پژوهش حاضر با هدف تدوین الگوی سایهسازی شغلی: رویکردی مناسب در بهبود مسیر حرفهای منابع انسانی انجام گرفت. صبغهی پژوهش حاضر رویکردی کیفی و در پارادایم استقرایی است که از نوع توصیفی ـ تحلیلی و از نظر هدف بنیادی است. جامعه آماری پژوهش را 17 نفر از خبرگان (اساتید و مدیران سازمانهای) تشکیل میدهند که براساس اصل کفایت نظری و روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. لازم به ذکر است که برای گردآوری دادهها از رویکرد تحلیل مضمون بهره گرفته شد. بنابراین، پس از مطالعه متون، سوالاتی در قالب مصاحبه نیمه ساختاریافته در اختیار خبرگان قرار گرفت و دیدگاهها و نظرات آنها در خصوص پدیده سایهسازی شغلی مورد بررسی قرار گرفت. سپس دادههای حاصل به کمک نرمافزار (MAXQDA) تحلیل گردید. یافتهها حکایت از آن دارد که شفافسازی اهداف و مقاصد، ساختار منعطف، انگیزه بالای طرفین، ایجاد جو حمایتی، جاهطلبی مشاهده-گر، تعهد زمانی و کیفیت بالای تعامل علل موثر سایه سازی شغلی است. از طرفی عدم برنامهریزی ساختارمند، نقش ضعیف مشاهده شونده، تصورات غلط کارکنان، محدودیت زمانی، عدم تطابق انتظارات، فقدان بازخورد و فقدان آمادگی چالش های سایه سازی شغلی را تشکیل می دهند. همچنین سازگاری سریع، خودسازی فردی، بهبود مهارتهای شناختی، کاهش ابهام، افزایش آگاهی، اعتماد سازی، تصمیمات شغلی آگاهانه، تسهیل ارتقاء شایستگی های حرفه ای و افزایش رضایتمندی از جمله پیامدهای فردی سایهسازی شغلی می باشند. در نهایت شبکهسازی، شناسایی و پرورش استعدادهای بالقوه، توانایی مدیریت دانش، پرورش فرهنگ یادگیری، افزایش مشارکت و همکاری، بهبود قابلیت رقابتپذیری، تعیین نیازهای آموزشی، افزایش بهرهوری و بهبود ارزیابی عملکرد پیامدهای سازمانی می باشند.