اطلاعات آماری نشریه

اولین سال انتشار

 1388

تعداد دوره‌ها

18

تعداد شماره‌ها

35

تعداد نویسندگان

743

 تعداد مقالات ارسال شده

3,418

تعداد مقالات رد شده

2,849

درصد عدم پذیرش

83

تعداد مقالات پذیرفته شده

327

درصد پذیرش

10

 

 

نشریه علمی پژوهش نامه مدیریت تحول از سال 1388 تاکنون به‌صورت دو فصلنامه به صاحب امتیازی دانشگاه فردوسی مشهد و با همکاری انجمن علمی مدیریت راهبردی ایران منتشر می شود.

در این نشریه، مقاله های پژوهشی به زبان فارسی و به همراه چکیده مبسوط انگلیسی قابل بررسی و چاپ هستند.

مقاله پژوهشی

ارائه الگوی جذب و بکارگیری کارکنان مبتنی بر مدیریت منابع انسانی سبز در شرکت ملی نفتکش ایران

https://doi.org/10.22067/tmj.2025.94975.1748

نیوشا حلت آبادی، مجتبی امیری، مهدی خیراندیش

چکیده مدیریت منابع انسانی سبز به‌عنوان رویکردی نوین در دهه‌های اخیر،با هدف ادغام ملاحظات زیست‌محیطی در فرآیندهای منابع انسانی، توجه فزاینده‌ای رادر میان پژوهشگران و مدیران به خود جلب کرده است. این رویکرد از طریق ارتقای آگاهی زیست‌محیطی کارکنان، تقویت تعهد سازمانی به مسئولیت‌پذیری اجتماعی و نهادینه‌سازی فرهنگ سازمانی پایدار، زمینه‌ساز دستیابی به عملکرد بلندمدت و مسئولانه می‌شود. درایران، با توجه به نقش راهبردی صنعت نفت و جایگاه کلیدی شرکت ملی نفتکش ایران در زنجیره تأمین انرژی، طراحی و بومی‌سازی الگوی جذب و بکارگیری منابع انسانی سبز از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. این پژوهش با هدف شناسایی عوامل کلیدی مؤثربرجذب و بکارگیری سبز منابع انسانی و تبیین سازوکار اثرگذاری آنها بر پایداری سازمانی انجام شد. مطالعه از نوع کاربردی–توسعه‌ای و با رویکردکیفی مبتنی بر روش تحلیل مضمون طراحی گردید. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۲۰ خبره دانشگاهی و مدیران منابع انسانی گردآوری و با بهره‌گیری از نرم‌افزار MAXQDA 20 تحلیل شدند.یافته‌ها نشان داد که جذب و بکارگیری سبز به‌عنوان سازه‌ای زیربنایی، از طریق تقویت مدیریت سبز و فرهنگ شایسته‌سالاری و با مکانیسم‌هایی چون هم‌راستایی با ارزش‌های زیست‌محیطی، مشتری‌مداری، توانمندسازی و مسئولیت‌پذیری اجتماعی، منجر به ارتقای عملکرد پایدار سازمانی می‌شود. همچنین، سیستم مدیریت عملکرد سبز با ادغام شاخص‌های زیست‌محیطی و بازخورد مستمر، مزیت رقابتی پایدار ایجاد می‌کند. این پژوهش علی‌رغم محدودیت‌هایی مانند تمرکز بر یک سازمان و ماهیت کیفی، چارچوبی مفهومی برای تحقیقات کمی آینده فراهم می‌سازد و پیشنهاد می‌شود سیاست‌گذاران با تدوین استانداردهای GHRM، اجرای آن را در صنایع کلیدی تسهیل کرده و مسیر تحقق پایداری سازمانی را هموار سازند.

مقاله پژوهشی

شناسایی عوامل کلیدی نهادینه‌سازی فرهنگ سازمانی جهادی در بانک ملی ایران

صفحه 200-232

https://doi.org/10.22067/tmj.2025.95807.1764

توحید رحیمی، جعفر بیک زاد، فرهاد نژاد ایرانی، یحیی داداش کریمی

چکیده این پژوهش با هدف شناسایی عوامل کلیدی نهادینه‌سازی فرهنگ سازمانی جهادی در بانک ملی ایران انجام گرفته است. استراتژی این پژوهش، کیفی و مبتنی بر تحلیل مضمون است. جامعه مورد پژوهش شامل سه گروه خبرگان دانشگاهی، کارشناسان خبره و مدیران ارشد بانک ملی ایران می‌باشد. در این پژوهش برای انتخاب نمونه، از نمونه‌گیری هدف‌مند و گلوله‌برفی استفاده شد که براساس قاعده اشباع با انجام 16 مصاحبه این مهم حاصل شد. داده‌ها با استفاده از رهیافت 3 مرحله‌ای روش تحلیل مضمون و با نرم‌افزار MAXQDA2020 تحلیل شدند. طبق تجزیه و تحلیل داده‌های حاصل از مصاحبه، در این پژوهش مجموعاً 78 مضمون پایه، 18 مضمون سازمان‌دهنده و 4 مضمون فراگیر می‌باشد. براساس یافته‌های پژوهش، پیشایندهای فرهنگ سازمانی جهادی از چهار منظر "حق‌‌محوری"، "پایبندی به ارزش‌های اسلامی و انقلابی"، "بصیرت انقلابی" و "رفتار جهادی" مورد توجه قرار گرفت. این پژوهش به ‌طور کلی نشان می‌دهد شکل‌گیری فرهنگ سازمانی جهادی در گرو نهادینه‌سازی ارزش‌های اخلاقی، دینی و انقلابی در کنار تقویت بینش استراتژیک و رفتارهای متعهدانه و جهادی کارکنان است. نتایج بیانگر آن است که با تلفیق این ابعاد می‌توان سازمانی پویا، کارآمد و ارزش‌مدار ساخت که در برابر چالش‌های محیطی مقاوم بوده و در مسیر تحقق اهداف کلان انقلاب اسلامی و خدمت‌رسانی به جامعه گام‌های مؤثرتری بردارد.

مقاله پژوهشی

طراحی الگوی پیدایش رهبری استثمارگر با روش مدلسازی ساختاری تفسیری (مورد مطالعه: سازمان‌های دولتی استان لرستان)

https://doi.org/10.22067/tmj.2025.92642.1690

رضا سپهوند، علی شریعت نژاد، شقایق صالح آبادی، مینا حسینی

چکیده هدف این پژوهش طراحی الگوی پیدایش رهبری استثمارگر با روش مدلسازی ساختاری تفسیری در سازمان‌های دولتی استان لرستان می‌باشد. پژوهش حاضر بر پایه‌ی پژوهش‌ آمیخته و به‌صورت کیفی و کمی در پارادایم قیاسی استقرایی می‌باشد، که از نظر هدف کاربردی و از حیث ماهیت و روش توصیفی- پیمایشی می‌باشد. جامعه آماری این پژوهش خبرگانند که شامل استادان دانشگاه در حوزه‌ی مدیریت رفتار سازمانی و مدیریت منابع انسانی و همچنین مدیران ارشد سازمان‌های دولتی هستند، که اعضای نمونه آن با روش نمونه‌گیری گلوله برفی و براساس اصل کفایت نظری 30 نفر از آن‌ها انتخاب شدند. همچنین در بخش کمی نیز، به دلیل آشنایی اطلاعاتی اعضای نمونه با موضوع پژوهش، از همان نمونه قبلی استفاده شد. انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کیفی مصاحبه نیمه‌ساختاریافته است که روایی و پایایی آن با روش محتوایی و روایی نظری و پایایی درون کدگذار و میان‌گذار آزمون شد. همچنین ابزار گرداوری اطلاعات در بخش کمی پرسشنامه می‌باشد که روایی و پایایی آن با روش روایی اعتبار محتوا و پایایی بازآزمون سنجیده شده است. نتایج پژوهش مشتمل بر طراحی الگوی پیدایش رهبری استثمارگر است. مدل رهبری استثمارگر در این پژوهش در چهار سطح اصلی و براساس بسترهای شکل‌گیری، ابعاد رهبری استثمارگر، ظهور رهبری استثمارگر و پیامدهای آن تدوین شده‌است.

مقاله پژوهشی

ارائه مدل شکل گیری سکوت تدافعی کارکنان در بانک های دولتی: تحلیل عناصر پیشایندی و پسایندی با روشFCM

https://doi.org/10.22067/tmj.2025.94320.1726

امیرهوشنگ نظرپوری، محمد حکاک، حجت وحدتی، جعفر عباس پور

چکیده پژوهش حاضر با هدف تحلیل عناصر پیشایندی و پسایندی سکوت تدافعی کارکنان در بانک‎های دولتی استان تهران انجام پذیرفت. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی از حیث گردآوری اطلاعات در زمره پژوهش های اکتشافی است. همچنین این پژوهش از نوع تحقیقات آمیخته به صورت کیفی و کمی و بر مبنای فلسفه قیاسی استقرایی است. جامعه آماری پژوهش خبرگان هستند که متشکل از اساتید دانشگاه های تهران و مدیران بانک های دولتی استان تهران می باشند که با روش نمونه گیری هدفمند و بر اساس اصل کفایت نظری انتخاب‌شده‌اند. ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کیفی مصاحبه نیمه‎ساختاریافته است که روایی و پایایی آن با استفاده از روایی محتوایی و روایی نظری و روش پایایی سنجی درون کدگذار و میان کدگذار تایید شد. همچنین ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کمی پرسشنامه است که روایی و پایایی آن با استفاده از روایی محتوایی و پایایی بازآزمون تایید شد. داده های کیفی با روش تحلیل محتوا و داده های کمی با روش نقشه شناختی فازی تحلیل گردید. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که مولفه های برخورداری کارکنان از شخصیت محافظه‎کارانه، گرفتاری سازمان در سیاه‎چاله سیاست‎زدگی و کاربست انتظار خاموش در کارکنان مهم‎ترین پیشایندهای سکوت تدافعی کارکنان بانک های دولتی هستند. همچنین مؤلفه های فقر در تولید ایده و فرسایش خلاقیت در سازمان ، پیدایش مسئولیت گریزی سازمانی و افت بهره‎وری فردی و سازمانی به عنوان مهم‎ترین پسایندهای سکوت تدافعی کارکنان بانک های دولتی شناسایی شدند.

مقاله پژوهشی

شناسایی و اولویت‌بندی عوامل ریسک‌ شرکت‌های ارائه‌دهنده‌ خدمات اینترنتی با روش بهترین-بدترین فازی (مطالعه ‌موردی: شرکت شاتل)

https://doi.org/10.22067/tmj.2025.91710.1673

زهرا قاسم خانی، سعید توکلیان، پیام فرهادی

چکیده در واقع هدف از این پژوهش شناسایی و اولویت‌بندی عوامل ریسک‌ شرکت‌های ارائه‌دهنده‌ خدمات اینترنتی با استفاده از تکنیک‌های تصمیم‌گیری چندمعیاره است. این تحقیق از لحاظ نوع هدف کاربردی و از لحاظ جمع‌آوری داده‌ها از نوع توصیفی-پیمایشی است. کمیته خبرگی پژوهش را مدیران با تجربه شرکت شاتل تشکیل دادند که از طریق روش نمونه‌گیری گلوله برفی تعیین شدند. در ابتدا عوامل ریسک استخراج شده از ادبیات پژوهش از طریق روش دلفی فازی در پنج حوزه سیاسی و حقوقی، فنی، مالی، امنیتی و آموزشی دسته بندی و اعتباریابی شدند. سپس با استفاده از روش بهترین-بدترین فازی اولویت نهایی عوامل ریسک نتیجه گردید. نتایج تحلیل حاکی از آن است که «بالا نبودن قابلیت اطمینان و امنیت نگهداری داده‌ها»، «سرقت اطلاعات» و «سرمایه‌گذاری نامناسب» به ترتیب با ضرایب وزنی 0.101، 0.077 و 0.062 مهم‌ترین عوامل ریسک در شرکت شاتل معرفی شدند که نیازمند این است مدیران راهکارهایی را جهت غلبه بر آن‌ها تعبیه نمایند.

مقاله پژوهشی

بررسی رابطه خودشیفتگی مدیران و کمبود موجودی کالا با اثر تعدیل‌گری دوره تصدی حسابرس در شرکت‌ها

صفحه 1-26

https://doi.org/10.22067/tmj.2026.93685.1709

سعید نمازی بایگی، محمد حسین ودیعی، احمد علیزاده

چکیده تصمیمات مدیران ارشد دارای ویژگی‌های شخصیتی خودشیفته می‌تواند پیامدهای قابل‌توجهی برای عملکرد عملیاتی شرکت به همراه داشته باشد؛ یکی از این پیامدها، بروز کمبود موجودی کالاست که در شرایط خاص مانند طولانی بودن دوره تصدی حسابرس ممکن است شدت بیشتری یابد. در همین راستا، هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین خودشیفتگی مدیران عامل و کمبود موجودی کالا با تأکید بر نقش تعدیل‌گر دوره تصدی حسابرس در شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران است. این پژوهش از نوع کاربردی و مبتنی بر تحلیل داده‌های واقعی شرکت‌هاست.
برای تحقق این هدف، داده‌های مربوط به ۱۴۰ شرکت فعال در بورس طی بازه زمانی ۱۳۹۵ تا ۱۴۰۲ گردآوری و تحلیل شد. جهت آزمون فرضیه‌ها از رگرسیون چندمتغیره و روش داده‌های ترکیبی استفاده گردید. نتایج حاصل از تحلیل‌ها نشان داد که بین خودشیفتگی مدیران و کمبود موجودی کالا رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین مشخص شد که دوره تصدی حسابرس به‌عنوان یک متغیر تعدیل‌گر، این رابطه را تقویت می‌کند؛ به این معنا که هرچه مدت همکاری حسابرس با شرکت طولانی‌تر باشد، تأثیر منفی خودشیفتگی مدیران بر سطح موجودی تشدید می‌شود.

مقاله پژوهشی

شناسایی و اولویت‌بندی عوامل مؤثر بر ارتقای ظرفیت تغییر سازمانی.

https://doi.org/10.22067/tmj.2026.91261.1645

رضا زادولی، علی طاهری

چکیده سازمان‌ها در عصر حاضر به‌طور مداوم در حال تغییرند تا بتوانند در محیطی پیچیده و پویا باقی بمانند. تحقیق حاضر با هدف شناسایی و اولویت‌بندی عوامل مؤثر بر ارتقای ظرفیت تغییر سازمانی صورت گرفته است. این پژوهش یک مطالعه آمیخته بوده که از روش مرور نظام‌مند در مرحله اول و تکنیک‌های دلفی و دیمتل فازی برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها در مراحل بعدی استفاده نموده است. جامعة مورد مطالعه پژوهش حاضر عبارت است از کلیه‌ی اساتید در حوزه مدیریت دانشگاه‌های تهران در سال 1402 هستند که از این میان 10 نفر به عنوان حجم نمونه از اساتید خبره به روش نمونه‌گیری غیراحتمالی هدفمند انتخاب شدند. در این پژوهش برای پیدا کردن عوامل مؤثر، از روش تحقیق مرور نظام‌مند استفاده گردید. بدین صورت که کلیدواژه‌های «تغییر سازمانی» و «ظرفیت تغییر» در پایگاه‌های اطلاعاتی علمی داخلی و خارجی در بازه زمانی 1990-2024 جستجو شدند. طبق نتایج جستجو از پایگاه داده‌های مختلف داخلی و خارجی در نهایت 45 مقاله انتخاب شدند. یافته‌های حاصل از مرور نظام‌مند شامل 55 عامل بود که در سه بعد زمینه‌ای، فرایندی و یادگیری طبقه‌بندی شدند و طبق نظرات خبرگان این عوامل از طریق پرسشنامه دلفی اعتبارسنجی علمی شدند. با توجه به نتایج روش دیمتل فازی در ابعاد زمینه‌ای تأثیرگذارترین (علت) عامل عدالت سازمانی، در ابعاد یادگیری تأثیرگذارترین (علت) عامل مهارت سیاسی و در ابعاد فرایندی تأثیرگذارترین (علت) عامل ساختار سازمانی با رسمیت پایین است. نتایج این تحقیق نشان داد که برای ارتقای ظرفیت تغییر سازمانی باید به ابعاد زمینه‌ای، ابعاد یادگیری و فرایندی توجه نمود.

مقاله پژوهشی

طراحی الگوی مالکیت‌معنوی در رسانه‌های دیجیتال ایران با استفاده از فناوری بلاک‌چین (تکنیک تحلیل اطلاعات)

https://doi.org/10.22067/tmj.2026.94643.1736

فائزه فرهودی

چکیده هدف طراحی الگوی مالکیت معنوی در رسانه های دیجیتال ایران با بهره گیری از فناوری بلاک چین بود. چرا که در رسانه‌های دیجیتال، همگام با ایجاد پلتفرم‌های جدید، و تولید و توزیع محتوای دیجیتال باید به حقوق مالکیت معنوی توجه جدی داشت. الگوی مالکیت معنوی با استفاده از بلاک چین با هدف افزایش شفافیت و اعتماد، به محیط استراتژیک کارآمد در رسانه‌های دیجیتال کمک می‌کند. روش تحقیق ترکیبی و از نظر هدف، توسعه ای کاربردی بود. شناسایی مولفه‌های مالکیت معنوی و بلاک چین در رسانه ها با روش فراترکیب صورت گرفت. با استفاده از روش دلفی، مولفه‌ها بین متخصصان بلاک چین و رسانه‌های دیجیتال توزیع شد. بخشی از جامعه تحقیق، مدیران رسانه های دیجیتال (20 نفر) و بخش دیگر متخصصان بلاک چین بود (88 نفر) و در نهایت جامعه آماری 108نفر شد که نیاز به نمونه گیری نبود. از میان مولفه‌ها، مدیریت حقوقی و منابع انسانی، با 10 شاخص بیشترین امتیاز را داشت. پیشرفت و توسعه تکنولوژیک با8 شاخص در رتبه دوم، مدیریت مالکیت معنوی با 7 شاخص و ساختار فناورانه بلاک چین با 9 شاخص در اولویت‌های سوم و چهارم قرار گرفتند. بلاک‌چین به دلیل ویژگی‌های منحصربه فرد خود، جهت رفع چالش‌های مالکیت‌معنوی پدیدآورندگان و کاربران در رسانه‌های دیجیتال فرصتی مناسب فراهم می‌کند. تبیین خط‌مشی جدید در رسانه‌های دیجیتیال شامل مولفه‌های مالکیت معنوی و بلاک‌چین؛ کلاس‌های ضمن خدمت؛ استخدام نیروی انسانی متخصص؛ و تشکیل کمیته مالکیت معنوی و فناوری‌های نوین از جمله پیشنهادات کاربردی پژوهش بود.

مقالات

رفتار انحرافی مثبت در محیط‌های کاری: تحلیل فراترکیب پیشایندها و پیامدها

https://doi.org/10.22067/tmj.2026.96216.1777

سید مجتبی هاشمیان، فاطمه قربانی

چکیده هدف پژوهش حاضر، شناسایی و تبیین پیشایندها و پیامدهای رفتارهای انحرافی مثبت در سازمان‌ها از طریق یک مرور نظام‌مند و فراترکیب کیفی است. این پژوهش از نظر روش‌شناسی کیفی بوده و با بهره‌گیری از رویکرد فراترکیب و بر اساس چارچوب سندلوسکی و باروسو انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه مقالات داخلی و خارجی مرتبط با رفتارهای انحرافی مثبت در سازمان‌هاست که در بازه زمانی سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۴ در پایگاه‌های معتبر علمی منتشر شده‌اند. داده‌ها از طریق جست‌وجوی نظام‌مند در پایگاه‌های داخلی SID، Magiran و Ensani و پایگاه‌های بین‌المللی Elsevier Emerald و.. و با استفاده از کلیدواژه‌های مرتبط گردآوری شدند. در فرایند غربال‌گری چندمرحله‌ای شامل حذف موارد تکراری، بررسی عنوان و چکیده و مطالعه متن کامل، با به‌کارگیری نمونه‌گیری هدفمند و معیارهای ورود و خروج مشخص، در نهایت ۴۳ مقاله واجد شرایط برای تحلیل نهایی انتخاب گردید. داده‌های استخراج‌شده با استفاده از روش تحلیل مضمون کدگذاری و ترکیب شدند. یافته‌ها نشان داد که پیشایندهای رفتارهای انحرافی مثبت در پنج دسته اصلی شامل عوامل فردی، سازمانی، شغلی، گروهی و محیطی قابل طبقه‌بندی هستند و پیامدهای این رفتارها نیز در سه سطح فردی، سازمانی و اخلاقی بروز می‌یابند که از جمله مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به افزایش خلاقیت، بهبود عملکرد، ارتقای یادگیری سازمانی و تقویت رضایت و تعهد شغلی اشاره کرد. در مجموع، نتایج این پژوهش با ارائه چارچوبی جامع از پیشایندها و پیامدهای رفتارهای انحرافی مثبت، می‌تواند مبنایی نظری و کاربردی برای مدیران و پژوهشگران در جهت ایجاد بسترهای حمایتی و تقویت رفتارهای سازنده در سازمان‌ها فراهم آورد.

مقاله پژوهشی

طراحی مدل رهبری تحول دیجیتال در شرکت‌‌های فعال در بخش فاوا با استفاده از نظریه داده‌بنیاد

https://doi.org/10.22067/tmj.2026.96229.1778

امیر نیک کار، عاطفه فرازمند

چکیده امروزه ضرورت همگامی سازمان‌ها با تحول دیجیتال و پرورش رهبران دیجیتال به اثبات رسیده است. از سوی دیگر، در سال‌های اخیر سبک جدیدی از رهبری با عنوان رهبری تحول دیجیتال مطرح شده است که به ابعاد اجتماعی و انسانی تحول دیجیتال اشاره می‌کند و کمبود آگاهی مدیران درباره این سبک رهبری یکی از چالش های شرکت های بخش فاوا می باشد. هدف تحقیق حاضر طراحی مدل رهبری تحول دیجیتال در شرکت‌های فعال در بخش فاوا با بهره‌گیری از روش تحقیق کیفی مبتنی بر نظریه داده‌بنیاد است. در این راستا، با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند 15 نفر از متخصصان و صاحب‌نظران دارای زمینه علمی و سوابق مدیریتی مرتبط با حوزه رهبری تحول دیجیتال در شرکت‌های فعال در بخش فاوا به عنوان مشارکت‌کنندگان انتخاب شدند. گردآوری داده‌ها از طریق مصاحبه‌ نیمه ساختاریافته انجام شد. همچنین برای تحلیل داده‌ها بر مبنای رهیافت نظام‌مند اشتراوس و کوربین از سه مرحله کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی استفاده به عمل آمد و اطمینان از روایی و اعتبار تحقیق از طریق معیارهای لینکلن و گوبا حاصل شد. نتایج تحقیق نشان داد در مدل رهبری تحول دیجیتال شرکت‌های فعال در بخش فاوا، شرایط علّی شامل ویژگی‌های رهبران؛ شرایط زمینه‌ای شامل عوامل بسترساز و عوامل محیطی؛ مقوله محوری شامل رهبری تحول دیجیتال؛ شرایط مداخله‌گر شامل یادگیری سازمانی، انسجام سازمانی، فضای حمایتی و رویکرد شایستگی‌محور؛ راهبردها شامل توسعه فرهنگ دیجیتال و توسعه مهارت‌های دیجیتال و پیامدها دربرگیرنده دستاوردهای سازمانی شامل افزایش بهره‌وری سازمانی و چابکی سازمانی و دستاوردهای ملّی شامل آثار اقتصادی و آثار اجتماعی می‌باشد.

مقاله پژوهشی

طراحی و اعتبارسنجی مدل کارآمدی مدیریت منابع انسانی در نظام سلامت با تأکید بر سرمایه اجتماعی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 07 اردیبهشت 1405

https://doi.org/10.22067/tmj.2026.93821.1760

محبوبه نیک خصال، محمد حسن شکی، سید احمد جعفری کلاریجانی

چکیده این مطالعه با هدف طراحی و اعتبارسنجی یک مدل کارآمدی مدیریت منابع انسانی (HRM) در نظام سلامت، با تأکید بر نقش سرمایه اجتماعی انجام شد. پژوهش حاضر به صورت آمیخته (کیفی-کمی) اکتشافی در دانشگاه علوم پزشکی بابل اجرا گردید. در مرحله کیفی، داده‌ها با مصاحبه با ۱۰ خبره حوزه HRM تحلیل شد و پنج مؤلفه اصلی کارآمدی HRM شناسایی گردید: ۱) ساماندهی و متناسب‌سازی نیروی انسانی، ۲) شایسته‌سالاری در انتصاب مدیران، ۳) توانمندسازی مدیران و کارکنان، ۴) حفظ و نگهداشت منابع انسانی، و ۵) بهره‌گیری از فناوری اطلاعات و ارتباطات (ICT).سپس، در مرحله کمی، برای اعتباربخشی شاخص‌ها، روش دلفی در سه دور اجرا شد. نمونه‌ای متشکل از ۱۸۳ نفر از مدیران و کارکنان دانشگاه با نمونه‌گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. داده‌ها با استفاده از پرسشنامه‌های محقق‌ساخته و نرم‌افزارهای SPSS و AMOS از طریق مدل‌سازی معادلات ساختاری تحلیل شدند. نتایج نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش مطلوبی برخوردار است. مهم‌تر از آن، سرمایه اجتماعی (شامل شبکه‌های ارتباطی، اعتماد سازمانی و همگرایی اهداف) به عنوان یک بستر سازمانی مؤثر، نقش معناداری در تبیین و تقویت ابعاد کارآمدی HRM ایفا می‌کند؛ به‌طوری که این سرمایه موجب ارتقای مشارکت کارکنان، تسهیل تصمیم‌گیری و بهبود بهره‌وری می‌شود. این یافته‌ها تأکید دارند که توجه همزمان به سازوکارهای مدیریتی و تقویت سرمایه اجتماعی، می‌تواند اساس طراحی سیاست‌های منابع انسانی مبتنی بر شایسته‌سالاری، توانمندسازی و تعامل سازمانی در دانشگاه‌های علوم پزشکی باشد.

مقاله پژوهشی

شناسایی و تحلیل دلایل و پیامدهای پدیده جنون جلسه در مدیران با روش FCM

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 04 شهریور 1404

https://doi.org/10.22067/tmj.2025.92721.1695

علی شریعت نژاد، زهرا عینی نرگسه، حیدر عباس پور

چکیده پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل دلایل و پیامدهای پدیده جنون جلسه در مدیران با روش FCM انجام پذیرفت. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی از حیث گردآوری اطلاعات در زمره پژوهش‌های اکتشافی است. همچنین این پژوهش از نوع تحقیقات آمیخته به صورت کیفی و کمی و بر مبنای فلسفه قیاسی استقرایی است. جامعه آماری پژوهش خبرگان، مشتمل بر اساتید دانشگاه و مدیران سازمان‎های دولتی استان لرستان هستند که با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند و بر اساس اصل کفایت نظری تعداد 20 نفر از آن‎ها انتخاب ‌شدند. ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کیفی مصاحبه نیمه‎ساخته یافته است که روایی و پایایی آن با استفاده از روایی محتوایی و روایی نظری و روش پایایی سنجی درون کدگذار و میان کدگذار تایید شد. همچنین ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کمی پرسشنامه است که روایی و پایایی آن با استفاده از روایی محتوایی و پایایی بازآزمون تایید شد. آنجاکه پژوهش حاضر یک پژوهش آمیخته با رویکرد اکتشافی است، ابتدا باید مطالعه کیفی صورت گیرد و پس‎از آن باید مطالعه کمی انجام شود. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که، به کارگیری مدیریت نمایشی توسط مدیران، گرفتاری مدیران به پدیده اجتناب دفاعی در تصمیم‎گیری، استیلای پدیده FOMO یا ترس‎ازدست دادن بر مدیران به عنوان مهم‎ترین دلایل پدیده جنون جلسه در مدیران می‎باشند. همچنین پدیدآیی حالت مه‎مغزی در کارکنان، تزریق حالت اهمال‎کاری در سازمان، اتلاف وقت و هدر رفت زمان کاری مولد به عنوان مهم‎ترین پیامدهای پدیده جنون جلسه در مدیران شناسایی گردیدند.

مقاله پژوهشی

واکاوی دوستی در محل کار: تحلیل پیشایندها و پسایندها با رویکرد نقشه شناختی فازی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 25 آبان 1404

https://doi.org/10.22067/tmj.2025.95944.1767

امیر هوشنگ نظرپوری، حیدر عباس پور

چکیده محیط ناپایدار امروزی که سازمان‌ها در آن در حال فعالیت‌اند، همواره چالش‌ها و تهدیدهایی را بر سر راه ارتقاء سازمان‌ها با خود به همراه دارد. در چنین شرایطی عواملی که کارکنان را به ادامه فعالیت در سازمان در شرایط بحرانی ترغیت نموده و به دنبال آن موفقیت و بهره‌وری سازمان را در پی داشته باشند، بسیار حائز اهمیت است. گسترش زمینه‌های ایجاد دوستی در محل کار می‌تواند موجبات رشد ظرفیت‌های روانی کارکنان را فراهم آورده و آنان را مجاب نماید تا در شرایط نامساعد به سازمان و رسالت و اهداف سازمان وفادار بمانند. ازاین‎رو، پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل پیشایندها و پسایندهای پدیده دوستی در محل کار در سازمان‎های دولتی استان لرستان انجام پذیرفت. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی از حیث گردآوری اطلاعات در زمره پژوهش های اکتشافی است. همچنین این پژوهش از نوع تحقیقات آمیخته به صورت کیفی و کمی و بر مبنای فلسفه قیاسی استقرایی است. جامعه‌آماری پژوهش خبرگان در حوزه مدیریت و منابع انسانی هستند که با روش نمونه-گیری هدفمند و بر اساس اصل کفایت نظری انتخاب‌شده‌اند. ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کیفی مصاحبه است که روایی و پایایی آن با استفاده از روایی محتوایی و روایی نظری و روش پایایی سنجی درون‌کدگذار و میان‌کدگذار تایید شد. همچنین ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کمی پرسشنامه است که روایی و پایایی آن با استفاده از روایی محتوایی و پایایی بازآزمون تایید شد. داده های کیفی با روش تحلیل محتوا و داده های کمی با روش نقشه شناختی فازی تحلیل گردید.

مقاله پژوهشی

طراحی سناریوهای آینده شایستگی مدیران سازمان‌های مردم‌نهاد

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 25 آبان 1404

https://doi.org/10.22067/tmj.2025.95161.1749

رضا ثانوی فرح زاده، فریدون آزما، مجید نصیری

چکیده داشتن مدیران شایسته، توانمند، خلاق و ارزش‌آفرین، سلاح اصلی سازمان‌ها در رقابت خواهد بود و آینده از آنِ سازمانی است که بتواند چنین ظرفیت‌هایی را در مدیران خود ایجاد نماید. ﻫﺪف از اﯾﻦ ﭘﮋوﻫﺶ، طراحی سناریوهای آینده شایستگی مدیران سازمان‌های مردم‌نهاد می‌باشد. پژوهش حاضر با استفاده از روش ترکیبی (کیفی و کمی) انجام شده است. در بخش کیفی، با روش فراترکیب، ۸۳ مفهوم در ۱۲ مقوله اصلی مرتبط با شایستگی‌های مدیران شناسایی شد. سپس با بهره‌گیری از روش دلفی فازی در دو مرحله و با مشارکت ۲۵ نفر از خبرگان منتخب به روش نمونه‌گیری گلوله‌برفی، مفاهیم اعتبارسنجی شدند. داده‌های حاصل از تحلیل تأثیرات متقابل در نرم‌افزار MICMAC وارد و عوامل کلیدی مؤثر بر آینده شایستگی مدیران تعیین گردید. نتایج نشان داد هفت شایستگی کلیدی شامل شایستگی‌های فناورانه، فردی و اجتماعی، ارتباطی و تحلیلی، مدیریتی، ارزشی و اخلاقی، قانونی و مسئولیتی، و شفافیت و پیش‌بینی دارای بیشترین تأثیرگذاری بر کل سیستم هستند. در گام نهایی با استفاده از روش سناریونویسی و نرم‌افزار Scenario Wizard، چهار سناریوی محتمل برای آینده شایستگی مدیران سازمان‌های مردم‌نهاد استخراج گردید. نتایج تحلیل سناریوها نشان داد شایستگی‌های فردی و اجتماعی در تمامی سناریوها از ثبات بالایی برخوردارند، در حالی که شایستگی‌های فناورانه و مدیریتی روندی افزایشی دارند. همچنین، شایستگی‌های ارزشی، اخلاقی و مسئولیتی نقش کلیدی در حفظ اعتماد عمومی و پایداری این سازمان‌ها خواهند داشت.

مقاله پژوهشی

از شناخت تا عملکرد: واکاوی ساز و کارهای موثر بر هوش فرهنگی مدیران و پیامدهای آن در محیط های چند فرهنگی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 29 بهمن 1404

https://doi.org/10.22067/tmj.2026.96522.1789

سید محمد دانش، یعقوب مهارتی، حسین افخمی روحانی، غلامرضا ملک زاده

چکیده هدف: این پژوهش با هدف تبیین عوامل مؤثر بر هوش فرهنگی مدیران و پیامدهای آن در سطوح مختلف در محیط‌های چندفرهنگی انجام شده است.
روش‌ها: جستجوی مرور سیستماتیک بر پایه‌ی جستجوی گسترده در پایگاه‌های داده‌ای معتبر از جملهScopus، ScienceDirect، Google Scholar، Springer و ProQuest در حوزه‌های مدیریت، رفتار سازمانی، منابع انسانی و روان‌شناسی طراحی شده است. فرآیند غربالگری در سه مرحله انجام گرفت و از میان ۸۴۶۳ مقاله‌ی اولیه، در نهایت ۷۴ مطالعه‌ی واجد شرایط برای تحلیل انتخاب شد. طراحی منسجم مراحل شناسایی و انتخاب، دقت در کنترل سوگیری، و رعایت اصول شفافیت و بازتولید‌پذیری، نشان از رویکردی نظام‌مند و علمی دارد که می‌تواند مبنایی معتبر برای تبیین الگوهای نظری و شناسایی شکاف‌های پژوهشی در حوزه‌ی هوش فرهنگی مدیران فراهم آورد. اصطلاحات جستجو شامل "هوش فرهنگی"، هوش فرهنگی مدیران/ رهبران"، "سازمان‌های چندفرهنگی"، " هوش‌فرهنگی سازمانی" و.... مفاهیم مرتبط بود.
بحث: مرور 74 مطالعه شناسایی شده مرتبط با هوش فرهنگی نشان می دهد هوش فرهنگی سازه‌ای چندبعدی است که از تعامل دانش، انگیزش، تجربه عملی و حمایت سازمانی شکل می‌گیرد. ویژگی‌های فردی مانند انعطاف‌پذیری و بازاندیشی شناختی نقش کلیدی در بروز رفتار میان‌فرهنگی دارند و محیط سازمانی یادگیرنده، امکان نهادینه‌سازی این توانمندی و ارتقای عملکرد فردی و سازمانی را فراهم می‌کند.
نتیجه‌گیری: هوش فرهنگی برآیند هم‌افزایی میان عوامل فردی، تجربی و سازمانی است و نقش کلیدی در ارتقای نوآوری، سازگاری و کارایی در سازمان‌های چندفرهنگی ایفا می‌کند.

مقاله پژوهشی

ارائه نقشه شناختی عوامل مؤثر بر شخصیت روان‌رنجور و پیامدهای آن در مدیران سازمان‌های دولتی با رویکرد نقشه‌برداری شناختی فازی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 05 اسفند 1404

https://doi.org/10.22067/tmj.2026.96659.1791

امیرهوشنگ نظرپوری، فائزه حسنوند

چکیده پژوهش حاضر با هدف ارائه نقشه شناختی فازی عوامل مؤثر بر شخصیت روان‌رنجور و پیامدهای آن در مدیران سازمان‌های دولتی با روش (FCM) انجام پذیرفته است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از حیث روش گردآوری اطلاعات توصیفی و از نوع پیمایشی است و همچنین از لحاظ نوع‌شناسی در زمره‌ی پژوهش‌های آمیخته می‌باشد. جامعه آماری پژوهش، شامل مدیران منابع انسانی، اساتید دانشگاه و کارمندان نمونه سازمان‌های دولتی استان لرستان است که 25 نفر از آن‌ها با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند و براساس اصل کفایت نظری انتخاب شدند. در بخش کیفی ابزار گردآوری داده‌ها، مصاحبه نیمه ساختاریافته می‌باشد که روایی و پایایی ابزارها به‌ترتیب با استفاده از روایی محتوایی و آزمون کاپای کوهن مورد تائید قرار گرفت و ابزار گردآوری داده‌ها در بخش کمی، پرسشنامه می‌باشد که با استفاده از روایی محتوایی و پایایی بازآزمون تائید شد. همچنین داده‌های به‌دست‌آمده از مصاحبه با استفاده از نرم‌افزار MAXQDA و روش کدگذاری، عوامل و پیامدهای شخصیت روان‌رنجور شناسایی شدند. در بخش کمی پژوهش با استفاده از روش نقشه شناختی فازی، مدل روابط علی ارائه شد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که مهم‌ترین عامل شخصیت روان‌رنجور، سبک‌های مقابله‌ای ناسازگار و مهم‌ترین پیامد ضعف در تنظیم هیجان است. به‌صورت کاربردی، این یافته‌ها می‌تواند مبنایی برای برنامه‌های مداخله‌ای در مدیریت منابع انسانی قرار گیرد؛ به‌ویژه در شناسایی زودهنگام مدیران دارای الگوهای ناسازگار، طراحی دوره‌های آموزشی تنظیم هیجان و بهبود فرآیندهای گزینش و ارزیابی عملکرد در سازمان‌های دولتی.

مقاله پژوهشی

ارائه مدل جابجایی کارراهه شغلی در توالی نسل ها با واکاوی تجارب زیسته مدیران از همکاری با کارکنان نسل‌های X، Y و Z

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 07 اردیبهشت 1405

https://doi.org/10.22067/tmj.2026.94564.1738

ساسان مهران پور، سامان شیخ اسمعیلی، منصور ایراندوست

چکیده هدف اصلی این پژوهش، واکاوی و درک عمیق تجربه زیسته مدیران بانک‌های ملی از پدیده جابجایی کارراهه شغلی در کارکنان نسل‌های X، Y و Z و ارائه مدلی مفهومی برای تبیین این پدیده در بستر سازمانی مورد مطالعه بود. این مطالعه با رویکرد کیفی، در چارچوب پارادایم تفسیری و با استفاده از استراتژی پدیدارشناسی توصیفی انجام شد. مشارکت‌کنندگان شامل مدیران بانک‌های ملی شهر تهران بود که با روش نمونه‌گیری هدفمند و بر اساس معیارهایی مانند حداقل پنج سال سابقه مدیریت و تجربه تعامل با هر سه نسل، ۱۵ نفر به‌عنوان مشارکت‌کننده انتخاب شدند. داده‌ها از طریق مصاحبه نیمه‌ساختاریافته جمع‌آوری و با استفاده از روش کلایزی (۱۹۷۸) تحلیل شدند. برای اعتبار داده‌ها نیز از معیارهای گوبا و لینکلن (۱۹۸۵) بهره گرفته شد. یافته‌ها نشان داد که از دیدگاه مدیران، معنای جابجایی برای نسل X بیشتر «انحراف ناگزیر از ثبات و امنیت»، برای نسل Y «جستجوی فعالانه برای تناسب، رشد و معنا» و برای نسل Z «ابزار پیش‌فرض برای کاوش، بهینه‌سازی و انطباق سریع» است. الگوی پیمایش مسیر شغلی نیز به ترتیب از الگوی «خطی، باثبات و درون‌سازمانی» به الگوی «پویا، تجربه‌محور» و در نهایت به الگوی «سیال و فناورمحور» تحول یافته است. این تفاوت‌ها چالش‌هایی در نگهداشت، تعارض نسلی و مشکلات ساختاری ایجاد کرده و مدیران راهکارهایی در سطوح نگرشی، مدیریتی، منابع انسانی و سازمانی برای مقابله با آن‌ها ارائه کرده‌اند. تجربه زیسته مدیران در این زمینه، بر لزوم بازنگری سیستمی در مدیریت کارراهه تأکید دارد.

مقاله پژوهشی

نگاشت شناختی فازی دلایل و پیامدهای مدیریت قارچی در سازمان های دولتی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 07 اردیبهشت 1405

https://doi.org/10.22067/tmj.2026.95340.1754

علی شریعت نژاد، زهرا عینی نرگسه، فاطمه حدادی دلاور

چکیده پژوهش حاضر با هدف نگاشت شناختی فازی دلایل و پیامدهای مدیریت قارچی در سازمان‎های دولتی انجام پذیرفت. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی است، و از حیث گردآوری اطلاعات در زمره پژوهش‌های اکتشافی قرار دارد. همچنین این پژوهش از نوع تحقیقات آمیخته (به صورت کیفی و کمی) و بر مبنای فلسفه، قیاسی استقرایی است. جامعه آماری پژوهش حاضر، خبرگان هستند که با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند و بر اساس اصل کفایت نظری انتخاب‌ شدند. ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کیفی مصاحبه است و در بخش کمی پرسشنامه است. روایی و پایایی ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کیفی با استفاده از روایی محتوایی و روایی نظری و روش پایایی سنجی درون کدگذار و میان کدگذار تایید شد. همچنین، روایی و پایایی ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کمی با استفاده از روایی محتوایی و پایایی بازآزمون مورد سنجش و تأیید قرار گرفت. داده‌های کیفی با روش تحلیل محتوا و داده‌های کمی با روش نقشه شناختی فازی تحلیل گردید. نتایج این پژوهش نشان داد که دلایل مدیریت قارچی به ترتیب اولویت شامل: تمایل به سفیدنمایی در مدیران، تمایل به ماندگاری قدرت و حفظ مزیت رقابتی شخصی در مدیران، گرفتاری مدیران به اثر دانینگ-کروگر، تمایل به احتکار دانش در مدیران می‎باشند. همچنین پیامدها به ترتیب اولویت شامل: بروز پدیده استعفای عاطفی در کارکنان، پیدایش رفتارهای وندالیستی در کارکنان، بروز پدیده سکته سازمانی، تزریق اطلاعات قطره‎چگانی و گزینشی به کارکنان در سازمان‎های دولتی می‎باشند.

مقاله پژوهشی

تجارب زیسته معلمان از رهبری مخرب در مدارس: زمینه ها و واکنش ها

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 25 خرداد 1405

https://doi.org/10.22067/tmj.2026.96952.1802

کوثر کهریزی، مرتضی طاهری، حسین عبداللهی

چکیده این پژوهش با هدف بررسی تجربیات زیسته معلمان مدارس دولتی استان تهران در مواجهه با رهبری مخرب آموزشی انجام شده است. از نظر ماهیت، این تحقیق کاربردی و از منظر روش‌شناسی، کیفی و مبتنی بر رویکرد پدیدارشناسی می‌باشد. جامعه آماری شامل کلیه معلمان مدارس دولتی استان تهران است که تجربه کار با رهبران مخرب را داشته‌اند. نمونه‌گیری به روش هدفمند انجام شد و داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۱۴ نفر جمع‌آوری گردید که به اشباع داده‌ها منجر شد. یافته‌ها نشان داد عوامل متعددی از جمله فقدان تجربه مدیریتی کافی، ساختارهای ناکارآمد سازمانی و ویژگی‌های نامناسب شخصیتی مدیران، زمینه‌ساز ظهور رهبری مخرب در مدارس هستند. معلمان در واکنش به رفتارهای مخرب، راهبردهای مقاومت، سازگاری، کناره‌گیری و گزارش‌دهی را اتخاذ کرده‌اند. نتایج بیانگر آن است که رهبری مخرب محصول تعامل پیچیده بین رفتارهای رهبر و ادراکات پیروان است و پاسخ‌های مقابله‌ای معلمان نقش کلیدی در استمرار و شدت تأثیرات این نوع رهبری ایفا می‌کند. این پژوهش بر اهمیت شناخت این پویایی‌ها برای طراحی مداخلات هدفمند در فرایندهای جذب، آموزش و ارزیابی رهبران آموزشی تأکید دارد تا بتوان پیامدهای نامطلوب رهبری مخرب در محیط‌های آموزشی را کاهش داد.

مقاله پژوهشی

شناسایی، رتبه بندی و تحلیل روابط عوامل کلیدی فرآیند مدیریت تغییر با استفاده از روش های Fuzzy RANCOM و Fuzzy DEMATEL

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 25 خرداد 1405

https://doi.org/10.22067/tmj.2026.97454.1814

اباذر ظهرابی

چکیده هدف این تحقیق شناسایی، رتبه‌بندی و تحلیل روابط علّی عوامل کلیدی فرایند مدیریت تغییر و ارائه چارچوبی تحلیلی برای به‌کارگیری اثربخش‌تر آن در سازمان‌ها است؛ زیرا علی‌رغم تعدد مدل‌های ارائه‌شده در حوزه مدیریت تغییر، هنوز چارچوبی جامع و یکپارچه که بتواند عوامل کلیدی فرایند تغییر را به‌صورت نظام‌مند شناسایی، اولویت‌بندی و روابط میان آن‌ها را تحلیل نماید، به‌طور کامل توسعه نیافته است. این پژوهش از نوع کاربردی- توسعه‌ای است و با روش آمیخته انجام شد. در بخش کیفی، با مرور نظام‌مند ۳۹ مدل مدیریت تغییر دارای پشتوانه علمی و ساختار مشخص، ۲۱ عامل کلیدی در چهار مرحله اصلی فرایند تغییر استخراج گردید. در بخش کمی، برای تعیین اهمیت عوامل از روش Fuzzy RANCOM و برای تحلیل روابط علّی میان آن‌ها از روش Fuzzy DEMATEL استفاده شد. داده‌ها از طریق نظرخواهی از ۱۰ نفر از خبرگان حوزه مدیریت تغییر که به‌صورت نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شده بودند، گردآوری گردید. نتایج نشان داد مدیریت مقاومت در برابر تغییر مهم‌ترین عامل است و بیشترین مجموع تأثیرگذاری و تأثیرپذیری را دارد. تیم رهبری تغییر به‌عنوان اثرگذارترین عامل شناسایی شد و تدوین چشم‌انداز روشن و اهداف قابل‌سنجش در رتبه سوم قرار گرفت. بر این اساس، سازمان‌ها می‌توانند با تمرکز بر عوامل اولویت‌دار، به‌ویژه این سه عامل، احتمال موفقیت برنامه‌های تغییر را افزایش دهند. نوآوری پژوهش در عبور از رویکردهای تک‌مدلی و ترکیب مرور نظام‌مند مدل‌های مدیریت تغییر با رویکردهای تصمیم‌گیری چندمعیاره فازی به‌منظور شناسایی، اولویت‌بندی و تحلیل روابط میان عوامل کلیدی فرایند مدیریت تغییر است.

مقاله پژوهشی

تدوین الگوی اشتیاق شغلی و پیامدهای آن بر خودکارآمدی اجتماعی در نیروی انسانی بانک سپه

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 10 تیر 1405

https://doi.org/10.22067/tmj.2026.97263.1807

مهدی رمضانی، حمیدرضا رضوی

چکیده منابع انسانی بزرگ‌ترین سرمایه و عامل تمایز رقابتی بانک سپه هستند و توسعه انگیزش و توانمندی‌های آن‌ها کلید افزایش کارآمدی و عملکرد سازمانی محسوب می‌شود. این پژوهش با هدف تدوین الگوی اشتیاق شغلی و بررسی پیامدهای آن بر خودکارآمدی اجتماعی نیروی انسانی بانک سپه انجام شد. روش تحقیق ترکیبی داده‌بنیاد بود و تحلیل داده‌ها با استفاده از معادلات ساختاری (PLS-SEM) همراه با تحلیل کیفی انجام گرفت. یافته‌ها نشان داد که ابعاد اشتیاق شغلی شامل آموزش شغلی، غنی‌سازی شغلی، تفویض اختیار، انگیزه‌های فردی و انگیزه‌های مادی، به شکل معناداری بر خودکارآمدی اجتماعی کارکنان تأثیرگذار هستند. در مقابل، خودکارآمدی اجتماعی تحت تأثیر عوامل انسانی، مدیریتی، ساختاری و استراتژیک قرار دارد و تنها یک ویژگی فردی نیست، بلکه محصول تعامل کارکنان با محیط سازمانی و سیاست‌های مدیریتی است. آموزش شغلی بیشترین تأثیر را بر خودکارآمدی اجتماعی داشت و پس از آن غنی‌سازی شغلی و تفویض اختیار قرار گرفتند، در حالی که انگیزه‌های فردی و مادی نقش محدودتری ایفا کردند. مقایسه با مطالعات پیشین نشان داد که این نتایج با پژوهش‌های داخلی و بین‌المللی همسو است و اهمیت محیط‌های توانمندکننده و حمایتی برای توسعه منابع انسانی را تأیید می‌کند. بر اساس نتایج، پیشنهاد می‌شود بانک سپه نظام‌های آموزشی توانمندساز، تفویض اختیار هدفمند و ساختارهای مدیریتی مشارکتی را تقویت کند تا اشتیاق شغلی و خودکارآمدی اجتماعی کارکنان ارتقا یابد. این پژوهش با ارائه یک الگوی بومی‌شده، راهنمای عملی برای بهبود عملکرد سازمانی و توسعه سرمایه انسانی در نظام بانکی ایران فراهم می‌کند.

مقاله پژوهشی

مطالعه پدیدارشناسانه نارضایتی از آغاز بازنشستگی در شرکت برق منطقه‌ای فارس

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 10 تیر 1405

https://doi.org/10.22067/tmj.2026.94229.1721

فاطمه آسمیه، علیرضا امینی، مسلم علیمحمدلو

چکیده پدیده‌ی بازنشستگی، با وجود فراگیر بودن و تأثیرات عمیق بر زندگی افراد، هنوز به‌طور جامع از منظر تجربیات زیسته‌ی بازنشستگان، به ویژه در بستر فرهنگی و اجتماعی ایران، مورد کاوش قرار نگرفته است. پژوهش حاضر با این پیش زمینه به تحلیل تجربه زیسته نارضایتی از فرایند بازنشستگی پرداخته است. پژوهش به صورت کیفی انجام شده است. جامعه مورد مطالعه پژوهش شامل ۲۱۳ نفر از بازنشستگان ده سال اخیر شرکت برق منطقه‌ای فارس بود که از بین آن‌ها به شیوه نمونه‌گیری غیراحتمالی از نوع هدفمند قضاوتی، نمونه پژوهش انتخاب شد که در نهایت تعداد ۲۴ نفر به عنوان نمونه با رسیدن به اشباع نظری مورد گفتگو قرار گرفته شدند.یافته‌ها نشان داد که تجربه زیسته نارضایتی از بازنشستگی عبارتند از: نارضایتی از فضای سیاسی نارضایتی هیجانی، نارضایتی هویتی، نارضایتی از فرآیند اجرایی، سرخوردگی از جبران خدمات و نارضایتی از هدررفت شایستگی؛ همچنین خوشه های معنایی مرتبط تجربه شده عبارتند از: روابط سیاسی و جناحی، درک نادرست مدیران از جایگاه مشاغل، عدم توجه به عملکرد افراد، پذیرش زیرآب‌زنی و انحراف سیاسی، حذف سیاسی، نوع رابطه‌ی استخدامی، تغییرات در قوانین بازنشستگی، قوانین استخدامی متمایز، بازنشستگی ناخواسته، عدم توانمندسازی حرفه‌ای، وجود نگاه ابزاری به انسان، عدم التزام به تشریفات بازنشستگی، فقدان اطلاعات و آگاهی از فرآیند و قوانین، پراکندگی ساختار فیزیکی، ملاحظات امنیتی، تفاوت محسوس در امکانات دریافتی نسبت به سایر شرکت‌ها، تفاوت محسوس در امکانات دریافتی با زمان کارمندی، شرایط نامساعد اقتصادی، تبعیض ادراک‌شده، عدم توجه به جانشین‌پروری، عدم امکان انتقال دانش‌تجربی و بی‌ثباتی جایگاه شغلی.

مقاله پژوهشی

تدوین الگوی سایه‌سازی شغلی: رویکردی مناسب در بهبود مسیر حرفه‌ای منابع انسانی (مورد مطالعه: سازمان‌های دولتی)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 10 تیر 1405

https://doi.org/10.22067/tmj.2026.96716.1793

عبداله ساعدی، زهرا سلگی

چکیده پژوهش حاضر با هدف تدوین الگوی سایه‌سازی شغلی: رویکردی مناسب در بهبود مسیر حرفه‌ای منابع انسانی انجام گرفت. صبغه‌ی پژوهش حاضر رویکردی کیفی و در پارادایم استقرایی است که از نوع توصیفی ـ تحلیلی و از نظر هدف بنیادی است. جامعه آماری پژوهش را 17 نفر از خبرگان (اساتید و مدیران سازمان‌های) تشکیل می‌دهند که براساس اصل کفایت نظری و روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند. لازم به ذکر است که برای گردآوری داده‌ها از رویکرد تحلیل مضمون بهره گرفته شد. بنابراین، پس از مطالعه متون، سوالاتی در قالب مصاحبه نیمه ساختاریافته در اختیار خبرگان قرار گرفت و دیدگاه‌ها و نظرات آنها در خصوص پدیده سایه‌سازی شغلی مورد بررسی قرار گرفت. سپس داده‌های حاصل به کمک نرم‌افزار (MAXQDA) تحلیل گردید. یافته‌ها حکایت از آن دارد که شفاف‌سازی اهداف و مقاصد، ساختار منعطف، انگیزه بالای طرفین، ایجاد جو حمایتی، جاه‌طلبی مشاهده-گر، تعهد زمانی و کیفیت بالای تعامل علل موثر سایه سازی شغلی است. از طرفی عدم برنامه‌ریزی ساختارمند، نقش ضعیف مشاهده شونده، تصورات غلط کارکنان، محدودیت زمانی، عدم تطابق انتظارات، فقدان بازخورد و فقدان آمادگی چالش های سایه سازی شغلی را تشکیل می دهند. همچنین سازگاری سریع، خودسازی فردی، بهبود مهارت‌های شناختی، کاهش ابهام، افزایش آگاهی، اعتماد سازی، تصمیمات شغلی آگاهانه، تسهیل ارتقاء شایستگی های حرفه ای و افزایش رضایتمندی از جمله پیامدهای فردی سایه‌سازی شغلی می باشند. در نهایت شبکه‌سازی، شناسایی و پرورش استعدادهای بالقوه، توانایی‌ مدیریت دانش، پرورش فرهنگ یادگیری، افزایش مشارکت و همکاری، بهبود قابلیت رقابت‌پذیری، تعیین نیازهای آموزشی، افزایش بهره‌وری و بهبود ارزیابی عملکرد پیامدهای سازمانی می باشند.

مقاله پژوهشی

تحلیل الگوهای ذهنی از راهبردهای تعالی منابع انسانی با رویکردی ترکیبی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 10 تیر 1405

https://doi.org/10.22067/tmj.2026.95485.1759

سمانه لاجوردی، سیده یاسمین نوبخت

چکیده با وجود شایستگی‌های بالقوه منابع انسانی، اقدامات راهبردی کمتری برای تعالی آنان در سازمان‌ها به‌کارگرفته شده و به‌ندرت از موانع یا اقدامات راهبردی برای تعالی منابع انسانی، با رویکردی ترکیبی، اولی‌تر و با تمرکز بر بافت گفتمانی، تحلیل شده است. مطالعه حاضر، به شناسایی و تحلیل الگوهای ذهنی از راهبردهای تعالی منابع انسانی با رویکرد ترکیبی کیو پرداخته است تا این الگوها به شکل نظامند مطالعه، کشف و تفسیر شود. بر اساس گام‌های اجرای روش، با گردآوری فضای گفتمان و طراحی مجموعه کیو، کارت‌های کیو پس از روایی و پایایی در اختیار نمونه مشارکت‌کنندگان شامل مدیران منابع انسانی واحدهای درمانی علوم پزشکی شهر مشهد قرار گرفت. پس از اجرای سایر گام‌ها مانند تحلیل عاملی کیو و تفسیر عامل‌ها، یافته‌ها و نتایج مطالعه ارائه شده است که به‌ترتیب اهمیت عبارتند از: «آشکارسازی 7 الگوی ذهنی درباره تعالی منابع انسانی که از نتایج مرتب‌سازی کارت‌ها با تمرکز بر اهمیت آن‌ها، الگوی ذهنی اول و دوم بااهمیت‌ترین الگوها شناخته شد»، «شناسایی گروه‌بندی‌ها و تفسیر و تحلیل مغایرت و مشابهت‌های دیدگاه‌های مشارکت‌کنندگان از راهبردهای تعالی منابع انسانی»، «شناسایی 7 شاخص محوری از 14 شاخص برای راهبردهای تعالی منابع انسانی»، و «تبیین 7 نقش برای مدیران منابع انسانی در اجرای موفق راهبردهای تعالی منابع انسانی». نتایج این مطالعه می‌تواند بینش‌های مدیریتی و توسعه مفاهیم یا دانش مشترک برای مدیران و محققان تعالی منابع انسانی را به‌همراه داشته، و مباحث روش‌شناختی آن به عنوان ابزاری تشخیصی و مداخله‌ای مدیریتی موثر باشد.

مقاله پژوهشی

طراحی مدل پدیده تغییر خاموش (مورد مطالعه: سازمان‌های دولتی استان لرستان)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 10 تیر 1405

https://doi.org/10.22067/tmj.2026.96823.1797

علی شریعت نژاد، مینا حسینی، انیس مؤید

چکیده هدف پژوهش حاضر طراحی مدل پدیده تغییر خاموش (مورد مطالعه: سازمان-های دولتی استان لرستان) می‌باشد. پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی، و در زمره پژوهش‌های اکتشافی قرار می‌گیرد. جامعه آماری پژوهش حاضر خبرگان بودند که متشکل از مدیران ارشد سازمان‌های دولتی به همراه اساتید دانشگاه در حوزه مدیریت منابع انسانی و رفتار سازمانی هستند که با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند و براساس اصل اشباع نظری 25 نفر از آنان به عنوان اعضای نمونه انتخاب شده است. ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کیفی مصاحبه و در بخش کمی پرسشنامه بود. در این پژوهش برای تحلیل داده‌ها در بخش کیفی از روش تحلیل محتوا و کدگذاری با نرم مکس‌کیودی‌ای استفاده شد. برای بررسی روایی و پایایی ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کیفی از روش محتوایی و روایی نظری و پایایی درون کدگذار میان کدگذار استفاده شد. همچنین روایی و پایایی ابزار گردآوری داده‌ها در بخش کمی، روایی اعتبار محتوا و پایایی بازآزمون بود. همچنین برای تحلیل کمی از روش مدلسازی ساختاری تفسیری کل فازی استفاده گردید. نتایج پژوهش مشتمل بر ارائه مدل پدیده تغییر خاموش کارکنان در چهار محور؛ بسترهای شکل‌گیری تغییر خاموش، عوامل مداخله‌جو و همبسته در شکل‌گیری پدیده تغییر خاموش، ابعاد پدیده تغییر خاموش و پیامدهای تغییر خاموش می‌باشد.

مقاله پژوهشی

بررسی تأثیر رهبری تحول‌آفرین بر مدیریت دانش در سازمان‌های ایران: رویکردی فراتحلیل

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 10 تیر 1405

https://doi.org/10.22067/tmj.2026.98170.1830

محمد مهتری آرانی، سید سعید حسینی‌زاده آرانی، فرشید اصلانی

چکیده خلق و تسهیم دانش نیازمند جوی صمیمانه، تعاملات باز و نزدیک و اعتماد به حسن نیت همکاران و فضایی برانگیزاننده است. این پژوهش با هدف «فراتحلیل تحقیقات و مطالعات رهبری تحول آفرین و مدیریت دانش در سازمان‌ها» به انجام رسید. روش این پژوهش، فراتحلیل کمّی با رویکرد همبستگی و جامعه آماری شامل اسناد پژوهشی مرتبط به ارتباط رهبری تحول‌آفرین و مدیریت دانش در ایران بود. حجم نمونه دربرگیرنده 26 سند پژوهشی بوده که به روش هدفمند و قضاوتی برگزیده شدند. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم افزار CMA و بر اساس روش همبستگی انجام شد. نتایج پژوهش نشان داد میانگین اندازه ‌اثر تصادفی رابطه رهبری تحول آفرین و مدیریت دانش در 26 مطالعه مورد بررسی برابر 513/0 بوده که 25 درصد از واریانس مدیریت دانش را تبیین نماید. نتایج تحلیل‌های تعدیل‌گری نشان داد با افزایش زمان بر شدت رابطه رهبری تحول‌آفرین و مدیریت دانش افزوده می‌گردد، این رابطه در سازمان‌های نظامی و خدماتی فراتر از دیگر سازمان‌ها و نزد معلمان بیشتر از سایر گروه‌های شغلی بوده و شدت آن در نواحی پیرامونی در قیاس با نواحی مرکزی کشور بیشتر است.رهبران تحول‌آفرین عمدتاً بر مسائل و مشکلات واقعی سازمان‌ها تمرکز نموده، معیارهای نوینی را برای عمل فراهم ساخته، ادراک متفاوتی از کار ایجاد نموده و افعال و رفتارهای رهروانشان را در جهت نیل به اهداف سازمانی هدایت می‌نمایند.

مقاله پژوهشی

طراحی چارچوب مشارکتی برای تحول دیجیتال در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان (با محوریت پرونده الکترونیک سلامت

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 21 تیر 1405

https://doi.org/10.22067/tmj.2026.98229.1833

حامد باقری تودشکی، میثم شهبازی

چکیده پژوهش فعلی با هدف طراحی چارچوبی تحول‌آفرین و مشارکت‌محور متناسب با نیازهای بومی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان انجام گردید. در این مطالعه از رویکرد اکتشافی-کیفی و روش تحلیل تم استفاده گردید. داده‌ها به روش هدفمند گلوله برفی و از طریق مصاحبه با ۸ نفر از خبرگان دانشگاهی و اجرایی حوزه دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، جمع‌آوری و با نرم‌افزار Atlas.ti 8 تحلیل گردید. برای سنجش قابلیت-اعتماد پژوهش از توافق بین کدگذاران استفاده گردید و ضریب کاپای کوهن بر روی نمونه‌های تصادفی 0.71، به دست آمدکه پایایی و توافق قابل‌توجه تحلیل‌ها را تأیید می کند.تحلیل داده‌ها منجر به استخراج یک چارچوب ۶ بعدی شامل تعامل با بازیگران کلیدی اکوسیستم یعنی مراکز تابعه، وزارتخانه، مراکز غیرتابعه (بیمه‌ها) ، شرکت‌های خصوصی توانمند، شرکت‌های مخابراتی و همکاری‌های درون‌بخشی گردید این ابعاد با تبیین نقش‌ها، شناسایی چالش‌ها و تعریف سنجه‌های عملکردی ملموس و همچنین ارائه یک چارچوب سه لایه می توانند به عنوان بسترساز تحول دیجیتال در دانشگاه علوم پزشکی مطرح باشد. ابعاد مذکورمی‌توانند در راستای رفع خلأهایی نظیر ضعف حکمرانی مشارکتی، نبود یکپارچگی سامانه‌ها، نارسایی زیرساخت‌های ارتباطی و امنیتی، فقدان زبان مشترک میان ذینفعان، مشارکت محدود بخش خصوصی و مراکز تابعه حرکت کنند. یافته‌ها نشان می‌دهد که چارچوب پیشنهادی با اتخاذ رویکرد اجتماعی-فناورانه می تواند به عنوان یک الگوی حاکمیت مشارکتیِ داده برای تحقق تحول دیجیتال به کار گرفته شود. این مدل با شناسایی فرآیندهای مشارکتی ذی‌نفعان به دنبال گذار از ساختارهای جزیره‌ای، فرآیند خلق ارزش مشترک و تداوم مراقبت ایمن را در سطح دانشگاه‌های علوم پزشکی کشور می باشد.

مقاله پژوهشی

الگو شناسی شبکه سازی تاریک براساس مدل لاکاتوش

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 21 تیر 1405

https://doi.org/10.22067/tmj.2026.96868.1798

حمید حسین زاده نیکویی، رضا سپهوند، سید نجم الدین موسوی، محمد حکاک

چکیده شبکه سازی تاریک مجموعه ای از روابط پنهان، غیررسمی و هدفمند را در بر می گیرد که افراد در سازمان برای کسب قدرت، کنترل منابع، حذف رقبا یا پیشبرد منافع شخصی ایجاد می کنند. هدف پژوهش حاضر تبیین ماهیت و چیستی شبکه سازی تاریک براساس مدل لاکاتوش می باشد. روش پژوهش حاضر، کیفی است. در این پژوهش از مصاحبه های نیمه ساختاریافته برای گردآوری داده ها، از تحلیل مضمون به منظور تجزیه و تحلیل داده ها و از نسبت روایی محتوایی و شاخص روایی محتوایی به منظور اعتباریابی داده ها استفاده شده است. جامعه آماری تحقیق، مدیران سازمان های دولتی استان قم بودند. با روش نمونه گیری هدفمند از بین مدیران سازمان های دولتی استان قم، 18 نفر با رعایت اشباع نظری و کفایت داده ها به منظور شناسایی و اعتباریابی شاخص ها انتخاب شدند. براساس یافته های پژوهش حاضر، 17 مضمون پایه، 7 مضمون سازمان دهنده و 3 مضمون فراگیر شناسایی شد. نسبت روایی محتوایی و شاخص روایی محتوایی 17 شاخص مورد تایید قرار گرفت. هسته سخت شامل ارتباطات سایه ای، ارتباطات فرصت طلبانه و شبکه های حمایتی پنهان می باشد. کمربند حفاظتی دربرگیرنده بی‌تدبیری مدیریتی، نادیده‌انگاری سلسله‌مراتب، جو سازمانی سمی، غفلت‌ورزی در مدیریت مسیرشغلی و ادراک بی‌عدالتی می باشد. راهبردهای ایجابی شامل داد و ستدهای سازمانی، شکل‌گیری ائتلاف‌های جدید و ابهام‌افزایی در فرآیندهاست؛ راهبردهای سلبی دربرگیرنده انکار سیستماتیک، مشروعیت‌بخشی و سرکوب نامرئی مخالفان می باشد.

مقاله پژوهشی

تأثیر مداخلات ذهن‌آگاهی بر توانمندی‌های مدیریتی: یک مرور نظام‌مند

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 21 تیر 1405

https://doi.org/10.22067/tmj.2026.97309.1809

الهه صابری، یعقوب مهارتی، علیرضا خوراکیان، مریم بردبار

چکیده این مطالعه یک مرور سیستماتیک از ۳۰ پژوهش تجربی پیشین را در زمینه تأثیر مداخلات ذهن‌آگاهی بر مدیران ارائه می‌دهد. هدف این بررسی، یکپارچه‌سازی دانش موجود و شناسایی نیازهای پژوهشی آینده است. از این‌رو، در تلاش است با رویکردی تحلیلی و نظام‌مند، ضمن مرور کامل ادبیات موجود، تصویری روشن و کاربردی از جایگاه ذهن‌آگاهی در بهبود اثربخشی مدیریتی و ارتقای عملکرد سازمانی ترسیم نماید. در این مطالعه، ذهن‌آگاهی به‌عنوان یک مداخله ویژه مدیریتی تعریف شده تا وضوح مفهومی ایجاد شود و اهمیت آن در توسعه رهبری و رشد فردی مدیران برجسته گردد.
یافته‌های این مطالعه نشان می‌دهند که تمرین‌های ذهن‌آگاهی تأثیرات چندبعدی و مثبت بر نتایج فردی و سازمانی دارند. به طور خاص، این مداخلات تاب‌آوری را افزایش، فرسودگی شغلی را کاهش، روابط تیمی و همکاری را بهبود، استرس، اضطراب و افسردگی را کاهش و رضایت شغلی را ارتقا می‌دهند. همچنین، مداخلات ذهن‌آگاهی رفتارهای رهبری تحول‌آفرین و رهبری اصیل را تقویت، همدلی و نگرش خیرخواهانه را افزایش، پذیرش تفاوت‌ها و دیدگاه‌پذیری را ارتقا، انعطاف‌پذیری شناختی و خودتنظیمی هیجانی را بهبود و شفقت به خود و دیگران را تقویت می‌کنند. در مجموع، این مداخلات موجب بهبود اثربخشی و عملکرد شغلی مدیران شده و ارزش بالقوه آن‌ها را در توسعه توانمندی‌های رهبری و ارتقای رفاه فردی و سازمانی نشان می‌دهند.

مقاله پژوهشی

طراحی الگوی شکل‌گیری خزش شغلی در سازمان‌های دولتی: از تعهد داوطلبانه تا اجبار نهادین

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 21 تیر 1405

https://doi.org/10.22067/tmj.2026.97698.1821

محمد یزدانی زیارت

چکیده خزش شغلی به معنی گسترش تدریجی و غیررسمی وظایف کارکنان فراتر از شرح شغل رسمی بدون جبران متناسب، به چالشی پنهان در سازمان‌های دولتی تبدیل شده است. پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی علی-فرایندی شکل‌گیری این پدیده در سازمان‌های دولتی ایران، از رویکرد کیفی و روش نظریه داده‌بنیاد بهره برده است. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های عمیق نیمه‌ساختاریافته با ۲۵ نفر از کارکنان و مدیران استانداری خراسان شمالی گردآوری و در مراحل سه‌گانه کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. یافته‌ها نشان داد خزش شغلی به عنوان پدیده‌محوری در این بافت، فرآیندی تدریجی و اجباری است که از تعامل شرایط علّی چندسطحی شامل «بازتولید ساختاری کمبود نیرو»، «سیستم پاداش ساکت»، «شوک‌های اداری مقطعی»، «قانون نانوشته اطاعت محض»، «دام شایستگی» و «اقتصاد لطف» شکل می‌گیرد. این شرایط در بستر زمینه‌ای استان (همچون «فقر منابع»، «پیمان سکوت»، «بزرگنمایی خطا»، «بازار کار محلی به عنوان اهرم فشار»، «بازوی بلند مرکز» و «قناعت به مثابه مقاومت منفعل») تقویت می‌شود. ذی‌نفعان طیفی از راهبردها از «استتار شایستگی» و «مقاومت پنهان» تا «ائتلاف نه‌گویان»، «شفاف‌سازی خاموش» و «مذاکره محتاطانه» را به کار می‌گیرند که تحت تأثیر شرایط مداخله‌گری چون «مدیریت دیده‌ور»، «سرمایه اجتماعی تیمی» و «مرزبان شغلی» قرار دارد. پیامدهای این فرآیند شامل «خاموشی تدریجی تعهد»، «فرار مغزهای خاموش»، «نقطه شکست سازمانی»، «ریزش سرمایه نمادین» و «همه‌گیری اداری» بوده و در چرخه‌ای معیوب، خزش را تشدید می‌کند. در نتیجه، بازنگری شرح وظایف، ایجاد نظام جبران عادلانه برای کارهای فرانقشی، توانمندسازی کارکنان در مدیریت مرزهای نقش و اصلاح فرهنگ سازمانی پیشنهاد می‌شود.

مقاله پژوهشی

مدیریت هم‌نواختی دیجیتال: بازاندیشی در تصمیم‌گیری‌های سازمانی در عصر هوش مصنوعی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 03 شهریور 1405

https://doi.org/10.22067/tmj.2026.96233.1779

رضا سپهوند، فائزه حسنوند

چکیده پژوهش حاضر با هدف ارائه نقشه شناختی فازی عوامل و پیامدهای مدیریت هم‌نواختی دیجیتال و بازاندیشی در تصمیم‌گیری‌های سازمانی در عصر هوش مصنوعی با روش (FCM) انجام پذیرفته است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از حیث روش گردآوری اطلاعات توصیفی و از نوع پیمایشی است و همچنین از لحاظ نوع‌شناسی در زمره‌ی پژوهش‌های آمیخته می‌باشد. جامعه آماری پژوهش، شامل اساتید دانشگاه و مدیران سازمان‌های دولتی و خصوصی است که 25 نفر از آن‌ها با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند و بر اساس اصل کفایت نظری انتخاب شدند. در بخش کیفی ابزار گردآوری داده‌ها، مصاحبه نیمه ساختاریافته می‌باشد که روایی و پایایی ابزارها به ترتیب با استفاده از روایی محتوایی و آزمون کاپای کوهن مورد تائید قرار گرفت و ابزار گردآوری داده‌ها در بخش کمی، پرسشنامه می‌باشد که با استفاده از روایی محتوایی و پایایی بازآزمون تائید شد. همچنین داده‌های به‌دست‌آمده از مصاحبه با استفاده از نرم‌افزار MAXQDA و روش کدگذاری، عوامل و پیامدهای مدیریت هم‌نواختی دیجیتال و بازاندیشی در تصمیم‌گیری‌های سازمانی در عصر هوش مصنوعی شناسایی شدند. در بخش کمی پژوهش با استفاده از روش نقشه شناختی فازی، مدل روابط علی ارائه شد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که مهم‌ترین عامل، استراتژی هوشمندسازی با بالاترین درجه مرکزیت (98/27)، و مهم‌ترین پیامد تصمیم‌گیری هوشمند و باکیفیت‌تر با درجه مرکزیت (65/26) است.

مقاله پژوهشی

طراحی و اعتبارسنجی الگوی روح مصنوعی در تحول مدیریت استراتژیک و رهبری آینده (معاونت علمی، فناوری و اقتصاد دانش‌بنیان)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 03 شهریور 1405

https://doi.org/10.22067/tmj.2026.96950.1801

محمدرحیم رمضانیان، کیخسرو یاکیده، راحله جلال نیا، مهرناز توحیدی مقدم

چکیده این پژوهش از نظر هدف کاربردی-توسعه‌ای است که درصدد طراحی و اعتبارسنجی الگوی روح مصنوعی در تحول مدیریت استراتژیک و رهبری آینده است. پژوهش حاضر مبتنی بر پارادایم عمل‌گرایی (پراگماتیسم) و با رویکردی استقرایی-قیاسی انجام شد. برای دستیابی به هدف پژوهش از طرح پژوهش آمیخته اکتشافی (کیفی-کمی) استفاده شد. جامعه مشارکت‌کنندگان بخش کیفی شامل اساتید دانشگاهی و مدیران ارشد و کارشناسان باسابقه در معاونت علمی، فناوری و اقتصاد دانش‌بنیان بود. نمونه‌گیری به روش گلوله‌برفی انجام شد و با 15 نفر به اشباع نظری دست پیدا شد. جامعه آماری بخش کمی نیز شامل مدیران و کارشناسان فعال در حوزه سیاست‌گذاری، فناوری و تحلیل‌های راهبردی در معاونت علمی است که براساس اندازه اثر و توان آزمون 120 نفر برآورد گردید و روش نمونه‌گیری خوشه‌ای–تصادفی انتخاب شدند. برای گردآوری داده‌ها از مصاحبه نیم‌ساختاریافته و پرسشنامه محقق‌ساخته استفاده شد. برای تحلیل مصاحبه‌های تخصصی از روش تحلیل مضمون استفاده شد و داده‌های حاصل از پرسشنامه نیز با روش حداقل مربعات جزئی تجزیه‌وتحلیل شد. یافته‌های پژوهشی نشان داد هوشمندی تفسیرگر و زمینه‌فهم، هم‌افزایی شناختی انسان–ماشین و توان شبه‌آگاهی و اخلاق‌مندی هوشمند بر بازآفرینی فرایندهای تصمیم‌سازی، داده‌محوری عمیق و تحلیل هوشمند و نوآوری در معماری حکمرانی و راهبرد ملی اثر می‌گذارند. این عوامل نیز از طریق تقویت رهبری اخلاق‌محور در عصر هوش عمیق و رهبری تکاملی در تعامل انسان و فناوری، به شکل‌گیری رهبری آینده‌نگر و پیش‌بینانه منجر می‌شوند.

بررسی تأثیر رهبری راهبردی بر ایجاد مزیت رقابتی پایدار با نقش میانجی دوسوتوانی نوآوری و سرمایۀ انسانی در شرکت‌های مرکز رشد دانشگاه فردوسی مشهد

دوره 15، بهار و تابستان 1402، شهریور 1402، صفحه 99-125

https://doi.org/10.22067/tmj.2023.72474.1360

محمدصادق اکبری نوقابی، آذر کفاش پور، مهدی بهرامی، سجاد پورکیان

چکیده پژوهش، با هدف بررسی تأثیر رهبری راهبردی بر ایجاد مزیت رقابتی پایدار با نقش میانجیگری سرمایۀ انسانی و دوسوتوانی نوآوری در جامعۀ آماری شرکت‌های مرکز رشد دانشگاه فردوسی مشهد صورت پذیرفت. این پژوهش از نظر پارادایم، اثبات‎گرایی؛ از نظر رویکرد، استقرایی؛ از نظر نوع هدف، کاربردی؛ از نظر نوع ماهیت، توصیفی-تحلیلی و از نظر نوع داده‌ها، در گروه پژوهش‌های کمّی قرار می‌گیرد. جامعۀ آماری، تعداد 110 شرکت مرکز رشد دانشگاه فردوسی است که از 86 شرکت، نمونه‌گیری به صورت تصادفی ساده انجام شد. ابزار گردآوری داده، توزیع پرسش‌نامه و سطح تحلیل، سازمان می‌باشد. از ضریب آلفای کرونباخ و پایایی مرکب، برای بررسی پایایی استفاده گردید. برای تأیید روایی نیز بررسی روایی صوری، روایی سازه از طریق تحلیل عاملی تأییدی، روایی همگرا و روایی واگرا صورت پذیرفت. داده‌ها به کمک مدل‌یابی معادلات ساختاری و از طریق نرم‌افزارهای SPSS و PLS مورد تحلیل و آزمون قرار گرفتند. در نهایت، هر هفت فرضیه تأیید شدند. رهبری راهبردی به صورت مستقیم و همچنین از طریق سرمایۀ انسانی و دوسوتوانی نوآوری بر مزیت رقابتی پایدار، تأثیر مثبت و معناداری دارد. سرمایۀ انسانی و دوسوتوانی نوآوری نیز به صورت مستقیم بر مزیت رقابتی پایدار، تأثیر مثبت و معناداری دارند.

تحلیل عوامل کارآفرینی‌سازمانی با رویکرد ترکیبی نظریه‌بنیادی و نگاشت‌شناختی‌فازی مورد مطالعه: شرکت توزیع برق استان یزد

دوره 10، پائیز و زمستان1397، اسفند 1397، صفحه 95-122

https://doi.org/10.22067/pmt.v10i2.66200

حبیب زارع احمدآبادی، فاطمه زمزم، محمدرضا زارع بنادکوکی، محمد حبیبی رضی آباد

چکیده یکی از عوامل مؤثر در توسعه اقتصادی کشورها توجه به جایگاه کارآفرینی سازمانی است به همین منظور بیشتر سازمان‌ها منابع خود را در این زمینه هدایت می‌کنند. برای موفقیت کارآفرینی سازمانی عوامل متعددی نقش دارند که بدون در نظر گرفتن آن‌ها کارآفرینی میسر نیست. ازاین‌رو پژوهش حاضر به بررسی و شناسایی عوامل مؤثر بر کارآفرینی سازمانی در شرکت توزیع برق استان یزد می‌پردازد. نوع این پژوهش با رویکرد کیفی و کمی است که در بخش کیفی با مصاحبه با تعدادی از مدیران شرکت توزیع برق و تحلیل آن‌ها به کمک نظریه بنیادی عوامل مؤثر بر کارآفرینی سازمانی استخراج گردید. در بخش کمی به تحلیل ارتباط بین عوامل مستخرج از مرحله کیفی پژوهش اقدام گردید. درنهایت نتایج برنامه‌ریزی بر اساس سناریو نشان داد سناریوی بازبینی نظام ارزیابی عملکرد در میان 24 سناریوی تدوین شده، به علت ایجاد بیشترین میزان تغییرپذیری و شدت تغییر در 58 عامل تأیید شده، به عنوان مهم­ترین سناریو شناخته شد.

پایداری تغییرات سازمانی در بانک‌های خصوصی ایران: راهبردها و پیامدها

دوره 15، پاییز و زمستان 1402، اسفند 1402، صفحه 147-188

https://doi.org/10.22067/tmj.2023.81906.1416

محمد صادق دادمهر، یعقوب مهارتی، علیرضا خوراکیان، فریبرز رحیم نیا

چکیده مطالعات نشان می‌دهد اجرای تغییر در سازمان‌ها همیشه آن‌طور که رهبران تغییر فرض می‌کنند، فرایند ساده‌ای نیست و فقط تعداد محدودی از سازمان‌ها در مدیریت و اجرای آن موفق هستند. درواقع بیشتر سازمان‌ها در دستیابی به تغییری پایدار به معنی آنکه بتواند به هنجارها و باورهای کارکنان تبدیل شده باشد، ناکام مانده‌اند. پژوهش حاضر با هدف شناسایی راهبردها و پیامدهای پایداری تغییرات سازمانی در بانک‌های خصوصی ایران انجام شده است. این پژوهش کیفی و بر پایه نظریه داده بنیاد با رویکرد نظام‌مند است. جامعه موردمطالعه شامل مدیران و کارشناسان با سابقه شاغل در بانک‌های خصوصی ایران و نیز خبرگانی است که سابقه و تجربه مطلوبی در زمینه تغییرات سازمانی در این بانک‌ها داشته‌اند. مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته و عمیق با مشارکت‌کننده‌های در پژوهش تا حصول اشباع نظری انجام شد. داده‌های حاصله از طریق فرایند کدگذاری باز، محوری و انتخابی و با استفاده از نرم‌افزار MAXQDA20 تحلیل شدند و اعتباربخشی نتایج با استفاده از معیارهای لینکلن و گوبا (باورپذیری، اطمینان‌پذیری، تأییدپذیری و انتقال‌پذیری) صورت پذیرفت. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد راهبردها شامل آموزش اثربخش و به‌کارگیری گروه‌های کاری، استقرار سیستم مدیریت دانش، سازوکارهای انگیزشی، تأمین منابع مالی، تدقیق و تبیین برنامه راهبردی سازمان، سبک رهبری، فرایندهای اثربخش و ساختار چابک و پیامدها شامل افزایش بلوغ روان‌شناختی و بلوغ رفتاری کارکنان، افزایش منابع مالی و کاهش هزینه‌های سازمان، تأمین رضایت ذی‌نفعان استراتژیک و کسب مزیت رقابتی است.

تحلیل اثر ‌اخلاق حرفه‌ای بر عملکرد شغلی و اعتماد سازمانی با میانجی‌گری جو اخلاقی

دوره 11، بهار و تابستان 1398، شهریور 1398، صفحه 27-56

https://doi.org/10.22067/pmt.v11i1.69484

غزاله طاهری عطار، معین پوراحمدی، مسعود هراتی

چکیده امروزه توجه به اخلاق حرفه­ای و پیامدهای آن، از اساسی­ترین موضوعات پژوهشی در حوزه­های سازمانی است. با توجه به اینکه اخلاق حرفه‌ای و جو اخلاقی می‌توانند بر کیفیت برآیندهای سازمانی اثرگذار باشند، هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه‌ اخلاق حرفه­ای بر عملکرد شغلی و اعتماد با میانجی‌گری جو اخلاقی در سازمان هلال احمر استان تهران است. این تحقیق کاربردی و روش آن توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری حدود 470 نفر از کارکنان سازمان هلال احمر تهران بوده که از این تعداد، 198 نفر به‌عنوان نمونۀ آماری به‌صورت تصادفی، جهت مطالعه انتخاب گردید. داده‌ها از طریق پرسش‌نامه­های استاندارد جو اخلاقی، اعتماد، عملکرد و اخلاق حرفه­ای جمع­آوری گردید. به‌منظور تجزیه‌وتحلیل آماری روابط بین متغیرهای­ پژوهش از آزمون همبستگی پیرسون و از مدل معادلات ساختاری توسط نرم‌افزار LISREL استفاده شد. بین متغیرهای اخلاق حرفه‌ای با عملکرد شغلی و اعتماد سازمانی رابطه مثبت و معنی­دار وجود دارد. اخلاق حرفه‌ای با جو اخلاقی رابطه مستقیم دارد. همچنین بین جو اخلاقی با عملکرد شغلی و اعتماد سازمانی رابطه مثبت و معنی­دار وجود دارد. بر مبنای نتایج این پژوهش، با زمینه‌سازی برای اخلاق حرفه­ای و جو اخلاقی در سازمان می‌توان باعث ارتقای اعتمادسازی و عملکرد شغلی در کارکنان شد و این چنین با اتخاذ تصمیمات منطقی و خردمندانه منافع بلندمدت سازمان را تضمین کرد.

طراحی مدل مفهومی کانون ارزیابی و توسعه شایستگی‌های مدیران دستیابی به نظام ارتقاء مطلوب عملکرد سازمانی با رویکرد کیفی

دوره 13، پائیز و زمستان 1400، اسفند 1400، صفحه 125-156

https://doi.org/10.22067/tmj.2021.67290.0

مهدی یاراحمدی خراسانی، نازیا سادات ناصری، الهام فریبرزی

چکیده
در دنیای پررقابت کنونی، سازمانی موفق خواهد بود که مدیرانی با شایستگی‌های متعدد در اختیار داشته باشد. یکی از روش‌هایی که برای سنجش شایستگی مدیران مورداستفاده قرار می‌گیرد کانون ارزیابی است. کانون ارزیابی در دستیابی به اهداف متعددی ازجمله شناسایی شایستگی‌های مدیران، انتخاب، ارتقا، گزینش و پرورش آن‌ها بسیار حائز اهمیت هستند بنابراین هدف از انجام این تحقیق طراحی مدل مفهومی کانون ارزیابی و توسعه شایستگی‌های مدیران با رویکرد دستیابی به نظام ارتقاء مطلوب عملکرد سازمانی به روش دلفی با استفاده از نظر 25 نفر از خبرگان بود که پس از انجام سه دور رفت و برگشت در قالب تکنیک دلفی نتایج نشان داد که ابعاد و مؤلفه‌های کانون ارزیابی و توسعه شایستگی‌های مدیران، شامل: ارزش سازمانی (6 مؤلفه)، بینش و نگرش (5 مؤلفه)، ویژگی شخصیتی (6 مؤلفه)، ارتباطات فردی (3 مؤلفه)، ارتباطات بین­فردی (6 مؤلفه)، رهبری (5 مؤلفه)، اعتبار حرفه‌ای (3 مؤلفه)، دانش فناوری (3 مؤلفه)، مدیریت خویشتن (4 مؤلفه)، مدیریت دیگران (4 مؤلفه)، مدیریت کسب­وکار (7 مؤلفه)، توانایی عاطفی (3 مؤلفه)، توانایی ذهنی (3 مؤلفه)، توانایی تجربی (3 مؤلفه)، توانایی تحصیلی (4 مؤلفه)، توانایی فیزیکی (3 مؤلفه) و ویژگی‌های فردی، شخصیتی و مهارت‌های ارزیابان (11 مؤلفه) است. همچنین ابعاد و مؤلفه‌های مؤثر بر نظام ارتقاء مطلوب عملکرد سازمانی شامل: منابع انسانی (4 مؤلفه)، مدیریت دانش (4 مؤلفه)، عوامل خارجی (6 مؤلفه)، عوامل داخلی (4 مؤلفه) و مدیریت سازمان (7 مؤلفه)، است.

بررسی تأثیر سبک های رهبری بر عملکرد سازمانی با میانجی گرهای یادگیری و نوآوری سازمانی

دوره 7، پائیز و زمستان1394، اسفند 1394، صفحه 32-56

https://doi.org/10.22067/pmt.v7i14.49209

نورمحمد یعقوبی، جواد شکوهی، حفصه رئیسی شهرویی، فرزانه سیدی

چکیده توسعۀ نوآوری و یادگیری سازمانی برای دست‌یافتن به مزیت رقابتی پایدار و بهبود عملکرد سازمانی، به وجود شرایط و بستری مناسب نیاز دارد که سبک های رهبریِ مدیریت، یکی از عوامل مؤثر در این زمینه هست. بدین‌جهت پژوهش حاضر با هدف تحلیل و بررسی تأثیر سبک های رهبری بر عملکرد سازمانی، از راه نوآوری و یادگیری سازمانی به روش توصیفی-پیمایشی صورت گرفته است. درحالی‌که مطالعه‌های گذشته بیشتر بر تأثیر سبک رهبری تحولی تمرکز داشته‌اند، این مقاله تأثیر دو سبک رهبری تحولی و تبادلی را بررسی نموده است. جامعه آماری، کارکنان دانشگاه سیستان و بلوچستان بودند که ۲۴۲ نفر از آنها به‌عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه های استاندارد و محقق ساخته و به-منظور بررسی فرضیه ها از مدل سازی معادلات ساختاری استفاده شده است. یافته های این مطالعه نشان می دهد که (۱) سبک رهبری تحولی تأثیر مثبتی بر عملکرد سازمانی از طریق یادگیری و نوآوری دارد؛ (۲) یادگیری سازمانی تأثیر مثبتی بر نوآوری و عملکرد سازمانی دارد؛ (۳) نوآوری سازمانی تأثیر مثبتی بر عملکرد سازمانی دارد. ولی رابطه میان سبک رهبری تبادلی با یادگیری، نوآوری و عملکرد سازمانی تائید نشد. مدل معادلات ساختاری طراحی‌شده بر اساس محیط جامعه آماری، به شکل بومی‌سازی شده اش، نشان از اهمیت سبک رهبری تحولی در حرکت سازمان به سمت نوآوری و یادگیری سازمانی و درنهایت عملکرد سازمانی دارد.

بررسی تأثیر حمایت اجتماعی ادراک شده بر مدیریت هیجانات شغلی با نقش میانجی گری سرسختی روان‌شناختی

دوره 13، بهار و تابستان 1400، شهریور 1400، صفحه 189-208

https://doi.org/10.22067/tmj.2021.31079.0

سهیل سرشار، زهره رافضی، الهام ساعی، رسول رستمی مال خلیفه

چکیده چکیده هدف این پژوهش پیش­بینی اقدام سطحی و اقدام عمیق بر اساس حمایت اجتماعی ادراک شده با نقش میانجی سرسختی روان‌شناختی در پرستاران بیمارستان‌های عمومی شهرستان خرم‌آباد است­. روش پژوهش همبستگی است که از طریق الگو یابی معادلات ساختاری انجام شده و جامعه پژوهش، پرستاران بیمارستان‌های عمومی شهرستان خرم­آباد است که از میان آن‌ها 224 نفر با روش نمونه­گیری تصادفی مرحله­ای انتخاب شدند که به پرسشنامه­های حمایت اجتماعی ادراک شده زیمت و همکاران (1988)، مدیریت هیجانات شغلی دیفندورف و همکاران (2005) و سرسختی روان‌شناختی کوباسا و همکاران (1982) پاسخ دادند. یافته­ها نشان داد که حمایت اجتماعی ادراک شده نوع مدیریت هیجانات شغلی را پیش­بینی می­کند و همچنین یافته­ها، نقش میانجی سرسختی روان‌شناختی را در رابطه بین حمایت اجتماعی ادراک شده و اقدام سطحی؛ همچنین در رابطه بین حمایت اجتماعی و اقدام عمیق مورد تأیید قرار داد. با توجه به نتایج، حمایت اجتماعی با افزایش سرسختی روان‌شناختی، باعث می­شود افراد به‌طور مناسب به مقتضیات هیجانی شغل پاسخ دهند.

ابر واژگان