاد بسترهای لازم است.
شناسایی چالشهای حقوقی کسبوکارها در متاورس به روش دلفی
دوره 15، پاییز و زمستان 1402، اسفند 1402، صفحه 189-215
https://doi.org/10.22067/tmj.2023.85022.1499
محسن لعل علیزاده، زهرا محمدزاده
چکیده متاورس، فضایی مجازی است که در آن کاربران میتوانند با داراییهای دیجیتال به تعامل و معامله بپردازند؛ اما چشمانداز قانونی کسبوکارها در متاورس هنوز در حال تکامل و توسعه است و هرروز ابعاد جدیدی به آن افزوده میشود. متاورس کسبوکارها را هم ازنظر محتوا و هم ازنظر فرایندهای اجرای فعالیتها به شیوه بنیادین تحت تأثیر قرار خواهد داد. لذا شناسایی چالشهای حقوقی کسبوکارها در این فضای رو به رشد امری ضروری است. هدف این پژوهش بررسی چالشهای قانونی مرتبط با متاورس در فضای کسبوکار و شناسایی و ارائه برخی راهحلهای بالقوه برای پرداختن به آنهاست. روش تحقیق، تحلیلی و پیمایشی بوده و جامعه آماری صاحبنظران حقوق تجارت هستند که با فضای متاورس آشنایی دارند. با استفاده از روش دلفی، پس از سه مرحله رفتوبرگشت نظرات در قالب پرسشنامه، با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند، نظرات 15 نفر از صاحبنظران در نرمافزار اس پی اس اس مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت. نتایج حاکی از آن است که چالشهای اصلی شناسایی شده در حوزه حقوق کسبوکارها در متاورس به ترتیب اهمیت شامل حقوق مالکیت معنوی، حریم خصوصی، صلاحیت قضایی، جرائم سایبری، شرایط خدمات و هویت مجازی است. در بخش پیشنهادها، بر نیاز به رویکردهای بینرشتهای برای درک چالشهای حقوقی متاورس و اهمیت ایجاد قوانین، مقررات و سیاستهای خاص که منافع رقابتی ذینفعان مختلف را متعادل میکند، تأکید شده است.
بررسی تأثیر خویشاوندسالاری بر رفتار جستجوی شغل، با میانجیگری بینزاکتی در محل کار و بدبینی کارکنان
دوره 16، پاییز و زمستان 1403، بهمن 1403، صفحه 193-228
https://doi.org/10.22067/tmj.2024.88468.1592
شادی زمانی پور، قاسم اسلامی، علیرضا خوراکیان
چکیده امروزه، شرکتهای خانوادگی یکی از انواع کسبوکارهای رایج در جهان هستند. توازن ارتباطات رسمی و غیررسمی از چالشهای سازمانهای امروزی منجمله شرکتهای خانوادگی است. ازاینرو، این تحقیق قصد دارد آثار متغیر خویشاوندسالاری در محل کار را شناسایی نموده و بدین طریق، به نگهداشت سرمایه انسانی کمک کند؛ بنابراین، تحقیق جاری بر اساس هدف یک مطالعه کاربردی، به لحاظ ماهیت یک مطالعه توصیفی و از نظر روش انجام کار مطالعهای پیمایشی-تحلیلی است. جامعه آماری تحقیق حاضر متشکل از کارکنان شرکتهای خانوادگی شهر مشهد بوده که بر اساس قاعده مدلسازی معادلات ساختاری، نمونهای ۲۷۰ نفری از آن را با نمونهگیری تصادفی ساده بررسی کرده است. اطلاعات موردنظر بهوسیله پرسشنامه از اعضای نمونه جمعآوری شده و اعتبار آن با بررسی شاخصهای روایی و پایایی احراز گردید. بهمنظور بررسی میزان اثرگذاری متغیرها و آزمون فرضیههای تحقیق از تکنیک مدلسازی معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج تجزیهوتحلیل آماری نشان داد که وقتی خویشاوندسالاری زیاد باشد نگرشها و رفتارهای منفی در سازمان تقویت شده و متعاقباً، رفتار جستجوی شغل افزایش مییابد. نقش میانجی بینزاکتی در محل کار و بدبینی کارکنان در رابطه بین خویشاوندسالاری و رفتار جستجوی شغل نیز تأیید شد. درنهایت، بر اساس بینشهای به دست آمده پیشنهادهایی کاربردی به مدیران و مسئولان مربوطه ارائه شده است.
طراحی و تبیین مدل بلوغ سازمانی (مورد مطالعه شرکت فرودگاهها و ناوبری هوایی ایران)
دوره 17، بهار و تابستان 1404، مرداد 1404
https://doi.org/10.22067/tmj.2025.92508.1687
ابوالفضل دبیرچی لو، علیرضا نوبری، مرتضی قاسمی
چکیده این پژوهش با هدف طراحی و تبیین مدل بومی بلوغ سازمانی در شرکت فرودگاهها و ناوبری هوایی ایران انجام شده است. با توجه به خلأ چارچوبهای بومی در صنعت هوانوردی کشور، از روش نظریهپردازی دادهبنیاد و رویکرد ترکیبی (کیفی-کمی) بهرهگیری شد. در مرحله کیفی، از طریق مصاحبه با ۲۰ نفر از خبرگان و تحلیل مقایسهای، ۱۱۴ کد مفهومی شناسایی و در قالب پنج مقوله علی، زمینهای، مداخلهگر، راهبردی و پیامدی طبقهبندی شدند. در مرحله کمی، با استفاده از مدلسازی ساختاری تفسیری (ISM)، روابط علی بین مؤلفهها تحلیل گردید. نتایج نشان داد که هر سه دسته عوامل علی، زمینهای و ساختاری، نقشی مؤثر در تبیین راهبردهای سازمانی دارند. همچنین راهبردهای طراحیشده، تأثیر مستقیمی بر پیامدهای مورد انتظار از جمله تعهد سازمانی، یادگیری سازمانی، مزیت رقابتی، تعالی عملکرد و کارآفرینی دارند. مدل ارائهشده میتواند بهعنوان ابزار ارزیابی و توسعه بلوغ در سازمانهای خدماتی حساس، بهویژه در حوزه هوانوردی، مورد استفاده قرار گیرد و بستری برای ارتقاء بهرهوری، انطباق با استانداردهای بینالمللی و توسعه پایدار فراهم آورد.
معناکاوی فراخوان در پرتو تجارب کارکنان یک سازمان دولتی ایرانی: کاربست روش تجربی روانشناختی پدیدارشناختی
دوره 17، پاییز و زمستان 1404، آذر 1404
https://doi.org/10.22067/tmj.2025.92262.1683
مصطفی هادوی نژاد، سعیده نخعی
چکیده فراخوان پدیده ای رفتاری برای هویت یابی خود از رهگذر خدمت به دیگران است. پژوهش حاضر کوشیده است تا گونههای این پدیده را مطابق تجارب زیستة کارکنان یک سازمان دولتی ایرانی (دانشگاه ولی عصر رفسنجان) با روش تجربی روان شناختی پدیدارشناختی کاوش کند. مشارکت کنندگان 30 نفر از کارکنان این دانشگاه بودند که با روش نمونه گیری نوعی انتخاب و به پژوهش دعوت شدند. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته بود. طبق یافتههای پژوهش، بر اساس سه معیار برون آوری شدة آگاهی، ارادة انتخاب و نیت، 8 گونه برای فراخوان در سازمان مورد مطالعه شناسایی شدند که عبارت بودند از فراخوانی آگاهانة قدسی، فراخوانی آگاهانة مُلکی، فراخواندگی آگاهانة قدسی، فراخواندگی آگاهانة مُلکی، فراخوانی ناخودآگاه قدسی، فراخوانی ناخودآگاه مُلکی، فراخواندگی ناخودآگاه قدسی و فراخواندگی ناخودآگاه مُلکی. به علاوه، برای فراخوان بکام در سازمان، سه همزاد دیگر نیز شناسایی شد که عبارت بودند از فراخوان ناکام، فراخوان نما و نافراخوان.
طراحی الگوی مالکیتمعنوی در رسانههای دیجیتال ایران با استفاده از فناوری بلاکچین (تکنیک تحلیل اطلاعات)
دوره 18، بهار و تابستان 1405، تیر 1405
https://doi.org/10.22067/tmj.2026.94643.1736
فائزه فرهودی
چکیده هدف طراحی الگوی مالکیت معنوی در رسانه های دیجیتال ایران با بهره گیری از فناوری بلاک چین بود. چرا که در رسانههای دیجیتال، همگام با ایجاد پلتفرمهای جدید، و تولید و توزیع محتوای دیجیتال باید به حقوق مالکیت معنوی توجه جدی داشت. الگوی مالکیت معنوی با استفاده از بلاک چین با هدف افزایش شفافیت و اعتماد، به محیط استراتژیک کارآمد در رسانههای دیجیتال کمک میکند. روش تحقیق ترکیبی و از نظر هدف، توسعه ای کاربردی بود. شناسایی مولفههای مالکیت معنوی و بلاک چین در رسانه ها با روش فراترکیب صورت گرفت. با استفاده از روش دلفی، مولفهها بین متخصصان بلاک چین و رسانههای دیجیتال توزیع شد. بخشی از جامعه تحقیق، مدیران رسانه های دیجیتال (20 نفر) و بخش دیگر متخصصان بلاک چین بود (88 نفر) و در نهایت جامعه آماری 108نفر شد که نیاز به نمونه گیری نبود. از میان مولفهها، مدیریت حقوقی و منابع انسانی، با 10 شاخص بیشترین امتیاز را داشت. پیشرفت و توسعه تکنولوژیک با8 شاخص در رتبه دوم، مدیریت مالکیت معنوی با 7 شاخص و ساختار فناورانه بلاک چین با 9 شاخص در اولویتهای سوم و چهارم قرار گرفتند. بلاکچین به دلیل ویژگیهای منحصربه فرد خود، جهت رفع چالشهای مالکیتمعنوی پدیدآورندگان و کاربران در رسانههای دیجیتال فرصتی مناسب فراهم میکند. تبیین خطمشی جدید در رسانههای دیجیتیال شامل مولفههای مالکیت معنوی و بلاکچین؛ کلاسهای ضمن خدمت؛ استخدام نیروی انسانی متخصص؛ و تشکیل کمیته مالکیت معنوی و فناوریهای نوین از جمله پیشنهادات کاربردی پژوهش بود.
ارزیابی نقش میانجی کارآفرینی اجتماعی در تأثیر سرمایه اجتماعی و سرمایه انسانی بر عملکرد عملیاتی
دوره 13، پائیز و زمستان 1400، اسفند 1400، صفحه 157-184
https://doi.org/10.22067/tmj.2022.31039.0
بلقیس باورصاد، شادی جلدانی، حسین قزلباش
چکیده
در محیط پیچیده و متلاطم امروزی، هدف اصلی هر کسبوکار، دست یافتن به مزیت رقابتی برتر و بهبود عملکرد سازمان است. مهمترین منابعی که میتواند برای سازمان مزیت رقابتی پایدار ایجاد کند، سرمایه انسانی و سرمایه اجتماعی است. ازاینرو در پژوهش حاضر، تأثیر سرمایه اجتماعی و سرمایه انسانی بر عملکرد عملیاتی دانشگاه شهید چمران با در نظر گرفتن نقش میانجی کارآفرینی اجتماعی بررسی شده است. در این پژوهش که از نوع توصیفی- همبستگی است، دادههای مورد نیاز از طریق پرسشنامه از نمونهای متشکل از 390 نفر از کارکنان و کارشناسان فعال در دانشگاه شهید چمران اهواز جمعآوری شد. روایی محتوایی پرسشنامه را گروهی از خبرگان بررسی و تأیید کردند. پایایی پرسشنامه نیز با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ تأیید شد. جهت بررسی دادهها از آزمونهای توصیفی و مقایسهای در نرمافزار SPSS و آزمون معادلات ساختاری در نرمافزارSmart PLS3 استفاده شده است. نتایج نشان داد که سرمایه اجتماعی و سرمایه انسانی بر کارآفرینی اجتماعی و عملکرد عملیاتی تأثیر مثبت و معنیداری دارند. همچنین نتایج آزمون میانجی نشان داد که کارآفرینی اجتماعی در رابطه بین سرمایه اجتماعی و سرمایه انسانی بر عملکرد عملیاتی، نقش میانجی ناقص دارد.
پایش نفوذ اجتماعی و تأثیر اخلاق حرفهای و مهارت سیاسی بر آن
دوره 13، بهار و تابستان 1400، شهریور 1400، صفحه 167-188
https://doi.org/10.22067/tmj.2021.31102.0
حسن جعفریانی
چکیده
علیرغم گذشت دههها از ایجاد صنعت بیمه در کشور، این صنعت از عدم نفوذ اجتماعی رنج میبرد. هزینه سرانه بیمه در ایران کمتر از 100 دلار است و تقریباً 15 درصد میانگین جهانی است. این تحقیق بر آن است تا بررسی کند چگونه میتوان نفوذ اجتماعی صنعت بیمه را ارتقا داد. برای پاسخ به این سؤال با مرور مبانی نظری مدلی مفهومی پیشنهاد شد که بر اساس آن، اخلاق حرفهای و مهارت سیاسی میتوانند برای این صنعت نفوذ اجتماعی را به ارمغان بیاورند. برای آزمون مدل تحقیق فروشندگان بیمه خراسان شمالی بهعنوان جامعه تحقیق تعریف شدند. از بین 1100 نفر جامعه آماری 276 نفر بهعنوان نمونه انتخاب شدند و پرسشنامههای تحقیق به شیوه خوشهای بین جامعه تحقیق توزیع شد. دادهها با نرمافزار لیزرل (تحلیل مسیر، تحلیل عاملی تائیدی، برازش مدل) مورد آزمون واقع شدند. یافتههای تحقیق نشان میدهد مهارت سیاسی و اخلاق حرفهای مجموعاً میتوانند 74 درصد از تغییرات در نفوذ اجتماعی را پیشبینی کنند. همچنین ثابت شد مهارت سیاسی، میتواند نقش واسط را بین اخلاق حرفهای و نفوذ اجتماعی داشته باشد. صنعت بیمه برای رشد نیاز به نفوذ اجتماعی دارد. تحقیق نشان میدهد اخلاق حرفهای میتواند نفوذ اجتماعی را ارتقا دهد. اگر مدیران صنعت بیمه بسترهای لازم را برای ظهور و بروز اخلاق حرفهای فراهم کنند و فروشندگان نیز از مهارت سیاسی به معنای ایجاد زبان مفاهمه برخوردار باشند، صنعت بیمه در جایگاه شایسته خویش قرار خواهد گرفت.
تأثیر فلاتزدگی شغلی بر قصد ترک سازمان، نقش متغیرهای حمایت سازمانی ادارک شده، یادگیری خودکارآمدی، محوریت کار و متغیرهای تعدیلگر قدرت تحمل ابهام و مربیگری
دوره 14، بهار و تابستان 1401، شهریور 1401، صفحه 189-217
https://doi.org/10.22067/tmj.2022.68312.1027
علیرضا صارمی
چکیده چکیده
هر چند در ادبیات به عوامل تأثیرگذار بر قصد ترک سازمان توجه کافی شده است، اما به فلات شغلی به شکلی منسجم و در قالب یک مدل توجه چندانی نشده است، حتی زمانی که کارمندان در پستهای خود برای مدت زیادی میمانند و احتمال پیشرفت یا افزایش مسئولیتهای شغلی کم است. هدف از این مطالعه بررسی عوامل مؤثر بر فلات شغلی و تأثیر آن بر قصد ترک سازمان، با نقش متغیرهای تعدیلگر قدرت تحمل ابهام و مربیگری است. جامعه آماری کارشناسان شهرداریهای درجه 1 تا 7 استان فارس و روش نمونهگیری، تصادفی سیستماتیک است. دادهها با استفاده از پرسشنامه استاندارد جمعآوری و به روش مدل معادلات ساختاری در قالب نرمافزار اسمارت پیالاس مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد متغیرهای حمایت سازمانی ادراک شده و یادگیری خودکارآمدی بر فلات ساختاری و محتوایی و همچنین فلاتزدگی ساختاری و محتوایی بر قصد ترک سازمان تأثیر منفی و معناداری دارد. محوریت کار بر فلات ساختاری تأثیر منفی و معناداری دارد، اما این تأثیر بر فلاتزدگی محتوایی رد شد. نتایج حاصل از متغیرهای تعدیلگر نشان داد که مربیگری بهطور منفی رابطه بین فلاتزدگی ساختاری و محتوایی با قصد ترک سازمان تحت تأثیر قرار میدهد. متغیر قدرت تحمل ابهام بهطور مثبت رابطه بین فلاتزدگی ساختاری با قصد ترک سازمان تحت تأثیر قرار میدهد. بر این اساس افرادی که قدرت تحمل ابهام بالایی دارند با درک فلاتزدگی ساختاری تمایل به ترک سازمان در آنان تقویت میشود، ضمن اینکه این تأثیر در مورد فلاتزدگی محتوایی رد شد.
تحلیل سهگانه عوامل فردی، نهادی و ساختاری مؤثر بر عملکرد نمایندگان مجلس شورای اسلامی
دوره 15، بهار و تابستان 1402، شهریور 1402، صفحه 191-220
https://doi.org/10.22067/tmj.2023.82357.1430
سالار مرادی
چکیده کارآمدی و عملکرد مناسب در بخشهای دولتی و خصوصی مهمترین بعد ارزیابی سازمانی تلقی میشود، بهویژه در یک نهاد بزرگ و اساسی مانند مجلس شورای اسلامی که عملکرد و کنشهای نمایندگان مجلس تحت تأثیر متغیرهای مختلفی قرار دارد. سطح کمی و کیفی عملکرد نمایندگان و نهاد مجلس شورای اسلامی همراه با مجموعهای از ابزارهای نرم و سخت، در کنار ویژگیها و توانمندیهای شخصی نمایندگان و تحت تأثیر و تعامل با محیط و ساختار کلی قدرت و سیاست در جمهوری اسلامی، قرار دارد. بر همین اساس هدف این مقاله ارزیابی و تحلیل متغیرهای فردی، نهادی و ساختاری مؤثر بر عملکرد نمایندگان مجلس شورای اسلامی است. این پژوهش از لحاظ هدف، بنیادی - کاربردی و از لحاظ روش جزو پژوهشهای توصیفی از نوع همبستگی محسوب میشود و جامعه آماری پژوهش شامل نمایندگان مجلس شورای اسلامی در ادوار مختلف بوده که بر اساس جدول حجم نمونه لین و مورگان تعداد 141 نفر از آنها بهعنوان حجم نمونه انتخاب شدند و با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته و توزیع پرسشنامهها بهصورت هدفمند در بین نمایندگان، دادههای موردنظر گردآوری شده و با استفاده از نرمافزارهای Spss و Amos Graphics تجزیهوتحلیل دادهها قرار گرفته است. یافتهها نشان داد متغیرهای ساختاری با ضریب (74/0) اثر مثبت و معناداری بر عملکرد کلی نمایندگان دارند و همچنین متغیرهای نهادی با ضریب (46/0) همزمان اثر مثبت و معناداری بر عملکرد کلی نمایندگان داشتهاند. اما متغیرهای فردی با وجود شاخصسازی دقیق و معنادار نتوانستهاند اثر معناداری بر عملکرد کلی نمایندگان داشته باشند. بهعنوان نتیجه نیز عملکرد نمایندگان در زمینههای فردی، ساختاری و نهادی متأثر است و در بسیاری از موارد برخی احزاب با حمایت از کاندیدای خاصی انتظاراتی را برای نماینده یک حوزه انتخابیه ایجاد میکند که مستقیماً بر عملکرد اجرایی و نظارتی آنها تأثیر میگذارند.
سناریو نگاری عوامل مؤثر بر بهبود کسبوکار تحت شرایط همهگیری با رویکرد تحلیل اثرات متقابل
دوره 16، بهار و تابستان 1403، مرداد 1403، صفحه 202-239
https://doi.org/10.22067/tmj.2024.86514.1538
فاطمه ناصری، علی اکبر حسنی
چکیده در پی گسترده شدن مرزهای کسبوکار و افزایش نامعینیها، مدیریت کسبوکار تحت اختلال همچون شیوع همهگیریها موردتوجه قرار گرفته است. در پژوهش حاضر عوامل مؤثر بر بهبود کسبوکار تحت شرایط همهگیری با بهرهگیری از روش ترکیبی سناریو نگاری و تحلیل اثرات متقابل موردبررسی قرار گرفته است. ارائه خدمات زیبایی در حوزه سلامت و درمان نیز بهعنوان موردمطالعه انتخاب شده است. پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی است و تعداد 15 خبره که بهصورت هدفمند انتخابشدهاند نمونه پژوهش حاضر را شامل شدهاند. در مرحله اول با انجام مصاحبههای نیمه ساختاریافته، مؤلفههای پژوهش با استفاده از نرمافزار مکس کیودا تحلیل و کدگذاری شده و سپس از چهار منظر نوآوری، انعطافپذیری، تابآوری زنجیره تأمین و یکپارچهسازی مدیریت زنجیره تقاضا طبقهبندیشدهاند. در مرحله بعدی با تدوین پرسشنامه تحلیل اثرات متقابل و انجام تحلیل توسط نرمافزار سناریو ویزارد، سناریوهای پژوهش تدوین و در قالب پنج سناریو قوی و 783 سناریو ضعیف شناسایی شده است. در این پژوهش پس از بررسی سناریوها، بر اساس قرابت و مشابهت سناریوها، سناریوهای استخراجی گروهبندیشدهاند. یافتههای پژوهش حاکی از تأثیرگذاری بیشتر حالتهای مطلوب در سناریوها است که با تقویت حالتهای مطلوب در سیستمهای سلامت و درمان شهر شاهرود در صورت بروز همهگیریها میتوان روند بهبود کسبوکار را انتظار داشت.
بررسی تأثیر سرمایه فکری بر نوآوری سازمانی در آموزشوپرورش
دوره 14، پاییز و زمستان 1401، اسفند 1401، صفحه 205-228
https://doi.org/10.22067/tmj.2023.76816.1308
امیر رفسنجانی، محمود قربانی، الهام فریبرزی
چکیده آموزشوپرورش یک نهاد اجتماعی است که نقش اساسی در اداره امور جامعه دارد. تداوم بالندگی و بقای آن را با ارتقاء سرمایه فکری و حرکت به سمت نوآوری میتوان تضمین کرد. در این راستا هدف پژوهش حاضر، دستیابی به وضعیت موجود هر یک از دو متغیر سرمایه فکری و نوآوری سازمانی و همچنین ارتباط بین این دو متغیر در آموزشوپرورش بود. برای انجام تحقیق از رویکرد کمی در قالب استراتژی پیمایشی- تحلیلی استفاده شد. جامعه موردمطالعه را کلیه مدیران و کارشناسان اداری اداره کل آموزشوپرورش خراسان رضوی و نواحی هفتگانه شهر مشهد تشکیل داد و حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 282 نفر تعیین شد. جهت گردآوری دادهها از پرسشنامه در قالب مقیاس پنج امتیازی طیف لیکرت استفاده شد و برای روایی از روش محتوا و برای سنجش پایایی از ضریب آلفای کرونباخ استفاده به عمل آمد و مورد تأیید واقع شد. برای آزمون مدل نیز از مدل یابی معادلات ساختاری در قالب PLS استفاده شد. یافتهها نشان داد میانگین نمرات دو متغیر از متوسط به بالا بود و در ابعاد سرمایه فکری، سرمایه انسانی با میانگین رتبهای 23/2 از بالاترین میانگین و در ابعاد نوآوری سازمانی، نوآوری فنی با میانگین رتبهای 26/4 از بالاترین میانگین برخوردار بود. همچنین سرمایه فکری بر نوآوری سازمانی از تأثیر مثبت و معنادار برخوردار بود و در میان ابعاد سرمایه فکری سرمایه رابطهای بیشترین اثر را بر نوآوری سازمانی دارد.
طبقه بندی روش های نیازسنجی آینده گرا
دوره 17، بهار و تابستان 1404، مرداد 1404، صفحه 206-230
https://doi.org/10.22067/tmj.2025.90380.1623
حسن قرونه، اعظم بابکی راد
چکیده طبقهبندی روشهای نیازسنجی آیندهگرا به افراد برای انتخاب روش مناسب و هوشمندانه تر عمل کردن، کمک میکند. طبقهبندی صورتگرفته در این مقاله از نوع عملیاتی است که با روش کیفی گروههای کانونی انجام شده است. روش گروههای کانونی مجازی نیز برای تحلیل و طبقهبندی روشهای نیازسنجی آیندهگرا استفاده شده است که در آن نظر افراد را نسبت به «روشها» نمایان میکند. این گروه کانونی شامل 7 نفر از خبرگان حوزههای آموزشی و پژوهشی، سیاستگذاری علم و فناوری، توسعه فناوری و آیندهپژوهی است که برای مشخص نمودن افراد از نمونهگیری هدفمند استفاده شده است. در مرحله اول این پژوهش در گام نخست، گونههای ایده ال و پرکاربرد از روشهای نیازسنجی آیندهگرا از دل ادبیات منقح شده و در گام دوم سازههای مبنایی آن بازشناسی شدهاند. با استفاده از گونهشناسی عملیاتی روشهای نیازسنجی آیندهگرا سازههای مبنایی جدیدی ارائه و گام سوم گونهشناسی جدیدی از روشهای نیازسنجی آیندهگرا ارائه شده است. «نه» روش نیازسنجی آیندهگرا باتوجهبه سازههای مبنای طبقهبندیشدهاند. سازههای مبنایی شامل «قابلیتها» و «ماهیت روشها» است. در این طبقهبندی رویکرد آینده محور نیازسنجی برجسته شده است. این رویکرد نهتنها بهعنوان حوزهای کمککننده به آگاهسازی سیاستگذاران آموزشی، پژوهشی و توسعه فناوری است، بلکه بهعنوان تحول قابلیتی و روششناختی در روش های نیازسنجی مطرح است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که اکثر روش های مرسوم و متداول آینده محور به شناسایی موضوعات و مسائل کمک میکنند و تعدادی از این روش ها دارای قابلیت اولویتبندی آینده محور هستند. همچنین به لحاظ ماهیت نیز بیشتر کیفی هستند.
تأثیر مسئولیت اجتماعی بر عملکرد مدیران و کارکنان با نقش تعدیلگر مدیریت منابع انسانی سبز
دوره 15، پاییز و زمستان 1402، اسفند 1402، صفحه 216-237
https://doi.org/10.22067/tmj.2024.82665.1440
محبوبه نیکخصال، محمد حسن شکی
چکیده هدف از این مقاله مطالعه تأثیر مسئولیت اجتماعی بر عملکرد مدیران و کارکنان با نقش تعدیلگر مدیریت منابع انسانی سبز در دانشگاه علوم پزشکی بابل است. روش تحقیق کمی و پیمایشی و جامعه آماری شامل کلیه مدیران و کارکنان دانشگاه علوم پزشکی بابل (6400 نفر) بود. روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای است. با توجه به فرمول کوکران، حجم نمونه 384 نفر شد. برای گردآوری دادهها، از پرسشنامه محقق ساخته استفاده گردید. برای تجزیهوتحلیل دادهها از روشهای آمار توصیفی و استنباطی و از آزمونهای تحلیل واریانس یکراهه، تحلیل رگرسیون و همبستگی پیرسون و اسپیرمن و مدلیابی ساختاری جهت آزمون فرضیهها با استفاده از نرمافزار آماری Spss24 و Amos24 استفاده شد. یافتههای تحقیق نشان داد میانگین عملکرد کارکنان برابر با 92/ 3 است. بین مسئولیت اجتماعی و مدیریت منابع انسانی سبز با عملکرد مدیران و کارکنان به ترتیب به میزان 622/0 و 460/0 ارتباط مثبت و معنیدار وجود دارد. همچنین بین سن، میزان تحصیلات و سابقه خدمت و عملکرد کارکنان رابطه وجود دارد. حدود 9/47 درصد از تغییرات میزان عملکرد مدیران و کارکنان به مدیریت منابع انسانی سبز و مسئولیت اجتماعی بستگی دارد. مدلیابی ساختاری نشان میدهد مدل از برازش مناسبی برخوردار است. نتیجه اینکه رابطه مسئولیت اجتماعی با عملکرد کارکنان در صورت تعدیل و کنترل متغیر مدیریت منابع انسانی سبز کاهش مییابد؛ بهطوریکه ارتباط بین آن دو از لحاظ آماری معنادار نمیشود. درنتیجه متغیر مدیریت منابع انسانی سبز نقش تعدیلگر را دارد.
مدل کیفی پارادایمی راهبرد نوآوری با رویکرد تحول دیجیتال در صنعت بانکداری: نظریه داده بنیاد
دوره 16، پاییز و زمستان 1403، بهمن 1403، صفحه 229-297
https://doi.org/10.22067/tmj.2024.86723.1549
حمیده حدادی، عباس خمسه، تقی ترابی، رویا شاکری
چکیده پژوهش حاضر با هدف تدوین مدل پارادایمی راهبرد نوآوری با رویکرد تحول دیجیتال در صنعت بانکداری انجام شد. رویکرد این پژوهش کیفی و هدف آن کاربردی است. جامعه مشارکتکنندگان شامل مدیران و کارشناسان خبره در صنعت بانکداری و اساتید دانشگاهی در حوزه راهبرد نوآوری و تحول دیجیتال است. نمونهگیری بهطور هدفمند و با استفاده از روش گلوله برفی انجام و پس از مصاحبه با 14 نفر از خبرگان، اشباع نظری حاصل شد. برای گردآوری دادهها از مصاحبه نیمهساختاریافته استفاده شد. تدوین مقولههای زیربنایی راهبرد نوآوری با روش داده بنیاد و در سه مرحله شامل کدگذاری باز، محوری و انتخابی با استفاده از نرمافزار Maxqda انجام شد. نتایج نشان داد بر اساس مدل پارادایمی پژوهش، الزامات قانونی، تغییر نیازها و انتظارات مشتریان، توسعه سریع فناوریهای تحولآفرین و نقشآفرینان جدید صنعت مالی بر راهبرد نوآوری با رویکرد تحول دیجیتال تأثیر میگذارند. راهبرد نوآوری شامل انواع نوآوری، سطوح نوآوری، انجام نوآوری و ارزیابی اثربخشی نوآوری است. فرهنگ نوآوری دیجیتال، قابلیت همکاری و مدیریت استعدادهای دیجیتال بستر لازم را فراهم میآورند. از سوی دیگر، سطح بلوغ مدیریت دانش، ظرفیت جذب و یادگیری بانکها، هوش تجاری، موانع سازمانی و موانع کلان نقش مداخلهگر را ایفا میکنند. درنهایت، اعتبارسنجی مشتریان با هوش مصنوعی، بانکداری باز، بهروزرسانی سیاستها و قوانین در حوزه مالی، حکمرانی دیجیتال و نظارت هوشمند، خودکارسازی فرآیندهای هوشمند، مدیریت تجربه دیجیتال مشتریان و کارکنان، مدیریت داده و زیرساخت، مدیریت هوشمند ریسک، نوسازی راهبردی و نوآوری دوسویه در صنعت بانکداری منجر به ارزشآفرینی دیجیتال جهت ذینفعان و دستیابی به پیامدهای سازمانی و فراسازمانی میشود.
