از شناخت تا عملکرد: واکاوی ساز و کارهای موثر بر هوش فرهنگی مدیران و پیامدهای آن در محیط های چند فرهنگی
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 29 بهمن 1404
https://doi.org/10.22067/tmj.2026.96522.1789
سید محمد دانش، یعقوب مهارتی، حسین افخمی روحانی، غلامرضا ملک زاده
چکیده هدف: این پژوهش با هدف تبیین عوامل مؤثر بر هوش فرهنگی مدیران و پیامدهای آن در سطوح مختلف در محیطهای چندفرهنگی انجام شده است.
روشها: جستجوی مرور سیستماتیک بر پایهی جستجوی گسترده در پایگاههای دادهای معتبر از جملهScopus، ScienceDirect، Google Scholar، Springer و ProQuest در حوزههای مدیریت، رفتار سازمانی، منابع انسانی و روانشناسی طراحی شده است. فرآیند غربالگری در سه مرحله انجام گرفت و از میان ۸۴۶۳ مقالهی اولیه، در نهایت ۷۴ مطالعهی واجد شرایط برای تحلیل انتخاب شد. طراحی منسجم مراحل شناسایی و انتخاب، دقت در کنترل سوگیری، و رعایت اصول شفافیت و بازتولیدپذیری، نشان از رویکردی نظاممند و علمی دارد که میتواند مبنایی معتبر برای تبیین الگوهای نظری و شناسایی شکافهای پژوهشی در حوزهی هوش فرهنگی مدیران فراهم آورد. اصطلاحات جستجو شامل "هوش فرهنگی"، هوش فرهنگی مدیران/ رهبران"، "سازمانهای چندفرهنگی"، " هوشفرهنگی سازمانی" و.... مفاهیم مرتبط بود.
بحث: مرور 74 مطالعه شناسایی شده مرتبط با هوش فرهنگی نشان می دهد هوش فرهنگی سازهای چندبعدی است که از تعامل دانش، انگیزش، تجربه عملی و حمایت سازمانی شکل میگیرد. ویژگیهای فردی مانند انعطافپذیری و بازاندیشی شناختی نقش کلیدی در بروز رفتار میانفرهنگی دارند و محیط سازمانی یادگیرنده، امکان نهادینهسازی این توانمندی و ارتقای عملکرد فردی و سازمانی را فراهم میکند.
نتیجهگیری: هوش فرهنگی برآیند همافزایی میان عوامل فردی، تجربی و سازمانی است و نقش کلیدی در ارتقای نوآوری، سازگاری و کارایی در سازمانهای چندفرهنگی ایفا میکند.
طراحی مدل اعتماد سازمانی با رویکرد نظریهپردازی دادهبنیاد
دوره 16، پاییز و زمستان 1403، بهمن 1403، صفحه 107-156
https://doi.org/10.22067/tmj.2024.86226.1530
آرزوسادات هاشمی امین، غلامرضا ملک زاده، یعقوب مهارتی
چکیده اعتماد در سازمان به سه دسته اعتماد فردی، اعتماد بینفردی و اعتماد سازمانی تقسیم میشود. چون در گذشته کمتر تحقیقی بهطور خاص به اعتمادسازمانی پرداخته، هدف پژوهش حاضر، ارائه مدل مفهومی اعتماد سازمانی در سازمانهای دولتی خراسان رضوی است. این پژوهش کیفی و بر پایه نظریه داده بنیاد با رویکرد نظاممند میباشد. پس از انجام 17 مصاحبه نیمه ساختاریافته با خبرگان سازمانهای دولتی خراسان رضوی اشباع نظری حاصل شد. تجزیهوتحلیل دادهها مبتنی بر فرآیندهای کدگذاری و با استفاده از نرمافزار MAXQDA انجام شد. برای اطمینان از روایی و جهت بالا بردن اعتبار پژوهش از معیارهای ارائهشده توسط گوبا و لینکلن (۱۹94) و بهمنظور ارزیابی استحکام پژوهش معیارهای چهارگانه تناسب، مرتبط بودن، کاربردپذیری و قابلیت اصلاح اشتراوس و کوربین (1998) به کار برده شد. بر اساس یافتههای پژوهش، اعتماد سازمانی در سازمانهای دولتی خراسان رضوی در قالب اتکاپذیری و پیشبینیپذیری بر اساس علل مدیریت اعتمادساز، سازمان اعتمادساز و کارکنان اعتمادساز شکل میگیرد. از طرفی اعتمادسازمانی بر بهکارگیری راهبردهایی همچون اخلاقمحوری، تعاملات، مقررات و فرآیندهای سازمانی تأثیر میگذارد. پیامدهای این راهبردها عبارتند از بهبود عملکرد در قالب بهبود رفاه روانشناختی کارکنان و بهرهوری سازمان؛ و همچنین بهبود رضایت ذینفعان به شکل رضایت مردم و مشروعیت سازمان. زمینه کاربست مؤثر این راهبردها، محیط درونسازمانی شامل جو و محیط فیزیکی سازمان و محیط برونسازمانی شامل محیط سیاسی، شرایط اقتصادی و فرهنگ ملّی میباشد. در این میان نباید از تأثیر مداخلهگرهایی همچون همنوایی سازمانی و مؤلفههای جمعیتشناختی سازمان بر اثربخشی این راهبردها چشمپوشی کرد.
پیشرانها و پیامدهای اینرسی سازمانی در سازمانهای عمومی
دوره 15، بهار و تابستان 1402، شهریور 1402، صفحه 1-39
https://doi.org/10.22067/tmj.2022.67939.1008
فاطمه بیگی نصرابادی، غلامرضا ملک زاده
چکیده در کشورهای درحالتوسعه، مشاهده میشود که سازمانهای عمومی خدمات شهری با نوعی بیتحرکی، ایستایی و عدم انعطاف مواجه هستند که منجر به ناکارآمدی، ضعف در ارائه خدمات، ضعف در یکپارچگی اداره امور شهر و نارضایتی شهروندان شده است. این حالت با عنوان اینرسی سازمانی شناخته میشود. پژوهش حاضر با هدف شناسایی علل و پیامدهای اینرسی سازمانی در سازمانهای خدمات شهری مشهد انجام شده است. این پژوهش کیفی و بر پایه نظریه داده بنیاد با رویکرد ظاهر شونده انجام شده است. جامعه موردمطالعه شامل مدیران با سابقه شهرداری، اعضای شورای شهر و همچنین اساتید دانشگاهی میباشند که سابقه تعامل مطلوبی با سازمانهای خدمات شهری داشتهاند. پس از انجام مصاحبه نیمه ساختار یافته با 21 نفر، اشباع نظرات حاصل شد. دادههای حاصله در فرآیند کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. یافتههای پژوهش نشاندهنده علل و پیامدهای اینرسی سازمانی شامل علل درونسازمانی، علل زمینهای، علل در سطح شهری، علل ناشی از جو سیاسی اداره شهر، پیامدهای درونسازمانی، پیامدهای اجتماعی و پیامدهای در سطح شهری میباشند. نتیجه نهایی تحقیق نیز شامل ارائه نظریهای جوهری از علل و پیامدهای اینرسی سازمانی است.
بررسی اثر فرهنگ شرکتی بر عملکرد شرکتهای کوچک و متوسط ایران و عراق با توجه به نقش واسط گرایش به کارآفرینی و نقش تعدیل گر فرهنگ ملّی
دوره 14، بهار و تابستان 1401، شهریور 1401، صفحه 85-122
https://doi.org/10.22067/tmj.2021.70254.1108
محمود عبدالله، یعقوب مهارتی، غلامرضا ملک زاده، علی رضا خوراکیان
چکیده
امروزه بهبود عملکرد شرکتهای کوچک و متوسط میتواند سبب رونق اقتصادی کشورها گردد. بااینحال بیشتر شرکتهای کوچک و متوسط بعد از مدتی دچار بحران شده و از بین میروند؛ بنابراین لزوم توجه به عوامل اثرگذار بر عملکرد این شرکتها مهم و اساسی است. ازجمله عوامل اثرگذار بر عملکرد این شرکتها فرهنگ شرکتی و گرایش به کارآفرینی است که این اثرگذاری میتواند تحت تأثیر فرهنگ ملّی نیز قرار گیرد. بر این اساس هدف تحقیق حاضر بررسی اثر فرهنگ شرکتی بر عملکرد شرکتهای کوچک و متوسط با میانجیگری گرایش به کارآفرینی و تعدیل گری فرهنگ ملی است. دادههای تحقیق از طریق پرسشنامه جمعآوری گردیده است. روایی صوری پرسشنامه با استفاده از دیدگاه اساتید مدیریت و تعدادی از مدیران شرکتهای کوچک و متوسط موردبررسی قرار گرفته و روایی سازه نیز از طریق تحلیل عاملّی تأییدی موردبررسی قرار گرفته است. ضریب آلفای کرونباخ بزرگتر از 7/0 برای همه متغیرها پایایی آن را مورد تأیید قرار داد. تحلیل آماری دادهها با استفاده از روش مدلسازی معادلات ساختاری انجام شد. تجزیهوتحلیل دادههای جمعآوری شده از مدیران شرکتهای کوچک و متوسط ایران و عراق نشان داد فرهنگ شرکتی بر عملکرد شرکتهای کوچک و متوسط ایرانی و عراقی اثر مثبت و معنیدار دارد. همچنین گرایش به کارآفرینی بر عملکرد مدیران شرکتهای کوچک و متوسط ایرانی و عراقی اثر مثبت معنیدار دارد. فرهنگ ملی نیز رابطه بین فرهنگ شرکتی و گرایش به کارآفرینی و گرایش به کارآفرینی و عملکرد را تعدیل میکند.
شناسایی ویژگی های شخصیتی کارکنان دانشی
دوره 13، بهار و تابستان 1400، شهریور 1400، صفحه 109-134
https://doi.org/10.22067/tmj.2021.67281.0
احمد شعرباف عیدگاهی، محمد مهرآیین، غلامرضا ملک زاده، علیرضا پویا
چکیده پژوهش حاضر با هدف شناسایی ویژگیهای شخصیتی کارکنان دانشی موثر بر موفقیت مدیریت دانش در ایران انجام شده است. روش تحقیق بکاررفته از نوع آمیخته و در مرحله کیفی با استفاده از استراتژی پدیدارشناسی به دنبال دستیابی به تجربههای زنده و مستقیم خبرگان حوزه مدیریت دانش بوده است. جامعه آماری مرحله کیفی خبرگان حوزه مدیریت دانش سراسر ایران بودند که دارای سابقه مدیریت یک سازمان و یا پروژه دانشی و تحصیلات مرتبط با این حوزه بودند. برای جمعآوری دادههای کیفی از روش مصاحبه نیمه ساختار یافته با 21 نفر از خبرگان تا حد اشباع و با استفاده از روش نمونهگیری گلوله برفی استفاده شد. سپس روش کلایزی برای تحلیل دادههای کیفی بر روی متنهای حاصل از مصاحبهها انجام شد و تعداد 270 کد باز (خام) رفتاری و 11 کد محوری استخراج گردید. ویژگیهایی مانند درونگرائی، وظیفهشناسی، داوریکننده، واقعگرایی و روانرنجوری از مهمترین ویژگیهای شخصیتی احصاء شده از کارکنان دانشی هستند که برای موفقیت مدیریت دانشی و پروژههای دانشی باید مورد توجه قرار گیرند. سپس در بخش کمی با استفاده از روش تحلیل اهمیت – عملکرد نتایج بهدست آمده در مرحله کیفی در بین مدیران منابع انسانی و مدیران واحدهای تحقیق و توسعه 23 شرکت شهر مشهد که دارای مجوز گواهی و پروانه تحقیق و توسعه بودند مورد بررسی کمی قرار گرفت و مشخص گردید که ویژگیهای وظیفهشناسی، کنترلکنندگی، واقعگرایی، سازگاری و تفکری از اهمیت و عملکرد بالایی برخوردارند. بنابراین سازمانها بایستی کارکنانی را برای تصدی مشاغل دانشی انتخاب نمایند که ویژگیهای شخصیتی مذکور را دارا باشند.
اثر پیوندهای بین فردی بر سلامت روانی با نقش واسط فضیلت سازمانی ادراک شده (مورد مطالعه: بیمارستان خلیجفارس بندرعباس)
دوره 10، بهار و تابستان 1397، شهریور 1397، صفحه 39-60
https://doi.org/10.22067/pmt.v10i1.68012
غلامرضا ملک زاده، مرضیه ادیب زاده، فاطمه شمسی
چکیده برقراری تعاملات صحیح و سازنده، از مهارتهای اساسی زندگی اجتماعی محسوب میشود و بهعنوان مبنایی برای رشد و پیشرفت انسانی در نظر گرفته میشود؛ چراکه یکی از ویژگیهای انسان سالم توانایی برقراری پیوند مؤثر و سازنده با دیگران است. ازاینرو هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی تأثیر پیوند بین فردی باکیفیت بالا بر سلامت روانی سازمانی با در نظر گرفتن نقش فضیلت سازمانی ادراکشده است. نمونه موردمطالعه شامل 170 نفر از پرستاران و سرپرستاران بیمارستان خلیجفارس بندرعباس است که با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی انتخابشدهاند. در این پژوهش که یک طرح توصیفی از نوع همبستگی است، از پرسشنامههای پیوند بین فردی باکیفیت بالا، فضیلت سازمانی و سلامت روانی استفاده شد که همۀ آنها از پایایی و روایی مناسبی برخوردار بودند. بهمنظور تجزیهوتحلیل دادهها مدل یابی معادله ساختاری برای بررسی برازش الگوی معادلۀ ساختاری استفاده گردید. نتایج پژوهش نشان میدهند که پیوند بین فردی باکیفیت بالا بر فضیلت سازمانی و سلامت روانی تأثیر مثبت و معناداری دارد. همچنین نتایج حاصل نشان داد که فضیلت سازمانی ادراکشده در تبیین سلامت روانی نقش زیادی را ایفا میکند. این یافتهها بر نقش پیوند بین فردی باکیفیت بالا و نقش واسط و اهمیت فضیلت سازمانی ادراکشده در پیشبینی سلامت روانی تأکید دارد.
هوش سازمانی: طراحی مدل سلسله مراتبی برای دانشگاه های دولتی ایران با رویکرد دیماتل
دوره 5، پائیز و زمستان1392، آذر 1392، صفحه 94-124
https://doi.org/10.22067/pmt.v5i10.34894
غلامرضا ملک زاده، مصطفی کاظمی، محمد لگزیان
چکیده هوش سازمانی از چالش های اساسی سازمان های نوآور امروز است که به کارگیری آن در دانشگاه های دولتی کشور نیز امری ضروری به نظر می رسد. به همین دلیل دستیابی به مدلی علت و معلولی، که ابعاد و مؤلفه های مختلف هوش سازمانی دانشگاه-های دولتی ایران را تبیین کند، در این پژوهش مورد توجه قرار گرفت. ازاین رو، با بررسی ادبیات موضوع، ابعاد و مؤلفه های هوش سازمانی استخراج شد و با استفاده از نظرات خبرگان دانشگاهی، ابعاد و مؤلفه های آن در دانشگاه های دولتی ایران احصا و مدلی مفهومی تدوین گردید. سپس با استفاده از روش دیماتل روابط بین ابعاد و مؤلفه های این مدل مشخص و شبکه روابط به صورتی یکپارچه صورت بندی و مدلی تحلیلی طراحی شد که بیانگر شدت اثر ابعاد و مؤلفه ها بر هم می باشد. یافته های پژوهش نشان می دهند هوش سازمانی دانشگاه های دولتی ایران، شامل هشت بعد است که هریک از این ابعاد، خود دارای چند مؤلفه (جمعاً 36 مؤلفه) می باشند. این ابعاد عبارتند از: ساختاری، فرهنگی، راهبردی، ارتباطی، اطلاعاتی، فرآیندی، رفتاری و محیطی. ابعاد محیطی، ساختاری، اطلاعاتی، فرهنگی و راهبردی، گروه علت ها (اثرگذارها) و ابعاد ارتباطی، فرآیندی و رفتاری، گروه معلول ها (اثرپذیرها) را تشکیل می دهند. روابط میان مؤلفه های هریک از این ابعاد نیز به نوبه خود بررسی و مدل های علت و معلولی آنها طراحی شد. با توجه به 36 مؤلفه مدل، پرسشنامه ای طراحی گردید که برای اندازه گیری نیم رخ هوش سازمانی دانشگاه های دولتی کشور قابل استفاده می باشد.
