ارائه الگوی جذب و بکارگیری کارکنان مبتنی بر مدیریت منابع انسانی سبز در شرکت ملی نفتکش ایران
https://doi.org/10.22067/tmj.2025.94975.1748
نیوشا حلت آبادی، مجتبی امیری، مهدی خیراندیش
چکیده مدیریت منابع انسانی سبز بهعنوان رویکردی نوین در دهههای اخیر،با هدف ادغام ملاحظات زیستمحیطی در فرآیندهای منابع انسانی، توجه فزایندهای رادر میان پژوهشگران و مدیران به خود جلب کرده است. این رویکرد از طریق ارتقای آگاهی زیستمحیطی کارکنان، تقویت تعهد سازمانی به مسئولیتپذیری اجتماعی و نهادینهسازی فرهنگ سازمانی پایدار، زمینهساز دستیابی به عملکرد بلندمدت و مسئولانه میشود. درایران، با توجه به نقش راهبردی صنعت نفت و جایگاه کلیدی شرکت ملی نفتکش ایران در زنجیره تأمین انرژی، طراحی و بومیسازی الگوی جذب و بکارگیری منابع انسانی سبز از اهمیت ویژهای برخوردار است. این پژوهش با هدف شناسایی عوامل کلیدی مؤثربرجذب و بکارگیری سبز منابع انسانی و تبیین سازوکار اثرگذاری آنها بر پایداری سازمانی انجام شد. مطالعه از نوع کاربردی–توسعهای و با رویکردکیفی مبتنی بر روش تحلیل مضمون طراحی گردید. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۲۰ خبره دانشگاهی و مدیران منابع انسانی گردآوری و با بهرهگیری از نرمافزار MAXQDA 20 تحلیل شدند.یافتهها نشان داد که جذب و بکارگیری سبز بهعنوان سازهای زیربنایی، از طریق تقویت مدیریت سبز و فرهنگ شایستهسالاری و با مکانیسمهایی چون همراستایی با ارزشهای زیستمحیطی، مشتریمداری، توانمندسازی و مسئولیتپذیری اجتماعی، منجر به ارتقای عملکرد پایدار سازمانی میشود. همچنین، سیستم مدیریت عملکرد سبز با ادغام شاخصهای زیستمحیطی و بازخورد مستمر، مزیت رقابتی پایدار ایجاد میکند. این پژوهش علیرغم محدودیتهایی مانند تمرکز بر یک سازمان و ماهیت کیفی، چارچوبی مفهومی برای تحقیقات کمی آینده فراهم میسازد و پیشنهاد میشود سیاستگذاران با تدوین استانداردهای GHRM، اجرای آن را در صنایع کلیدی تسهیل کرده و مسیر تحقق پایداری سازمانی را هموار سازند.
شناسایی عوامل کلیدی نهادینهسازی فرهنگ سازمانی جهادی در بانک ملی ایران
صفحه 200-232
https://doi.org/10.22067/tmj.2025.95807.1764
توحید رحیمی، جعفر بیک زاد، فرهاد نژاد ایرانی، یحیی داداش کریمی
چکیده این پژوهش با هدف شناسایی عوامل کلیدی نهادینهسازی فرهنگ سازمانی جهادی در بانک ملی ایران انجام گرفته است. استراتژی این پژوهش، کیفی و مبتنی بر تحلیل مضمون است. جامعه مورد پژوهش شامل سه گروه خبرگان دانشگاهی، کارشناسان خبره و مدیران ارشد بانک ملی ایران میباشد. در این پژوهش برای انتخاب نمونه، از نمونهگیری هدفمند و گلولهبرفی استفاده شد که براساس قاعده اشباع با انجام 16 مصاحبه این مهم حاصل شد. دادهها با استفاده از رهیافت 3 مرحلهای روش تحلیل مضمون و با نرمافزار MAXQDA2020 تحلیل شدند. طبق تجزیه و تحلیل دادههای حاصل از مصاحبه، در این پژوهش مجموعاً 78 مضمون پایه، 18 مضمون سازماندهنده و 4 مضمون فراگیر میباشد. براساس یافتههای پژوهش، پیشایندهای فرهنگ سازمانی جهادی از چهار منظر "حقمحوری"، "پایبندی به ارزشهای اسلامی و انقلابی"، "بصیرت انقلابی" و "رفتار جهادی" مورد توجه قرار گرفت. این پژوهش به طور کلی نشان میدهد شکلگیری فرهنگ سازمانی جهادی در گرو نهادینهسازی ارزشهای اخلاقی، دینی و انقلابی در کنار تقویت بینش استراتژیک و رفتارهای متعهدانه و جهادی کارکنان است. نتایج بیانگر آن است که با تلفیق این ابعاد میتوان سازمانی پویا، کارآمد و ارزشمدار ساخت که در برابر چالشهای محیطی مقاوم بوده و در مسیر تحقق اهداف کلان انقلاب اسلامی و خدمترسانی به جامعه گامهای مؤثرتری بردارد.
طراحی الگوی پیدایش رهبری استثمارگر با روش مدلسازی ساختاری تفسیری (مورد مطالعه: سازمانهای دولتی استان لرستان)
https://doi.org/10.22067/tmj.2025.92642.1690
رضا سپهوند، علی شریعت نژاد، شقایق صالح آبادی، مینا حسینی
چکیده هدف این پژوهش طراحی الگوی پیدایش رهبری استثمارگر با روش مدلسازی ساختاری تفسیری در سازمانهای دولتی استان لرستان میباشد. پژوهش حاضر بر پایهی پژوهش آمیخته و بهصورت کیفی و کمی در پارادایم قیاسی استقرایی میباشد، که از نظر هدف کاربردی و از حیث ماهیت و روش توصیفی- پیمایشی میباشد. جامعه آماری این پژوهش خبرگانند که شامل استادان دانشگاه در حوزهی مدیریت رفتار سازمانی و مدیریت منابع انسانی و همچنین مدیران ارشد سازمانهای دولتی هستند، که اعضای نمونه آن با روش نمونهگیری گلوله برفی و براساس اصل کفایت نظری 30 نفر از آنها انتخاب شدند. همچنین در بخش کمی نیز، به دلیل آشنایی اطلاعاتی اعضای نمونه با موضوع پژوهش، از همان نمونه قبلی استفاده شد. انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کیفی مصاحبه نیمهساختاریافته است که روایی و پایایی آن با روش محتوایی و روایی نظری و پایایی درون کدگذار و میانگذار آزمون شد. همچنین ابزار گرداوری اطلاعات در بخش کمی پرسشنامه میباشد که روایی و پایایی آن با روش روایی اعتبار محتوا و پایایی بازآزمون سنجیده شده است. نتایج پژوهش مشتمل بر طراحی الگوی پیدایش رهبری استثمارگر است. مدل رهبری استثمارگر در این پژوهش در چهار سطح اصلی و براساس بسترهای شکلگیری، ابعاد رهبری استثمارگر، ظهور رهبری استثمارگر و پیامدهای آن تدوین شدهاست.
ارائه مدل شکل گیری سکوت تدافعی کارکنان در بانک های دولتی: تحلیل عناصر پیشایندی و پسایندی با روشFCM
https://doi.org/10.22067/tmj.2025.94320.1726
امیرهوشنگ نظرپوری، محمد حکاک، حجت وحدتی، جعفر عباس پور
چکیده پژوهش حاضر با هدف تحلیل عناصر پیشایندی و پسایندی سکوت تدافعی کارکنان در بانکهای دولتی استان تهران انجام پذیرفت. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی از حیث گردآوری اطلاعات در زمره پژوهش های اکتشافی است. همچنین این پژوهش از نوع تحقیقات آمیخته به صورت کیفی و کمی و بر مبنای فلسفه قیاسی استقرایی است. جامعه آماری پژوهش خبرگان هستند که متشکل از اساتید دانشگاه های تهران و مدیران بانک های دولتی استان تهران می باشند که با روش نمونه گیری هدفمند و بر اساس اصل کفایت نظری انتخابشدهاند. ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کیفی مصاحبه نیمهساختاریافته است که روایی و پایایی آن با استفاده از روایی محتوایی و روایی نظری و روش پایایی سنجی درون کدگذار و میان کدگذار تایید شد. همچنین ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کمی پرسشنامه است که روایی و پایایی آن با استفاده از روایی محتوایی و پایایی بازآزمون تایید شد. داده های کیفی با روش تحلیل محتوا و داده های کمی با روش نقشه شناختی فازی تحلیل گردید. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که مولفه های برخورداری کارکنان از شخصیت محافظهکارانه، گرفتاری سازمان در سیاهچاله سیاستزدگی و کاربست انتظار خاموش در کارکنان مهمترین پیشایندهای سکوت تدافعی کارکنان بانک های دولتی هستند. همچنین مؤلفه های فقر در تولید ایده و فرسایش خلاقیت در سازمان ، پیدایش مسئولیت گریزی سازمانی و افت بهرهوری فردی و سازمانی به عنوان مهمترین پسایندهای سکوت تدافعی کارکنان بانک های دولتی شناسایی شدند.
شناسایی و اولویتبندی عوامل ریسک شرکتهای ارائهدهنده خدمات اینترنتی با روش بهترین-بدترین فازی (مطالعه موردی: شرکت شاتل)
https://doi.org/10.22067/tmj.2025.91710.1673
زهرا قاسم خانی، سعید توکلیان، پیام فرهادی
چکیده در واقع هدف از این پژوهش شناسایی و اولویتبندی عوامل ریسک شرکتهای ارائهدهنده خدمات اینترنتی با استفاده از تکنیکهای تصمیمگیری چندمعیاره است. این تحقیق از لحاظ نوع هدف کاربردی و از لحاظ جمعآوری دادهها از نوع توصیفی-پیمایشی است. کمیته خبرگی پژوهش را مدیران با تجربه شرکت شاتل تشکیل دادند که از طریق روش نمونهگیری گلوله برفی تعیین شدند. در ابتدا عوامل ریسک استخراج شده از ادبیات پژوهش از طریق روش دلفی فازی در پنج حوزه سیاسی و حقوقی، فنی، مالی، امنیتی و آموزشی دسته بندی و اعتباریابی شدند. سپس با استفاده از روش بهترین-بدترین فازی اولویت نهایی عوامل ریسک نتیجه گردید. نتایج تحلیل حاکی از آن است که «بالا نبودن قابلیت اطمینان و امنیت نگهداری دادهها»، «سرقت اطلاعات» و «سرمایهگذاری نامناسب» به ترتیب با ضرایب وزنی 0.101، 0.077 و 0.062 مهمترین عوامل ریسک در شرکت شاتل معرفی شدند که نیازمند این است مدیران راهکارهایی را جهت غلبه بر آنها تعبیه نمایند.
بررسی رابطه خودشیفتگی مدیران و کمبود موجودی کالا با اثر تعدیلگری دوره تصدی حسابرس در شرکتها
صفحه 1-26
https://doi.org/10.22067/tmj.2026.93685.1709
سعید نمازی بایگی، محمد حسین ودیعی، احمد علیزاده
چکیده تصمیمات مدیران ارشد دارای ویژگیهای شخصیتی خودشیفته میتواند پیامدهای قابلتوجهی برای عملکرد عملیاتی شرکت به همراه داشته باشد؛ یکی از این پیامدها، بروز کمبود موجودی کالاست که در شرایط خاص مانند طولانی بودن دوره تصدی حسابرس ممکن است شدت بیشتری یابد. در همین راستا، هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین خودشیفتگی مدیران عامل و کمبود موجودی کالا با تأکید بر نقش تعدیلگر دوره تصدی حسابرس در شرکتهای پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران است. این پژوهش از نوع کاربردی و مبتنی بر تحلیل دادههای واقعی شرکتهاست.
برای تحقق این هدف، دادههای مربوط به ۱۴۰ شرکت فعال در بورس طی بازه زمانی ۱۳۹۵ تا ۱۴۰۲ گردآوری و تحلیل شد. جهت آزمون فرضیهها از رگرسیون چندمتغیره و روش دادههای ترکیبی استفاده گردید. نتایج حاصل از تحلیلها نشان داد که بین خودشیفتگی مدیران و کمبود موجودی کالا رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین مشخص شد که دوره تصدی حسابرس بهعنوان یک متغیر تعدیلگر، این رابطه را تقویت میکند؛ به این معنا که هرچه مدت همکاری حسابرس با شرکت طولانیتر باشد، تأثیر منفی خودشیفتگی مدیران بر سطح موجودی تشدید میشود.
شناسایی و اولویتبندی عوامل مؤثر بر ارتقای ظرفیت تغییر سازمانی.
https://doi.org/10.22067/tmj.2026.91261.1645
رضا زادولی، علی طاهری
چکیده سازمانها در عصر حاضر بهطور مداوم در حال تغییرند تا بتوانند در محیطی پیچیده و پویا باقی بمانند. تحقیق حاضر با هدف شناسایی و اولویتبندی عوامل مؤثر بر ارتقای ظرفیت تغییر سازمانی صورت گرفته است. این پژوهش یک مطالعه آمیخته بوده که از روش مرور نظاممند در مرحله اول و تکنیکهای دلفی و دیمتل فازی برای تجزیهوتحلیل دادهها در مراحل بعدی استفاده نموده است. جامعة مورد مطالعه پژوهش حاضر عبارت است از کلیهی اساتید در حوزه مدیریت دانشگاههای تهران در سال 1402 هستند که از این میان 10 نفر به عنوان حجم نمونه از اساتید خبره به روش نمونهگیری غیراحتمالی هدفمند انتخاب شدند. در این پژوهش برای پیدا کردن عوامل مؤثر، از روش تحقیق مرور نظاممند استفاده گردید. بدین صورت که کلیدواژههای «تغییر سازمانی» و «ظرفیت تغییر» در پایگاههای اطلاعاتی علمی داخلی و خارجی در بازه زمانی 1990-2024 جستجو شدند. طبق نتایج جستجو از پایگاه دادههای مختلف داخلی و خارجی در نهایت 45 مقاله انتخاب شدند. یافتههای حاصل از مرور نظاممند شامل 55 عامل بود که در سه بعد زمینهای، فرایندی و یادگیری طبقهبندی شدند و طبق نظرات خبرگان این عوامل از طریق پرسشنامه دلفی اعتبارسنجی علمی شدند. با توجه به نتایج روش دیمتل فازی در ابعاد زمینهای تأثیرگذارترین (علت) عامل عدالت سازمانی، در ابعاد یادگیری تأثیرگذارترین (علت) عامل مهارت سیاسی و در ابعاد فرایندی تأثیرگذارترین (علت) عامل ساختار سازمانی با رسمیت پایین است. نتایج این تحقیق نشان داد که برای ارتقای ظرفیت تغییر سازمانی باید به ابعاد زمینهای، ابعاد یادگیری و فرایندی توجه نمود.
طراحی الگوی مالکیتمعنوی در رسانههای دیجیتال ایران با استفاده از فناوری بلاکچین (تکنیک تحلیل اطلاعات)
https://doi.org/10.22067/tmj.2026.94643.1736
فائزه فرهودی
چکیده هدف طراحی الگوی مالکیت معنوی در رسانه های دیجیتال ایران با بهره گیری از فناوری بلاک چین بود. چرا که در رسانههای دیجیتال، همگام با ایجاد پلتفرمهای جدید، و تولید و توزیع محتوای دیجیتال باید به حقوق مالکیت معنوی توجه جدی داشت. الگوی مالکیت معنوی با استفاده از بلاک چین با هدف افزایش شفافیت و اعتماد، به محیط استراتژیک کارآمد در رسانههای دیجیتال کمک میکند. روش تحقیق ترکیبی و از نظر هدف، توسعه ای کاربردی بود. شناسایی مولفههای مالکیت معنوی و بلاک چین در رسانه ها با روش فراترکیب صورت گرفت. با استفاده از روش دلفی، مولفهها بین متخصصان بلاک چین و رسانههای دیجیتال توزیع شد. بخشی از جامعه تحقیق، مدیران رسانه های دیجیتال (20 نفر) و بخش دیگر متخصصان بلاک چین بود (88 نفر) و در نهایت جامعه آماری 108نفر شد که نیاز به نمونه گیری نبود. از میان مولفهها، مدیریت حقوقی و منابع انسانی، با 10 شاخص بیشترین امتیاز را داشت. پیشرفت و توسعه تکنولوژیک با8 شاخص در رتبه دوم، مدیریت مالکیت معنوی با 7 شاخص و ساختار فناورانه بلاک چین با 9 شاخص در اولویتهای سوم و چهارم قرار گرفتند. بلاکچین به دلیل ویژگیهای منحصربه فرد خود، جهت رفع چالشهای مالکیتمعنوی پدیدآورندگان و کاربران در رسانههای دیجیتال فرصتی مناسب فراهم میکند. تبیین خطمشی جدید در رسانههای دیجیتیال شامل مولفههای مالکیت معنوی و بلاکچین؛ کلاسهای ضمن خدمت؛ استخدام نیروی انسانی متخصص؛ و تشکیل کمیته مالکیت معنوی و فناوریهای نوین از جمله پیشنهادات کاربردی پژوهش بود.
رفتار انحرافی مثبت در محیطهای کاری: تحلیل فراترکیب پیشایندها و پیامدها
https://doi.org/10.22067/tmj.2026.96216.1777
سید مجتبی هاشمیان، فاطمه قربانی
چکیده هدف پژوهش حاضر، شناسایی و تبیین پیشایندها و پیامدهای رفتارهای انحرافی مثبت در سازمانها از طریق یک مرور نظاممند و فراترکیب کیفی است. این پژوهش از نظر روششناسی کیفی بوده و با بهرهگیری از رویکرد فراترکیب و بر اساس چارچوب سندلوسکی و باروسو انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه مقالات داخلی و خارجی مرتبط با رفتارهای انحرافی مثبت در سازمانهاست که در بازه زمانی سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۴ در پایگاههای معتبر علمی منتشر شدهاند. دادهها از طریق جستوجوی نظاممند در پایگاههای داخلی SID، Magiran و Ensani و پایگاههای بینالمللی Elsevier Emerald و.. و با استفاده از کلیدواژههای مرتبط گردآوری شدند. در فرایند غربالگری چندمرحلهای شامل حذف موارد تکراری، بررسی عنوان و چکیده و مطالعه متن کامل، با بهکارگیری نمونهگیری هدفمند و معیارهای ورود و خروج مشخص، در نهایت ۴۳ مقاله واجد شرایط برای تحلیل نهایی انتخاب گردید. دادههای استخراجشده با استفاده از روش تحلیل مضمون کدگذاری و ترکیب شدند. یافتهها نشان داد که پیشایندهای رفتارهای انحرافی مثبت در پنج دسته اصلی شامل عوامل فردی، سازمانی، شغلی، گروهی و محیطی قابل طبقهبندی هستند و پیامدهای این رفتارها نیز در سه سطح فردی، سازمانی و اخلاقی بروز مییابند که از جمله مهمترین آنها میتوان به افزایش خلاقیت، بهبود عملکرد، ارتقای یادگیری سازمانی و تقویت رضایت و تعهد شغلی اشاره کرد. در مجموع، نتایج این پژوهش با ارائه چارچوبی جامع از پیشایندها و پیامدهای رفتارهای انحرافی مثبت، میتواند مبنایی نظری و کاربردی برای مدیران و پژوهشگران در جهت ایجاد بسترهای حمایتی و تقویت رفتارهای سازنده در سازمانها فراهم آورد.
طراحی مدل رهبری تحول دیجیتال در شرکتهای فعال در بخش فاوا با استفاده از نظریه دادهبنیاد
https://doi.org/10.22067/tmj.2026.96229.1778
امیر نیک کار، عاطفه فرازمند
چکیده امروزه ضرورت همگامی سازمانها با تحول دیجیتال و پرورش رهبران دیجیتال به اثبات رسیده است. از سوی دیگر، در سالهای اخیر سبک جدیدی از رهبری با عنوان رهبری تحول دیجیتال مطرح شده است که به ابعاد اجتماعی و انسانی تحول دیجیتال اشاره میکند و کمبود آگاهی مدیران درباره این سبک رهبری یکی از چالش های شرکت های بخش فاوا می باشد. هدف تحقیق حاضر طراحی مدل رهبری تحول دیجیتال در شرکتهای فعال در بخش فاوا با بهرهگیری از روش تحقیق کیفی مبتنی بر نظریه دادهبنیاد است. در این راستا، با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند 15 نفر از متخصصان و صاحبنظران دارای زمینه علمی و سوابق مدیریتی مرتبط با حوزه رهبری تحول دیجیتال در شرکتهای فعال در بخش فاوا به عنوان مشارکتکنندگان انتخاب شدند. گردآوری دادهها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد. همچنین برای تحلیل دادهها بر مبنای رهیافت نظاممند اشتراوس و کوربین از سه مرحله کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی استفاده به عمل آمد و اطمینان از روایی و اعتبار تحقیق از طریق معیارهای لینکلن و گوبا حاصل شد. نتایج تحقیق نشان داد در مدل رهبری تحول دیجیتال شرکتهای فعال در بخش فاوا، شرایط علّی شامل ویژگیهای رهبران؛ شرایط زمینهای شامل عوامل بسترساز و عوامل محیطی؛ مقوله محوری شامل رهبری تحول دیجیتال؛ شرایط مداخلهگر شامل یادگیری سازمانی، انسجام سازمانی، فضای حمایتی و رویکرد شایستگیمحور؛ راهبردها شامل توسعه فرهنگ دیجیتال و توسعه مهارتهای دیجیتال و پیامدها دربرگیرنده دستاوردهای سازمانی شامل افزایش بهرهوری سازمانی و چابکی سازمانی و دستاوردهای ملّی شامل آثار اقتصادی و آثار اجتماعی میباشد.
