نویسنده = محمد یزدانی زیارت

طراحی الگوی شکل‌گیری خزش شغلی در سازمان‌های دولتی: از تعهد داوطلبانه تا اجبار نهادین

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 21 تیر 1405

https://doi.org/10.22067/tmj.2026.97698.1821

محمد یزدانی زیارت

چکیده خزش شغلی به معنی گسترش تدریجی و غیررسمی وظایف کارکنان فراتر از شرح شغل رسمی بدون جبران متناسب، به چالشی پنهان در سازمان‌های دولتی تبدیل شده است. پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی علی-فرایندی شکل‌گیری این پدیده در سازمان‌های دولتی ایران، از رویکرد کیفی و روش نظریه داده‌بنیاد بهره برده است. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های عمیق نیمه‌ساختاریافته با ۲۵ نفر از کارکنان و مدیران استانداری خراسان شمالی گردآوری و در مراحل سه‌گانه کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. یافته‌ها نشان داد خزش شغلی به عنوان پدیده‌محوری در این بافت، فرآیندی تدریجی و اجباری است که از تعامل شرایط علّی چندسطحی شامل «بازتولید ساختاری کمبود نیرو»، «سیستم پاداش ساکت»، «شوک‌های اداری مقطعی»، «قانون نانوشته اطاعت محض»، «دام شایستگی» و «اقتصاد لطف» شکل می‌گیرد. این شرایط در بستر زمینه‌ای استان (همچون «فقر منابع»، «پیمان سکوت»، «بزرگنمایی خطا»، «بازار کار محلی به عنوان اهرم فشار»، «بازوی بلند مرکز» و «قناعت به مثابه مقاومت منفعل») تقویت می‌شود. ذی‌نفعان طیفی از راهبردها از «استتار شایستگی» و «مقاومت پنهان» تا «ائتلاف نه‌گویان»، «شفاف‌سازی خاموش» و «مذاکره محتاطانه» را به کار می‌گیرند که تحت تأثیر شرایط مداخله‌گری چون «مدیریت دیده‌ور»، «سرمایه اجتماعی تیمی» و «مرزبان شغلی» قرار دارد. پیامدهای این فرآیند شامل «خاموشی تدریجی تعهد»، «فرار مغزهای خاموش»، «نقطه شکست سازمانی»، «ریزش سرمایه نمادین» و «همه‌گیری اداری» بوده و در چرخه‌ای معیوب، خزش را تشدید می‌کند. در نتیجه، بازنگری شرح وظایف، ایجاد نظام جبران عادلانه برای کارهای فرانقشی، توانمندسازی کارکنان در مدیریت مرزهای نقش و اصلاح فرهنگ سازمانی پیشنهاد می‌شود.

تأثیر مهارت های سیاسی بر ارتباط گریزی سازمانی از طریق نقش واسطه عزت نفس

دوره 10، بهار و تابستان 1397، شهریور 1397، صفحه 1-20

https://doi.org/10.22067/pmt.v9i1.51137

محمد یزدانی زیارت، عباسعلی رستگار

چکیده امروزه سازمان‌های موفق به کارکنانی نیاز دارند که توانایی ارتباطی بالایی داشته باشند. وجود عزت نفس و به ویژه مجهز بودن به مهارت­های سیاسی در مجموعه های سازمانی می تواند در بهبود ارتباطات بین فردی موثر واقع شود. هدف تحقیق حاضر تبیین آماری بین روابط این متغیرهای سه گانه است. روش تحقیق، کاربردی و از نوع توصیفی- همبستگی است و ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه است. جامعه آماری تحقیق تمامی کارکنان استانداری خراسان شمالی می‌باشند، که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده نمونه آماری از بین آنها انتخاب شده است. برای آزمون فرضیه‌ها از روش‌های همبستگی پیرسون، تحلیل رگرسیون خطی ساده و چندگانه و نیز مقایسه میانگین یک جامعه آماری استفاده شده است. نتایج این تحقیق حاکی از تأثیر مثبت و معنادار مهارت‌های سیاسی بر عزت نفس، و تأثیر منفی و معنادار مهارت‌های سیاسی و عزت نفس بر ارتباط گریزی سازمانی است. همچنین، نقش عزت نفس به عنوان متغیر واسط، مورد تأیید قرار گرفت. با توجه به نتایج این تحقیق، پیشنهاد می‌شود مدیران و کارکنان، مهارت‌های سیاسی و عوامل مؤثر بر توسعه عزت نفس را شناسایی کنند و در جهت کسب و عملی نمودن آنها در جهت کاهش ارتباط­گریزی سازمانی گام بردارند.