نویسنده = امیر نیک کار

طراحی مدل رهبری تحول دیجیتال در شرکت‌‌های فعال در بخش فاوا با استفاده از نظریه داده‌بنیاد

دوره 18، بهار و تابستان 1405، تیر 1405

https://doi.org/10.22067/tmj.2026.96229.1778

امیر نیک کار، عاطفه فرازمند

چکیده امروزه ضرورت همگامی سازمان‌ها با تحول دیجیتال و پرورش رهبران دیجیتال به اثبات رسیده است. از سوی دیگر، در سال‌های اخیر سبک جدیدی از رهبری با عنوان رهبری تحول دیجیتال مطرح شده است که به ابعاد اجتماعی و انسانی تحول دیجیتال اشاره می‌کند و کمبود آگاهی مدیران درباره این سبک رهبری یکی از چالش های شرکت های بخش فاوا می باشد. هدف تحقیق حاضر طراحی مدل رهبری تحول دیجیتال در شرکت‌های فعال در بخش فاوا با بهره‌گیری از روش تحقیق کیفی مبتنی بر نظریه داده‌بنیاد است. در این راستا، با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند 15 نفر از متخصصان و صاحب‌نظران دارای زمینه علمی و سوابق مدیریتی مرتبط با حوزه رهبری تحول دیجیتال در شرکت‌های فعال در بخش فاوا به عنوان مشارکت‌کنندگان انتخاب شدند. گردآوری داده‌ها از طریق مصاحبه‌ نیمه ساختاریافته انجام شد. همچنین برای تحلیل داده‌ها بر مبنای رهیافت نظام‌مند اشتراوس و کوربین از سه مرحله کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی استفاده به عمل آمد و اطمینان از روایی و اعتبار تحقیق از طریق معیارهای لینکلن و گوبا حاصل شد. نتایج تحقیق نشان داد در مدل رهبری تحول دیجیتال شرکت‌های فعال در بخش فاوا، شرایط علّی شامل ویژگی‌های رهبران؛ شرایط زمینه‌ای شامل عوامل بسترساز و عوامل محیطی؛ مقوله محوری شامل رهبری تحول دیجیتال؛ شرایط مداخله‌گر شامل یادگیری سازمانی، انسجام سازمانی، فضای حمایتی و رویکرد شایستگی‌محور؛ راهبردها شامل توسعه فرهنگ دیجیتال و توسعه مهارت‌های دیجیتال و پیامدها دربرگیرنده دستاوردهای سازمانی شامل افزایش بهره‌وری سازمانی و چابکی سازمانی و دستاوردهای ملّی شامل آثار اقتصادی و آثار اجتماعی می‌باشد.

بررسی تأثیر رهبری تحول‌آفرین بر کیفیت زندگی کاری کارکنان با نقش میانجی هوش عاطفی درک شده مدیران

دوره 14، بهار و تابستان 1401، شهریور 1401، صفحه 147-188

https://doi.org/10.22067/tmj.2022.75713.1283

امیر نیک کار، علی شیرازی

چکیده
امروزه منابع انسانی به‌عنوان ارزشمندترین سرمایه سازمان محسوب می‌شود و یکی از بهترین روش‌ها برای حفظ و بالندگی این منابع، بهبود کیفیت زندگی­کاری آنان است. از سوی دیگر، بهره‌گیری مدیران از سبک رهبری تحول‌آفرین و هوش­عاطفی ازجمله مهم‌ترین عوامل ارتقای کیفیت زندگی­کاری کارکنان هستند. هدف اصلی تحقیق حاضر، تعیین تأثیرگذاری سبک رهبری تحول‌آفرین مدیران بر کیفیت زندگی­کاری کارکنان و همچنین، تعیین این تأثیرگذاری از طریق متغیر میانجی هوش­عاطفی درک­شده مدیران است. در این راستا، کلیه کارکنان رسمی شاغل در شرکت آب و فاضلاب مشهد به‌عنوان جامعه آماری تحقیق درنظر گرفته شد. نمونه آماری شامل 224 نفر از کارکنان است که بر اساس فرمول کوکران و با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. برای جمع‌آوری داده‌ها از ابزار پرسشنامه و برای تحلیل داده‌ها در قالب مدل‌‌سازی معادلات­ساختاری از نرم‌افزار آموس استفاده شد. در این تحقیق که به لحاظ هدف، کاربردی و به لحاظ روش، توصیفی و از نوع پیمایشی است؛ روایی سازه با استفاده از تکنیک تحلیل عاملی تأییدی و پایایی با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ موردبررسی قرار گرفت. نتایج تحقیق نشان داد تأثیر سبک رهبری تحول‌آفرین مدیران بر هوش­عاطفی درک­شده آنان و تأثیر هوش­عاطفی درک­شده مدیران بر کیفیت زندگی­کاری کارکنان معنادار است. همچنین تأثیر رهبری تحول‌آفرین مدیران بر کیفیت زندگی­کاری کارکنان معنادار نیست. درنهایت نقش واسط متغیر هوش­عاطفی درک شده مدیران در روابط بین رهبری تحول‌آفرین و کیفیت زندگی­کاری کارکنان مورد تأیید قرار گرفت. این یافته‌ها بدان معناست که شایستگی­های اجتماعی هوش­عاطفی مدیران می­توانند تأثیر مثبتی بر عملکرد این سازمان داشته باشند؛ به‌نحوی‌که به‌طور معناداری اثرگذاری رهبری تحول‌آفرین بر کیفیت زندگی­کاری کارکنان را تحت تأثیر قرار دهند.