واکاوی پیشایندهای سازمان سالم در وزارت کشور
دوره 17، پاییز و زمستان 1404، آذر 1404
https://doi.org/10.22067/tmj.2025.94327.1727
قادر خداویردی زاده، جعفر بیک زاد، حسین عماری، یوسف بیگ زاده
چکیده این پژوهش با هدف واکاوی پیشایندهای سازمان سالم در وزارت کشور انجام گرفته است. این پژوهش از نظر فلسفه مبتنی بر پارادایم پراگماتیسم، از نظر اهدف، توسعه ای کاربردی و به لحاظ ماهیت داده، از نوع آمیخته اکتشافی است. استراتژی این پژوهش، کیفی و مبتنی بر تحلیل مضمون است. جامعه مورد پژوهش شامل سه گروه خبرگان دانشگاهی، کارشناسان خبره و مدیران اجرایی استانداری استانهای آذربایجانشرقی، آذربایجانغربی و اردبیل میباشد. در این پژوهش برای انتخاب نمونه، از نمونهگیری هدفمند و گلولهبرفی استفاده شد که براساس قاعده اشباع با انجام 13 مصاحبه این مهم حاصل شد. دادهها با استفاده از رهیافت 3 مرحلهای روش تحلیل مضمون و با نرمافزار MAXQDA2020 تحلیل شدند. طبق تجزیه و تحلیل دادههای حاصل از مصاحبه، در این پژوهش مجموعاً 43 مضمون پایه، 12 مضمون سازماندهنده و 4 مضمون فراگیر میباشد. براساس یافتههای پژوهش، پیشایندهای سازمان سالم از چهار منظر "فرهنگ سازمانی"، "ساختار سازمانی"، "سبکهای رهبری" و "تعالی سازمانی" مورد توجه قرار گرفت. این پژوهش بهطور کلی نشان میدهد که توجه همزمان و یکپارچه به این ابعاد میتواند سلامت و کارایی سازمانها را بهبود بخشد.
طراحی الگوی شایستهسالاری مدیران شهرداری مشهد با استفاده از رویکرد کیفی (نظریه تم)
دوره 13، پائیز و زمستان 1400، اسفند 1400، صفحه 185-205
https://doi.org/10.22067/tmj.2022.70869.1128
حمیدرضا موحدی زاده، سراجالدین محبی، پروانه گلرد
چکیده
کارآیی و اثربخشى مدیران اساساً به شایستگى، مهارت، سطح دانش، بینش و توانایىهاى آنها بستگى دارد؛ به دلیل اهمیت این عوامل در موفقیت مدیران، جستجوى پیگیر و تلاش مستمر بهمنظور یافتن و تربیت کسانى که داراى این نوع از شایستگى، توانایى و مهارت باشند که آنها را به مدیرانى مؤثر و رهبرانى مفید تبدیل کند در جریان است. در این تحقیق از تحلیل مضمون استفاده شده است. ابتدا با 21 نفر از نفر از اساتید و مدیران و کارشناسان شهرداری مشهد مصاحبه انجام شد. سپس اطلاعات گردآوری شده با استفاده از نرمافزار NVivo مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت. در ادامه بر اساس الگوی شناسایی شده، پرسشنامهای تدوین و در اختیار اعضای گروه خبرگان جهت اولویتبندی، قرار گرفت. در این بخش از آزمون فریدمن بهره گرفته شده است. بر اساس نتایج حاصله از تحلیل مصاحبه با اعضای گروه خبرگان، مدل شایستهسالاری مدیران شهرداری مشهد دارای 122 کد آزاد است که در قالب 15 کد محوری و 4 کد انتخابی دستهبندی شدند. نتایج حاصله از اولویتبندی نشان داد که در شایستگی فردی؛ کد محوری رفتاری، در شایستگی مدیریتی؛ کد محوری توانایی رهبری، در شایستگی شغلی؛ کد محوری مهارتی، مهمترین شایستگی مورد نیاز مدیران شهرداری مشهد است. لازم به ذکر است که در شایستگی ارزشی تفاوتی بین دو کد محوری (سازمانی و اخلاقی)، مشاهده نشد. جهت استقرار شایستهسالاری در شهرداری مشهد، توجه به چهار مقوله اصلی (فردی، مدیریتی، شغلی و ارزشی)، ضروری به نظر میرسد.
بررسی تأثیر حمایت اجتماعی ادراک شده بر مدیریت هیجانات شغلی با نقش میانجی گری سرسختی روانشناختی
دوره 13، بهار و تابستان 1400، شهریور 1400، صفحه 189-208
https://doi.org/10.22067/tmj.2021.31079.0
سهیل سرشار، زهره رافضی، الهام ساعی، رسول رستمی مال خلیفه
چکیده چکیده هدف این پژوهش پیشبینی اقدام سطحی و اقدام عمیق بر اساس حمایت اجتماعی ادراک شده با نقش میانجی سرسختی روانشناختی در پرستاران بیمارستانهای عمومی شهرستان خرمآباد است. روش پژوهش همبستگی است که از طریق الگو یابی معادلات ساختاری انجام شده و جامعه پژوهش، پرستاران بیمارستانهای عمومی شهرستان خرمآباد است که از میان آنها 224 نفر با روش نمونهگیری تصادفی مرحلهای انتخاب شدند که به پرسشنامههای حمایت اجتماعی ادراک شده زیمت و همکاران (1988)، مدیریت هیجانات شغلی دیفندورف و همکاران (2005) و سرسختی روانشناختی کوباسا و همکاران (1982) پاسخ دادند. یافتهها نشان داد که حمایت اجتماعی ادراک شده نوع مدیریت هیجانات شغلی را پیشبینی میکند و همچنین یافتهها، نقش میانجی سرسختی روانشناختی را در رابطه بین حمایت اجتماعی ادراک شده و اقدام سطحی؛ همچنین در رابطه بین حمایت اجتماعی و اقدام عمیق مورد تأیید قرار داد. با توجه به نتایج، حمایت اجتماعی با افزایش سرسختی روانشناختی، باعث میشود افراد بهطور مناسب به مقتضیات هیجانی شغل پاسخ دهند.
شناسایی عوامل کلیدی نهادینهسازی فرهنگ سازمانی جهادی در بانک ملی ایران
دوره 18، بهار و تابستان 1405، تیر 1405، صفحه 200-232
https://doi.org/10.22067/tmj.2025.95807.1764
توحید رحیمی، جعفر بیک زاد، فرهاد نژاد ایرانی، یحیی داداش کریمی
چکیده این پژوهش با هدف شناسایی عوامل کلیدی نهادینهسازی فرهنگ سازمانی جهادی در بانک ملی ایران انجام گرفته است. استراتژی این پژوهش، کیفی و مبتنی بر تحلیل مضمون است. جامعه مورد پژوهش شامل سه گروه خبرگان دانشگاهی، کارشناسان خبره و مدیران ارشد بانک ملی ایران میباشد. در این پژوهش برای انتخاب نمونه، از نمونهگیری هدفمند و گلولهبرفی استفاده شد که براساس قاعده اشباع با انجام 16 مصاحبه این مهم حاصل شد. دادهها با استفاده از رهیافت 3 مرحلهای روش تحلیل مضمون و با نرمافزار MAXQDA2020 تحلیل شدند. طبق تجزیه و تحلیل دادههای حاصل از مصاحبه، در این پژوهش مجموعاً 78 مضمون پایه، 18 مضمون سازماندهنده و 4 مضمون فراگیر میباشد. براساس یافتههای پژوهش، پیشایندهای فرهنگ سازمانی جهادی از چهار منظر "حقمحوری"، "پایبندی به ارزشهای اسلامی و انقلابی"، "بصیرت انقلابی" و "رفتار جهادی" مورد توجه قرار گرفت. این پژوهش به طور کلی نشان میدهد شکلگیری فرهنگ سازمانی جهادی در گرو نهادینهسازی ارزشهای اخلاقی، دینی و انقلابی در کنار تقویت بینش استراتژیک و رفتارهای متعهدانه و جهادی کارکنان است. نتایج بیانگر آن است که با تلفیق این ابعاد میتوان سازمانی پویا، کارآمد و ارزشمدار ساخت که در برابر چالشهای محیطی مقاوم بوده و در مسیر تحقق اهداف کلان انقلاب اسلامی و خدمترسانی به جامعه گامهای مؤثرتری بردارد.
بررسی نقش تعدیلگر هوش هیجانی در رابطه میان قابلیتهای نوآوری و اثربخشی رهبری دانشگاهی
دوره 14، بهار و تابستان 1401، شهریور 1401، صفحه 218-251
https://doi.org/10.22067/pmt.v14i1.87855
هومن ستاره آسمان، سید محسن علامه، محمدرضا نیلی احمدآبادی
چکیده چکیده
این پژوهش تأثیر تعدیلگر هوش هیجانی رهبران بر رابطه قابلیتهای نوآوری و اثربخشی رهبری دانشگاهی در 5 دانشگاه بزرگ دولتی در شهر تهران را بررسی میکند. جامعه آماری پژوهش 217 مدیر ارشد دانشگاهی در 5 دانشگاه دولتی منتخب از سطح الف شهر تهران شامل دانشگاههای تهران، صنعتی شریف، علامه طباطبایی، شهید بهشتی و تربیت مدرس است. مؤلفههای پنهان متغیرهای مدل مفهومی، از طریق مصاحبههای عمیق نیمه ساختار یافته با 11 صاحبنظر شاغل در دانشگاههای مذکور آشکار شد و با روش تحلیل مضمون 6 مرحلهای، 50 گویه در قالب 10 مؤلفه آشکار شناسایی و در قالب پرسشنامه نظرسنجی کمی در میان 150 نمونه از جامعه آماری مذکور توزیع گردید. جهت ارزیابی پایایی شاخص از آلفای کرونباخ، CR و ضرایب بارهای عاملی و جهت ارزیابی روایی شاخصAVE و ماتریس فورنل و لارکر استفاده و مورد تأیید قرار گرفتند. روش مدلسازی معادلات ساختاری بر مبنای تکنیک کمترین مربعات جزئی برای آزمون فرضیههای کمی پژوهش استفاده شد. نتایج حاکی از تأثیر متوسط قابلیتهای نوآوری بر اثربخشی رهبری دانشگاهی و تعدیل این رابطه توسط هوش هیجانی رهبران بود. بنابراین رهبران دانشگاههای دولتی میتوانند به پشتوانه برخورداری از این تواناییهای ادراکی بیبدیل و درک احساسات و هیجانات خود و اطرافیان، تفکرات خلاقانه و ایده پردازانه زیردستان را در جاهای مورد نیاز تقویت کرده، از آنها جهت ایجاد تغییر و نوآوری در فرایندهای آموزشی و پژوهشی دانشگاهی استفاده کنند و موجب اثربخشی رهبری دانشگاه و تحول در ایفای مسئولیت اجتماعی دانشگاه در جامعه شوند.
شناسایی عوامل مؤثر بر رشد کسبوکارها در بازارهای نوظهور: یک مطالعه فراترکیب
دوره 15، بهار و تابستان 1402، شهریور 1402، صفحه 221-267
https://doi.org/10.22067/tmj.2023.83412.1462
بهزاد صادقی، کمال سخدری
چکیده موضوع کسبوکارهای با رشد بالا (HGF) همواره موردتوجه محققان حوزه کارآفرینی بوده است؛ بااینحال، پژوهشها در حوزه رشد کسبوکار در بازارهای نوظهور، در مراحل ابتدایی خود قرار دارد و دانش موجود در این زمینه بهصورت پراکنده منتشر شده است. هدف این مطالعه، شناسایی عوامل مؤثر در رشد و مقیاس گرایی کسبوکارها در بازارهای نوظهور با استفاده از رویکرد فراترکیب سندولسکی و باروسو است. با مرور ۱۰۴ پژوهش انجام شده تا سال 2023 در خصوص عوامل مؤثر بر رشد کسبوکارها در این بازارها، این مطالعه بر نقش 5 مضمون کلی خصوصیات شرکت، خصوصیات مدیریتی، منابع، استراتژی و محیط بر رشد کسبوکارها در بازارهای نوظهور تأکید میکند. یافتههای این پژوهش به اهمیت بهکارگیری همزمان استراتژیهای بازاری و غیر بازاری، توسعه قابلیتهای سازمانی و خصوصیات حرفهای تیم، تدوین استراتژیهای مکمل برای استراتژیهای بازاری و غیر بازاری، تدوین استراتژیهای مجزا برای بخشهای رسمی و غیر رسمی بازار و همچنین توسعه سرمایه سیاسی برای رشد کسبوکارها در بازارهای نوظهور تأکید میکند. این یافتهها، بینشهای ارزشمندی را برای کارآفرینان، سیاستگذاران و دانشگاهیان که به دنبال درک و حمایت از رشد کسبوکارها در بازارهای نوظهور هستند، ارائه میکند.
بررسی روابط روحیه کارآفرینی، عملکرد تحصیلی و گرایش به مهاجرت در بین دانشجویان با رویکرد معادلات ساختاری (مطالعه موردی: دانشگاه فردوسی و علوم پزشکی مشهد)
دوره 17، بهار و تابستان 1404، مرداد 1404، صفحه 231-269
https://doi.org/10.22067/tmj.2025.90930.1638
مریم سادات افخمی مصطفوی، مسعود ایمانیان، مهناز امیرپور
چکیده امروزه مهاجرت نخبگان یکی از مسئلههای کشور ایران است. از اینرو، هدف این مطالعه، بررسی روابط روحیه کارآفرینی، عملکرد تحصیلی و گرایش به مهاجرت در بین دانشجویان با رویکرد معادلات ساختاری استفاده از روش توصیفی - همبستگی است. پرسشنامههای آنلاین از طریق دانشجویان دانشگاه فردوسی و علوم پزشکی مشهد طی دو ماه (مهر و آبان 1400) جمعآوری شد. یافتههای پژوهش نشان داد که از بین ابعاد روحیه کارآفرینی، بعد توفیق طلبی بیشترین نمره و بعد ریسکپذیری کمترین نمره را کسب نموده است. نتایج آزمون ضریب همبستگی اسپیرمن نیز نشان داد که رابطهای مثبت با شدت 0.378 بین دو متغیر کیفیت زندگی تحصیلی و گرایش به مهاجرت وجود دارد و هر چه کیفیت زندگی تحصیلی دانشجویان بالاتر باشد، گرایش آنان به مهاجرت نیز افزایش مییابد. نتایج رویکرد معادلات ساختاری گویای این بود که روحیه کارآفرینی با ضریب استاندارد 0.605 تأثیر مثبتی بر عملکرد تحصیلی دارد و دانشجویان با روحیه کارآفرینی قویتر، عملکرد تحصیلی بهتری دارند. روحیه کارآفرینی همچنین با ضریب 0.527 بر گرایش به مهاجرت تأثیر دارد و دانشجویان با روحیه کارآفرینی قویتر، تمایل بیشتری به مهاجرت نشان میدهند. عملکرد تحصیلی نیز با ضریب 0.111 (با شدت کمتر از دو عامل قبلی) بر گرایش به مهاجرت اثرگذار است. بر اساس نتایج پیشنهاد میگردد که بکارگیری روحیه کارآفرینی در قالب ارتباط دانشگاه با صنعت و طرحهای مرتبط با کارآفرینی دانشجویان دانشگاه فردوسی و علوم پزشکی مشهد؛ به گونهای باشد تا بتواند در کاهش گرایش به مهاجرت آنها نقش موثری داشته باشد.
شناسایی شاخصها و پیامدهای رهبری استثمارآمیز در سازمانهای دولتی با رویکرد FCM
دوره 15، پاییز و زمستان 1402، اسفند 1402، صفحه 238-272
https://doi.org/10.22067/tmj.2024.84834.1491
علی شریعت نژاد، فرناز مهدی خانی
چکیده سبک رهبری استثمارآمیز از سبکهای غیرکارکردی و مخرب رهبری است که اثرات و تبعات منفی برای سازمان دارد. مدیران و رهبرانی که با این سبک به مدیریت و رهبری سازمان خود میپردازند، موجب بروز آسیبهای فردی، گروهی و سازمانی میگردند. براین اساس پژوهش حاضر باهدف شناسایی شاخصها و پیامدهای رهبری استثمار آمیز در سازمانهای دولتی انجام پذیرفت. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی از حیث گردآوری اطلاعات در زمره پژوهشهای اکتشافی است. همچنین این پژوهش از نوع تحقیقات آمیخته بهصورت کیفی و کمی و بر مبنای فلسفه قیاسی استقرایی است. جامعه آماری پژوهش خبرگان هستند که با روش نمونهگیری هدفمند و بر اساس اصل کفایت نظری انتخابشدهاند. ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کیفی مصاحبه است که روایی و پایایی آن با استفاده از روایی محتوایی و روایی نظری و روش پایایی سنجی درون کدگذار و میان کدگذار تائید شد. همچنین ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کمی پرسشنامه است که روایی و پایایی آن با استفاده از روایی محتوایی و پایایی باز آزمون تائید شد. دادههای کیفی با روش تحلیل محتوا و دادههای کمی با روش نقشه شناختی فازی تحلیل گردید. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که جاهطلبی افراط گونه، شخصیت هوبریستیک و خودمحور و منفعتطلبی مهمترین شاخصهای رهبری استثمارآمیز در میان مدیران و رهبران سازمانهای دولتی هستند. همچنین کاهش انگیزش و عملکرد نوآورانه کارکنان، فرسودگی شغلی و عاطفی کارکنان و پدیدآیی جو پارانوئید و اشاعه بدبینی سازمانی بهعنوان مهمترین پیامدهای رهبری استثمارآمیز در سازمانهای دولتی شناسایی شدند.
تحلیل کمّی روابط چندگانه فرهنگسازمانی حمایتی، عملکرد رهبری، رضایت شغلی، اعتماد سازمانی و درگیری شغلی
دوره 16، بهار و تابستان 1403، مرداد 1403، صفحه 240-277
https://doi.org/10.22067/tmj.2024.84646.1484
یوسف رمضانی، زهرا رفیع زاده، قاسم انوری، شقایق ترابی
چکیده فرهنگسازمانی، عملکرد رهبری و درگیری شغلی کارکنان عوامل مؤثر بر افزایش رضایتمندی در شغل است که در پژوهشهای پیشین کمتر به این روابط اشاره شده است. بر همین اساس هدف از این پژوهش تحلیل کمّی روابط چندگانه فرهنگسازمانی حمایتی، عملکرد رهبری، رضایت شغلی، اعتماد سازمانی و درگیری شغلی است. روش پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی، از لحاظ نحوه جمعآوری دادهها بهصورت توصیفی- همبستگی و از لحاظ نحوه تجزیهوتحلیل دادهها بهصورت کمی است. جامعه آماری پژوهش شامل کارکنان شرکت بیمه تکمیلی آتیه سازان حافظ مشهد میباشند که تعداد آنها 178 نفر است که به روش سرشماری موردبررسی قرار گرفتند. ابزار اندازهگیری به جهت سنجش متغیر فرهنگسازمانی حمایتی، درگیری شغلی، رضایت شغلی، اعتماد سازمانی، عملکرد رهبری به ترتیب از پرسشنامه های استاندارد شده ساها و همکاران، ون و همکاران، کواک و همکاران، نیورینک و منگ و برگر استفاده شد که روایی آنها از نوع محتوا و سازه بوده که مورد تائید قرار گرفتند؛ همچنین جهت سنجش پایایی پرسشنامهها از آزمون ضریب آلفای کرونباخ استفاده گردید و جهت تجزیهوتحلیل دادهها از تکنیک معادلات ساختاری با استفاده از نرمافزار Smart Pls استفاده گردید. نتایج حاصل بیانگر این بود که فرهنگسازمانی حمایتی بر درگیری شغلی کارکنان و اعتماد سازمانی، عملکرد رهبری بر اعتماد کارکنان، درگیری شغلی بر اعتماد سازمانی کارکنان و رضایت شغلی و همچنین اعتماد سازمانی بر رضایت شغلی کارکنان تأثیر مثبت و معناداری میگذارند. درگیری شغلی میتوانند تأثیر فرهنگسازمانی حمایتی بر اعتماد سازمانی کارکنان و اعتماد سازمانی نیز میتواند تأثیر عملکرد رهبری بر رضایت شغلی را میانجیگری کنند.
تبیین مدل عوامل مؤثر بر توسعه کارآفرینی دولتی
دوره 16، پاییز و زمستان 1403، بهمن 1403، صفحه 298-329
https://doi.org/10.22067/tmj.2024.89085.1587
بیژن رضایی، مهدی حسین پور، سعید بخشی، مهتاب مرتضایی
چکیده پژوهش حاضر به دنبال تبیین مدل عوامل مؤثر بر توسعه کارآفرینی دولتی در سازمان جهاد کشاورزی استان ایلام است. این تحقیق از نظر هدف کاربردی –توسعهای، با ماهیت اکتشافی و دادهها به روش آمیخته اکتشافی جمعآوری شدند. تیم مشارکتکننده در بخش کیفی تحقیق 11 نفر از اساتید و خبرگان که به روش نمونهگیری هدفمند و تا رسیدن به اشباع نظری انتخاب شدهاند. جامعهآماری در بخش کمّی در بردارنده 215 نفر از مدیران و کارشناسان سازمان جهاد کشاورزی و سازمانهای تابع آن است. با استفاده از فرمولکوکران تعداد 138 نفر بهعنوان نمونه به روش تصادفی انتخاب شدهاند. ابزار تحقیق در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختار یافته و در بخش کمی پرسشنامه بود. برای تحلیل دادهها در بخش کیفی از روش تحلیل مضمون و در بخش کمی از روش معادلات ساختاری استفاده شد است. پایایی متغیرهای پرسشنامه با استفاده از روشهای آلفای کرونباخ و ضریب پایای ترکیبی (CR) مورد تأیید قرار گرفت و روایی آن نیز از طریق روایی محتوا و همگرا(AVE) تأیید شد. یافتهها نشان میدهد مدل مفهومی که با استفاده از نظر خبرگان و ادبیات نظری طراحی شده است در بر گیرنده 9 مؤلفه: عوامل مذهبی، چشمانداز، برنامهریزی استراتژیک، مأموریت، حمایت و پشتیبانی، هدفگذاری و برنامهریزی کوتاهمدت، ارزشهای کارآفرینی و درنهایت خطمشیگذاری توسعه کارآفرینی و سیاستگذاری بوده، که در قالب یک مدل معادله ساختاری مورد آزمون قرار گرفته و درنهایت ضمن تأیید کلیت مدل استخراج شده، هرکدام از متغیرها با شدت و ضعف خاص خود بر توسعه کارآفرینی دولتی در سازمان تأثیرگذار بوده اند.
شناسایی و تحلیل عوامل کلیدی موفقیت و پیامدهای پیاده سازی سبک رهبری مجازی با روش نقشه نگاشت فازی FCM
دوره 17، پاییز و زمستان 1404، آذر 1404
https://doi.org/10.22067/tmj.2025.90700.1633
علی شریعت نژاد، هانیه حاتمی، راضیه حسنوند
چکیده درعصر کنونی تکنولوژی و فناوری اطلاعات به ابزاری همیشگی در تعاملات انسانی تبدیل شدهاست که این امر تحول در رویکرد رهبری را میطلبد. لذا پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل عوامل کلیدی موفقیت و پیامدهای پیاده سازی سبک رهبری مجازی انجام پذیرفت. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی از حیث گردآوری اطلاعات در زمره پژوهش-های اکتشافی است. همچنین این پژوهش از نوع تحقیقات آمیخته به صورت کیفی و کمی و بر مبنای فلسفه قیاسی استقرایی است. جامعه آماری پژوهش، مدیران سازمانی به همراه اساتید دانشگاه هستند و با روش نمونهگیری هدفمند به دلیل آشنایی نظری و عملی با موضوع پژوهش و براساس اصل اشباع نظری انتخاب شدهاند. ابزار گردآوری داده در بخش کیفی مصاحبه و در بخش کمی پرسشنامه است. ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کیفی مصاحبه است که معتبربودن و اعتمادپذیری آن با استفاده از روایی محتوایی و روایی نظری و روش پایایی سنجی درون کدگذار و میان کدگذار تائید شد. همچنین ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کمی پرسشنامه است که روایی و پایایی آن با استفاده از روایی محتوایی و پایایی باز آزمون تائید شد. در این پژوهش برای تحلیل دادهها در بخش کیفی از روش تحلیل محتوا و کدگذاری و در بخش کمی از روش نقشه شناختی فازی FCM بهره گرفته شده است. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که ضرورت ایجاد هماهنگی و ارتباطات بین اعضای تیم، مهارت هوش الکترونیک، دانش و آگاهی رهبران مجازی نسبت به رهبری کردن در یک جامعه چند فرهنگی و چند زبانی مهمترین پیشایندهای سبک رهبری مجازی هستند.
بررسی رابطه خودشیفتگی مدیران و کمبود موجودی کالا با اثر تعدیلگری دوره تصدی حسابرس در شرکتها
دوره 18، بهار و تابستان 1405، تیر 1405، صفحه 1-26
https://doi.org/10.22067/tmj.2026.93685.1709
سعید نمازی بایگی، محمد حسین ودیعی، احمد علیزاده
چکیده تصمیمات مدیران ارشد دارای ویژگیهای شخصیتی خودشیفته میتواند پیامدهای قابلتوجهی برای عملکرد عملیاتی شرکت به همراه داشته باشد؛ یکی از این پیامدها، بروز کمبود موجودی کالاست که در شرایط خاص مانند طولانی بودن دوره تصدی حسابرس ممکن است شدت بیشتری یابد. در همین راستا، هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین خودشیفتگی مدیران عامل و کمبود موجودی کالا با تأکید بر نقش تعدیلگر دوره تصدی حسابرس در شرکتهای پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران است. این پژوهش از نوع کاربردی و مبتنی بر تحلیل دادههای واقعی شرکتهاست.
برای تحقق این هدف، دادههای مربوط به ۱۴۰ شرکت فعال در بورس طی بازه زمانی ۱۳۹۵ تا ۱۴۰۲ گردآوری و تحلیل شد. جهت آزمون فرضیهها از رگرسیون چندمتغیره و روش دادههای ترکیبی استفاده گردید. نتایج حاصل از تحلیلها نشان داد که بین خودشیفتگی مدیران و کمبود موجودی کالا رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین مشخص شد که دوره تصدی حسابرس بهعنوان یک متغیر تعدیلگر، این رابطه را تقویت میکند؛ به این معنا که هرچه مدت همکاری حسابرس با شرکت طولانیتر باشد، تأثیر منفی خودشیفتگی مدیران بر سطح موجودی تشدید میشود.
بررسی عوامل تأثیرگذار بر انجام کار گروهی اثربخش
دوره 13، بهار و تابستان 1400، شهریور 1400، صفحه 209-232
https://doi.org/10.22067/tmj.2021.68402.1034
زهرا رجائی، سمیرا پور، حسین کارجوی
چکیده
با توجه به اهمیت کار گروهی و تأثیر آن بر کارایی و اثربخشی، هدف پژوهش حاضر بررسی عوامل تأثیرگذار بر انجام کار گروهی بهصورت اثربخش و ارائه راهکارهای لازم در شرکت آب و فاضلاب استان خراسان جنوبی است. این پژوهش از نوع توصیفی است و به لحاظ بعد زمانی، مقطعی و همچنین به لحاظ استراتژی، از نوع کمّی است و از نظر هدف، جزء پژوهشهای کاربردی محسوب میشود. جامعه آماری این پژوهش شامل کارکنان شرکت آب و فاضلاب شهری خراسان جنوبی در سال 1398 بوده که حجم کل جامعه آماری برابر با 200 نفر است؛ بنابراین با استفاده از جدول مورگان 127 نفر بهعنوان نمونه انتخاب شدند. حجم نمونه با روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شد. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامه محقق ساخته بر اساس مدل نظری بوده است. ضرایب پایایی ترکیبی شاخصهای مدل همگی بالاتر از 7/0 بوده و سازگاری درونی مدل تأیید گردید. برای تحلیل دادهها از نرمافزار اس پی اس اس و پی ال اس استفاده شده است. نتایج تحلیل فرضیات تحقیق نشان داد ابعاد ترکیب گروه، ساختار گروه، منابع در دسترس، ساختار سازمان بر بعد فرایندهای گروهی تأثیر مثبت و معناداری دارند و فرایندهای گروهی نیز بر اثربخشی کار گروهی تأثیر مثبت و معناداری دارند. نقش تعدیلگر وظایف گروهی در رابطه فرایندهای گروهی و اثربخشی کار گروهی رد شد.
طراحی مدل شایستگیهای مدیریتی مبتنی بر سلامت سازمانی با رویکرد آمیخته
دوره 15، بهار و تابستان 1402، شهریور 1402، صفحه 268-300
https://doi.org/10.22067/tmj.2023.76755.1306
سارا جوانبخت، محمد محمدی، حمید رضائی فر
چکیده نقش مدیریت بهعنوان عامل اصلی ایجاد و ارتقای سطح سلامت در سازمان حائز اهمیت ویژه میباشد. براین اساس هدف این پژوهش طراحی مدل شایستگیهای مدیریتی مبتنی بر سلامت سازمانی با رویکرد آمیخته میباشد. برای نیل به این مقصود پژوهشگران از رویکرد آمیخته متوالی اکتشافی استفاده کردند؛ بدینصورت که در مرحله کیفی با استفاده از روش دادهبنیاد، شایستگیهای مدیریتی سلامت سازمانی از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با 18 نفر از خبرگان دانشگاهی و اجرایی دانشگاههای علوم پزشکی کشور که با روش نمونهگیری غیراحتمالی قضاوتی و هدفمند انتخاب شدند، طراحی شد. یافتههای حاصل از مرحله کیفی نشان داد که مدل شایستگیهای مدیریتی مبتنی بر سلامت سازمانی شامل 28 مفهوم در قالب 5 مقوله فرعی است. در مرحلۀ کمی، برای اعتبارسنجی مدل، از مدلسازی معادلات ساختاری استفاده شد، بدینصورت که پرسشنامهای براساس عوامل احصاء شده در مرحله کیفی، طراحی و در بین 259 نفر از اعضای نمونه شامل روسا، معاونین و مدیران ارشد دانشگاههای علوم پزشکی کشور (منطقه 9 وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی) توزیع و دادهها تحلیل شد. یافتههای حاصل نشان داد که شایستگیهای مدیریتی شناسایی شده اثر معناداری بر ابعاد نهادی، اداری و فنی سلامت سازمانی دارند.
مدلسازی فرهنگ سازمانی در بستر تحول دیجیتال در سازمانهای دولتی
دوره 17، بهار و تابستان 1404، مرداد 1404، صفحه 270-309
https://doi.org/10.22067/tmj.2025.91947.1674
پیام کرمی، مسعود بسطامی، منصور ایراندوست
چکیده هدف این پژوهش، مدلسازی فرهنگ سازمانی در بستر تحول دیجیتال در سازمانهای دولتی است. روش پژوهش از نوع آمیخته (کیفی-کمی) است؛ بهگونهای که در بخش کیفی از روش فراترکیب و در بخش کمی از رویکرد مدلسازی ساختاری-تفسیری (ISM) استفاده شده است. بدین منظور، ابتدا با بهکارگیری روش فراترکیب، ۱۸ مطالعه کیفی منتخب منتشرشده طی ده سال اخیر در حوزه فرهنگ سازمانی و تحول دیجیتال، بهصورت نظاممند بررسی و تحلیل گردید. پس از سه مرحله غربالگری، ۲۸۴ کد اولیه استخراج و در نهایت ۱۶ مضمون کلیدی شناسایی شد. سپس، با بهرهگیری از روش ISM و نظرات ۱۰ صاحبنظر، این ۱۶ عامل در قالب یک مدل ششسطحی ارائه گردید. نتایج مدلسازی نشان میدهد که "رهبری تحول" در بالاترین سطح و عوامل "مدیریت تحول"، "نیازهای دیجیتال"، "نیازهای حرفهای سازمان" و "پیشرفت فناوری" در پایینترین سطح (سطح ششم) قرار دارند. سایر عوامل شامل "فرهنگ نوآوری"، "فرهنگ ریسکپذیری (نوع اول)" و "فرهنگ چابکگرایی" (سطح دوم)؛ "فرهنگ همراستایی و هماهنگی"، "فرهنگ مراجعمداری" و "فرهنگ مشارکت و همکاری" (سطح سوم)؛ "توانمندسازی دیجیتال" و "پذیرش فناوری" (سطح چهارم)؛ و "مدیریت تغییر"، "پشتیبانی از فرآیند تغییر" و "فرهنگ ریسکپذیری (نوع دوم)" (سطح پنجم) میباشند. تحلیل میکمک نیز نشان داد که "توانمندسازی دیجیتال" و "پذیرش فناوری" نقش پیوندی و ارتباطی کلیدی در این مدل ایفا میکنند. یافتههای این پژوهش، ضمن ارائه یک چارچوب ساختاریافته، بر اهمیت رویکردی جامع و یکپارچه در ایجاد فرهنگ سازمانی دیجیتال در سازمانهای دولتی تأکید دارد.
عجینشدن با برند در صنعت هتلداری: نقش مسئولیت اجتماعی سازمانی، اعتماد برند و هویتیابی برند
دوره 15، پاییز و زمستان 1402، اسفند 1402، صفحه 273-301
https://doi.org/10.22067/tmj.2024.82973.1447
جمشید سالار، رمضان غلامی اواتی
چکیده عجینشدن با برند، امروزه بهعنوان یکی از مهمترین استراتژیهای بازاریابی شناخته میشود. عجینشدن با برند باعث ایجاد مزیت رقابتی پایدار برای شرکتها میشود و عملکرد آنها را افزایش میدهد؛ بنابراین، شرکتها به دنبال شناسایی استراتژیهای مناسبی برای افزایش عجینشدن مشتریان با برندهای خود هستند. هدف از انجام این پژوهش، بررسی جایگاه مسئولیت اجتماعی سازمانی در عجینشدن با برند با نقش واسطهای اعتماد و هویتیابی برند در صنعت هتلداری است. این پژوهش از لحاظ هدف از نوع کاربردی، از لحاظ روش جمعآوری دادهها از نوع توصیفی- پیمایشی و از نظر زمانی از نوع مقطعی است. جامعه آماری این پژوهش، شامل مشتریان هتلهای شهر رامسر است که تعداد 300 نفر از آنها بهعنوان اعضای نمونه آماری انتخاب شدند. روایی پرسشنامه با استفاده از روایی محتوایی، روایی همگرا و روایی واگرا و پایایی آن نیز با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی مورد تأیید قرار گرفت. در بخش توصیفی، از نرمافزار آماری SPSS 27 و در بخش استنباطی و برای آزمون فرضیههای پژوهش از الگوسازی معادلات ساختاری با بهرهگیری از نرمافزار SmartPLS 4 استفاده شد. بر اساس یافتههای پژوهش، مسئولیت اجتماعی سازمانی بر عجینشدن با برند، اعتماد برند و هویتیابی برند تأثیر مثبت دارد. اعتماد برند بر عجینشدن با برند، تأثیر مثبت دارد. هویتیابی برند بر عجینشدن با برند، تأثیر مثبت دارد. اعتماد برند در ارتباط بین مسئولیت اجتماعی سازمانی و عجینشدن با برند، بهعنوان متغیر واسطهای عمل میکند و هویتیابی برند نیز در ارتباط بین مسئولیت اجتماعی سازمانی و عجینشدن با برند، بهعنوان متغیر واسطهای عمل میکند.
ارائۀ مدل ارزیابی فرصت کارآفرینی در سازمانهای مردمنهاد لرستان
دوره 16، بهار و تابستان 1403، مرداد 1403، صفحه 278-328
https://doi.org/10.22067/tmj.2024.87752.1566
حسین مقدم کیا، حیدر امیران، عبدالله کولوبندی، محمدرضا کاباران زاد قدیم
چکیده این پژوهش با هدف ارائه مدلی جامع برای ارزیابی فرصتهای کارآفرینی در سازمانهای مردمنهاد لرستان انجام شده و با استفاده از روش تحلیل زمینهای و مصاحبه با 17 نفر از متخصصان، مدلی چندبعدی ارائه گردیده است. نتایج نشان میدهند ارزیابی موفق فرصتها مستلزم توجه به عواملی همچون فرهنگ نوآوری، توانمندیهای کارآفرینی کارکنان، حمایت مدیریت، شرایط بازار، حمایتهای دولتی و شبکههای اجتماعی است. مدل پیشنهادی میتواند به مدیران این سازمانها در تصمیمگیری بهتر کمک کند. سازمانهای مردمنهاد برای موفقیت نیازمند نوآوری هستند. ارزیابی دقیق فرصتهای کارآفرینی، کلیدی برای این موفقیت است. انجام این پژوهش در قالب روش کیفی و با استفاده از نظریۀ زمینهای (استراوس و کربین) است. در این مسیر، با استفاده از مصاحبههای عمیق و نمونهگیری هدفمند و نظری در میان 17 نفر از اساتید، کارآفرینان و خبرگان کارآفرینی، اطلاعات مورد نیاز جمعآوری و تحلیل دادهها به شیوۀ کدگذاری باز و محوری و گزینشی انجام شده است. با انجام هر مصاحبه و دستهبندی و کدگذاری دادههای بهصورت گامبهگام بعد از 17 مورد مصاحبه مشخص شد که مباحث در حال تکرار شدن هستند و انجام مصاحبه جدید کمکی به روند تحلیل نمیکند. در این مرحله محقق به اشباع نظری رسید. نتایج پژوهش منجر به شناسایی عوامل کلیدی مؤثر در ارزیابی فرصتهای کارآفرینی شده است. این عوامل در قالب یک مدل جامع ارائه شدهاند. مدل پیشنهادی میتواند بهعنوان ابزاری برای ارزیابی بهتر فرصتها در سازمانهای مردمنهاد لرستان مورد استفاده قرار گیرد.
مدیریت زنجیره تأمین با رویکردهای ناب و چابک: کاربرد پویاییهای سیستم
دوره 16، پاییز و زمستان 1403، بهمن 1403، صفحه 330-361
https://doi.org/10.22067/tmj.2024.89099.1588
نجمه فارغ، سید محمود زنجیرچی، علی مروتی شریف آبادی، حبیب زارع احمدآبادی
چکیده مدیریت زنجیره تأمین با انتخاب، ترکیب و اجرای رویکردهای ناب و چابک به علت تضادها و استراتژیهای متفاوت هریک و از سوی دیگر همافزایی آنها یکی از چالشهای اساسی مدیران است. پژوهش حاضر با هدف توسعه سیستمی برای انتخاب رویکردهای ناب و چابک در زنجیره تأمین انجام شده است و شامل دو مرحله میباشد. در مرحله کیفی با رویکرد تحلیل محتوا و بررسی ادبیات و پیشینه پژوهش عوامل مؤثر بر انتخاب رویکردهای چابک و ناب گردآوری شده است. فرایند جمعآوری دادهها و کدگذاری بهصورت زیگزاگی تا رسیدن به اشباع نظری انجام شده است. نهایتاً این کدها در 17 گروه و در 4 سطح کلی عوامل محیطی، عوامل مرتبط با سازمان، عوامل مرتبط با محصول و عوامل عملکردی طبقهبندی شده است. در مرحله کمی و با بهرهگیری از روش پویاییهای سیستم، با استفاده از عوامل به دست آمده از مرحله اول و استراتژیهای ناب و چابک، مدلی جهت ارزیابی عملکرد و انتخاب استراتژیهای مناسب در شرایط مختلف ارائه شده است. مدلهای علی و معلولی و حالت-جریان ترسیم شده و تست ارزیابی مدل، ارزیابی ساختار و تحلیل حساسیت نیز جهت تأیید اعتبار مدل انجام گرفته است. نهایتاً سناریوهای مختلف در این مدل شبیهسازی و بررسی شده است. مدل پویای ارائه شده قادر است در شرایط مختلف استراتژیهای از رویکردهای ناب و چابک را بررسی نموده و نهایتاً درجات خاصی از نابی و چابکی را ارائه دهد. اطلاعات مورد نیاز برای مدلسازی و شبیهسازی مدل از مجتمع صنایع لاستیک یزد گردآوری شده است.
مدلسازی مدیریت استراتژیک منابع انسانی مبتنی بر تحول دیجیتال در بنیاد مستضعفان انقلاب اسلامی
دوره 17، پاییز و زمستان 1404، آذر 1404
https://doi.org/10.22067/tmj.2025.94246.1722
مسعود طاهری، غلامرضا معمارزاده طهران، نازنین پیله وری
چکیده پژوهش حاضر با هدف مدلسازی مدیریت استراتژیک منابع انسانی مبتنی بر تحول دیجیتال در بنیاد مستضعفان انقلاب اسلامی انجام شد. مسئله اصلی پژوهش، نبود الگوی منسجم برای همراستاسازی فناوریهای دیجیتال با فرآیندهای استراتژیک منابع انسانی در نهادهای عمومی کشور بود. این پژوهش از نوع توسعهای–کاربردی و به روش آمیخته اکتشافی متوالی انجام گرفت. در فاز کیفی، دادهها از طریق مصاحبه نیمهساختاریافته با ۱۲ نفر از خبرگان دانشگاهی و اجرایی گردآوری و با روش تحلیل مضمون تحلیل شد. یافتهها شش بعد کلیدی را در مدیریت استراتژیک منابع انسانی دیجیتال شناسایی کرد که شامل رهبری دیجیتال، زیرساختهای فنی، زیرساختهای مدیریتی، شایستگیهای دیجیتال کارکنان، چابکی سازمانی و فرهنگ دیجیتال است. در فاز کمی، با بهرهگیری از روش مدلسازی ساختاری–تفسیری (ISM)، روابط میان این ابعاد تحلیل شد. نتایج نشان داد که رهبری دیجیتال، زیرساختهای فنی و زیرساختهای مدیریتی نقش پیشران داشته و پایهگذار توسعه سایر مؤلفهها هستند. در ادامه، این ابعاد با تقویت شایستگیهای دیجیتال و چابکی سازمانی، به استقرار نظام جامع جذب، بهسازی، نگهداشت و بهکارگیری دیجیتال نیروی انسانی منجر میشوند. اجرای این نظام موجب افزایش بهرهوری، نوآوری و بهبود عملکرد مالی و غیرمالی سازمانهای عمومی میگردد. حاصل پژوهش، ارائه الگویی بومی و اجرایی برای استقرار مدیریت استراتژیک منابع انسانی دیجیتال متناسب با ساختار نهادی ایران است که میتواند بهعنوان راهنمای سیاستگذاری و پیادهسازی تحول دیجیتال در نهادهای عمومی مورد استفاده قرار گیرد.
طراحی الگوی هویتسازمانی با استفاده از نظریه داده بنیاد در گروه صنعتی تراکتورسازی ایران
دوره 13، بهار و تابستان 1400، شهریور 1400، صفحه 233-258
https://doi.org/10.22067/tmj.2021.30001.0
وحید فتاحی سرند، علی شائمی برزکی، هادی تیموری
چکیده
هدف این تحقیق طراحی الگوی هویتسازمانی در گروه صنعتی تراکتورسازی ایران است. تحقیق حاضر از نظر روش تحقیق از نوع آمیخته کیفی و کمی بوده است. در بخش کیفی از نظریه داده بنیاد برای ساخت مدل مفهومی هویتسازمانی استفاده شده است. در این بخش از خبرگان آشنا به موضوع هویتسازمانی شامل مدیران ارشد شرکت تراکتورسازی ایران استفاده شده است. دادهها به روش مصاحبه نیمه ساختاریافته جمعآوری گردیده است. جهت تجزیهوتحلیل دادهها از فرایند سهمرحلهای کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده شده که یافتههای این بخش نشان دهنده مدل پارادایم هویتسازمانی شامل 52 مفهوم و 33 مقوله فرعی بوده است. در بخش کمی پژوهش نیز، نمونه آماری تحقیق 330 نفر تعیین گردیده است. بهمنظور جمعآوری دادهها از پرسشنامه محقق ساخته براساس مقولههای فرعی و مفاهیم به دست آمده از مرحله کیفی پژوهش استفاده شده است. یافتههای بخش کمی با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی نشان میدهد که همه مدلهای تأییدی از نظر شاخصهای برازش مدل تأیید شده است. نتایج بیانگر این موضوع است که هویت درونی، توانمندسازی و هویت مبتنی بر شغل بهعنوان شرایط علی شکلگیری هویتسازمانی، سبک رهبری و اخلاقیات سازمانی بهعنوان شرایط زمینهای و عوامل مدیریتی و الزامات مالی شرایط مداخلهگر شکلگیری هویتسازمانی میباشند. در این راستا سازمان برای ایجاد و افزایش هویتسازمانی بایستی راهبردهایی مانند حمایت سازمانی درک شده و جامعهپذیری سازمانی را در پیش گرفته که منجر به پیامدهای فردی و سازمانی مانند افزایش عملکرد میگردد.
طراحی مدل رهبری متناسب با سازمان های دولتی ایران
دوره 15، پاییز و زمستان 1402، اسفند 1402، صفحه 302-339
https://doi.org/10.22067/tmj.2024.83151.1463
حسین علی نجفی، ناصر پورصادق، حامد رحمانی
چکیده رهبری، رویکردی است در حوزه سازمان و مدیریت که به دلیل تنوع در برداشتها عمدتاً به گونه رهبر- محور ارائه شده و نقش پیروان و زمینه در معادله رهبری نادیده انگاشته شده است. هدف پژوهش حاضر، طراحی مدل رهبری متناسب با سازمانهای دولتی ایران است. این پژوهش به روش آمیخته انجام شده است. برای استخراج ابعاد و طراحی مدل از روش فراترکیب و مصاحبه با متخصصینموضوعی و برای آزمون مدل از روش مدلسازی معادلات ساختاری استفاده شده است. در بخش کیفی، مفاهیم مشترک و مرتبط با رهبری در سه حوزه رهبر، پیرو و زمینه از ادبیات نظری، تحقیقات پیشین و مطالعات بومی و اسلامی در سه مرحله تلخیص، مقولهبندی و موجب شناسایی ۳۲۰ مضمون پایه و ۲۰ مضمون ثانویه گردید. درنهایت ۲۰ مضمون شناسایی شده در سه دسته اصلی رهبر، پیرو و زمینه طبقهبندی گردید. پیش از فراترکیب، برای استخراج مضامین از مطالعات بومی و اسلامی از مزیت روش کیفی تحلیل محتوا استفاده شد. در بخش کمی فرضیههای پژوهش بر روی نمونهای شامل ۳۰۰ نفر از خبرگان سازمانهای دولتی کشور شامل سازمانهای دفاعی، فرهنگی اجتماعی و توزیعی بررسی شد. یافتههای بخش کمی نشان داد، بُعد رهبر و بُعد پیرو به ترتیب با ضریب بتای ۰۹۶/۰ و ۰۹۴/۰ و بُعد زمینه با ضریب بتای ۰۸۲/۰ بر رهبری تأثیرگذار است. مفهومسازی سازه رهبری با مفاهیم رهبر، پیرو و زمینه بر اساس آموزههای دین اسلام نوآوری پژوهش محسوب میشود. نتایج پژوهش نشان میدهد با ملاحظه همزمان هر سه سازه رهبر، پیرو و زمینه میتوان به حل پیچیدگیها و پویاییهای محیطی پرداخت.
تحلیل مفهوم سازمان امن در بیمارستانهای تأمین اجتماعی با بهره گیری از رویکرد تکاملی راجرز
دوره 16، بهار و تابستان 1403، مرداد 1403، صفحه 329-372
https://doi.org/10.22067/tmj.2024.87329.1558
فاطمه سادات وهاب زاده مقدم، احمد ودادی، کرم الله دانشفرد
چکیده هدف از این پژوهش، روشن ساختن مفهوم سازمان امن و درک ویژگیها، پیشرانها و پسرانهای آن در بیمارستانهای تأمین اجتماعی با استفاده از رویکرد تحلیل مفهوم تکاملی راجرز است. متون منتشرشده به زبان انگلیسی و فارسی در چهل سال اخیر در حوزه دانش مدیریت جستجو شد. پس از اعمال معیارهای ورود و نمونهگیری نهایی، 77 مقاله، 22 کتاب و 9 پایاننامه انتخاب شدند و موردبررسی و تحلیل عمیق قرار گرفتند. فرآیند تحلیل نیز تحت نظارت و بازبینی دو نفر از اساتید صاحبنظر در زمینه مدیریت انجام شد. تحلیل مفهوم موردمطالعه نشان داد مهمترین ویژگیهای سازمان امن عبارتند از: پذیرش شکست، صراحت شدید، شفافیت، تعارض سازنده، رواج «نمیدانم»، گوشدادن متواضعانه، ارزیابی سریع و مراقبت از کارکنان. پیشرانهای سازمان امن عبارتند از: درس گرفتن از اشتباهات، تشویق یادگیری، کاهش میانبر زدن، اشتراکگذاری دانش، کسب ارزش از تفاوتها، پرهیز از سکوت و ترویج صحبت کردن، پاسخدهی مؤثر، طراحی و اجرای ساختارهای منسجم برای استخراج ایدهها و دغدغهها، فرهنگسازی، رعایت تعادل در ایجاد امنیت روانشناختی. مهمترین پسرانهای ایجاد سازمان امن عبارتند از: وجود ترس، پایین آوردن استانداردهای عملکردی، رواج افشاگری بیپروا، عدمحمایت از نوآوری، عدم پرورش تعهد کاری، عدم وجود جوّ مشارکتی، پنهانکاری دانش، بدبینی سازمانی، عدم تأکید بر اهداف، عدم برنامهریزی فرآیندها. دستاوردهای این پژوهش میتواند نقطه آغازی برای انجام پژوهشهای آتی و تدوین مدل مفهومی سازمان امن باشد.
واکاوی ابعاد و مؤلفههای رهبری مدرسه کسبوکار با رویکرد توسعه کارآفرینی
دوره 16، پاییز و زمستان 1403، بهمن 1403، صفحه 362-415
https://doi.org/10.22067/tmj.2024.89363.1596
مریم چزگی، نازیا سادات ناصری، محسن مرادی، احمد اکبری
چکیده بحث رهبری و تأثیر آن بر سازمانها، غیرقابلانکار است و پژوهش در مورد آن، از الزامات حیاتی سازمانهای امروزی است. زیرا رهبر میتواند با ایجاد انگیزه و ارتباط مؤثر، کارکنان را از روی علاقه و میل به انجام وظایف سازمانی ترغیب کند و رسیدن به اهداف سازمانی را تسهیل نماید. هدف پژوهش حاضر شناسایی ابعاد و مؤلفههای رهبری مدرسه کسبوکار با رویکرد توسعه کارآفرینی بوده است. مطالعه به شیوه کیفی - سنتزپژوهی صورت پذیرفته است. جامعه آماری شامل کلیه مقالات منتشر شده داخلی و خارجی در سالهای 2023-2010 بوده است. نمونهگیری به شیوه هدفمند تا حد اشباع دادهها و بهصورت غربالگری در مرحله اول 62 مقاله انجام گرفت و درنهایت تعداد 53 مقاله ادامه یافت. ابزار گردآوری اطلاعات، اسناد و مدارک چاپی و الکترونیکی موجود در سایتهای معتبر داخلی و خارجی بوده است. برای روایی و اعتباریابی دادهها از چهار روش قابلیت اعتبار یا باورپذیری، قابلیت انتقال یا انتقالپذیری، قابلیت تأیید یا تأیید پذیری و اطمینانپذیری استفاده به عمل آمد. شیوه تحلیل دادهها بر اساس نظام دستهبندی مفاهیم باز، سازماندهنده و فراگیر صورت پذیرفت. براساس وجوه تشابه و تفاوت دادهها دستهبندیها انجام گرفت. بهطورکلی نتایج نشان داد، ابعاد رهبری مدرسه کسبوکار با رویکرد توسعه کارآفرینی به ترتیب اولویت (رهبری کارآفرینی، رهبری تعالی ساز، رهبری مشارکتی، رهبری کنشگر، رهبری برنامه درسی، رهبری استراتژیک، رهبری تحولی، رهبری برند ساز، رهبری آیندهپژوه، رهبری مدیریت دانش) استوار گردید.
طراحی و اعتبارسنجی الگوی شایستگیهای حرفهای حسابرسان مبتنی بر تحول دیجیتال
دوره 17، پاییز و زمستان 1404، آذر 1404
https://doi.org/10.22067/tmj.2025.94524.1733
مجید محمدی، مسعود طاهری نیا، آذر مسلمی، علی لعل بار
چکیده پژوهش حاضر با هدف طراحی و اعتبارسنجی الگوی شایستگیهای حرفهای حسابرسان مبتنی بر تحول دیجیتال در جامعه حسابداران رسمی ایران انجام شد. از لحاظ شیوه گردآوری دادهها، این پژوهش غیرآزمایشی (توصیفی) است و از شیوه پیمایش مقطعی استفاده میکند. جامعه مشارکتکنندگان در بخش کیفی، اساتید حسابرسی و مدیران جامعه حسابداران رسمی ایران هستند که از طریق نمونهگیری هدفمند انتخاب کرده است و با ۱۵ نفر، اشباع نظری حاصل میشود. در بخش کمی، جامعه آماری شامل مدیران و کارشناسان جامعه حسابداران رسمی ایران است و تعداد ۱۴۰ نفر بر اساس قاعده تحلیل توان کوهن برآورد شده است. جهت گردآوری دادهها از مصاحبه و پرسشنامه استفاده شد. تحلیل مصاحبهها با روش تحلیل مضمون و نرمافزار MAXQDA و تحلیل دادههای پرسشنامه با روش حداقل مربعات جزئی و نرمافزار Smart PLS استفاده شد. یافتههای پژوهش نشان میدهد که توانایی مدیریت ریسک و کنترل داخلی با ابزارهای دیجیتال، دانش حرفهای و فنی در عصر دیجیتال، و رهبری و مدیریت تیمهای حسابرسی دیجیتال، بر توانایی استفاده از فناوری و ابزارهای حسابرسی هوشمند و تحول دیجیتال در استراتژیهای حسابرسی اثر میگذارند. این مؤلفهها با تأثیرگذاری بر یادگیری مستمر و بهروزآوری دانش در عصر تحول دیجیتال و مهارتهای تحلیلی و تفکر انتقادی مبتنی بر دادهها، به خلاقیت و نوآوری در حسابرسی دیجیتال منجر میشوند. در پایان، از طریق مهارتهای ارتباطی و بینفردی در محیط دیجیتال، اخلاق و مسئولیتپذیری حرفهای در دنیای دیجیتال، و مهارتهای تصمیمگیری و قضاوت حرفهای مبتنی بر هوش مصنوعی، شایستگیهای حرفهای حسابرسان تحقق مییابد.
شناسایی و اولویتبندی عوامل ریسک شرکتهای ارائهدهنده خدمات اینترنتی با روش بهترین-بدترین فازی (مطالعه موردی: شرکت شاتل)
دوره 18، بهار و تابستان 1405، تیر 1405
https://doi.org/10.22067/tmj.2025.91710.1673
زهرا قاسم خانی، سعید توکلیان، پیام فرهادی
چکیده در واقع هدف از این پژوهش شناسایی و اولویتبندی عوامل ریسک شرکتهای ارائهدهنده خدمات اینترنتی با استفاده از تکنیکهای تصمیمگیری چندمعیاره است. این تحقیق از لحاظ نوع هدف کاربردی و از لحاظ جمعآوری دادهها از نوع توصیفی-پیمایشی است. کمیته خبرگی پژوهش را مدیران با تجربه شرکت شاتل تشکیل دادند که از طریق روش نمونهگیری گلوله برفی تعیین شدند. در ابتدا عوامل ریسک استخراج شده از ادبیات پژوهش از طریق روش دلفی فازی در پنج حوزه سیاسی و حقوقی، فنی، مالی، امنیتی و آموزشی دسته بندی و اعتباریابی شدند. سپس با استفاده از روش بهترین-بدترین فازی اولویت نهایی عوامل ریسک نتیجه گردید. نتایج تحلیل حاکی از آن است که «بالا نبودن قابلیت اطمینان و امنیت نگهداری دادهها»، «سرقت اطلاعات» و «سرمایهگذاری نامناسب» به ترتیب با ضرایب وزنی 0.101، 0.077 و 0.062 مهمترین عوامل ریسک در شرکت شاتل معرفی شدند که نیازمند این است مدیران راهکارهایی را جهت غلبه بر آنها تعبیه نمایند.
