نوع مقاله: مقاله پژوهشی

الگو شناسی شبکه سازی تاریک براساس مدل لاکاتوش

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 21 تیر 1405

https://doi.org/10.22067/tmj.2026.96868.1798

حمید حسین زاده نیکویی، رضا سپهوند، سید نجم الدین موسوی، محمد حکاک

چکیده شبکه سازی تاریک مجموعه ای از روابط پنهان، غیررسمی و هدفمند را در بر می گیرد که افراد در سازمان برای کسب قدرت، کنترل منابع، حذف رقبا یا پیشبرد منافع شخصی ایجاد می کنند. هدف پژوهش حاضر تبیین ماهیت و چیستی شبکه سازی تاریک براساس مدل لاکاتوش می باشد. روش پژوهش حاضر، کیفی است. در این پژوهش از مصاحبه های نیمه ساختاریافته برای گردآوری داده ها، از تحلیل مضمون به منظور تجزیه و تحلیل داده ها و از نسبت روایی محتوایی و شاخص روایی محتوایی به منظور اعتباریابی داده ها استفاده شده است. جامعه آماری تحقیق، مدیران سازمان های دولتی استان قم بودند. با روش نمونه گیری هدفمند از بین مدیران سازمان های دولتی استان قم، 18 نفر با رعایت اشباع نظری و کفایت داده ها به منظور شناسایی و اعتباریابی شاخص ها انتخاب شدند. براساس یافته های پژوهش حاضر، 17 مضمون پایه، 7 مضمون سازمان دهنده و 3 مضمون فراگیر شناسایی شد. نسبت روایی محتوایی و شاخص روایی محتوایی 17 شاخص مورد تایید قرار گرفت. هسته سخت شامل ارتباطات سایه ای، ارتباطات فرصت طلبانه و شبکه های حمایتی پنهان می باشد. کمربند حفاظتی دربرگیرنده بی‌تدبیری مدیریتی، نادیده‌انگاری سلسله‌مراتب، جو سازمانی سمی، غفلت‌ورزی در مدیریت مسیرشغلی و ادراک بی‌عدالتی می باشد. راهبردهای ایجابی شامل داد و ستدهای سازمانی، شکل‌گیری ائتلاف‌های جدید و ابهام‌افزایی در فرآیندهاست؛ راهبردهای سلبی دربرگیرنده انکار سیستماتیک، مشروعیت‌بخشی و سرکوب نامرئی مخالفان می باشد.

تأثیر مداخلات ذهن‌آگاهی بر توانمندی‌های مدیریتی: یک مرور نظام‌مند

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 21 تیر 1405

https://doi.org/10.22067/tmj.2026.97309.1809

الهه صابری، یعقوب مهارتی، علیرضا خوراکیان، مریم بردبار

چکیده این مطالعه یک مرور سیستماتیک از ۳۰ پژوهش تجربی پیشین را در زمینه تأثیر مداخلات ذهن‌آگاهی بر مدیران ارائه می‌دهد. هدف این بررسی، یکپارچه‌سازی دانش موجود و شناسایی نیازهای پژوهشی آینده است. از این‌رو، در تلاش است با رویکردی تحلیلی و نظام‌مند، ضمن مرور کامل ادبیات موجود، تصویری روشن و کاربردی از جایگاه ذهن‌آگاهی در بهبود اثربخشی مدیریتی و ارتقای عملکرد سازمانی ترسیم نماید. در این مطالعه، ذهن‌آگاهی به‌عنوان یک مداخله ویژه مدیریتی تعریف شده تا وضوح مفهومی ایجاد شود و اهمیت آن در توسعه رهبری و رشد فردی مدیران برجسته گردد.
یافته‌های این مطالعه نشان می‌دهند که تمرین‌های ذهن‌آگاهی تأثیرات چندبعدی و مثبت بر نتایج فردی و سازمانی دارند. به طور خاص، این مداخلات تاب‌آوری را افزایش، فرسودگی شغلی را کاهش، روابط تیمی و همکاری را بهبود، استرس، اضطراب و افسردگی را کاهش و رضایت شغلی را ارتقا می‌دهند. همچنین، مداخلات ذهن‌آگاهی رفتارهای رهبری تحول‌آفرین و رهبری اصیل را تقویت، همدلی و نگرش خیرخواهانه را افزایش، پذیرش تفاوت‌ها و دیدگاه‌پذیری را ارتقا، انعطاف‌پذیری شناختی و خودتنظیمی هیجانی را بهبود و شفقت به خود و دیگران را تقویت می‌کنند. در مجموع، این مداخلات موجب بهبود اثربخشی و عملکرد شغلی مدیران شده و ارزش بالقوه آن‌ها را در توسعه توانمندی‌های رهبری و ارتقای رفاه فردی و سازمانی نشان می‌دهند.

طراحی الگوی شکل‌گیری خزش شغلی در سازمان‌های دولتی: از تعهد داوطلبانه تا اجبار نهادین

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 21 تیر 1405

https://doi.org/10.22067/tmj.2026.97698.1821

محمد یزدانی زیارت

چکیده خزش شغلی به معنی گسترش تدریجی و غیررسمی وظایف کارکنان فراتر از شرح شغل رسمی بدون جبران متناسب، به چالشی پنهان در سازمان‌های دولتی تبدیل شده است. پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی علی-فرایندی شکل‌گیری این پدیده در سازمان‌های دولتی ایران، از رویکرد کیفی و روش نظریه داده‌بنیاد بهره برده است. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های عمیق نیمه‌ساختاریافته با ۲۵ نفر از کارکنان و مدیران استانداری خراسان شمالی گردآوری و در مراحل سه‌گانه کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. یافته‌ها نشان داد خزش شغلی به عنوان پدیده‌محوری در این بافت، فرآیندی تدریجی و اجباری است که از تعامل شرایط علّی چندسطحی شامل «بازتولید ساختاری کمبود نیرو»، «سیستم پاداش ساکت»، «شوک‌های اداری مقطعی»، «قانون نانوشته اطاعت محض»، «دام شایستگی» و «اقتصاد لطف» شکل می‌گیرد. این شرایط در بستر زمینه‌ای استان (همچون «فقر منابع»، «پیمان سکوت»، «بزرگنمایی خطا»، «بازار کار محلی به عنوان اهرم فشار»، «بازوی بلند مرکز» و «قناعت به مثابه مقاومت منفعل») تقویت می‌شود. ذی‌نفعان طیفی از راهبردها از «استتار شایستگی» و «مقاومت پنهان» تا «ائتلاف نه‌گویان»، «شفاف‌سازی خاموش» و «مذاکره محتاطانه» را به کار می‌گیرند که تحت تأثیر شرایط مداخله‌گری چون «مدیریت دیده‌ور»، «سرمایه اجتماعی تیمی» و «مرزبان شغلی» قرار دارد. پیامدهای این فرآیند شامل «خاموشی تدریجی تعهد»، «فرار مغزهای خاموش»، «نقطه شکست سازمانی»، «ریزش سرمایه نمادین» و «همه‌گیری اداری» بوده و در چرخه‌ای معیوب، خزش را تشدید می‌کند. در نتیجه، بازنگری شرح وظایف، ایجاد نظام جبران عادلانه برای کارهای فرانقشی، توانمندسازی کارکنان در مدیریت مرزهای نقش و اصلاح فرهنگ سازمانی پیشنهاد می‌شود.

مدیریت هم‌نواختی دیجیتال: بازاندیشی در تصمیم‌گیری‌های سازمانی در عصر هوش مصنوعی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 03 شهریور 1405

https://doi.org/10.22067/tmj.2026.96233.1779

رضا سپهوند، فائزه حسنوند

چکیده پژوهش حاضر با هدف ارائه نقشه شناختی فازی عوامل و پیامدهای مدیریت هم‌نواختی دیجیتال و بازاندیشی در تصمیم‌گیری‌های سازمانی در عصر هوش مصنوعی با روش (FCM) انجام پذیرفته است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از حیث روش گردآوری اطلاعات توصیفی و از نوع پیمایشی است و همچنین از لحاظ نوع‌شناسی در زمره‌ی پژوهش‌های آمیخته می‌باشد. جامعه آماری پژوهش، شامل اساتید دانشگاه و مدیران سازمان‌های دولتی و خصوصی است که 25 نفر از آن‌ها با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند و بر اساس اصل کفایت نظری انتخاب شدند. در بخش کیفی ابزار گردآوری داده‌ها، مصاحبه نیمه ساختاریافته می‌باشد که روایی و پایایی ابزارها به ترتیب با استفاده از روایی محتوایی و آزمون کاپای کوهن مورد تائید قرار گرفت و ابزار گردآوری داده‌ها در بخش کمی، پرسشنامه می‌باشد که با استفاده از روایی محتوایی و پایایی بازآزمون تائید شد. همچنین داده‌های به‌دست‌آمده از مصاحبه با استفاده از نرم‌افزار MAXQDA و روش کدگذاری، عوامل و پیامدهای مدیریت هم‌نواختی دیجیتال و بازاندیشی در تصمیم‌گیری‌های سازمانی در عصر هوش مصنوعی شناسایی شدند. در بخش کمی پژوهش با استفاده از روش نقشه شناختی فازی، مدل روابط علی ارائه شد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که مهم‌ترین عامل، استراتژی هوشمندسازی با بالاترین درجه مرکزیت (98/27)، و مهم‌ترین پیامد تصمیم‌گیری هوشمند و باکیفیت‌تر با درجه مرکزیت (65/26) است.

طراحی و اعتبارسنجی الگوی روح مصنوعی در تحول مدیریت استراتژیک و رهبری آینده (معاونت علمی، فناوری و اقتصاد دانش‌بنیان)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 03 شهریور 1405

https://doi.org/10.22067/tmj.2026.96950.1801

محمدرحیم رمضانیان، کیخسرو یاکیده، راحله جلال نیا، مهرناز توحیدی مقدم

چکیده این پژوهش از نظر هدف کاربردی-توسعه‌ای است که درصدد طراحی و اعتبارسنجی الگوی روح مصنوعی در تحول مدیریت استراتژیک و رهبری آینده است. پژوهش حاضر مبتنی بر پارادایم عمل‌گرایی (پراگماتیسم) و با رویکردی استقرایی-قیاسی انجام شد. برای دستیابی به هدف پژوهش از طرح پژوهش آمیخته اکتشافی (کیفی-کمی) استفاده شد. جامعه مشارکت‌کنندگان بخش کیفی شامل اساتید دانشگاهی و مدیران ارشد و کارشناسان باسابقه در معاونت علمی، فناوری و اقتصاد دانش‌بنیان بود. نمونه‌گیری به روش گلوله‌برفی انجام شد و با 15 نفر به اشباع نظری دست پیدا شد. جامعه آماری بخش کمی نیز شامل مدیران و کارشناسان فعال در حوزه سیاست‌گذاری، فناوری و تحلیل‌های راهبردی در معاونت علمی است که براساس اندازه اثر و توان آزمون 120 نفر برآورد گردید و روش نمونه‌گیری خوشه‌ای–تصادفی انتخاب شدند. برای گردآوری داده‌ها از مصاحبه نیم‌ساختاریافته و پرسشنامه محقق‌ساخته استفاده شد. برای تحلیل مصاحبه‌های تخصصی از روش تحلیل مضمون استفاده شد و داده‌های حاصل از پرسشنامه نیز با روش حداقل مربعات جزئی تجزیه‌وتحلیل شد. یافته‌های پژوهشی نشان داد هوشمندی تفسیرگر و زمینه‌فهم، هم‌افزایی شناختی انسان–ماشین و توان شبه‌آگاهی و اخلاق‌مندی هوشمند بر بازآفرینی فرایندهای تصمیم‌سازی، داده‌محوری عمیق و تحلیل هوشمند و نوآوری در معماری حکمرانی و راهبرد ملی اثر می‌گذارند. این عوامل نیز از طریق تقویت رهبری اخلاق‌محور در عصر هوش عمیق و رهبری تکاملی در تعامل انسان و فناوری، به شکل‌گیری رهبری آینده‌نگر و پیش‌بینانه منجر می‌شوند.