کلیدواژه‌ها = مدیریت تغییر

شناسایی، رتبه بندی و تحلیل روابط عوامل کلیدی فرآیند مدیریت تغییر با استفاده از روش های Fuzzy RANCOM و Fuzzy DEMATEL

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 25 خرداد 1405

https://doi.org/10.22067/tmj.2026.97454.1814

اباذر ظهرابی

چکیده هدف این تحقیق شناسایی، رتبه‌بندی و تحلیل روابط علّی عوامل کلیدی فرایند مدیریت تغییر و ارائه چارچوبی تحلیلی برای به‌کارگیری اثربخش‌تر آن در سازمان‌ها است؛ زیرا علی‌رغم تعدد مدل‌های ارائه‌شده در حوزه مدیریت تغییر، هنوز چارچوبی جامع و یکپارچه که بتواند عوامل کلیدی فرایند تغییر را به‌صورت نظام‌مند شناسایی، اولویت‌بندی و روابط میان آن‌ها را تحلیل نماید، به‌طور کامل توسعه نیافته است. این پژوهش از نوع کاربردی- توسعه‌ای است و با روش آمیخته انجام شد. در بخش کیفی، با مرور نظام‌مند ۳۹ مدل مدیریت تغییر دارای پشتوانه علمی و ساختار مشخص، ۲۱ عامل کلیدی در چهار مرحله اصلی فرایند تغییر استخراج گردید. در بخش کمی، برای تعیین اهمیت عوامل از روش Fuzzy RANCOM و برای تحلیل روابط علّی میان آن‌ها از روش Fuzzy DEMATEL استفاده شد. داده‌ها از طریق نظرخواهی از ۱۰ نفر از خبرگان حوزه مدیریت تغییر که به‌صورت نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شده بودند، گردآوری گردید. نتایج نشان داد مدیریت مقاومت در برابر تغییر مهم‌ترین عامل است و بیشترین مجموع تأثیرگذاری و تأثیرپذیری را دارد. تیم رهبری تغییر به‌عنوان اثرگذارترین عامل شناسایی شد و تدوین چشم‌انداز روشن و اهداف قابل‌سنجش در رتبه سوم قرار گرفت. بر این اساس، سازمان‌ها می‌توانند با تمرکز بر عوامل اولویت‌دار، به‌ویژه این سه عامل، احتمال موفقیت برنامه‌های تغییر را افزایش دهند. نوآوری پژوهش در عبور از رویکردهای تک‌مدلی و ترکیب مرور نظام‌مند مدل‌های مدیریت تغییر با رویکردهای تصمیم‌گیری چندمعیاره فازی به‌منظور شناسایی، اولویت‌بندی و تحلیل روابط میان عوامل کلیدی فرایند مدیریت تغییر است.

مرور نظام‌مند مفهوم‌پردازی‌ها و عوامل بازدارنده و پیش‌برنده تغییر در سازمان‌های خانوادگی

دوره 15، پاییز و زمستان 1402، اسفند 1402، صفحه 1-43

https://doi.org/10.22067/tmj.2024.82388.1431

طاهره عبادی، سیدحسین کاظمی، حسن دانایی فرد

چکیده به‌رغم اینکه معمولاً سازمان­های خانوادگی در حاشیه پژوهش­های مدیریت قرار گرفته­اند، نقش بزرگی در اقتصادهای محلی و بین­المللی دارند. ازاین­رو در چند دهه اخیر توجه پژوهشی گسترده­ای به تمایزات این سازمان­ها با سازمان­های متداول صورت گرفته است. یکی از این حوزه­های مورد‌توجه، پژوهش در ماندگاری و تغییرات سازمانی در این سازمان­ها است. سازمان­های خانوادگی، به‌ویژه به سبب هویت دوگانه­ای که دارند (خانواده از یک‌سو و کسب­وکار از سوی دیگر)، با موضوعات تغییر متفاوتی روبرو می­شوند. همچنین این سازمان­ها ویژگی­هایی متمایزی دارند که می­توانند بازدارنده یا پیش­برنده تغییرات در آن‌ها باشند. گرچه بسیاری از این موضوعات و عوامل در مطالعات پیشین موردبررسی قرار گرفته­اند، اما پراکندگی آن‌ها مانع از بهره­برداری عملی و نظری­شان شده است. بدین روی این مطالعه با استفاده از مرور نظام­مند (2000-2020)، به بررسی شیوه­های مختلف مفهوم­پردازی­ تغییر در سازمان­های خانوادگی و همچنین عوامل بازدارنده و پیش­برنده تغییر در سازمان­های خانوادگی پرداخته است. یافته­ها نشان می­دهد سازمان­های خانوادگی، تغییر را عمدتاً در موضوعات جانشینی، کارآفرینی، پایداری و ثروت عاطفی و اجتماعی می­بینند و عمده عوامل پیش­برنده و بازدارنده تغییر در آن‌ها نیز با محوریت این موضوعات در قالب پنج قابلیت انطباقی، سرمایه انسانی، گذار نسلی، مدیریتی و مدیریت تغییر متجلی می­شوند.

پایداری تغییرات سازمانی در بانک‌های خصوصی ایران: راهبردها و پیامدها

دوره 15، پاییز و زمستان 1402، اسفند 1402، صفحه 147-188

https://doi.org/10.22067/tmj.2023.81906.1416

محمد صادق دادمهر، یعقوب مهارتی، علیرضا خوراکیان، فریبرز رحیم نیا

چکیده مطالعات نشان می‌دهد اجرای تغییر در سازمان‌ها همیشه آن‌طور که رهبران تغییر فرض می‌کنند، فرایند ساده‌ای نیست و فقط تعداد محدودی از سازمان‌ها در مدیریت و اجرای آن موفق هستند. درواقع بیشتر سازمان‌ها در دستیابی به تغییری پایدار به معنی آنکه بتواند به هنجارها و باورهای کارکنان تبدیل شده باشد، ناکام مانده‌اند. پژوهش حاضر با هدف شناسایی راهبردها و پیامدهای پایداری تغییرات سازمانی در بانک‌های خصوصی ایران انجام شده است. این پژوهش کیفی و بر پایه نظریه داده بنیاد با رویکرد نظام‌مند است. جامعه موردمطالعه شامل مدیران و کارشناسان با سابقه شاغل در بانک‌های خصوصی ایران و نیز خبرگانی است که سابقه و تجربه مطلوبی در زمینه تغییرات سازمانی در این بانک‌ها داشته‌اند. مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته و عمیق با مشارکت‌کننده‌های در پژوهش تا حصول اشباع نظری انجام شد. داده‌های حاصله از طریق فرایند کدگذاری باز، محوری و انتخابی و با استفاده از نرم‌افزار MAXQDA20 تحلیل شدند و اعتباربخشی نتایج با استفاده از معیارهای لینکلن و گوبا (باورپذیری، اطمینان‌پذیری، تأییدپذیری و انتقال‌پذیری) صورت پذیرفت. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد راهبردها شامل آموزش اثربخش و به‌کارگیری گروه‌های کاری، استقرار سیستم مدیریت دانش، سازوکارهای انگیزشی، تأمین منابع مالی، تدقیق و تبیین برنامه راهبردی سازمان، سبک رهبری، فرایندهای اثربخش و ساختار چابک و پیامدها شامل افزایش بلوغ روان‌شناختی و بلوغ رفتاری کارکنان، افزایش منابع مالی و کاهش هزینه‌های سازمان، تأمین رضایت ذی‌نفعان استراتژیک و کسب مزیت رقابتی است.

بررسی وضعیّت تولید علم در حوزۀ مدیریّت تغییر در پایگاه های استنادی Thomson Reuters

دوره 4، پائیز و زمستان 1391، اسفند 1391، صفحه 92-106

https://doi.org/10.22067/pmt.v4i8.23472

مرضیه مروتی، زهیر حیاتی

چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی وضعیت تولید علم در حوزه مدیریت تغییر، در پایگاه های استنادیThomson Reuters انجام شده است. این بررسی می‌تواند وضعیت رشد دانش در این حوزه را منعکس سازد و ضمن آشکار ساختن نقاط ضعف و قوت، به مدیریت و برنامه‌ریزی در امر تحقیق و توسعه کمک کند. روش پژوهش، پیمایشی بوده و جامعه مورد مطالعه را کلیه تولیدات علمی حوزه مدیریت تغییر نمایه شده در پایگاه های مذکور طی سال‌های 1990 تا 2009 تشکیل داده است. یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که در مجموع تعداد 2530 مدرک در این حوزه تولید شده که بیش‌ترین تعداد مدارک طی سال-های 2006 تا 2009 منتشر شده‌اند. محاسبه مقدار متوسط نرخ رشد سالیانه انتشارات برای این سال‌ها، عدد 80/78 % را نشان می‌دهد. یافته‌ها بیانگر آن است که 6105 نویسنده در تولید علم این حوزه حضور داشته اند. این مدارک به وسیله 80 کشور تولید شده‌اند و کشورهای ایالات متحده امریکا و انگلستان در رتبه های اول و دوم قرار دارند. این مدارک در 1173عنوان مجله منتشر شده‌اند که “Journal of Organizational Change Management” با انتشار 94 مدرک در رتبه اول قرار دارد. این مدارک به 11 زبان زنده دنیا به تحریر درآمده که میزان تولیدات تعلق گرفته به زبان انگلیسی با 31/97 درصد، با اختلاف قابل توجهی بیش از سایر زبان‌هاست. این مدارک در 12 قالب مختلف ارائه شده که قالب مقالات پژوهشی با 84/72 درصد، با اختلاف قابل توجهی در رتبه اول قرار دارد. مدارک مورد بررسی به طور کلی 20778 استناد دریافت کرده اند که مقاله “Tightening the iron cage – concertive control in self-managing Teams” با دریافت 401 استناد در صدر قرار دارد.