سنجش تحول سازمانی مبتنی بر معماری در ساختار مرکز پژوهشهای مجلس
دوره 16، بهار و تابستان 1403، مرداد 1403، صفحه 127-164
https://doi.org/10.22067/tmj.2024.87300.1557
سالار مرادی
چکیده تحول سازمانی مبتنی بر معماری یکی از ابزارهای هماهنگی با تحولات بوده و رویکردی تقریباً جدید است که امروزه بهعنوان روشی مؤثر در تطبیق اهداف راهبردی سازمانها با فناوریهای اطلاعاتی و ارتباطی آنها شناخته شده است. بر همین اساس هدف این پژوهش سنجش تحول سازمانی مبتنی بر معماری سازمانی در ساختار مرکز پژوهشهای مجلس است. روش انجام پژوهش کمّی و از نوع اعتباریابی است. جامعه آماری شامل همه مدیران، معاونان و کارشناسان مرکز پژوهشهای مجلس در سال 1402 است که از میان آنها 95 نفر بهصورت سهمیهای بهعنوان نمونه انتخاب و بررسی میدانی بر روی آنها انجام شده است. ابزار اندازهگیری معماری سازمانی، پرسشنامه محقق ساخته است که با استفاده از الگوی نظری موجود و همچنین مطالعات مربوط به معماری سازمانی تدوین شده و برای بررسی پایایی این پرسشنامه از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده که نتایج ضریب آلفا بالای 7/0 شده است. یافتههای این پژوهش در دو سطح اعتباریابی و توصیف تحلیلی انجام شده است. در بعد اعتباریابی برای برآورد روایی سازه مقیاس تحول سازمانی مبتنی بر معماری از تحلیل عامل تأییدی مرتبه اول به کمک نرمافزار Amos Graphics استفاده شد. مقدار ضرایب همبستگی بین متغیرهای پنهان پژوهش بهصورت استاندارد محاسبه شده و بیشترین ضریب همبستگی بین همسویی و یکپارچگی به میزان 85/0 مشاهده شد و بعد از آن مقدار ضریب همبستگی برای انعطافپذیری و توانمندسازی مقدار 78/0 است. همچنین کمترین همبستگی بین دو متغیر همسویی و انعطافپذیری به مقدار 51/0 محاسبه شده است. تحول سازمانی مبتنی بر معماری نهتنها یک ضرورت برای سازمان، بلکه باید بهعنوان یک هدف متعالی موردتوجه قرار گیرد. در کل شاخصهای آماری نشان از اعتبار بالای شاخصهای مطرح شده برای تحول سازمانی مبتنی بر معماری در بعد فناوری اطلاعات دارد و نتایج آن میتواند مبنای برای پژوهشهای آتی باشد.
تحلیل سهگانه عوامل فردی، نهادی و ساختاری مؤثر بر عملکرد نمایندگان مجلس شورای اسلامی
دوره 15، بهار و تابستان 1402، شهریور 1402، صفحه 191-220
https://doi.org/10.22067/tmj.2023.82357.1430
سالار مرادی
چکیده کارآمدی و عملکرد مناسب در بخشهای دولتی و خصوصی مهمترین بعد ارزیابی سازمانی تلقی میشود، بهویژه در یک نهاد بزرگ و اساسی مانند مجلس شورای اسلامی که عملکرد و کنشهای نمایندگان مجلس تحت تأثیر متغیرهای مختلفی قرار دارد. سطح کمی و کیفی عملکرد نمایندگان و نهاد مجلس شورای اسلامی همراه با مجموعهای از ابزارهای نرم و سخت، در کنار ویژگیها و توانمندیهای شخصی نمایندگان و تحت تأثیر و تعامل با محیط و ساختار کلی قدرت و سیاست در جمهوری اسلامی، قرار دارد. بر همین اساس هدف این مقاله ارزیابی و تحلیل متغیرهای فردی، نهادی و ساختاری مؤثر بر عملکرد نمایندگان مجلس شورای اسلامی است. این پژوهش از لحاظ هدف، بنیادی - کاربردی و از لحاظ روش جزو پژوهشهای توصیفی از نوع همبستگی محسوب میشود و جامعه آماری پژوهش شامل نمایندگان مجلس شورای اسلامی در ادوار مختلف بوده که بر اساس جدول حجم نمونه لین و مورگان تعداد 141 نفر از آنها بهعنوان حجم نمونه انتخاب شدند و با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته و توزیع پرسشنامهها بهصورت هدفمند در بین نمایندگان، دادههای موردنظر گردآوری شده و با استفاده از نرمافزارهای Spss و Amos Graphics تجزیهوتحلیل دادهها قرار گرفته است. یافتهها نشان داد متغیرهای ساختاری با ضریب (74/0) اثر مثبت و معناداری بر عملکرد کلی نمایندگان دارند و همچنین متغیرهای نهادی با ضریب (46/0) همزمان اثر مثبت و معناداری بر عملکرد کلی نمایندگان داشتهاند. اما متغیرهای فردی با وجود شاخصسازی دقیق و معنادار نتوانستهاند اثر معناداری بر عملکرد کلی نمایندگان داشته باشند. بهعنوان نتیجه نیز عملکرد نمایندگان در زمینههای فردی، ساختاری و نهادی متأثر است و در بسیاری از موارد برخی احزاب با حمایت از کاندیدای خاصی انتظاراتی را برای نماینده یک حوزه انتخابیه ایجاد میکند که مستقیماً بر عملکرد اجرایی و نظارتی آنها تأثیر میگذارند.
