نویسنده = محمدرحیم رمضانیان

طراحی و اعتبارسنجی الگوی روح مصنوعی در تحول مدیریت استراتژیک و رهبری آینده (معاونت علمی، فناوری و اقتصاد دانش‌بنیان)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 03 شهریور 1405

https://doi.org/10.22067/tmj.2026.96950.1801

محمدرحیم رمضانیان، کیخسرو یاکیده، راحله جلال نیا، مهرناز توحیدی مقدم

چکیده این پژوهش از نظر هدف کاربردی-توسعه‌ای است که درصدد طراحی و اعتبارسنجی الگوی روح مصنوعی در تحول مدیریت استراتژیک و رهبری آینده است. پژوهش حاضر مبتنی بر پارادایم عمل‌گرایی (پراگماتیسم) و با رویکردی استقرایی-قیاسی انجام شد. برای دستیابی به هدف پژوهش از طرح پژوهش آمیخته اکتشافی (کیفی-کمی) استفاده شد. جامعه مشارکت‌کنندگان بخش کیفی شامل اساتید دانشگاهی و مدیران ارشد و کارشناسان باسابقه در معاونت علمی، فناوری و اقتصاد دانش‌بنیان بود. نمونه‌گیری به روش گلوله‌برفی انجام شد و با 15 نفر به اشباع نظری دست پیدا شد. جامعه آماری بخش کمی نیز شامل مدیران و کارشناسان فعال در حوزه سیاست‌گذاری، فناوری و تحلیل‌های راهبردی در معاونت علمی است که براساس اندازه اثر و توان آزمون 120 نفر برآورد گردید و روش نمونه‌گیری خوشه‌ای–تصادفی انتخاب شدند. برای گردآوری داده‌ها از مصاحبه نیم‌ساختاریافته و پرسشنامه محقق‌ساخته استفاده شد. برای تحلیل مصاحبه‌های تخصصی از روش تحلیل مضمون استفاده شد و داده‌های حاصل از پرسشنامه نیز با روش حداقل مربعات جزئی تجزیه‌وتحلیل شد. یافته‌های پژوهشی نشان داد هوشمندی تفسیرگر و زمینه‌فهم، هم‌افزایی شناختی انسان–ماشین و توان شبه‌آگاهی و اخلاق‌مندی هوشمند بر بازآفرینی فرایندهای تصمیم‌سازی، داده‌محوری عمیق و تحلیل هوشمند و نوآوری در معماری حکمرانی و راهبرد ملی اثر می‌گذارند. این عوامل نیز از طریق تقویت رهبری اخلاق‌محور در عصر هوش عمیق و رهبری تکاملی در تعامل انسان و فناوری، به شکل‌گیری رهبری آینده‌نگر و پیش‌بینانه منجر می‌شوند.

طراحی مدل مفهومی تصمیم گیری مشارکتی به عنوان راهبردی جهت بهبود نگرش، احساسات و عملکرد کارکنان در زندگی کاری (مورد مطالعه: کلیه شعب بانک مسکن شهرستان رشت)

دوره 5، بهار و تابستان 1392، شهریور 1392، صفحه 104-133

https://doi.org/10.22067/pmt.v5i9.28873

مهران مهدی زاده، ناهید درستکار احمدی، محمدرحیم رمضانیان

چکیده از وظایف مدیران سازمان هاست که با اتخاذ راهبردهایی زمینه تغییر و تحولات مثبت در نگرش، احساسات و عملکرد کارکنان فراهم آورند؛ در غیر این صورت برخی مشاغل به دلیل نداشتن آزادی عمل و تنوع در وظایف منجر به تغییر نگرش کارکنان نسبت به شغل و سازمان در جهت منفی، آسیب های روحی-روانی و در نهایت کاهش عملکرد شغلی می گردند. از اهداف این پژوهش، شناسایی علل ریشه ای این مشکلات و تبیین مزایای راهبرد تصمیم گیری مشارکتی بوده و در این راستا مدلی مفهومی که نشانگر رابطه میان راهبرد تصمیم مشارکتی با سایر متغیرهاست، ارائه شده است. برای پژوهش حاضر، علاوه بر مطالعات کتابخانه ای، پرسشنامه ای تدوین و در کلیه شعب بانک مسکن شهرستان رشت توزیع و پس از تکمیل عودت داده شده است (151 نفر). روایی آن با روش اعتبار محتوا و عاملی و پایایی آن با آلفا کرونباخ 7/88% ، مورد تأیید قرار گرفته است. سپس، فرضیات پژوهش با استفاده از نرم افزارهای آماری تحلیل گردیده و یافته ها حاکی از آن است که مشارکت در تصمیم گیری به واسطه نگرش و عواطف، عملکرد کارکنان را بهبود می بخشد؛ بنابراین 4 فرضیه تأیید و یک فرضیه رد شده و مدلی که به وسیله معادلات ساختاری برای پژوهش طراحی گردیده، براساس شاخص های برازش مدل، که همگی مقادیر بالای 90 درصد را کسب کرده اند، مورد قبول واقع شده است.