ارائه مدل جابجایی کارراهه شغلی در توالی نسل ها با واکاوی تجارب زیسته مدیران از همکاری با کارکنان نسلهای X، Y و Z
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 07 اردیبهشت 1405
https://doi.org/10.22067/tmj.2026.94564.1738
ساسان مهران پور، سامان شیخ اسمعیلی، منصور ایراندوست
چکیده هدف اصلی این پژوهش، واکاوی و درک عمیق تجربه زیسته مدیران بانکهای ملی از پدیده جابجایی کارراهه شغلی در کارکنان نسلهای X، Y و Z و ارائه مدلی مفهومی برای تبیین این پدیده در بستر سازمانی مورد مطالعه بود. این مطالعه با رویکرد کیفی، در چارچوب پارادایم تفسیری و با استفاده از استراتژی پدیدارشناسی توصیفی انجام شد. مشارکتکنندگان شامل مدیران بانکهای ملی شهر تهران بود که با روش نمونهگیری هدفمند و بر اساس معیارهایی مانند حداقل پنج سال سابقه مدیریت و تجربه تعامل با هر سه نسل، ۱۵ نفر بهعنوان مشارکتکننده انتخاب شدند. دادهها از طریق مصاحبه نیمهساختاریافته جمعآوری و با استفاده از روش کلایزی (۱۹۷۸) تحلیل شدند. برای اعتبار دادهها نیز از معیارهای گوبا و لینکلن (۱۹۸۵) بهره گرفته شد. یافتهها نشان داد که از دیدگاه مدیران، معنای جابجایی برای نسل X بیشتر «انحراف ناگزیر از ثبات و امنیت»، برای نسل Y «جستجوی فعالانه برای تناسب، رشد و معنا» و برای نسل Z «ابزار پیشفرض برای کاوش، بهینهسازی و انطباق سریع» است. الگوی پیمایش مسیر شغلی نیز به ترتیب از الگوی «خطی، باثبات و درونسازمانی» به الگوی «پویا، تجربهمحور» و در نهایت به الگوی «سیال و فناورمحور» تحول یافته است. این تفاوتها چالشهایی در نگهداشت، تعارض نسلی و مشکلات ساختاری ایجاد کرده و مدیران راهکارهایی در سطوح نگرشی، مدیریتی، منابع انسانی و سازمانی برای مقابله با آنها ارائه کردهاند. تجربه زیسته مدیران در این زمینه، بر لزوم بازنگری سیستمی در مدیریت کارراهه تأکید دارد.
