پژوهش حاضر با هدف ارائه نقشه شناختی فازی عوامل و پیامدهای مدیریت همنواختی دیجیتال و بازاندیشی در تصمیمگیریهای سازمانی در عصر هوش مصنوعی با روش (FCM) انجام پذیرفته است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از حیث روش گردآوری اطلاعات توصیفی و از نوع پیمایشی است و همچنین از لحاظ نوعشناسی در زمرهی پژوهشهای آمیخته میباشد. جامعه آماری پژوهش، شامل اساتید دانشگاه و مدیران سازمانهای دولتی و خصوصی است که 25 نفر از آنها با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند و بر اساس اصل کفایت نظری انتخاب شدند. در بخش کیفی ابزار گردآوری دادهها، مصاحبه نیمه ساختاریافته میباشد که روایی و پایایی ابزارها به ترتیب با استفاده از روایی محتوایی و آزمون کاپای کوهن مورد تائید قرار گرفت و ابزار گردآوری دادهها در بخش کمی، پرسشنامه میباشد که با استفاده از روایی محتوایی و پایایی بازآزمون تائید شد. همچنین دادههای بهدستآمده از مصاحبه با استفاده از نرمافزار MAXQDA و روش کدگذاری، عوامل و پیامدهای مدیریت همنواختی دیجیتال و بازاندیشی در تصمیمگیریهای سازمانی در عصر هوش مصنوعی شناسایی شدند. در بخش کمی پژوهش با استفاده از روش نقشه شناختی فازی، مدل روابط علی ارائه شد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که مهمترین عامل، استراتژی هوشمندسازی با بالاترین درجه مرکزیت (98/27)، و مهمترین پیامد تصمیمگیری هوشمند و باکیفیتتر با درجه مرکزیت (65/26) است.