کلیدواژه‌ها = مدیریت دانش

بررسی تأثیر رهبری تحول‌آفرین بر مدیریت دانش در سازمان‌های ایران: رویکردی فراتحلیل

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 10 تیر 1405

https://doi.org/10.22067/tmj.2026.98170.1830

محمد مهتری آرانی، سید سعید حسینی‌زاده آرانی، فرشید اصلانی

چکیده خلق و تسهیم دانش نیازمند جوی صمیمانه، تعاملات باز و نزدیک و اعتماد به حسن نیت همکاران و فضایی برانگیزاننده است. این پژوهش با هدف «فراتحلیل تحقیقات و مطالعات رهبری تحول آفرین و مدیریت دانش در سازمان‌ها» به انجام رسید. روش این پژوهش، فراتحلیل کمّی با رویکرد همبستگی و جامعه آماری شامل اسناد پژوهشی مرتبط به ارتباط رهبری تحول‌آفرین و مدیریت دانش در ایران بود. حجم نمونه دربرگیرنده 26 سند پژوهشی بوده که به روش هدفمند و قضاوتی برگزیده شدند. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم افزار CMA و بر اساس روش همبستگی انجام شد. نتایج پژوهش نشان داد میانگین اندازه ‌اثر تصادفی رابطه رهبری تحول آفرین و مدیریت دانش در 26 مطالعه مورد بررسی برابر 513/0 بوده که 25 درصد از واریانس مدیریت دانش را تبیین نماید. نتایج تحلیل‌های تعدیل‌گری نشان داد با افزایش زمان بر شدت رابطه رهبری تحول‌آفرین و مدیریت دانش افزوده می‌گردد، این رابطه در سازمان‌های نظامی و خدماتی فراتر از دیگر سازمان‌ها و نزد معلمان بیشتر از سایر گروه‌های شغلی بوده و شدت آن در نواحی پیرامونی در قیاس با نواحی مرکزی کشور بیشتر است.رهبران تحول‌آفرین عمدتاً بر مسائل و مشکلات واقعی سازمان‌ها تمرکز نموده، معیارهای نوینی را برای عمل فراهم ساخته، ادراک متفاوتی از کار ایجاد نموده و افعال و رفتارهای رهروانشان را در جهت نیل به اهداف سازمانی هدایت می‌نمایند.

شناسایی ویژگی های شخصیتی کارکنان دانشی

دوره 13، بهار و تابستان 1400، شهریور 1400، صفحه 109-134

https://doi.org/10.22067/tmj.2021.67281.0

احمد شعرباف عیدگاهی، محمد مهرآیین، غلامرضا ملک زاده، علیرضا پویا

چکیده پژوهش حاضر با هدف شناسایی ویژگی­های شخصیتی کارکنان دانشی  موثر بر موفقیت مدیریت دانش در ایران انجام شده است. روش تحقیق بکاررفته از نوع آمیخته و در مرحله کیفی با استفاده از استراتژی پدیدارشناسی به دنبال دستیابی به تجربه­های زنده و مستقیم خبرگان حوزه مدیریت دانش بوده است. جامعه آماری مرحله کیفی خبرگان حوزه مدیریت دانش سراسر ایران بودند که دارای سابقه مدیریت یک سازمان و یا پروژه دانشی و تحصیلات مرتبط با این حوزه بودند.  برای جمع­آوری داده­های کیفی از روش مصاحبه نیمه ساختار یافته با 21 نفر از خبرگان تا حد اشباع و با استفاده از روش نمونه­گیری گلوله برفی استفاده شد. سپس روش کلایزی برای تحلیل داده­های کیفی  بر روی متن­های حاصل از مصاحبه­ها انجام شد و تعداد 270 کد باز (خام) رفتاری و 11 کد محوری استخراج گردید. ویژگی­هایی مانند درون­گرائی، وظیفه­شناسی، داوری­کننده، واقع­گرایی و روان­رنجوری از مهمترین ویژگی­های شخصیتی احصاء شده از کارکنان دانشی هستند که برای موفقیت مدیریت دانشی و پروژه­های دانشی باید مورد توجه قرار گیرند. سپس در بخش کمی با استفاده از روش تحلیل اهمیت – عملکرد نتایج به­دست آمده در مرحله کیفی در بین مدیران منابع انسانی و مدیران واحدهای تحقیق و توسعه 23 شرکت شهر مشهد که دارای مجوز گواهی و پروانه تحقیق و توسعه بودند مورد بررسی کمی قرار گرفت و مشخص گردید که ویژگی­های وظیفه­شناسی، کنترل­کنندگی، واقع­گرایی، سازگاری و تفکری از اهمیت و عملکرد بالایی برخوردارند. بنابراین سازمان­ها بایستی کارکنانی را برای تصدی مشاغل دانشی انتخاب نمایند که ویژگی­های شخصیتی مذکور را دارا باشند.

بررسی رابطه متقابل مؤلفه‌های مدیریت دانش و توانمندسازی روان‌شناختی کارکنان شرکت نفت مناطق مرکزی ایران

دوره 11، بهار و تابستان 1398، شهریور 1398، صفحه 153-180

https://doi.org/10.22067/pmt.v11i1.69617

سیروس امیرقدسی، علی بنیادی نائینی

چکیده پژوهش حاضر به بررسی رابطه متقابل مؤلفه‌های مدیریت دانش و توانمندسازی روان‌شناختی کارکنان شرکت نفت مناطق مرکزی ایران با استفاده از روش دیمتل پرداخته است. نوع تحقیق، کاربردی بوده و از بُعد روش، توصیفی - پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش را صاحب‌نظران شرکت نفت مناطق مرکزی ایران تشکیل می‌دهند و حجم نمونه با استفاده از روش حد اشباع نظری تعداد 15 نفر در نظر گرفته شده است. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه ماتریسی دیمتل بوده است. به‌منظور بررسی پایایی از آزمون مجدد استفاده شده است که ضریب همبستگی بین نتایج حاصل از نوبت اول با نوبت دوم، مقدار 87 / 0 محاسبه گردیده و پایایی پرسشنامه مورد تائید قرار گرفته است. برای شناسایی و نهایی‌سازی مؤلفه‌ها از نظر خبرگان استفاده شده و علاوه بر آن از آنجا که در روش مقایسات زوجی ارتباطات تمامی عوامل با هم سنجیده می‌شوند، پرسشنامه از روایی قابل قبولی برخوردار است. بررسی نتایج نشان داد که در تأثیرگذاری با شدت تأثیر بالای 70 درصد، تأثیرگذارترین عامل کاربرد دانش است. از نظر شدت تأثیرگذاری مؤلفه‌های مدیریت دانش، به ترتیب مؤلفه‌های کاربرد دانش و ایجاد دانش بوده‌اند که بیشترین تأثیرگذاری را داشته‌اند. همچنین در میان مؤلفه‌های مدیریت دانش، مؤلفه کاربرد دانش مؤثرترین مؤلفه بوده و بیشترین تعداد تأثیرگذاری را نیز بر مؤلفه‌های ایجاد، پالایش و انتشار دانش داشته است. دو متغیر توانمندسازی و ثبت دانش بااینکه در رده متغیرهای تأثیرگذار هستند، ولی در دامنه تأثیرگذاری بسیار بالا قرار نداشته‌اند. به‌علاوه متغیر توانمندسازی و مؤلفه ثبت دانش بر مؤلفه پالایش دانش به ترتیب با شدت 514 / 2 و 602 / 2 دارای تأثیرگذاری نسبتاً بالایی هستند.

ارائه مدل بومی ارزیابی تأثیر مدیریت دانش بر عملکرد دانشگاه‌های منتخب کشور با میانجی‌گری توانمندی فرایند سازمانی

دوره 10، بهار و تابستان 1397، شهریور 1397، صفحه 21-38

https://doi.org/10.22067/pmt.v10i1.64214

سید کمال تورنگ، مهرداد مدهوشی، حسنعلی آقاجانی، عبدالحمید صفایی قادیکلایی

چکیده با توجه به افزایش سرعت بروز تغییرات در محیط امروزی، سازمان­ها و به‌خصوص دانشگاه‌ها برای افزایش قابلیت پاسخگویی به تغییرات محیط، ضمن توجه به افزایش و بهبود عملکرد سازمانی، نیازمند مدیریت دانش و ارتقاء آن هستند. هدف تحقیق حاضر، طراحی مدل بومی ارزیابی تأثیر مدیریت دانش بر عملکرد دانشگاه‌های منتخب کشور با میانجی­گری توانایی­های فرایند سازمانی می­باشد. روش تحقیق، توصیفی از نوع پیمایشی بوده. و جامعه آماری شامل مدیران دانشگاه‌های منتخب کشور می­باشد که با استفاده از روش نمونه‌گیری غیرتصادفی، 353 نفر به عنوان نمونه انتخاب شده­اند. برای جمع‌آوری داده‌ها، از پرسشنامه‌ استاندارد که روایی و پایایی آن به‌وسیله تحلیل عامل تأییدی و آزمون آلفای کرونباخ تأیید شد استفاده شده است. یافته‌ها نشان داده­اند که، دارایی دانشی بر توانمندی فرایند دانش و توانمندی فرایند دانش بر توانمندی فرایند سازمانی و توانمندی فرایند سازمانی بر عملکرد دانشگاه در دانشگاه‌های منتخب کشور تأثیر معنادار داشته است. اندازه و نوع دانشگاه به عنوان یک متغیر مداخله‌گر  بر تأثیر توانمندی فرایند سازمانی بر عملکرد سازمانی در دانشگاه‌های منتخب کشور مؤثر بوده است. در پایان نتیجه‌گیری شده است که مدیریت دانش به ‌عنوان یکی از رویکردهای مهم و ارزشمند دانشگاه‌های امروزی محسوب می‌شود که با استقرار چنین سیستمی می‌توان از خروج و زائل شدن دارایی‌های فکری سازمان جلوگیری کرد. و دانشگاه‌ها می‌بایست به متغیر توانمندی فرایند دانش و توانمندی فرایند سازمانی در جهت عملکرد بهتر توجه بیشتری نمایند.

بررسی وضعیت بهره وری دانش در پژوهشکده‌های مستقر در دانشگاه فردوسی مشهد

دوره 10، بهار و تابستان 1397، شهریور 1397، صفحه 83-104

https://doi.org/10.22067/pmt.v10i1.42823

ساناز منتظری، رضوان حسین قلی زاده، حسین کارشکی

چکیده هدف اصلی این پژوهش، بررسی وضعیت بهره‌وری دانش در پژوهشکده‌های مستقر در دانشگاه فردوسی مشهد است. برای دست‌یابی به این هدف، از روش پژوهش توصیفی-پیمایشی استفاده شد. جامعه آماری شامل کلیه اعضای هیئت علمی و کارکنان عضو پژوهشکده‌های دانشگاه فردوسی مشهد است. از این مجموع، 148 نفر به عنوان نمونه مورد مطالعه به شیوه طبقه‌ای متناسب انتخاب شدند. جهت گردآوری داده‌های مورد نیاز از پرسشنامه محقق ساخته بهره‌وری دانش استفاده شد و روایی پرسشنامه از طریق روایی سازه و روایی محتوایی تعیین گردید. بر اساس یافته‌های حاصل از این پژوهش، وضعیت مطلوب بهره‌وری دانش در ابعاد شش‌گانه آن از دیدگاه خبرگان و متخصصان مدیریت دانش با در نظر گرفتن نقطه برش برای هر یک از مؤلفه‌ها تعیین شد. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که نقطه برش این شش مؤلفه با یکدیگر تفاوت دارند؛ به بیان دیگر مؤلفه‌های تعیین کننده بهره‌وری از درجات متفاوت برخوردارند؛ به نحوی که مؤلفه تلقی کارکنان به عنوان دارایی و نه هزینه با اختصاص بالاترین نقطه برش در درجه اول اهمیت از دیدگاه خبرگان قرار گرفت و مؤلفه‌های نوآوری، یادگیری، کیفیت، وظیفه و استقلال در مراتب بعدی قرار گرفتند. همچنین، نتایج حاصل از مقایسه وضع موجود با مطلوب نشان داد که وضعیت بهره‌وری دانش در هر یک از مؤلفه‌های شش‌گانه مورد نظر پیتر دراکر در پژوهشکده‌های مستقر در دانشگاه فردوسی مشهد در سطح مطلوبی قرار ندارد. چنانکه، مؤلفه‌ تمرکز  بر وظیفه و مؤلفه تلقی کارکنان به عنوان دارایی و نه هزینه به ترتیب از بیشترین و کم‌ترین میزان برخوردار بودند.

بررسی نقش واسط مدیریت دانش بر رابطه بین عدم اطمینان محیطی و نوآوری سازمانی

دوره 6، پائیز و زمستان1393، اسفند 1393، صفحه 91-112

https://doi.org/10.22067/pmt.v6i12.48102

یعقوب مهارتی، مصطفی کاظمی، عبداله حسنی توابع

چکیده در محیط پویا و غیر قابل اطمینان امروزی، دانش، منبعی استراتژیک است که به سازمان ها در کسب مزیت رقابتی، و نوآوری برای بقا و ماندگاری، کمک شایانی می کند. در این تحقیق، روابط بین عدم اطمینان محیطی و نوآوری سازمانی با نقش واسط مدیریت دانش مورد آزمون قرار گرفت. داده ها از 89 شرکت تولیدی متوسط و بزرگ شهرستان مشهد از طریق پرسشنامه جمع آوری و تجزیه وتحلیل شد. نتایج حاصل از مدل یابی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار پی. ال. اس، نقش واسط مدیریت دانش بین عدم اطمینان محیطی و نوآوری سازمانی را پشتیبانی و تایید کرد. عدم اطمینان محیطی، باعث افزایش کاربرد مدیریت دانش در سازمان شده است که به نوبه ی خود بر نوآوری سازمانی نیز تاثیرگذار می باشد.

تبیین رفتار ارائه ی ایده در نظام پیشنهادهای سازمانی

دوره 5، پائیز و زمستان1392، آذر 1392، صفحه 169-191

https://doi.org/10.22067/pmt.v5i10.34897

غلامحسین عبدالله‌زاده، ابوالقاسم عربیون، ابوالقاسم شریف‌زاده، بهرام‌رضا امیری

چکیده تحقیق حاضر با هدف تبیین رفتار ارائه ی ایده در نظام پیشنهادهای سازمانی به صورت مطالعه ی موردی، در شرکت مخابرات استان خراسان رضوی، انجام شد. نظریه ی شناخت اجتماعی، برای طراحی چارچوب مفهومی تحقیق، مورد استفاده قرار گرفت. بر این اساس، یک مدل نظری، برای بررسی و تبیین روابط بین عوامل زمینه‌ای و ادراک‌های فردی ارائه ی ایده و رفتار ارائه ی ایده ی کارکنان، به نظام پیشنهادهای سازمانی، طراحی و تدوین شد. داده‌های تجربی، با استفاده از پرسشنامه از 147 کاربر باتجربه ی ارائه ی ایده، به نظام پیشنهادهای شرکت مخابرات استان خراسان رضوی، که به صورت تصادفی انتخاب شدند، گردآوری شد. داده‌ها، با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری، جهت بررسی فرضیه‌های نظری، مورد آزمون قرار گرفت. نتایج نشان داد که اعتماد، تأثیر معنی‌دار مثبتی بر رفتار ارائه ی ایده دارد. به علاوه، این مطالعه نشان داد که هنجار عمل متقابل، تأثیر معنی‌داری بر رفتار ارائه ی ایده ندارد. همچنین، تأثیر معنی‌دار و مثبت عوامل مربوط به ادراک‌های فردی، خودکارآمدی ارائه ی ایده، ادراک از مزیت نسبی و ادراک از سازگاری بر رفتار ارائه ی ایده، به نظام پیشنهادهای سازمانی مشخص شد.

طراحی الگوی زیرساختی مورد نیاز به منظور پیاده‌سازی مدیریت دانش در سازمان

دوره 3، بهار و تابستان 1390، شهریور 1390، صفحه 148-180

https://doi.org/10.22067/pmt.v3i5.10867

رضا نجف بیگی

چکیده یکی از مهم ترین مباحث پیاده سازی مدیریت دانش، تعیین زیرساخت های آن است؛ از این رو هدف این تحقیق، طراحی الگوی زیرساختی مورد نیاز به منظور پیاده سازی مدیریت دانش در سازمان های دولتی ایران می باشد. این مقاله بر مبنای یافته های تحقیق میدانی در سازمان های دولتی استان خراسان رضوی تنظیم شده است. مدل اولیه تحقیق از طریق تکنیک دلفی نهایی گردید. برای آزمون مدل، از کارکنان لیسانس و بالاتر سازمان های دولتی استان خراسان رضوی نمونه گیری تصادفی صورت پذیرفت. برای دستیابی به ابعاد زیرساختی مدیریت دانش، رویکرد فنی و اجتماعی مبنای عمل واقع گردید و از پرسشنامه برای جمع آوری داده و آزمون فرضیات تحقیق استفاده شد. از مدل معادلات ساختاری و نرم افزاری LISREL جهت بررسی روابط بین متغیرها استفاده شد. نتایج نشان داد فرهنگ سازمانی با محوریت: فرهنگ یادگیری، اعتماد و همکاری، ساختار سازمانی حول: عدم تمرکز و رسمیت، همچنین حمایت فناوری اطلاعات و انگیزش کارکنان مهم ترین زیرساخت های مورد نیاز پیاده سازی مدیریت دانش در سطح سازمان های دولتی مورد مطالعه محسوب می گردند.

ارزیابی اثر مدیریت دانش در خلق استراتژی رقابتی تمایز از مجرای زنجیره ارزش فعالیت‌های سازمان

دوره 1، پاییز و زمستان 1388، اسفند 1388، صفحه 1-20

https://doi.org/10.22067/pmt.v1i2.2881

قاسم انصاری رنانی، محمد قاسمی نامقی

چکیده هدف تحقیق ارزیابی اثر مدیریت دانش در خلق استراتژی رقابتی تمایز از مجرای زنجیره ارزش فعالیت‌های سازمانی است. این مقاله بر اساس یافته‌های تحقیق میدانی در شرکت‌های فعال در زمینه صنعت نرم افزار شکل گرفته است. برای تدوین چارچوب نظری مدل تحقیق ادبیات و پیشینه تحقیق بررسی و مدل زنجیره ارزش فعالیت‌های سازمان مبنای ارزیابی اثر مدیریت دانش بر فرآیندهای سازمانی قرار گرفت. در این تحقیق پس از انجام مطالعات کتابخانه ای و اجرای مصاحبه‌های اکتشافی، مؤلفه‌های اثرگذار مدیریت دانش بر بخش‌های مختلف سازمانی استخراج؛ و از طریق تحقیق زمینه یابی و ابزار پرسش‌نامه مورد ارزیابی قرار گرفتند. سپس با استفاده از پرسش‌نامه هر کدام از مؤلفه‌های تحقیق مانند فرآیندهای مدیریت دانش، نوآوری(فردی ،گروهی و سازمانی)، مهارت‌های تخصصی کارکنان و رضایت مشتریان مورد سنجش قرار گرفتند. از مدل معادلات ساختاری و نرم افزاریLISREL جهت بررسی روابط میان مؤلفه‌ها استفاده شد و در پایان صحت روابط مؤلفه‌ها در مدل مفهومی مورد تأیید قرار گرفت.