هدف این پژوهش، توصیف تجربه زیسته مدیران سازمان تأمین اجتماعی از تناسب اختیار و مسئولیت و تبیین ساختارهای معنایی سازنده آن بود. پژوهش با رویکرد کیفی، پارادایم تفسیری و راهبرد پدیدارشناسی توصیفی هوسرلی انجام شد. مشارکتکنندگان ۱۷ مدیر در سطوح عالی، میانی و عملیاتی بودند که با نمونهگیری هدفمند ملاکمحور و تا دستیابی به اشباع دادهها انتخاب شدند. دادهها از طریق مصاحبه نیمهساختاریافته گردآوری و با روش هفتمرحلهای کلایزی تحلیل شد. یافتهها نشان داد تناسب اختیار و مسئولیت در ادراک مدیران، بیانگر همترازی عملی میان پاسخگویی در قبال نتایج و ظرفیت واقعی تصمیمگیری و اقدام است. در وضعیت عدم تناسب، دامنه مسئولیت از حدود اختیار فراتر میرود و به محدودیت تصمیمگیری، اضطراب پاسخگویی، تضعیف هویت مدیریتی و تقلیل نقش مدیر به اجرای رویههای ابلاغی منجر میشود. ساختارهای سازنده این تجربه در سه بُعد مرتبط منابع مالی و انسانی، دانش و اطلاعات و زمان و استراتژی شناسایی شد. بر این اساس، جوهره پدیده تعادل پویا میان پاسخگویی و قابلیت اقدام در بستر این سه ساختار است.